نسبت گردش حسابهای دریافتنی

نسبت گردش حسابهای دریافتنی
نسبت گردش حسابهای دریافتنی

 

نسبتهای موجودی

نسبتهای گردش موجودی ، بین بهای تمام شده کالای فروش رفته و موجودیهای جنسی ارتباط برقرار می کند که شامل موارد زیر است:

 نسبت تعداد دفعات گردش موجودی

بهای تمام شده کالای فروش رفته منعکس در صورتحساب سود و زیان ، نماینده قیمت تمام شده جمع کالاهایی است که طی یک دوره مالی جهت فروش ، از انبار خارج شده است و متوسط قیمت تمام شده موجودیهای جنسی ، نماینده بهای تمام شده کالاهایی است که به طور متوسط در انبار موجود بوده است.بنابراین نسبت ، بین بهای تمام شده کالای فروش رفته و بهای تمام شده متوسط موجودیهای جنسی نگهداری شده در انبار در ظرف یک دوره مالی ، نماینده تعداد دفعاتی می باشد که موجودیهای جنسی به طور متوسط در طی یک دوره مالی گردش داشته اند.

نسبت گردش حسابهای دریافتنی

پایین است .

نسبت تعداد دفعات گردش موجودیهای کالا بیانگر این است که شرکت:

1- دارای کارایی عملیات بالایی است.

2- سرماگذاری در موجودیهای جنسی کاهش پیدا کرده است.

3- دوره عملیات تبدیل مواد و موجودیها به وجوه نقد کوتاه است.

4- فرصت کمتری به موجودیهای جنسی داده می شود که به صورت بدون استفاده و راکد در انبار باقی بمانند.

  • دانلود اندیکاتور aroon
  •  

    دوره گردش موجودیهای جنسی

     نشان دهنده تعداد روزهایی است که موجودیهای انبار شرکت از مواد و کالاها پر شده و سپس مصرف یا به فروش می روند و مجدداً موجودیهای دیگری جایگزین آنها می شوند دوره گردش موجودیهای جنسی همچنین مشخص می کند که آیا میزان موجودی شرکت در حد بالایی است یا در حد

    پایین است.

     

    نسبتهای حسابهای دریافتنی

    اندازه و ترکیب حسابها و اسناد دریافتنی در طول عملیات تجاری دائماً در تغییر استمبلغ این حسابها یا فروشهای نسیه افزایش می یابد و با دریافت وصول وجه از بدهکاران کاهش می یابد شرکتها و موسسات با اعطای اعتبارهای طولانی به مشتریان خود سعی در افزایش فروش خود دارند و این عمل باعث می شود مبالغ بیشتری در این حسابها حبس گردد که دو نسبت برای اندازه گیری حسابهای دریافتنی شرکت توسط تحلیل گران مورد استفاده قرار می گیرد که به شرح زیر است :

     

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی ارتباط بین فروشهای نسیه و حسابها و اسناد دریافتنی ( البته اگر اسناد دریافتنی از فروشهای نسیه شرکت ناشی شده باشند ) را بیان می کند این نسبت نشان می دهد که در طی یک دوره مالی ، حسابها و اسناد دریافتنی چند دفعه وصول شده اند و اگر اطلاعات تفکیک شده مربوط به فروشهای نسیه و نقد در دسترس نباشد ، در این صورت به جای فروشهای نسیه خالص می توان از فروش کل استفاده نمود در مخرج کسر از متوسط حسابهای دریافتنی استفاده شده است زیرا این نسبت نشان دهنده معیار اندازه گیری فعالیت یا گردش حسابهای دریافتنی در طی دوره مالی است ولی اگر مانده حسابهای دریافتنی اول دوره در دسترس نباشد و یا حسابهای دریافتنی اول دوره غیر عادی( کوچکتر یا بزرگترذ از حد معمول ) باشددر این صورت از مانده حسابهای دریافتنی پایان دوره در مخرج فرمول استفاده خواهد شد.

     

    دوره وصول حسابهای دریافتنی

    این دوره معیاری برای سنجش مدت زمان لازم برای وصول نقدی حسابها و اسناد دریافتنی ناشی از فروشهای نسیه به مشتریان است این دوره تعداد روزهایی که طول می کشد تا شرکت مطالبات خود را وصول کند مشخص می سازد.

     

     دوره گردش عملیات شرکت

    شرکتها را می توان به دو دسته تقسیم نمود :

    الف ) شرکتهای تجاری : شرکتهایی هستند که کالاهای ساخته شده را به صورت عمده از سایر منابع خریداری می کنند و سپس به همان شکل و یا با تغییر در بسته بندی و غیره به مصرف کنندگان عرضه می کنند.

    ب ) شرکتهای تولیدی : شرکتهایی هستند که مواد خام و قطعات یدکی را از منابع مختلف خریداری نموده و سپس با استفاده از نیروی کار ماشین آلات و تجهیزات و … آنها را به کالای ساخته شده تبدیل می کنند و سپس افدام به عرضه و فروش این کالاها به مصرف کنندگان می کنند دوره گردش عملیات به دوره ای گفته می شود که در آن دوره وجوه نقد بابت خرید مواد یا کالاها از موسسه خارج شده و سپس وجوه ناشی از فروش نسیه به موسسه برگردد . دوره گردش عملیات در شرکتهای تجاری یا بازرگانی و تولیدی کمی با هم تفاوت دارد .

     

     نسبت گردش داراییها

    نسبت گردش داراییها یک معیار مناسبی برای ارزیابی چگونگی کارایی داراییها و استفاده از آنها جهت ایجاد درآمد و فروش می باشد این نسبت مقدار داراییهایی را که شرکت برای کل فروش و درآمد خود به کار گرفته است ، نشان می دهد نسبت فوق میزان ، میزان فروشی را که از طریق بکار گیری هر ریال سرمایه گذاری در داراییها ایجاد شده ، نشان می دهد .

     

    نسبت گردش داراییهای ثابت

     این نسبت برای سنجش کارایی مدیران در بکار گیری از داراییهای ثابت ( اموال ، ماشین آلات و تجهیزات ) و برنامه ریزی های مربوط به سرمایه گذاری جدید درداراییهای ثابت به کار می رود.

     

     نسبت حسابهای پرداختنی

    رابطه بین خرید های نسیه دوره و حسابهای پرداختنی ، اطلاعات با ارزشی در مورد حسابهای پرداختنی معوق را به ما ارئه می دهد با ارتباط برقرار کردن بین حسابهای پرداختنی و خرید های نسیه دوره ، ما می توانیم به سیاستهای اعتباری عرضه کنندگان مواد به شرکت پی ببریم.

     

     نسبت دفعات واریز حسابهای پرداختنی

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    نسبت دفعات واریزر حسابهای پرداختنی ، نشان می دهد که به طور متوسط چند مرتبه طی سال حسابهای پرداختنی توسط شرکت واریز شده و مجدداً ایجاد گردیده اند در صورت فرمول از خریدهای نسیه دوره استفاده شده اما چنانچه خریدهای نسیه دوره از کل خریدها قابل تفکیک نباشد در این صورت می توانیم از خریدهای کل دوره استفاده کنیم.

                                 

     

     دوره واریز حسابهای پرداختنی

    دوره واریز حسابهای پرداختنی، مدت زمانی را نشان می دهد که شرکت در آن مدت زمان توانسته است بدون پرداخت هزینه های بهره ، از پول دیگران استفاده نماید نسبت دوره واریز حسابهای پرداختنی با دوره اعتباری داده شده توسط عرضه کنندگان مواد و کالا همواره مورد مقایسه قرار می گیرد .

    نسبت های فعالیت

    نسبت های فعالیت یا کارایی به معنای این است که میزان کارایی و مدیریت شرکت را در خصوص استفاده موثر از منابع نشان می دهد

    انواع نسبت های فعالیت یا کارایی شامل : نکته کلیه فرمول ها از چپ به راست خوانده می شوند

    الف)نسبت گردش موجودی کالا

    متوسط موجودی کالا /بهای تمام شده کالای فوش رفته = نسبت گردش موجودی کالا

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    نسبت گردش موجودی کالا یا نسبت تبدیل موجودی کالا نمایشگر دفعات گردش کالا در طول یک سال است .
    بعبارتی دیگر یعنی تعداد دفعاتی که شرکت کالاهای خود را در طول یک سال فروخته می باشد .
    هرچه میزان این نسبت بالا باشد نشان دهنده کارایی در استفاده از موجودی کالا را نشان می دهد .
    البته گاهی گردش زیاد هم به این معناست که موجودی کالا پاسخگوی تقاضای مشتری هایش نبوده و شرکت مشتری های خود را از دست می دهد.

    نکته :

    اغلب بجای بهای تمام شده کالای فروش رفته در صورت کسر ، از میزان کل فروش هم استفاده می شود.

    ب) متوسط دوره فروش موجودی

    نسبت گردش موجودی کالا / ۳۶۰ روز= متوسط دوره گردش موجودی

    متوسط دوره فروش موجودی یا گردش موجودی بیانگر این است که فروش موجودی کالا در طی یکسال بطور متوسط چند روز بطول انجامیده است

  • حخزر
  • پ)نسبت گردش حساب های دریافتنی

    متوسط حساب های دریافتنی /فروش نسیه = نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    نسبت گردش حساب های دریافتنی تعداد دفعات وصول مطالبات را در طی یک سال نمایش می دهد میزان این نسبت هرچه بیشتر باشد بهتر است زیرا بیانگر این است که شرکت مطالبات خود را سریعتر وسول می نماید.

    اما زمانی که این میزان بسیار بالا باشد به این معناست که سیاست اعتباری شرکت سخت می باشد.

    نکته :

    بیشتر اوقات فرمول بجای فروش نسیه  در صورت کسر از میزان کل فروش استفاده می شود.

    ت) متوسط دوره وصول مطالبات

    متوسط فروش نسیه روزانه / متوسط حسابهای دریافتنی = نسبت گردش حسابهای دریافتنی / ۳۶۰ = متوسط دوره وصول مطالبات

    متوسط دوره وصول مطالبات یا گردش مطالبات میزان روزهایی را که طول می کشد تا شرکت مطالبات خود را وصول نماید را نشان می دهد .
    این میزان هرچه کوچکتر باشد بهتر است به این معنی می باشد که مطالبات شرکت سریع تر وصول می شود و اگر بیش از حد کوچک باشد نیز میزان سخت بودن شرایط اعتباری شرکت را نمایش می دهد. این اتفاق باعث می شود که با کاهش مشتری روبرو شویم پس پایین بودن همیشه در این نسبت مناسب نیست .

    نکته :

    محاسبه گردش حسابهای دریافتنی و متوسط دوره وصول مطالبات دارای دو ایراد می باشد که :

    شرکت آمار فروش خود را به تفکیک نقد و نسیه منتشر نمی کند .
    فروش بعضی از شرکت ها دارای نوسان های فصول است که این در میزان حسابهای دریافتنی تاثیرگذار می باشد .

    دوره عملیات یعنی چه ؟

    زمانی که کالای خریداری شده فروخته شده و وجه آن وصول می شود .

    این چرخه عبارتست از :

    خرید مواد اولیه در ابتدا بعد پرداخت بدهی بعد فروش کالا بعد وصول مطالبات و مجدد بر می گردیم شروع چرخه یعنی خرید مواد اولیه

    در این چرخه فعالیت فرض شده که ابتدا مواد اولیه بصورت نسیه خریداری شده و بعد از گذشت زمان بدهی آن پرداخت شده است و سپس با فروش کالای ساخته شده بصورت نسیه بعد از مدتی مطالبات ناشی از آن وصول خواهد شد با این تفاسیر کل دوره عملیات قابل تقسیم به دو دوره اصلی می باشد که این چرخه عبارتست از :

    خرید مواد اولیه در ابتدا و بعد پرداخت بدهی بعد فروش کالا  بعد وصول مطالبات دوباره برگشت به فروش کالا و برگشت به خرید مواد اولیه بای این چرخه داریم :

    دروه وصول مطالبات + دوره گردش موجودی ها = دوره عملیات

    نکته دوره گردش وجه نقد یعنی : فاصله زمانی که پول از شرکت خارج می شود تا زمانی که پول به شرکت باز می گردد.

    پس داریم دوره گردش وجه نقد : خرید مواد اولیه ، بعد پرداخت بدهی و بعد فروش کالا و بعد هم وصول مطالبات که چرخه مجدد باز می گردد به پرداخت مطالبات
    اگر فاصله اول نمودار را مهلت پرداخت بدهی ها نز نظر بگیریم خواهیم داشت :

    مهلت پرداخت بدهی ها – دوره عملیات = دوره گردش وجه نقد

    ث) گردش دارایی ها

    کل دارایی / فروش = گردش دارایی ها

    این نسبت می گوید هرچه میزان این نسبت بیشتر باشد نمایش دهنده کارایی بیشتر دارایی هاست بطوریکه زمانی که شرکت از تمام ظرفیت خود استفاده کند این نسبت حداکثر خواهد بود زمانی که این نسبت از میزان متوسط صنعت کمتر باشد یعنی اینکه شرکت با تمام ظرفیت خود فعالیت نمی کند این نسبت بیانگر رابطه بین ارزش دارایی ها و حجم فعالیت ها می باشد.

    نکته :

    برای محاسبه نسبت گردش دارایی های جاری در مخرج کسر ، دارای های جاری و برای محاسبه نسبت گردش دارایی های ثابت در مخرج آن دارایی های ثابت را قرار می دهیم.

    نکته :

    گاهی به نسبت گردش دارایی جاری نیز گردش سرمایه در گردش نیز می گویند.

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    ممنون از سایتتون

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

    این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

    تاریخ انتشار : 1399/12/16 15:56:18
    تعداد بازدید : 7078
    زمان مطالعه دقیقه


    نویسنده : مریم حسینی


    یکی از مواردی که برای شرکت‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است میزان چابکی آنها در انجام فعالیت‌هایی نظیر تولید و فروش محصول، وصول مطالبات و تسویۀ بدهی‌ها است. نسبت‌های فعالیت یا کارایی ابزارهایی هستند که برای سنجش کاربرد دارایی‌های شرکت مورد استفاده قرار می‌گیرند و از طریق ارزیابی میزان فروش و تاثیر دارایی‌ها بر آن اندازه‌گیری می‌شوند.

    این گروه از نسبت‌ها، حجم فروش شرکت را با سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مختلف مانند موجودی کالا، دارایی ثابت و … مقایسه کرده و میزان به‌ کارگیری موثر منابع شرکت و راندمان عملیات آن را در دوره عملیات ارزیابی می‌کنند. در واقع نسبت های فعالیت یا نسبت های کارایی تعيين مي كند كه تا چه حد مؤسسه منابع خود را به نحو مؤثر بكار مي گيرد. مهم ترین کاربردی که نسبت های فعالیت دارد، مرتبط ساختن اقلام ترازنامه با صورت سود و زیان است. نکته مهم این است که اقلام مربوط به ترازنامه باید در لحظه محاسبه شود، اما اقلام مربوط به سود و زیان در دوره های زمانی مشخص حساب می شود. در محاسبه نسبت فعالیت و تحلیل آن، معمولا این موضوع را در نظر نمی گیرند.

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    نشان می‌دهد موجودی کالا و مواد شرکت، در یک بازه مشخص، (مانند یک سال مالی) چند بار به فروش رسیده و جایگزین شده ‌است.

    گردش موجودی کالا = بهای تمام شده کالای فروش رفته/متوسط موجودی کالا

    فاصلۀ زمانی دریافت مواد اولیه و تبدیل آن به کالا و فروش کالا به مشتری را دورۀ گردش موجودی می‌نامند. به بیان دیگر، دورۀ گردش موجودی کالا (که به آن میانگین سنی کالا نیز می‌گویند) نشان‌دهندۀ مدت زمانی است که طول می‌کشد تا مواد اولیه تبدیل به کالا شده و به فروش برسند. کوتاه بودن این مدت زمان به معنای چابکی شرکت درفرایند تولید و فروش محصولات خود است.

    پایین بودن این نسبت ممکن است ناشی از کاهش فروش یا افزایش موجودی طی دوره باشد. افزایش موجودی طی دوره عواقبی همچون افزایش هزینۀ نگهداری و جریان خروجی نقدی را در بر دارد. گردش بالای موجودی ممکن است مشکلات کسری موجودی در پاسخگویی به نیازهای مشتریان را ایجاد نماید.

    دوره گردش موجودی کالا = متوسط موجودی مواد و کالا *۳۶۵ / بهای تمام‌ شده کالای فروش رفته

    یا به طور ساده تر:

  • اندیکاتور kdj
  • دوره گردش موجودی کالا = 365/ گردش موجودی کالا

    در تئوری، گردش حساب‌های دریافتنی از تقسیم خالص فروش نسیه بر متوسط حساب‌های دریافتنی به دست می‌آید. در عمل، صورت کسر به دلیل آنکه اغلب شرکت‌ها، فروش نسیه را به طور جداگانه گزارش نمی‌کنند، جمع فروش‌های طی دوره است. این نسبت نشان دهندۀ تعداد دفعاتی است که مطالبات شرکت در طی یک سال گردش دارد. به عنوان مثال عدد 2 برای این نسبت نشان‌دهندۀ این مطلب است که مطالبات شرکت در طی سال به طور میانگین دو بار وصول و نقد می‌شوند. از این نسبت برای محاسبۀ متوسط دورۀ وصول مطالبات در یک شرکت استفاده می‌شود.

    گردش حسابهای دریافتنی = فروش نسیه / میانگین حسابها و اسناد دریافتنی طی طوره

    نشان‌دهندۀ فاصلۀ زمانی تحویل کالا به مشتری تا دریافت وجه نقد از مشتری و به بیان دیگر مدت زمانی است که طول می‌کشد تا شرکت مطالبات خود از مشتریان را دریافت نماید. کوتاه‌تر بودن این زمان نشان‌دهندۀ چابکی شرکت در دریافت مطالبات خود است (طولانی‌تر شدن این نسبت به معنای حرکت شرکت به سمت فروش‌های نسیه است).

    دوره وصول مطالبات = متوسط حساب­‌های دریافتنی *۳۶۵ / فروش نسیه

    یا به طور ساده تر:

    دوره وصول مطالبات = 365 / گردش حسابهای دریافتنی

    به دوره‌ای گفته می‌شود که در طول آن، یک شرکت، مراحل خریداری مواد اولیه، تولید کالا، ارسال به دست مشتری و در نهایت دریافت وجه نقد را سپری می‌کند.

    دوره گردش عملیات = دوره وصول مطالبات + دوره گردش موجودی کالا

    نشان­ دهنده مدت‌ زمانی است که طول می­‌کشد تا شرکت بدهی خود را با تامین‌ کنندگان – بدهی بابت خرید مواد اولیه به‌صورت نسیه تسویه کند.

    دوره پرداخت بدهی‌­ها = متوسط حساب­‌های پرداختنی *۳۶۵ / خرید نسیه

    این نسبت، میزان تأثیرگذاری گردش دارایی‌ها را در کسب درآمد شرکت نشان می‌دهد و بیانگر این است که چگونه دارایی‌های شرکت برای ایجاد درآمد به کار گرفته می‌شوند. با مقایسه این نسبت در دوره‌های گذشته می‌توان به این نتیجه رسید که افزایش دارایی‌ها در کسب درآمد بیشتر توسط شرکت، تأثیرگذار بوده است یا خیر.

    گردش دارایی = فروش خالص / میانگین کل دارایی­‌ها

    این نسبت، بیانگر میزان تأثیرگذاری دارایی‌های ثابت شرکت بر کسب درآمد آن است. بالا بودن این نسبت نشان می دهد که شرکت به شکل مثبتی عمل کرده و از دارایی های خود به خوبی استفاده کرده است. اگر این نسبت پایین باشد یعنی درآمد شرکت پایین است و روی دارایی های ثابت بیش از اندازه سرمایه گذاری شده است که این نشان دهنده عدم کارایی دارایی های ثابت است.

    گردش دارایی‌های ثابت = فروش خالص / میانگین دارایی­‌های ثابت

    سرمایه در گردش، تفاوت دارایی جاری از بدهی جاری شرکت است. این سرمایه، بخشی از خالص دارایی‌های جاری است که مستقیم یا غیرمستقیم تسهیلاتی را در چرخه تولید ایجاد می‌کند. این نسبت نشان می دهد که تاثیر سرمایه در گردش در میزان فروش شرکت چقدر است. افزایش این نسبت می تواند دو دلیل داشته باشد: سرمایه در گردش ما کاهش یافته و یا فروش افزایش یافته است. این نسبت را معمولا کنار نسبت دوره گردش عملیات می سنجند و بهتر است که این نسبت را با مقادیر خودش در دوره های پیش تر نیزبررسی و مقایسه کنیم.

    گردش سرمایه جاری = فروش / سرمایه در گردش

    همانطور که گفته شد سرمایه در گردش به تفاوت بدهی جاری و دارایی جاری گفته می شود و موجودی کالا یکی از موارد تشکیل دهنده دارایی جاری به حساب می آید، پس نسبت موجودی به سرمایه در گردش مشخص می کند که چه میزانی از سرمایه در گردش مربوط به موجودی کالاست.

    نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش = موجودی کالا / سرمایه در گردش

    بالا بودن این نسبت نشان می دهد که قسمت عملیات جاری شرکت مشکلاتی دارد، تا زمانی که موجودی کالا به فروش نرسد و وجه نقد به دست آمده مجددا وارد چرخه تولید نشود، شرکت بازدهی کافی نخواهد داشت. بالا بودن این نسبت می تواند نشان دهنده مشکل شرکت در زمینه فروش و بازاریابی باشد.

    اشتراک با دوستان

    نسبت‌های توان پرداخت بدهی به منظور بررسی و قضاوت در باره وضعیت مالی شرکت در مقابل تعهدات بلند مدّت استفاده می‌شوند.

    این نسبت‌ها به ما نشان می‌دهد که شرکت تا چه میزان توان پرداخت تعهدات را داشته و لذا بصورت مداوم توسط سرمایه‌گذاران دنبال می‌شوند زیرا آنها برای تصمیم گیری بلندمدت جهت سرمایه‌گذاری روی شرکت‌ها به این نسبت‌ها نیازمندند.

    نسبت‌های توان پرداخت بدهی(تعهدات) به دو دسته نسبت‌ های نقدینگی و نسبت ‌های فعالیت(کاربرد داریی) دسته بندی می‌شوند.

    نسبت‌های نقدینگی شامل 3 مورد:1-نسبت جاری 2-نسبت سریع 3-نسبت پول نقد می‌شوند که در ادامه ما هر یک از نسبت‌ها را توضیح خواهیم داد.

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

     

    نسبت جاری از پر استفاده‌ترین نسبت‌هایی است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. فهم و استفاده آسان از این نسبت یکی از دلایل این موضوع است. در این نسبت ما میزان دارائی جاری را نسبت به بدهی جاری محاسبه می‌کنیم. در محاسبه این نسبت ما به این سوال پاسخ می‌دهیم “به ازای یک تومان از بدهی جاری چه مقدار دارائی جاری وجود دارد تا بدهی را پوشش دهد”.

    بدهی جاری / دارائی جاری = نسبت جاری

    برای فهم بهتر این نسبت بریم سراغ یک مثال:

    فرض کنید دارائی جاری شرکتی 100 میلیارد و بدهی جاری آن شرکت 50 میلیارد تومان باشد:

    2 = 50/100 = نسبت جاری

  • دفتر پیشخوان دولت تنکابن جنب اداره پست
  • این نسبت نشان می‌دهد که ما به ازای هر واحد بدهی جاری دارای 2 واحد دارائی جاری هستیم.

    در این بخش ما بصورت واقعی قصد داریم این نسبت را برای گروه سرمايه گذاري ميراث فرهنگي (سمگا) محاسبه نماییم.

    برای این کار ما از  “صورت‌های مالی میاندوره‌ای دوره ۹ ماهه منتهی به ۱۳۹۸/۰۹/۳۰ (حسابرسی نشده)(اصلاحیه)” استفاده کرده‌ایم.

     

    گاهی اوقات بدلیل اینکه ممکن است بخش عمده‌ای از دارایی‌های جاری را موجودی انبار، پیش پرداخت‌ها و مواردی اینچنینی تشکیل دهند که میزان نقدشوندگی آنها بحث برانگیز است ما از این نسبت استفاده می‌کنیم.

    برای اینکار ما در بخش دارایی‌های جاری صرفاً مواردی را در نظر می‌گیریم که نقد بوده، نقد محسوب می‌گردند بعلاوه دریافتنی‌ها. این نسبت تصویر بهتری از توان شرکت از پوشش بدهی‌های کوتاه مدت ارائه می‌دهد.

    در حالت مناسب باید این نسبت از 1 بالاتر باشد.

    برای مثال فرض کنید کنید دارائی جاری شرکتی 100 میلیارد بوده که از این مقدار 40  میلیار آن موجودی انبار باشد. بدهی جاری شرکت نیز 50 میلیارد تومان می‌باشد:

    1.2  = 50 /60 = نسبت سریع

     

    در این بخش ما بصورت واقعی قصد داریم این نسبت را برای فروشگاه هاي زنجيره اي افق کوروش (افق) محاسبه نماییم.

    برای این کار ما از صورت‌های مالی میاندوره‌ای 9 ماهه منتهی به 1398/09/30 (حسابرسی نشده) استفاده کرده‌ایم.

    برای محاسبه این نسبت ما در بخش دارایی‌های جاری صرفاً از میزان وجه نقد استفاده می‌کنیم(این مورد نقدترین و قابل دسترس‌ترین منبع نقد شرکت است). هر چقدر این نسبت بیشتر باشد شرکت راحتتر قادر است بدهی‌های جاری را تسویه کند.

    بدهی‌های جاری / موجودی نقد = نسبت پول نقد

    در مثال قبلی موجودی نقد مربوط به افق کوروش برابر با 1243775 بوده لذا نسبت پول نقد برابر با 0.064 است.

     

    در بالا 3 نسبتی را دیدیدم که به ما قدرت شرکت در تسویه بدهی‌ها و تعهدات را نمایش می‌داد. لذا تمام این 3 نسبت مربوط به میزان پول بود.

    با وجود این زمانی که ما نسبت‌های فعالیت را استفاده می‌کنیم، هدف ما تحلیل این موضوع است که “چقدر زمان می‌برد تا موجودی انبار و حساب‌های دریافتنی تبدیل به پول شده یا چقدر زمان می‌برد تا پول به تامین کنندگان پرداخت شود“

    مهمترین نسبت‌های فعالیت که بصورت معمول استفاده می‌شوند عبارتند از:

     

    این نسبت از تقسیم فروش بر میانگین دریافتنی‌ها(حاصل جمع دریافتنی‌های دوره مورد نظر و دوره قبل از آن تقسیم بر دو) محاسبه می‌شود. فرمول دیگر این نسبت به شرح زیر است:

    حساب‌های دریافتنی / فروش اعتباری = نسبت گردش دریافتنی‌ها

    در این بخش برای فهم بهتر این موضوع ما این نسبت را برای شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی (شستا) محاسبه می‌کنیم. صورت مالی استفاده شده صورت‌های مالی 12 ماهه منتهی به 1398/03/31 (حسابرسی نشده) می‌باشد.

    با توجه به شکل ما برای محاسبه فروش از درآمدهای عملیاتی استفاده می‌نماییم که معادل همان فروش می‌باشد.

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    با توجه به شکل بالا ما برای سال‌های 98 و 97 دریافتنی‌ها را محاسبه و سپس با تقسیم آنها بر 2 میانگین این 2 سال را بدست آورده‌ایم که برابر با ۳۵,۹۵۲,۳۰۹ شده است.

    با توجه به اینکه مبلغ فروش (درآمد عملیاتی) برابر با ۵۰,۷۶۸,۵۳۵ بوده است:

    ۳۵,۹۵۲,۳۰۹ / ۵۰,۷۶۸,۵۳۵ = نسبت گردش دریافتنی‌ها

    این میزان برابر با 1.41 بوده که بدین معنی است که در طول 1 سال مالی میزان دریافتنی‌های 1.41 دفعه به پول نقد تبدیل می‌شوند.

     

    میانگین دوره وصول مطالبات دقیقاً در ارتباط با نسبت گردش دریافتنی‌ها می‌باشد. این نسبت دقیقاً همان اطلاعات قبلی را نشان می‌دهد امّا بصورت روزهای سال. بنابراین فرمول مربوط به این نسبت عبارت است از:

    گردش دریافتنی‌ها / تعداد روزهای سال = میانگین دوره وصول مطالبات

    برای محاسبه میانگین دوره وصول مطالبات مربوط به شستا کافیست عدد 365 را بر 1.41 تقسیم نماییم. بنابراین این عدد برابر با 255.3 شده که می توان گفت دوره وصول مطالبات حدوداً 255 روز می‌باشد.

    نسبت گردش موجودی کالا به ما نشان می‌دهد که در طول سال چند بار موجودی انبار شرکت استفاده و سپس پر شده است.

    برای محاسبه این نسبت از فرمول زیر استفاده می‌کنیم:

    میانگین موجودی کالا / بهای تمام شده کالای فروخته شده = گردش موجودی کالا

    در این بخش ما بصورت واقعی قصد داریم این نسبت را برای فروشگاه هاي زنجيره اي افق کوروش (افق) محاسبه نماییم.

    برای این کار ما از صورت‌های مالی تلفیقی 12 ماهه منتهی به 1397/12/29 (حسابرسی شده) استفاده کرده‌ایم.

    برای محاسبه میانگین موجودی کالا از ترازنامه تلفیقی استفاده می‌نماییم.

    با توجه به محاسبه انجام گرفته میانگین موجودی کالا برابر با  4541776.5 می‌باشد.

    برای محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته از صورت سود و زیان تلفیقی افق استفاده می‌نماییم.

    با توجه به شکل بهای تمام شده کالای فروش رفته برابر با ۴۳,۶۳۱,۹۷۲ است.

    بنابراین میزان گردش موجودی کالا برابر است با:

    9.6 = 4541776.5 /  ۴۳۶۳۱۹۷۲ = گردش موجودی کالا

    همانطور که می‌بینید این عدد برابر با 9.6 شده است که بدین معنی است که شرکت در یک سال اخیر 9.6 بار موجودی انبار را فروخته است. از صنعتی هم که فروشگاه هاي زنجيره اي افق کوروش در آن مشغول بکار است می‌شد انتظار داشت که گردش موجودی کالا عدد بالایی باشد.

     

    در بالا ما مقدار گردش موجودی کالا را محاسبه کردیم. با وجود این، بسیاری از تحلیلگران ترجیح می‌دهند که میانگین سنی موجودی را محاسبه کنند. در حقیقت این مورد نیز همان اطلاعات را نمایش داده امّا فهم آن آسانتر است. به این نسبت اینگونه نگاه کنید که به ما نشان می‌دهد که چقدر زمان می‌برد که موجودی کالا تبدیل به محصول نهایی شود.

    برای محاسبه میانگی سنی موجوی کالا از فرمول زیر استفاده می‌شود:

    گردش موجودی کالا / تعداد روزهای سال = میانگین سنی موجودی کالا

    بنابراین میانگین سنی موجودی کالا برای فروشگاه هاي زنجيره اي افق کوروش (افق) برابر خواهد بود با:

     38.4= 9.6 /  365 = میانگین سنی موجودی کالا

    عدد 38.4 به این معنی است که در هر 38.4 روز موجودی انبار خالی و دوباره پر شده است.

    این نسبت نشان دهنده تعداد دفعات گردش حساب‌های پرداختنی‌ها است. برای اینکه با این نسبت آشنا شوید بهتر است که با یک مثال روش محاسبه آن را بیاموزیم:

    حساب‌های پرداختنی / خرید = گردش پرداختنی‌ها

    مثلاً فرض کنید موجودی انبار در انتهای دوره 100 میلیون تومان، ابتدای دوره 70 میلیون تومان، هزینه کالای فروخته شده (هزینه‌های عملیاتی) 90 میلیون و حساب‌های پرداختنی برابر 40 میلیون تومان باشد. برای محاسبه گردش پرداختنی‌های ابتدا باید میزان خرید را محاسبه کنیم:

    خرید + موجودی ابتدای دوره = هزینه کالای فروخته شده + موجودی انتهای دوره

    بنابراین میزان خرید ما برابر است با 120 میلیون تومان. پس از محاسبه خرید حالا می‌توانیم گردش پراختنی‌ها را محاسبه کنیم:

     3 = 40 / 120

    با توجه به محاسبات انجام شده تعداد دفعات پرداخت به بستانکاران شرکت 3 بار بوده است.

    در این بخش ما بصورت واقعی قصد داریم این نسبت را برای فروشگاه هاي زنجيره اي افق کوروش (افق) محاسبه نماییم.

    برای این کار ما از صورت‌های مالی تلفیقی 12 ماهه منتهی به 1397/12/29 (حسابرسی شده) استفاده کرده‌ایم.

    ابتدا از طریق ترازنامه و صورت حساب سود و زیان میزان خرید را محاسبه می‌کنیم:

    با توجه به محاسبات انجام گرفته میزان خرید برابر با ۴۸,۱۷۹,۸۳۳ می‌باشد.

    حال با تقسیم عدد بدست آمده بر میزان پرداختنی‌های تجاری، گردش حساب‌های پرداختنی محاسبه می‌گردد.

    حاصل تقسیم انجام شده بصورت تقریبی برابر 5.71 خواهد بود.

     

    مانند دیگر نسبت‌های فعالیت(کاربرد دارایی‌ها) سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند که این نسبت را با توجه به روزهای پرداختنی‌ها محاسبه کنند. میانگین دوره پرداختنی‌ها به ما می‌گوید که بصورت میانگین چند روز طول می‌کشد که شرکت با تامین‌کنندگان خود تسویه حساب نماید:

    گردش حساب‌های پرداختنی / تعداد روزهای سال = میانگین دوره پرداختنی‌ها

    با توجه به فرمول بالا، میانگین دوره پرداختنی‌ها برای افق کوروش  برابر خواهد بود با 63.9 که بدین معنانست که این شرکت حدوداً هر 64 روز با تامین‌کنندگانش تسویه حساب می‌نماید.

     

    سیکل عملیاتی یک شرکت تجاری تعداد روزهایی است که طول می‌کشد تا موجودی کالا به وجه نقد تبدیل شود، هر قدر این سیکل کوتاه‌تر باشد برای شرکت مناسب‌تر است.

    برای محاسبه این نسبت دو فرمول معرفی می‌شود که فرمول اول کاملتر بوده امّا چون در برخی منابع از فرمول دوم نیز استفاده شده است در اینجا آورده شده است:

    روش اول:

    میانگین دوره پرداختنی‌ها – میانگین سنی موجودی کالا + میانگین دوره وصول مطالبات = سیکل عملیاتی

    روش دوم:

    میانگین سنی موجودی کالا + میانگین دوره وصول مطالبات = سیکل عملیاتی

    برای مثال فرض کنید میانگین دوره وصول مطالبات 30 روز، میانگین موجودی کالا 60 روز و میانگین دوره پرداختنی‌ها 40 روز باشد، بنابراین از روش اول سیکل عملیاتی 50 روز و از روش دوم 90 روز خواهد بود.


    قبلاً در بالا ما برای افق کورش مقدار میانگین سنی موجودی کالا و میانگین دوره پرداختنی‌‌ها را محاسبه کرده‌ایم که به ترتیب عبارتند از 38.4 و 64 حالا با محاسبه میانگین دوره وصول مطالبات قادریم سیکل عملیاتی افق کورش را محاسبه کنیم.  شما می‌توانید با استفاده از توضیحاتی که در بخش دوره وصول مطالبات بیان شد این عدد را محاسبه نمایید. دوره وصول مطالبات افق کوروش برابر است با 2.45 (این عدد از تقسیم میزان درآمد عملیاتی بر میانگین دریافتنی‌های تجاری محاسبه شده است).

    در نتیجه سیکل عملیاتی افق کوروش برابر است با :

    23.2- = 64 – 38.4 + 2.45

    نسبت های مالی

    نسبت های نقدینگی :حاشیه ایمنی اعتباردهندگان / سرمایه در گردش = بدهیهای جاری – داراییهای جاریتوانایی پرداخت بدهیهای جاری از محل داراییهای جاری/ نسبت جاری = بدهیهای جاری ÷ داراییهای جاریتوانایی دقیقتر برای پوشش بدهیهای جاری/ نسبت آنی (سریع) = بدهیهای جاری ÷ ( (پ.پ + موجودی کالا) – داراییهای جارینسبتهای فعالیت :نشان دهنده سرعت وصول مطالبات/ نسبت حسابهای دریافتنی = متوسط حسابهای دریافتنی ÷ ب.ت.ک.فمتوسط حسابهای دریافتنی = 2 ÷ (حسابهای دریافتنی پایان دوره + حسابهای دریافتنی اول دوره (متوسط دوره وصول طلب = نسبت حسابهای دریافتنی ÷ 365 نشان دهنده سرعت گردش کالا/ نسبت گردش کالا = = متوسط موجودی کالا ÷ ب.ت.ک.ف متوسط موجودی کالا = 2 ÷ )موجودی کالا پایان دوره + موجودی کالا اول دوره ( نسبت دوره گردش کالا = نسبت گردش کالا ÷ 365توانایی به کارگیری موثرداراییها/ گردش مجموع داراییها = متوسط مجموع داراییها ÷ فروش خالصنسبتهای اهرمی :نشان دهنده داراییهایی است که از طریق بدهیها تأ مین شدند/ نسبت بدهی = مجموع داراییها ÷ مجموع بدهیهاتوانایی پرداخت بدهیها/ نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام / نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام = مجموع بدهیها ÷ مجموع حقوق صاحبان سهامتحمل شرکت در کاهش سود / پوشش هزینه بهره = هزینه بهره ÷ سود قبل از بهره و مالیاتنسبتهای سود آوری :درصد هرریال فروش را نشان می دهد که پس از کسر ب.ت.ک.ف باقی می ماند/ نسبت سود نا خالص = فروش خالص ÷ سود نا خالصسودآوری درآمدها را نشان می دهد/ نسبت سود خالص = فروش خالص ÷ سود خالص(r.o.i) بازده سرمایه گذاریهابرای اندازه گیری عملکرد شرکت می باشند، 2 نسبت :میزان کارایی مدیریت در بکارگیری منابع موجود در جهت کسب سود/ بازده مجموع داراییها r.o.a = متوسط مجموع داراییها ÷ سود خالص بازده سرمایه گذاری صاحبان سهام را نشان می دهد/ بازده حقوق صاحبان سهام e.o. R = (حقوق صاحبان سهام ÷ مجموع داراییها ) × بازده مجموع داراییهانسبتهای ارزش بازار :عملکرد شرکت / سود هر سهم (eps) = تعداد سهام منتشره ÷ سود خالصارزیابی شرکت/ نسبت قیمت به سود (p/e) = سود هر سهم ÷ قیمت روز هر سهمنسبت ارزش دفتری هر سهم = تعداد سهام منتشره ÷ مجموع حقوق صاحبان سهامدریافت سود سهام را نشان می دهند :بازده سود سهام = قیمت بازار هر سهم ÷ سود سهام پرداختی به هر سهمنسبت پرداختی سود هر سهم = سود هر سهم ÷ سود سهام پرداختی به هر سهم

     

    برای تجزیه و تحلیل چهار روش وجود دارد:

    1.      روش تجزیه و تحلیل درونی(Internal Analysis): که شمال مقایسه اقلام مندرج در یک صورتحساب با یکدیگر است.

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    2.   روش تجزیه و تحلیل مقایسه ای (Comparative Analysis): که شامل مقایسه اقلام مندرج در صورتحسابهای چند دوره با یکدیگر است.

    3.   روش تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش(Working Capital Analysis): که شامل شناسایی عوامل موثر در تغییرات وضعیت مالی و کاهش و افزایش پول مورد نیاز موسسه است.

    4.      روش تجزیه و تحلیل خطر(Risk Analysis): که شامل سنجش خطراتی که سرمایه گذاری موسسه با آن مواجه است، می باشد.

    بنابراین نسبتهای زیر برای تجزیه و تحلیل صورتهای مالی از نوع روش تجزیه و تحلیل درونی هستند.

    اما برای تجزیه و تحلیل وضعیت مالی شرکتها چهار نوع نسبت مالی وجود دارد :

    1.      نسبتهای نقدینگی  (Liquidity Ratios): 

  • شرکت کارتن ایران
  • نشان دهنده توانایی شرکت برای پاسخگویی به تعهدات کوتاه مدت است:

    نسبت جاری(Current Ratio):  از تقسیم داراییهای جاری بر بدهیهای جاری بدست می آید.

    هر چقدر این نسبت بزرگتر باشد، قدرت بازپرداخت بدهی جاری افزایش می یابد و طلبکاران با اطمینان خاطر بیشتر وام یا خدمات یا کالا در اختیار شرکت قرار خواهند داد. نسبت جاری به تنهایی ملاک تحلیل قرار نمی گیرد و نسبت مزبور همیشه با نسبت آنی مورد  تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

    نسبت آنی (Quick Ratio):  از تقسیم داراییهای جاری منهای موجودیها بر بدهیهای جاری بدست می آید. این نسبت توانایی انجام تعهدات کوتاه مدت، با استفاده از داراییهای با نقدینگی بسیار زیاد را اندازه گیری می کند. زیرا در مقایسه با سایر داراییهای جاری، از نقدینگی کمتری برخوردارند.

    این نسبت با متوسط صنعت مقایسه می شود تا تجزیه و تحلیل شود

     

    2.      نسبتهای اهرم مالی یا سرمایه گذاری   (Capitalization Ratios):

     نسبتهایی که نشان دهنده توانایی شرکت برای بازپرداخت بدهیهای بلند مدت و کوتاه مدت است.

    نسبت کل بدهی به ارزش ویژه(Debt Ratio to Net Worth Ratio):در محاسبه این نسبت کل بدهی اعم از جاری و بلند مدت را بر ارزش ویژه تقسیم می کنند. تجاوز این نسبت از 100 درصد حکایت از آن می کند که حقوق مالی طلبکاران برسهامداران فزونی گرفته است.

    نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه (Current Debts to Net Worth Ratio):  برای بدست آوردن این نسبت بدهی جاری را برا ارزش ویژه تقسیم می کنند. هرگاه میزان این نسبت از 80 درصد تجاوز کند موسسه را مبتلای به مشکلات اقتصادی تشخیص می دهند.

    نسبت بدهی بلند مدت به ارزش ویژه (Long-Term Debts to Net Worth Ratio): این نسبت میزان ظرفیت وامگیری از منابع وام دهندگان را بیان می کند هر قدر این نسبت کوچک باشد، امکان اخذ وام برای موسه بیشتر خواهد شد.

    نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه (Fixed Asset to Net Worth Ratio):  از تقسیم دارایی ثابت خالص  بر ارزش داراییهای مشهود حاصل می شود. معمولا حد بالای این نسبت را در صنایع 100 درصد و در سایر موسسات تجاری 75 درصد می دانند.

    نسبت توان پرداخت بهره:  از تقسیم سود قبل از بهره و مالیات (EBIT) بر بهره بدست می آید. این نسبت معرف قدرت شرکت در پرداخت بهره از محل سود شرکت است.

     

    3.      نسبتهای فعالیت  (Activity Ratios):

    این نسبتها، کاربرد منابع مالی یا داراییهای در اختیار مدیران را نشان می دهند.

    نسبت دوره وصول مطالبات(Receivables Collection Period): معیار اندازه گیری مدت زمان لازم برای جمع آوری وجه نقد حاصل از فروش مشتریان است. ابتدا فروش خالص سالانه را بر 365 روز سال تقسیم کرده و متوسط فروش روزانه را به دست می آوریم. سپس جمع مطالبات را اعم از حسابها و اسناد دریافتنی ( ولو این که تنزیل شده باشند) بر متوسط فروش روزانه تقسیم نموده و حاصل را حاکی از چگونگی وصول مطالبات می دایم. عده بسیاری معتقدند که دوره وصول مطالبات نباید ده تا پانزده روز بیشتر از مهلتی باشد که معمولا در فروش کالا به نسیه اعطا می شود. در مقایسه دوره وصول مطالبات شرکتها مسلما می باید اختلاف شرایط فروش آنان را از لحاظ مهلتهایی که در فروش قائل می شوند، در نظر گرفت.

    نسبت دوره گردش کالا و دفعات گردش کالا(inventory Cycle Ratio) : برای محاسبه دفعات گردش کالا، اطلاعات لازم از صورتحساب سود وزیان (عملکرد سود و زیان) استخراج می شود. موجودی کالای اول دوره و موجودی کالای پایان دوره و بهای تمام شده کالای فروش رفته اطلاعاتی هستند که لازم می باشند. ابتدا از تقسیم مجموع موجودی کالای اول و آخر دوره بر عدد دو، میانگین کالا را مشخص می کنند و سپس بهای تمام شده کالای فروش رفته را بر متوسط موجودی کالا تقسیم می کنند تا دفعات گردش کالا معین شود. از تقسیم نمودن 365 روز بر دفعات گردش کالا، دوره گردش کالا حاصل می گردد.

    دوره گردش عملیات (Operating Cycle): موسسات فروشنده کالا دو نوع هستند. نوع اول موسساتی هستند که کالا را از منابع دیگر خریداری و به مشتری عرضه می کنند که این موسسات صرفا بازرگانی یا تجاری هستند. در این قبیل موسسات دوره گردش عملیات عبارتست از مجموع دوره گردش کالا و دوره وصول مطالبات.

    دوره گردش عملیات در موسسات تجارتی= دوره گردش کالا + دوره وصول مطالبات

    دسته دوم موسسات فروشنده کالا، موسساتی هستند که کالاها را راسا می سازند و سپس می فروشند که به آنها تولیدی می گویند. دوره گردش عملیات در این موسسات بایستی شامل مدت زمانی که کالا ساخته می شود نیز باشد.

    دورگردش عملیات در موسسات تولیدی= دوره ساخت کالا + دوره گردش کالا + دوره وصول مطالبات

    نسبت فروش کا لا  یا گردش موجودی کالا(Inventory Turnover Ratio) :   این نسبت را از تقسیم فروش خالص بر موجودی کالا به میزانی که در ترازنامه پایان سال منعکس است، بدست آورده اند. گرچه این نسبت را نمی توان حاکی از گردش واقعی کالا محسوب داشت زیرا صورت و مخرج کسر متناجس نیستند ولی مقایسه آن با شرکتهای مشابه زمینه ای را برای اظهار نظر پدید می آورد.

    نسبت کالا به سرمایه در گردش(Inventory to Working Capital Ratio): برای بدست آوردن این نسبت موجودی کالا بر سرمایه در گردش تقسیم شده است و نتیجه را مقیاسی برای سنجش میزان موجودی کالا و کم و زیاد بودن آن محسوب داشته اند. معمولا این نسبت نباید از 80 درصد تجاوز کند.

    نسبت گردش سرمایه جاری(Working Capital Turnover) : نسبت گردش سرمایه جاری یا سرمایه در گردش بیان کننده چگونگی استفاده از سرمایه جاری در امر خرید و فروش کالا یا در مسیرهای اصلی شرکت است. نسبت مزبور در مقایسه با همین نسبت در سالهای قبل مورد تحلیل قرار می گیرد. برای تعیین نسبت گردش سرمایه جاری بایستی فروش خالص را بر سرمایه در گردش تقسیم کنند تا نسبت گردش سرمایه جاری معین گردد.

    دوره بازپرداخت بستانکاران(Accounts Payable Turnover Period): دوره پرداخت به بستانکاران برای برنامه ریزی و بودجه بندی پرداخت به بستانکاران در هر ماه و میزان وجه نقدی که شرکت باید هر ماه برای پرداخت به بستانکاران فراهم سازد، به کار می رود. ضمنا بستانکاران نیز محاسبه تاریخ دریافت طلب خود از شرکت را پیش بینی می کنند. برای محاسبه بایستی ایام یکسال را بر دفعات پرداخت به بستانکاران تقسیم کنند و برای تعیین دفعات بازپرداخت به بستانکاران بایستی قیمت تمام شده کالای خریداری شده دوره را بر متوسط بستانکاران تقسیم کنند و برای تعیین متوسط بستانکاران، مجموع مانده حسابهای پرداختنی تجاری و اسناد پرداختنی تجاری یا بستانکاران تجاری را در ابتدا و پایان دوره مالی را بر دو تقسیم می نمایند.

    4.      نسبتهای سودآوری  (Profitability Ratios):   

    بازده سرمایه در گردش(Return on Working Capital): می دانیم سرمایه در گردش ما به التفاوت دارایی جاری وبدهی جاری اطلاق می شود و حاکی از مبلغی است که می توان آن را برای تامین هزینه های روزمره و همچنین تهیه مواد اولیه و کالا مورد استفاده قرار داد. این نسبت از تقسیم سود خالص ( پس از وضع مالیات ) بر سرمایه در گردش بدست می آید.

    نسبت بازده فروش(Return on Sale): سود خالص پس از وضع مالیات را تعیین و آن را بر فروش خالص تقسیم کرده اند. بازده فروش را مقیاس سودآوری محسوب و با نسبت بازده ارزش ویژه مرتبط می دانند.

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    نسبت بازده ارزش ویژه(Return on Net Worth Ratio): ارزش ویژه به معنی اعم آن یعنی حقوق صاحبان سهام  که از کم کردن بدهیها از کل داراییهای به دست آمده است، البته موسسات  داراییهای نامشهود را هم از آن می کاهند تا ارزش ویژه داراییهای مشهود بدست آید. آنگاه سود خالص (پس از وضع مالیات) را بر ارزش ویژه داراییهای مشهود، که به شرح بالا بدست امده، تقسیم کرده، حاصل را بازده ارزش ویژه نامیده است. اگر نتیجه را در 100 ضرب کنیم درصد بازده ارزش ویژه بدست می آید.

    از نقطه نظر صاحبان سهام  این نسبت اهمیت بسیاری دارد. بطور کلی عده ای عقیده دارند بازده صد در صد را برای ارزش ویژه می توان قابل قبول دانست زیرا سود سهام و رشد سرمایه در گردش را تا حدودی تامین می نماید. مسلما تورم، به تناسب افزایش شاخص هزینه زندگی و یا در واقع کاهش قدرت خرید پول، از اعتبار این ضابطه می کاهد.

    درصد بازده دارایی(percentage Return on Assets): این درصد برای سنجش بازدهی داراییها و یا در واقع برای بکارگیری داراییها جهت کسب و کار مورد استفاده قرار می گیرد و در واقع شاخص نهایی برای سنجیدن استفاده بهینه از داراییها می باشد. تفاوت این در صد و درصد بازده ارزش ویژه، میزان سود آوری بدهیها یا سود آوری اهرمی نامیده می شود. برای تعیین درصد بازده داراییها، سود ویژه را بر جمع داراییها به صورت خالص تقسیم نموده و در عدد 100 ضرب می کنند.

     

     تجزیه و تحلیل نسبت های مالی

     

    یکی از ابزارهای که برای تعیین موقعییت مالی شرکتها مورد استفاده قرار می گیرد تجزیه و تحلیل نسبتهای مالی است .

     در واقع نسبت های مالی واقعیت های مهمی را در ارتباط با عملیات و وضعیت مالی یک شرکت آشکار می سازد. 

    قایده محاسبه نسبتها آن است که رابطه بین اقلام عمده صورتهای مالی دقت پیدا می کند.همچنین با استفاده از آن مشکلات و نقاط ضعف و قوت مالی شرکتها تعیین می گردد. 

    البته نسبت ها وقتی بیشتر مفهوم پیدا می کنند که با سایر نسبت ها در گذشته همان شرکت و یا بامؤسسات مشابه و یا با استانداردهای مطلوب صنعت مربوط مقایسه شوند. 

    هدف از این بررسی ، با توجه به اینکه تاکنون نسبت های مالی صنعت برق محاسبه نشده است محاسبهنسبت های مالی متوسط صنعت می باشد. 

    در واقع این بررسی شروعی برای یک کار تحقیقاتی جهت بدست آوردن استانداردهای صنعت و شاخص های عملکرد میباشد.

     

    محاسبات انجام یافته بر اساس صورتهای مالی سال 57 شرکت های برق منطقه ای، سازمان آب و برق  خوزستان وشرکت توانیر و با استفاده از روش مؤسسه ‹دان اند براداستریت›

    ( ١) انجام شده است . 

    نسبت های مالی

     تحلیل گران مالی به منظور تحلیل وضعیت مالی یک شرکت از نسبت های مالی استفاده می کنند. 

    نسبتهای مالی می تواند برخی از واقعیتهای مهم را درباره نتایج عملیات و وضعیت مالی یک شرکت به آسانی آشکار و اطلاعات مربوط به آن را ارائه کند، لذا با توجه به هدف و موارد استفاده می توان نسبت های خاص را مورد تجزیه و تحلیل قرارداد . 

     

    نسبت های مالی معمولاً در چهار گروه زیر طبقه بندی شده اند: 

    1- نسبت های نقدینگی:  

    توانایی و قدرت پرداخت شرکت را در مورد واریز بدهی های کوتاه مدت اندازه گیری می کند. 

    ٢- نسبت های اهرمی : تامین نیازهای مالی از طریق ایجاد بدهی را نشان می دهد.  

    در واقع این نسبتها تعیین می کنند که شرکت تا چه حد نیازهای مالی خود را از منابع دیگران تامین نموده است.

     3- نسبت های فعالیت : درجه کارآیی شرکت را در کاربرد منابعش اندازه گیری می کند.

    4- نسبت های سود آوری :  میزان موفقیت شرکت را درکسب سود و طریق تامین آن از محل درآمد،فروش و سرمایه گذاری را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد .

     نسبت های نقدینگی

     این نسبت ها از مقایسه دارائی جاری یا اقلام تشکیل دهنده آن با بدهی جاری بدست می آید .

     مهمترین نسبت های نقدینگی عبارتند از نسبت جاری و نسبت آنی.  

    1- نسبت جاری: نسبت جاری از تقسیم دارایی های جاری بر بدهی های جاری بدست می آید.

     دارایی های جاری = نسبت جاری

    بدهی های جاری

    این نسبت متداولترین وسیله برای اندازه گیری قدرت پرداخت بدهی های کوتاه مدت است.

     زیرا از طریق آن می توان پی برد دارایی هایی که در طول سال مالی به پول نقد تبدیل می گردند چند برابر بدهی هایی است  

    که در طول سال مالی سررسید آنها فراخواهد رسید.

     بطور کلی می توان گفت هر قدر نسبت جاری بزرگتر باشد بستانکاران تامین بیشتری خواهند داشت زیرا چنانچه بردارایی جاری صدمه و لطمه ای نیز وارد شود باز شرکت می تواند پاسخگوی طلبکاران باشد .ولی باید توجه داشت بزرگ بودن بیش از حد این نسبت نشانه این است که از دارایی های جاری بخوبی استفاده نمی شود و یا از منابع اعتباری کوتاه مدت کم استفاده می شود.

    2 – نسبت آنی: نسبت آنی از تقسیم دارایی های آنی بر بدهی های جاری بدست می آید. 

    دارایی های آنی = نسبت آنی

     بدهی های جاری برای تعیین این که دارایی آنی تا چه اندازه بدهی جاری را فرا می گیرد از نسبت آنی استفاده می شود . 

    دارایی های انی آن دسته از دارایی های جاری است که به سرعت قابل تبدیل به نقد است.  

    در این بررسی برای محاسبه دارایی های آنی، موجودی مواد و کالا، پیش پرداخت ها ، سپرده و سفارشات از دارایی های جاری کسر شده است .  

    3- نسبت های اهرمی :

     این نسبت ها رابطه منابع مالی مورد استفاده واحد تجاری را از لحاظ بدهی ها یا حقوق صاحبان سهام تعیین و ارزیابی می کند و در واقع نحوه ترکیب آنها را بررسی می نماید.

     مهمترین نسبت های اهرمی عبارتند از نسبت بدهی ، نسبت کل بدهی ها به حقوق صاحبان سهم 

     نسبت بدهی: این نسبت از تقسیم جمع بدهی های به جمع دارایی ها بدست می آید

    جمع بدهی ها= نسبت بدهی

     جمع دارایی ها 

     بطور کلی وام و اعتبار دهندگان نسبت بدهی نسبتاً کم را ترجیح می دهند.

     نسبت بدهی زیاد معمولاً به معنای این است که شرکت برای تامین منابع مورد نیاز ناگزیر از استفاده تسهیلات بیشتری شده است.

     نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام: این نسبت از تقسیم کل بدهی ها به حقوق صاحبان سهام بدست می آید.  

    حقوق صاحبان سهام =  نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

     جمع بدهی ها

     نسبت فوق نشان می دهد جمع بدهی ها اعم از جاری و بلند مدت چه نسبتی با حقوق صاحبان سهام دارد  و یا به عبارت دیگر از لحاظ مالکیت چه رابطه ای بین طلبکاران و سهامداران وجود دارد .

     طبعاً هر چه این نسبت بزرگترباشد طلبکاران کمتری خواهند داشت .   

    نسبت های فعالیت :  

    نسبت های فعالیت تعیین می کند که تا چه حد مؤسسه منابع خود را به نحو مؤثر بکار می گیرد .

     این نسبتها مربوط به مقایسه میان حجم فروش و سرمایه گذاری در دارایی های مختلف مانند موجودی ها، دارایی های ثابت ، بدهکاران وغیره می باشد.

     مهمترین این نسبت های عبارتند از نسبت گردش دارایی ها، نسبت گردش موجودی ،نسبت گردش سرمایه جاری و دوره وصول مطالبات لازم به اشاره است که در نسبت هایی که از فروش استفاده شده رقم آن قبل از کسر تبصره( 6) و در نسبتهایی که از فروش خالص استفاده شده رقم آن پس از کسر سهم تبصره در محاسبات بکار رفته است. 

    1-نسبت گردش دارایی ها: این نسبت از تقسیم درآمد فروش بر مجموع دارایی ها بدست می آید.

    فروش = نسبت گردش دارایی ها

     مجموع دارایی ها

     نسبت فوق نشان می دهدکه چگونه دارایی های یک شرکت به منظور ایجاد درآمد فروش بکار گرفته شده است .

    2- نسبت گردش دارایی ثابت: این نسبت از تقسیم درآمد خالص فروش بر دارایی های ثابت بدست میآید.

     فروش  =  نسبت گردش دارایی ثابت

     دارایی های ثابت

     سرمایه گذاری بیش از حد در دارایی های ثابت و پایین بودن درآمد حاصل از فروش باعث کم شدن ایننسبت می شود.

     3- نسبت گردش سرمایه جاری: این نسبت از تقسیم فروش خالص بر سرمایه در گردش بدست می آید.  

    فروش خالص= گردش سرمایه جاری

     سرمایه در گردش

     باتوجه به اینکه در صنعت برق برگشت از فروش و تخفیفات مصداق ندارد لذا در محاسبات در صورت کسر ازرقم فروش استفاده شده است. 

    هدف از این بررسی تعیین این است که آیا مقدار سرمایه در گردش ، کافی و متناسب باحجم فروش وفعالیت واحد است یا خیر؟ نسبت فوق نشان می دهد که سرمایه در گردش چگونه در مسیر فروش بکار رفته است .

     وقتی این نسبت در مقایسه، عادی و معمولی جلوه کند توجه زیادی به آن نمی شود منتها اگر بطوراستثنائی بالا باشد و یا درمقام سنجش با گذشته خود شرکت و یا با استاندارد صنعت مربوط اختلاف زیادی را نشان دهد، اهمیت پیدا می کند.  

    بطور مثال اگر گردش سرمایه جاری شرکتی در پایان سال گذشته بیست برابر سال ماه قبل آن باشد، این افزایش ممکن است حاصل بیست برابر شدن فروش باشد که صبعاً مطلوب تشخیص داده می شود.

    ولی اگر فروش ثابت باقی مانده ولی سرمایه در گردش به 120 سال قبل آن کاهش یافته باشد وضع را هرگز مطلوب نمی توان دانست .

     وقتی این نسبت بالا باشد اگر علت آن افزایش نباشد مسلماً سرمایه در گردش کاهش یافته است .  

    دراین حال، شرکت الزام زیادی به استفاده از اعتبارات کوتاه مدت پیدا می کند و به محض اینکه کوچکترین دگرگونی نامطلوب پیدا شود در مخمصه می افتد و بستانکاران آن هم صدمه می بینند.

     4- دوره وصول مطالبات: دوره وصول مطالبات از تقسیم متوسط مطالبات به فروش نسیه روزانه بدست می آید.

    متوسط مطالبات = دوره وصول مطالبات

      فروش نسیه روزانه  

    درصورتیکه حساب فروش نسیه از فروش نقدی تفکیک نشده باشد می توان بجای فروش نسیه در فرمول  بالا فروش روزانه را بکار برد.

     البته اینکار از دقت نتیجه می کاهد ولی در مؤسساتی که میزان فروش نقد و نسیه به نسبتی ثابت باشد و در خط مشی فروش نسیه تغییراتی بوجود نیامده باشد، نتیجه را میزان مورد استفاده قرار داد .  

    در محاسبات نسبت های مالی سال 75 ، در صورت کسر از حسابها و اسناد دریافتی تجاری ( مطالبات ازمشترکین ) و در مخرج کسر(با توجه به اینکه تمامی فروش در صنعت برق بصورت نسیه می باشد وصورتحساب مشترکین پس از مصرف برق آنها صادر می شود و مشترکین مهلتی نیز پس از دریافت صورتحساب جهت پرداخت آن دارند ) از میزان فروش استفاده شده است . 

    4- نسبتهای سود آوری:

     نسبتهای سودآوری نشانگر این است که مؤسسه تا چه حد بطور مؤثر و مطلوب اداره می شود و در واقع رمیزان موفقیت شرکت را در تحصیل بازده خالص نسبت به درآمد فروش یا نسبت به سرمایه گذاری ها   اندازده گیری می کند .

    مهمترین آنها عبارتند از :

     بازده دارایی ها ، بازده حقوق صاحبان سهام و حاشیه سود  به فروش

    1- بازده دارایی ها: این نسبت از تقسیم سود خالص بر جمع دارایی ها بدست می آید.

     100 * سود خالص = بازده داراییها (برحسب درصد) جمع داراییها

     برخی از تحلیل گران این نسبت را شاخص نهایی برای تشخیص کفایت و کارایی مدیریت در اداره امورواحدتجاری می دانند .   

    نسبت مزبور بازدهای است که شرکت برای کلیه سرمایه گذاران و اعتباردهندگان  

    تحصیل کرده است .

     2- بازده حقوق صاحبان سهام : این نسبت از تقسیم سود خالص برحقوق صاحبان سهام بدست می آید.

    100* سود خالص = بازده حقوق صاحبان سهام(برحسب درصد)

     حقوق صاحبان سهام

     صاحبان سهام واحد تجاری این نسبت را مهمتر از سایرنسبتها میدانند .

     زیرا نتیجهای را که از سرمایه گذاری آنان بدست آمده است نشان میدهد .

    3- بازده فروش : این نسبت از تقسیم سود خالص بر فروش خالص بدست می آید

    100 * سود خالص = بازده فروش (برحسب درصد)

     فروش خالص

    این نسبت نشان میدهد از هر یک ریال فروش چه مقدارسود(بر حسب درصد) تحصیل شده است.

     قسمتی از متن فوق از وبلاگ کاوش برداشت شده است.

    یکی از ابزارهایی که برای تعیین موقعیت مالی شرکتها مورد استفاده قرار می‌گیرد، تجزیه و تحلیل نسبتهای مالی است. در واقع نسبتهای مالی واقعیتهای مهمی را در ارتباط با عملیات و وضعیت مالی یک شرکت آشکار می‌سازد. فایده محاسبه نسبتها آن است که رابطه بین اقلام عمده صورتهای مالی دقت پیدا میکند. همچنین با استفاده از آن مشکلات و نقاط ضعف و قوت مالی شرکت‌ها تعیین می‌گردد. البته نسبت‌ها وقتی بیشتر مفهوم پیدا میکنند که با سایر نسبتها در گذشته همان شرکت و یا با موسسات مشابه و یا با استانداردهای مطلوب صنعت مربوطه مقایسه شوند.

    برای ارزیابی کیفی از اطلاعات کمی و ارائه گزارش به میزان نیاز استفاده کننده گان و طبقه بندی و خلاصه صورتهای مالی وبیان نسبی اطلاعات مطلق صورتهای مالی بین ارقام اقلام موجود در این صورتها رابطه ریاضی به صورت نسبت برقرار میشود

    نسبت های نقدینگی : جهت ارزیابی توان نقدینگی شرکت است که پشتوانه بازپرداخت بدهیهای جاری شرکت است الف : نسبت جاری : دارایی جاری/بدهی جاری(رقم بالاتر وضعیت نقدینگی بهتر است و کلا کمتر از 2 مطلوب نمی باشد) ب : نسبت آنی: ( دارایی های جاری – دارایی های غیر سریع (موجودی کالا ))/ بدهی جاری (بهتر است از یک کمتر نباشد ) نسبت جاری – نسبت آنی = موجودی کالا/ بدهی جاری

    نسبت های اهرمی : میزان استفاده از بدهی را شرکت نشان میدهد که شاخص ریسک مالی شرکت است الف : نسبت بدهی :کل بدهی / کل دارایی % ( میزان وجوهی را نشان میدهد که بوسیله بدهی تامین شده است ) ب : نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام : کل بدهی / حقوق صاحبان سهام % ( میزان بالای این نسبت نشانگر ریسک بالای شرکت است و وام دهندگان در آتی یا قرض نخواهند داد ویا بهره بالا طلب خواهند کرد) پ : نسبت پوشش هزینه های بهره : سود قبل از کسر بهره و مالیات / هزینه بهره (نماینگر تعداد دفعاتی است که سود می تواند بهره را پوشش دهد . نسبت بالا نشانگر توان بالای پرداخت بهره و پایین بودن ریسک شرکت خواهد بود )

    نسبت های فعالیت (کارایی) : نشانگر کارایی شرکت در استفاده از منابع و دارایی ها است الف : نسبت گردش موجودی کالا : قیمت تمام شده کالای فروش رفته یا (فروش)/ موجودی کالا (مرتبه بالا نشاندهنده کارایی بالا در استفاده از موجودی کالا میباشد – نشانه مدیریت کالا می باشد) دوره سرمایه گذاری موجودی کالا = 360/ نسبت گردش موجودی کالا (نشانگر دوره متوسط سرمایه گذاری بر روی موجودی کالا است ) ب : نسبت گردش دارایی های ثابت: فروش / دارایی های ثابت (مرتبه بالا نشانگر کارایی بالا در استفاده از دارایی های ثابت است) پ : نسبت گردش مجموعه دارایی ها: فروش / کل دارایی ها (مهمترین نسبت برای اندازه گیری کارائی که نشانگر کل منابع در اختیار شرکت است ) ت : نسبت گردش حسابهای دریافتنی = فروش (نسیه )/ حسابهای دریافتنی (نماینگر دفعات وصول مطالبات در سال- مرتبه بالا بهتر است ) نسبت دوره متوسط وصول طلب =360/نسبت گردش حسابهای دریافتی (تعداد روزهای لازم برای دریافت مطالبات هر چه پایینتر باشد بهتر است )

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    نسبت های سودآوری :ارزیابی سودآوری شرکت 1- سود آوری بر مبنای فروش : سود شرکت در مقابل فروش اندازه گیری می شود الف : نسبت حاشیه ناخالص سود : ( فروش- قیمت تمام شده کالای فروش رفته) / فروش % (نشاندهنده عملکرد شرکت در زمینه های قیمت گذاری محصول و کنترل هزینه تولید است ) ب : نسبت حاشیه خالص سود : (سود خالص / فروش %) نشان دهنده عملکرد شرکت در زمینه های قیمت گذاری محصول و کنترل هزینه های تولیدی و غیر تولیدی است بالا بودن آن نشانه سودآوری بالا است 2- سود آوری بر مبنای سرمایه گذاری ها: نشانگر سود آوری به ازای هر ریال سرمایه گذاری سهامداران الف : نسبت بازده سرمایه گذاری ROI یا بازده مجموع دارائی ها ROA کل داراییها / سود خالص % = (حاشیه خالص سود ) * (نسبت گردش کل دارییها )=(ROI) OR (ROA) ب : نسبت بازده حقوق صاحبان سهام یا بازده ارزش افزوده ROE (مهمترین نسبت مورد توجه سهامداران که به ازای هر یک ریال چقدر بازده دریافت می کند) حقوق صاحبان سهام / سود خالص %=ROE

    مدل دوپونت : ROE=ROI/نسبت مالکانه نسبت بدهی – 1 / (حاشیه خالص سود * نسبت گردش کل داراییها )=ROE 3- سود آوری بر مبنای سهام : سودآوری به ازای هر سهم عادی اندازه گیری می شود الف : نسبت سود هر سهم (نشاندهنده مبلغ سود تعلقی به یک سهم در یک دوره ) تعداد سهام عادی/ (سود تقسیمی شرکت – سود خالص)=EPS ب: نسبت پرداخت سود نقدی DPS (نشان دهنده مبلغ سود نقدی است که در طول یک دوره به هر سهم عادی تعلق می گیرد) تعداد سهام عادی / سود تقسیمی شرکت =DPS ج:نسبت پرداخت سود نقدی DPR (نشان دهنده درصدی ازسود سال است که بطور نقدی بین سهامدارن عادی تقسیم می شود DPR=سود هر سهم / سود نقدی هر سهم% DPR= DPS/EPS

    در سیستم حسابداری مالی پیشرو، قسمتی تحت عنوان نسبت‌های مالی وجود دارد که در آن امکان فرمول نویسی برای کاربر مهیا شده است. بدین معنی که کاربر میتواند نسبتهای مشخص شده در بالا را در این فرم وارد نموده و سپس گزارش‌های مربوط به این نسبتها را دریافت نماید.


    Downloads-icon

    %PDF-1.4
    %
    1 0 obj
    >
    endobj
    2 0 obj
    >
    endobj
    3 0 obj
    >
    endobj
    4 0 obj
    >
    endobj
    5 0 obj
    >
    endobj
    6 0 obj
    >
    stream
    x}|TU9N/$6I&@H!$

    به جای لعنت به تاریکی، یک شمع روشن کن

    به کمک این نسبت‌ها می‌توان میزان ﻛﺎرآیی یک ﺷﺮﻛﺖ را در ﻛﺎرﺑﺮد منابع خود اﻧﺪازه گیری نمود.
    ۱. گردش مطالبات = فروش نسیه‌ی خالص / میانگین حسا‌ب‌های دریافتنی

    کارآیی بسط نسیه و وصول آن را می‌سنجد. این نسبت میانگین تعداد دفعاتی را که شرکت در یک سال به وصول حساب‌های باز خود می‌پردازد، نشان می‌دهد. نسبت‌های بالا دلالت بر نسیه‌ی مؤثر و فرآیند وصول دارند.
    ۲. میانگین دوره‌ی وصول مطالبات = ۳۶۰ روز / گردش مطالبات

    این نسبت به «گردش مطالبات برحسب روز» یا «دوره‌ی وصول» معروف است و میانگین تعداد روزهایی را که یک شرکت مطالباتش را وصول می‌کند، اندازه می‌گیرد. هرچه این نسبت کوچک‌تر باشد، بهتر است. البته گاهی افراد به جای ۳۶۰، از عدد ۳۶۵ استفاده می‌کنند.
    ۳. گردش موجودی =هزینه‌ی فروش / میانگین موجودی

    نمایانگر تعداد دفعاتی است که موجودی، فروخته و جایگزین شده است. در نظر داشته باشید که بعضی نویسندگان در فرمول بالا، به جای هزینه‌ی فروش از فروش استفاده می‌کنند. نسبت بالا نشان‌دهنده‌ی این است که شرکت در مدیریت موجودی‌هایش کارآمد است.
    ۴. میانگین دوره‌ی موجودی = ۳۶۰ روز / گردش موجودی

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    به عنوان «گردش موجودی برحسب روز» نیز شناخته می‌شود و نمایانگر تعداد روزهایی است که موجودی در انبار می‌ماند. به عبارت دیگر، تعداد روزها را از زمان خرید موجودی تا فروش آن، می‌سنجد. همانند میانگین دوره‌ی وصول مطالبات، هر چه این نسبت کوچک‌تر باشد بهتر است.
    ۵. گردش حساب‌های پرداختنی = خریدهای نسیه‌ی خالص / میانگین حساب‌های قابل پرداخت

    تعداد دفعاتی که یک شرکت حساب‌های پرداختنی‌اش را در طول یک دوره می‌پردازد، نشان می‌دهد. نسبت کوچک طرفدار بیشتری دارد، چون بهتر است که پرداخت‌ها را تا حد امکان به تأخیر انداخت تا بتوان از پول برای اهداف مولد بیشتری استفاده کرد.
    ۶. میانگین دوره‌ی پرداختنی = ۳۶۰ روز / گردش حساب‌های پرداختنی

    این نسبت به «گردش حساب‌های پرداختنی بر حسب روز» یا «دوره‌ی پرداخت» نیز معروف است و عدد میانگین روزهای سپری شده‌ی پیش از پرداخت تعهدات به عرضه‌کنندگان را می‌سنجد. برخلاف میانگین دوره‌ی وصول مطالبات و میانگین دوره‌ی موجودی، هرچه این نسبت بیشتر باشد، بهتر است (که در بالا توضیح داده شد).
    ۷. دوره‌ی گردش عملیات = دوره‌ی تولید و گردش کالا+ دوره‌ی وصول مطالبات

    تعداد روزهایی را که یک شرکت، چرخه‌ی عملیاتی (مثلا خرید کالا، فروش آن، وصول میزان بدهی) را کامل می‌کند، می‌سنجد. هر چه چرخه‌ی عملیاتی کوتاه‌تر باشد، یعنی شرکت فروش و وصول وجه نقد را سریع‌تر انجام می‌دهد.
    ۸. چرخه‌ی تبدیل وجه نقد = چرخه‌ی عملیاتی – میانگین دوره‌ی پرداختنی

    این نسبت میزان سرعت یک شرکت در تبدیل وجه نقد به وجه نقد را اندازه می‌گیرد. چرخه‌ی تبدیل وجه نقد نمایانگر تعداد روزهایی است که یک شرکت برای خرید‌هایش پرداخت می‌کند، آنها را می‌فروشد و مقدار بدهی را وصول می‌کند. به طور معمول، این چرخه نیز همچون چرخه‌ی عملیاتی، هرچه کوتاه‌تر باشد، بهتر است.
    ۹. گردش کل دارایی = فروش خالص / میانگین کل دارایی‌ها

    کارآیی کلی یک شرکت در فروش را با استفاده از دارایی‌هایش می‌سنجد. این فرمول شبیه بازده دارایی‌هاست، با این تفاوت که به جای درآمد خالص، از فروش خالص استفاده می‌شود.

  • سکه بورس
  •  

    کلمات کليدي : نسبت‌های مالی

    مدیر سایت بیزینس ترینینگ دات آی آر

    نمایش همه پست ها

    نسبت‌های نقدینگی

    نسبت‌های اهرمی

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

    گردش حساب‌های دریافتنی، یکی از نسبت‌های کارایی (فعالیت) شرکت‌هاست. این نسبت،  تعداد دفعات وصول مطالبات، حساب‌ها و اسناد دریافتنی را طی یک دوره مالی (معمولا یک سال مالی) نمایش می‌دهد. بیشتر بودن این نسبت بدین معناست که شرکت مطالبات خود را سریع‌تر وصول می‌کند.

    © تمامی حقوق برای کارگزاری مفید محفوظ و نقل مطالب تنها با ذکر منبع و لینک آن مجاز است.

    نسبت گردش حسابهای دریافتنی
    نسبت گردش حسابهای دریافتنی

    خرید شامپو تریاک دکتر اسکین
    خرید شامپو تریاک

    دیدگاهی بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.