حاشیه سود خالص و ناخالص

حاشیه سود خالص و ناخالص
حاشیه سود خالص و ناخالص

وبلاگ

همونطور که میدونید، یکی از اصلی ترین شروط برای موفق شدن در بازار سرمایه، آموختن، یادگیری و شناخت دقیق مفاهیم و اصطلاحات اونه. اگه جزء فعالان بازار سرمایه هستید و یا جزء افرادی هستید که به تازگی وارد بورس شدین، با شناخت و تسلطبر اصطلاحات و مفاهیم موجود در بازار سرمایه و با بکارگیری اون ها در جهت درست، تبدیل به یکی از برندگان این بازار خواهید شد. همواره در تحلیل بنیادی شرکتها پارامترهای مهمی همچون حاشیه سود عملیاتی، حاشیه سود خالص، انواع نسبتها و…وجود داره که اهمیت بالائی دارن.

یکی از پارامترها و اصطلاحات مهم در تحلیل بنیادی سهام شرکتها، مفهوم حاشیه سود هستش. معمولا برای یک معامله گر،میزان سود و ضرری که در یک معامله کوتاه مدت یا بلند مدت متوجه سرمایه اولیه اش میشه خیلی مهمه. همه دوس دارن که معاملاتشون همیشه موفق و پر سود باشه و همواره از ضرر بیزار هستن. در این مقاله قصد داریم به مفهوم حاشیه سود خالص و مفاهیم حول اون بپردازیم؛ پس با بورس‌فا همراه ما باشید.

حاشیه سود یا Profit Marigin یکی از نسبت های سودآوریه که از تقسیم درآمد یا سود خالص شرکت بر فروش خالص شرکت به دست میاد. به‌ طورکلی حاشیه سود برابر است با نسبت سود به فروش شرکت. درآمد یا سود خالص ممکنه با تفریق همه هزینههای شرکت از جمله هزینه های عملیاتی، هزینه مواد اولیه و هزینه های مالیاتی از درآمد کل به دست بیاد. حاشیه سود به شکل درصد بیان میشه و مشخص میکنه که یه شرکت چه مقدار از هر یک دلار فروش رو در حساب مربوط به درآمدها نگه‌ داری میکنه. همچنین لازم به ذکره که حاشیه سود انواع مختلفی مثل حاشیه سود خالص، حاشیه سود ناخالص، حاشیه سود عملیاتی، حاشیه سود قبل از مالیات و… داره که به حاشیه سود عملیاتی در مقاله های آتی میپردازیم؛برای مثال، حا‌شیه سود 20 درصدی به این معنیه که شرکت دارای درآمد خالص 0.20 دلار به ازای هر دلار از کل درآمدهای کسب شده هستش. اگر چه برای حاشیه سود انواع مختلفی وجود داره اما نکته مهم اینجاست که اصطلاح حاشیه سود اغلب برای اشاره به حاشیه سود خالص مورد استفاده قرار میگیره. پس منظور از حاشیه سود، همون حاشیه سود خالصه. همچنین حاشیه سود، درصدی از اندازه گیری سوده که بیانگر میزانیه که شرکت برای هر دلار از فروش به دست میاره. اگه یه شرکت برای هر فروش پول بیشتری به دست بیاره، طبیعتا حاشیه سود بالاتری داره.

سود خالص یا Net profit به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی و مالیات گفته میشه. در حقیقت سود خالص میزان باقیمانده از سود شرکت پس از کسر تمامی هزینه‌ هاست. سود خالص میتونه مثبت و یا منفی باشه که در صورت منفی بودن به اون زیان خالص گفته میشه. سود خالص معیار مهمی برای شناسایی شرکت‌های سودآوره. این معیار همچنین برای محاسبه سود هر سهم نیز مورد استفاده قرار میگیره. به همین دلیل، عموم مردم ممکنه به‌ جای واژه سود خالص از معادل ‌هایی مثل درآمد خالص شرکت، سود هر سهم و یا همون EPS استفاده کنن. شرکتی که در حال رشد درآمدها و یا کاهش هزینه‌ها باشه، در واقع در حال بهتر کردن سود خالص خودشه.

حاشیه سود خالص و ناخالص

سود ناخالص یا Gross Profit هم میتونه برای هر شرکتی محاسبه بشه. شرکتها در بازه های زمانی مشخص و در هر دوره، میزان سود و ضررهاشونو اعلام میکنن. چیزی که برای سهامداران و سرمایه گذاران خیلی مهمه، میزان سود کسب شده شرکت در اون بازه زمانی هستش؛ اما باید دقت بشه که این سود خالص هست و یا ناخالص. اگه عواملی مثل هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی، مالیات و… از این میزان سود کسر نشه، به اون سود، سود ناخالص گفته میشه.

خوبه که درمورد انواع وضعیت نمادهای بورسی اطلاعات داشته باشی » انواع وضعیت نمادها در بورس

حاشیه سود ناخالص یا Gross Profit Margin یکی از معیارهای سودآوره که نشون دهنده درصد درآمدیه که بیش از هزینه کالاهای فروخته شده، هستش. این حاشیه سود نشون میده که چطور تیم مدیریت اجرایی شرکت، موفق به تولید درآمد از هزینه هایی که در تولید محصولات و خدمات خود انجام میدن، میشن. به طور خلاصه هر چی این عدد بیشتر باشه، مدیریت شرکت در زمینه سودسازی از هر واحد دلار، کارآمدتر به نظر میرسه.حاشیه سود ناخالص با استفاده از کل درآمد شرکت، منحصرا هزینه کالاهای فروخته شده یا COGS محاسبه میشه و تفاوتش رو با درآمد کل شرکت میسنجن. معمولا حاشیه سود ناخالص رو هم به صورت درصد نشون میدن. COGS مبلغیه که شرکت برای تولید کالاها و یا خدماتی که اون رو به فروش میرسونه، هزینه میکنه.

در سطوح ابتدائی، حاشیه سود پائین میتونه این ‌طور تعبیر بشه که سوددهی شرکت چندان ایمن نیست. اگه شرکتی با حاشیه سود پائین، کاهشی در فروش تجربه کنه، حاشیه سود اون حتی بیشتر کاهش پیدا میکنه که ممکنه به حاشیه سودی بسیار پائین، خنثی و یا حتی منفی منجر بشه. حاشیه سود پائین میتونه به نکات خاصی درباره صنعتی که یک شرکت در اون فعالیت داره و یا شرایط کلان اقتصادی اشاره کنه. به طور مثال، اگه حاشیه سود یک شرکت کم باشد، میتونه نشون دهنده این باشه که فروش کمتری از سایر شرکتها در همون صنعت داشته و یا اینکه صنعتی که شرکت در اون فعالیت داره، خودش از شرایط وخیمی رنج میبره.همچنین مخارج بالا نسبت به درآمد که حاشیه سود پائین رو نشون میده، ممکنه نشانگر این باشه که شرکت احتمالا به خاطر مشکلات مدیریتی، در حال تقلا برای پائین نگه ‌داشتن هزینه هاست. مخارج بالا ممکنه به دلایل مختلفی اتفاق بیفته؛ مثلا شرکت به نسبت فروشش موجودی کالای زیادی داره و یا اینکه کارمندان زیادی استخدام کرده و یا در فضای بیش ‌از حد بزرگی فعالیت میکنه و در نتیجه مجبوره پول اجاره زیادی بپردازه و خیلی دلایل دیگه؛ از طرفی حاشیه سود بالا نشانگر شرکتی سودآوره که کنترل بهتری بر هزینه‌ هاش داره. حاشیه سود همچنین میتونه جنبه‌های خاصی از استراتژی قیمت گذاری یک شرکت رو مشخص کنه. به طور مثال حاشیه سود پائین ممکنه نشون بده که شرکت کالاهای خودش رو کمتر قیمت گذاری کرده.همچنین برای محاسبه حاشیه سود خالص به اطلاعات و صورتهای مالی میان دوره ای ماهانه، 3 ماهه، 6 ماهه و یا یکساله شرکت مورد نظر نیاز داریم. این اطلاعات و صورتهای مالی هم در سایت خود شرکت و هم در سامانه کدال به نشانی Codal.ir موجوده.

اگرچه حاشیه سود میتونه برای مقایسه شرکتها با یکدیگر بسیار مفید باشه اما افراد باید از این معیار فقط در جهت مقایسه شرکتهایی که در یک صنعت و یک گروه و با مدل‌ های کسب و کار و سطح درآمدی یکسان هستن، استفاده کنن. شرکتها در صنایع متفاوت اغلب مدل های کسب و کار مختلف با حاشیه سودهای گوناگون دارن؛ به همین دلیل تفسیر مقایسه ‌ای بین حاشیه‌های سود آن‌ها تقریبا امری بی ‌معنیه.به طور مثال، شرکت‌هایی که اجناس لوکس میفروشن اغلب درصد سود بالایی در اجناس دارند؛ در حالی ‌که موجودی کالا و هزینه سربار کمی دارن و یا درآمد متوسطی دارن اما از حاشیه سود بالایی برخوردارن. از طرفی، شرکتهای تولید کننده کالاهای اساسی، به دلیل نیاز به نیروی کار و فضای بیشتر، درصد سود کمی داشته و موجودی کالا و هزینه سربار نسبتا بالایی دارن؛ همین‌طور ممکنه این شرکتها درآمد بالایی داشته باشن اما از حاشیه سود پائینی برخوردارن.

در رابطه با اوراق بدهی و انواعش اطلاعاتی نداری؟ » همه چیز در رابطه با اوراق بدهی

  • سرو
  • خب دوستان، در این مقاله هم به مبحث مهمی پرداختیم که شاید برای خیلی از تازه واردای این بازار هنوز ناشناخته هست. امیدواریم این مقاله هم نظرتونو جلب کرده باشه و در ادامه راه بهتون کمک کنه. خوشحال میشیم که دیدگاه تونو برامون بنویسید. تیم آموزشی بورس فا همواره موفقیت و رزقی پر رونق رو براتون آرزومنده؛

    سوالات متداول در رابطه با حاشیه سود خالص

    به‌ طورکلی حاشیه سود برابر است با نسبت سود به فروش شرکت.

    به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی و مالیات گفته میشه.

    حاشیه سود خالص / حاشیه سود ناخالص / حاشیه سود عملیاتی / حاشیه سود قبل از مالیات.

    به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

    بورس فا وب سایت آموزشی بورس با بروزترین متدهای آموزشی جدید

     

    ارتباط با ما در تلگرام : BourseFa_support

     

    لینک های مفید : buy telegram members

    نسبت حاشیه سود ناخالص از اختلاف قیمت فروش و ارزش بهای تمام شده محصول برای شرکت، به وجود می اید که یکی از مهمترین نسبت های بنیادی به حساب می اید.

    و پیشنهاد می شود که سرمایه گذاران حتما قبل از سرمایه گذاری در یک شرکت، این نسبت را محاسبه کنند تا روشن گردد که این شرکت چه میزان سوداوری دارد.

    هرچه این نسبت در یک شرکت بیشتر باشد برای سرمایه گذاری بهتر است.

    1.تغییرات قیمت فروش

    2.تغییرات ارزش بهای تمام شده برای شرکت

    حاشیه سود خالص و ناخالص

    3.تغییرات در قیمت مواد اولیه شرکت

    4.تغییرات فروش شرکت

    فروش/ سود ناخالص = فرمول

    با توجه به فرمول بالا هرچقدر سودناخالص افزایش یابد و فروش کاهش پیدا کند، حاشیه سود ناخالص افزایش پیدا می کند.

    یک نکته خیلی اهمیت دارد که شرکت باید از راهی غیر از افزایش قیمت فروش، سودسازی خود را افزایش دهد تا حاشیه سود شرکت نیز افزایش یابد.

    اگر از درآمد های شرکت، هزینه های عملیاتی و سایر هزینه های مالی و مالیات را کم کنیم سود خالص شرکت بدست می‌آید.

  • آموزش فیلتر نویسی در بورس
  • این نسبت یکی از مهم ترین مولفه های تحلیل بنیادی برای شرکت ها به حساب می‌آید.

    اگر هزینه های مالی، مالیات و … از درآمد شرکت کسر نشود، سودناخالص محاسبه شده است.

    پیشنهاد میکنیم برای تحلیل بنیادی شرکت های بورسی از سودناخالص استفاده بیشتری داشته باشید.

    هیچ تفاوتی با هم ندارند فقط یک نسبت مهم برای محاسبه سودسازی شرکت است که نشان می دهد شرکت چه میزان در مدیریت و یا فروش محصولات خود موفق ظاهر شده است. اگر درصد حاشیه سود یک شرکت بیش از 50 درصد باشد، شما میتوانید با خیال راحت برای سرمایه گذاری های خود،آن شرکت را انتخاب کنید.

    در این دو عکس میبینیم که میزان فروش شرکت فملی در 3 ماهه اول سال 6416 میلیارد تومان و میزان سودناخالص این شرکت معادل 4043 میلیارد تومان است.

    با تقسیم این دو عدد به هم، درصد حاشیه سود ناخالص این شرکت معادل 63 می‌شود، که برای یک شرکت بورسی فوق العاده است.

    در تحلیل بنیادی باید مجموعه ای از فرمول ها را بررسی کرد تا به نتیجه مطلوب رسید.

    در صفحه زیر می توانید با مجموعه ای از فرمول های بنیادی آشنا شوید:

    اپلیکیشن بنیادی بورس را نصب کنید. به راحتی می توانید با هوش مصنوعی آن بنیاد تمامی شرکت های بورسی را به راحتی بدست بیاورید. برای دانلود کافی است از لینک های زیر استفاده کنید

    گروه اقتصادی سرمایه گذاری ارج

    گروه اقتصادی سرمایه گذاری ارج فعالیت های گسترده ای دارد،از سبدگردانی گرفته تا دوره های آموزش های سطح بالا، هدف ما این است تا معامله گران حرفه ای تربیت کنیم.


    is protected by Imunify360

    We have noticed an unusual activity from your IP 178.63.146.46 and blocked access to this website.


    Please confirm that you are not a robot

    حاشیه سود خالص و حاشیه سود ناخالص در بورس

    بررسی حاشیه سود یا «Profit Marigin» یکی از مواردی است که تحلیل‌های بنیادین در بازارهای مالی بر پایه آن انجام می‌شود. اگرچه بررسی حاشیه سود برای خود عوامل شرکت ضروری است، اما تحلیل‌‌گران برای محاسبه سود سهام خود، این مفهوم را بسیار جدی‌تر به کار می‌برند. البته حاشیه سود، انواع مختلفی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان حاشیه سود خالص، ناخالص، عملیاتی، قبل از مالیات، پس از مالیات و …. را نام برد؛ اما در این مطلب صرفاً به بررسی حاشیه سود خالص و سود ناخالص شرکت‌ها می‌پردازیم تا به ماهیت اصلی این اصطلاحات پی ببریم. اگر شما هم یکی از سرمایه‌‌گذاران بازارهای مالی مانند بورس هستید، آشنایی با این مفاهیم  می‌تواند در هر سطحی که هستید، عملکردتان را ارتقا دهد. پس تا انتهای این مقاله از دلفین وست همراه ما باشید.

    فهرست مطالب

    حاشیه سود خالص یا «Net profit Margin» در پی محاسبه‌ی سود خالص شرکت‌ها بدست می‌آید. سود خالص یک واحد تولیدی یا خدماتی را می‌توان پس از کسر تمام هزینه‌ها، اعم از هزینه‌های تولید، هزینه‌های متفرقه و غیرمستقیم، حقوق و دستمزدها، مالیات و …. محاسبه کرد. این نوع از حاشیه سود با درصد بیان می‌شود و نشان دهنده‌ی سود اصلی حاصل از فعالیت شرکت‌ها است. برای مثال وقتی می‌شنویم که می‌گویند: «سود خالص فلان شرکت ۳۵ ٪ است»، یعنی از هر ۱۰۰۰ تومان فروش آن شرکت، ۳۵۰ تومان آن سود خالص به شمار می‌آید. به بیان ساده‌تر، از هر ۱۰۰ تومان فروش آن شرکت، ۳۵ تومان آن حاشیه سود خالص خواهد بود.

    لازم به ذکر است که سود خالص شرکت‌ها همیشه مثبت نیست و می‌تواند به منفی هم برسد. اگر سود خالص یک شرکت منفی باشد، می‌توان آن را «زیان خالص» آن شرکت نیز در نظر گرفت. اگر مقدار سود مثبت باشد، در اصطلاح عمومی به آن «درآمد خالص» نیز گفته می‌شود که سهامداران به آن «سود هر سهم» می‌گویند. هرچقدر مقدار سود خالص بیشتر باشد، سودآوری یک شرکت بالاتر بوده و سوددهی آن در بازارهای مالی نیز بیشتر است. بنابراین می‌توان روی سهام آن سرمایه‌گذاری کرد.

    حاشیه سود خالص و ناخالص

    حاشیه سود ناخالص یا «Gross Profit Margin» به سود حاصل از فروش محصولات شرکت بدون در نظر گرفتن هزینه‌های تولید، عملیاتی، دستمزدی، مالیاتی و ….. گفته می‌شود. این نوع از سود را نیز با درصد بیان می‌کنند که نشان دهنده‌ی بازدهی بالا، مدیریت قدرتمند و توان استفاده از درآمد برای دیگر هزینه‌ها است.

    اگر محصولی با قیمت نهایی ۲۰۰۰ تومان در بازار به فروش رسیده باشد و قیمت تمام‌شده‌ی آن برای شرکت، ۱۰۰۰ تومان باشد، پس می‌توان حاشیه سود ناخالص این محصول را ۱۰۰۰ تومان یا ۱۰۰ ٪ در نظر گرفت. همین‌طور اگر سود ناخالص یک شرکت برابر با ۵۰ ٪ باشد، به این معنی است که از هر ۱۰۰۰ تومان فروش آن شرکت، ۵۰۰ تومان سود بوده. البته این سود یک سود ناخالص است، چون دیگر هزینه‌های متفرقه‌ی دخیل در تولید و عرضه‌ی آن، محاسبه نشده است. پس می‌توان سود ناخالص را اختلاف فروش و بهای تمام شده‌ی یک محصول در نظر گرفت. بنابراین با فرمول زیر می‌توان آن را محاسبه کرد:

    بهای تمام شده محصول – قیمت فروش = سود ناخالص آن محصول

    پس از بدست آوردن مقدار سود خالص، حاشیه آن، یعنی حاشیه سود ناخالص آن محصول را نیز با فرمول زیر محاسبه می‌کنند:

    سود ناخالص محصول / فروش = حاشیه سود ناخالص

    البته این فرمول‌ها می‌تواند برای کل فروش محصولات یک شرکت در نظر گرفته شود و تنها یک محصول خاص را دربر نگیرد. در این‌صورت باید برای محاسبه‌ی سود ناخالص، میانگین قیمت‌ها لحاظ شود، چراکه ممکن است سود ناخالص یک محصول ۳۰ درصد و سود ناخالص محصول دیگر ۶۰ درصد باشد.

  • سبهان
  • هرچقدر هزینه‌ی تمام شده‌ی یک محصول پایین‌تر باشد یا با قیمت بالاتری به فروش برسد، حاشیه سود ناخالص آن محصول بالاتر خواهد بود. البته ارزانتر بودن بهای تمام شده و افزایش قیمت، باید در چهارچوبی باشد که به کیفیت محصول آسیب نزند، در غیر این‌صورت سود ناخالص بالای یک محصول پایدار نخواهد بود.

    سود خالص و ناخالص در تحلیل‌های بنیادی بازارهای مالی مورد استفاده قرار می‌گیرند که هریک برای در نظر گرفتن بخشی از جریان فعالیت شرکت‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. سود خالص، همانطور که از نامش پیداست، تمام سود باقی مانده برای شرکت را با کسر تمام هزینه‌ها، در اختیار ما قرار می‌دهد؛ این در حالی است که مقدار سود ناخالص، تنها بیانگر سود فروش است و هزینه‌های اعمال شده در تولید یا توزیع آن محصول در نظر گرفته نمی‌شود.

    محاسبه‌ی سود ناخالص، راحت‌تر و سریع‌تر از محاسبه‌ی سود خالص است؛ چون در نظر گرفتن تمام هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم شرکت و کسر آن از سود حاصله، امری است که نیاز به دقت و شناخت فراوان از محصولات، بازار و … دارد. بنابراین سود ناخالص شرکت‌ها، به مراتب بیشتر از سود خالص آن‌ها مورد تجزیه، تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد. البته در مواردی که تحلیل‌گران بنیادی نیاز به بررسی‌های دقیق‌تری داشته باشند، حساب کردن سود خالص شرکت‌ها در اولویت قرار می‌گیرد.

    کاربرد حاشیه سود خالص و ناخالص در بورس به نوع تحلیل‌ها بستگی دارد. اگر کسی از تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی‌های این بازار استفاده کند، نیازی به بررسی حاشیه سود خالص و ناخالص نخواهد داشت. این تنها تحلیل‌گران بنیادی هستند که از حاشیه سود خالص و ناخالص شرکت‌ها برای پیش‌بینی‌های خود بهره می‌گیرند.

    لازم به ذکر است که بیشتر تحلیل‌گران بازارهای مالی، تحلیل‌گران تکنیکالیست هستند، چراکه تحلیل تکنیکال به نسبت تحلیل بنیادی سریع‌تر و راحت‌تر است، اما تحلیل بنیادی درصد خطای کمتری دارد و حرفه‌ای‌تر و کاربردی‌تر از تحلیل تکنیکال است.

    اگرچه محاسبه‌ی حاشیه سودها در بررسی‌های مالی کاربرد فراوانی دارد، اما چون بررسی این اصطلاحات، به زمان، انرژی و محاسبات دقیقی نیاز دارد، بهتر است قبل از هرگونه محاسبه حاشیه سود، نکات زیر را در نظر بگیرید:

    با توجه به اینکه شرکت‌های مختلف حاشیه‌های سود متفاوتی دارند، از بررسی حاشیه سودها باید در مقایسه شرکت‌هایی که دارای مدل کسب‌وکار یکسان هستند، استفاده شود. مقایسه حاشیه سود شرکت‌هایی که مدل‌های کاری متفاوتی دارند و در صنعت‌ متفاوتی فعالیت می‌کنند، بی‌نتیجه خواهد بود. (برخی از شرکت‌ها با توجه به نوع فعالیت و تولیدات خود ممکن است حاشیه سود بالا و فروش کم یا حاشیه سود پایین و فروش زیاد داشته باشد!)

    برای محاسبه‌ی سود خالص شرکت‌ها، به صورت‌های مالی ۳، ۶ یا ۱۲ ماهه نیاز خواهد بود؛ این اطلاعات را می‌توان در سایت خود شرکت‌ها یا در سامانه‌ی کدال «ir» مشاهده کرد.

    اگرچه حاشیه سود پایین، همیشه نشان از ضعف یک شرکت است، اما در برخی از موارد، حاشیه سود می‌تواند دوره‌ای باشد یا بخاطر استراتژی خاصی صورت بگیرد. مثلاً ممکن است یک شرکت برای بدست گرفتن سهم بیشتری از بازار هدف، قیمت‌های فروش خود را کاهش داده باشد!

    تحلیل‌گران با بررسی صورت‌های مالی و حاشیه سود شرکت‌ها در دوره‌های زمانی مشخص، به پیشرفت یا پس‌رفت شرکت‌ها و افزایش یا کاهش ارزش ذاتی سهام آن‌ها پی ببرند. بنابراین بهتر است بررسی حاشیه سود با دقت بالا و در یک دوره زمانی مشخص انجام شود.

    ممکن است یک شرکت در صورت‌های مالی ارائه شده‌ی خود، حاشیه سود را کمتر یا بیشتر از حد معمول خود در نظر گرفته باشد. به همین خاطر علی‌رغم گزارشات موجود در سایت شرکت‌ها، سهم بازار، نحوه بازاریابی، تیم مدیریت و …. آن شرکت را نیز رصد کنید.

    در این مطلب، تعریف، موارد لازم و کاربرد حاشیه سود خالص و ناخالص در بورس را مورد بررسی قرار دادیم. تمام کسانی که به تازگی قصد ورود به بورس را دارند یا می‌خواهند تحلیل بنیادی را فرا بگیرند، به بررسی این مفاهیم نیاز خواهند داشت. با توجه به دقت بالایی که محاسبه حاشیه سودها می‌طلبد، می‌توانید از آموزش‌‌های جامع تحلیل بنیادی کارشناسان دلفین‌وِست استفاده کنید.

    برای یادگیری “انواع سود” مسیر زیر را به شما پیشنهاد می‌کنیم:

    روش های ترید در بایننس

    نحوه ثبت نام در الپاری

    تابلو خوانی بورس

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

    میدان ونک گاندی جنوبی (برای مراجعه حضوری از قبل هماهنگ کنید)

    شماره های تماس : ۰۲۱۸۸۷۹۳۷۸۳- ۰۲۱۸۸۶۶۱۲۸۸

    [email protected]

    جشنواره آموزش ارز دیجیتال دلفین‌وست

    هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

    هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

    دسترسی سریع به بخش های این مقاله

    سود خالص یا Net profit به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی و مالیات گفته میشود. در حقیقت سود خالص میزان باقیمانده از سود شرکت پس از کسر تمامی هزینه‌ هاست. سود خالص میتواند مثبت و یا منفی باشد که در صورت منفی بودن به آن زیان خالص گفته می شود. سود خالص معیار مهمی برای شناسایی شرکت‌های سودآور است. این معیار همچنین برای محاسبه سود هر سهم نیز مورد استفاده قرار میگیرد. به همین دلیل، عموم مردم ممکن است به‌ جای واژه سود خالص از معادل ‌هایی مثل درآمد خالص شرکت، سود هر سهم و یا همون EPS استفاده کنند. شرکتی که در حال رشد درآمدها و یا کاهش هزینه ‌ها باشد، در واقع در حال بهتر کردن سود خالص خودش است./حاشیه سود خالص و ناخالص

    حاشیه سود یا Profit Marigin یکی از نسبت های سودآوری می باشد که از تقسیم درآمد یا سود خالص شرکت بر فروش خالص شرکت به دست می آید. به‌ طورکلی حاشیه سود برابر است با نسبت سود به فروش شرکت. درآمد یا سود خالص ممکن است با تفریق همه هزینه های شرکت از جمله هزینه های عملیاتی، هزینه مواد اولیه و هزینه های مالیاتی از درآمد کل به دست بیاید.

    حاشیه سود خالص و ناخالص

    حاشیه سود به شکل درصد بیان میشود و مشخص میکند که یه شرکت چه مقدار از هر یک دلار فروش رو در حساب مربوط به درآمدها نگه‌ داری میکند. همچنین لازم به ذکر است که حاشیه سود انواع مختلفی مثل حاشیه سود خالص، حاشیه سود ناخالص، حاشیه سود عملیاتی، حاشیه سود قبل از مالیات و… داره که به حاشیه سود عملیاتی در مقاله های آتی میپردازیم.برای مثال، حا‌شیه سود ۲۰ درصدی به این معنی است که شرکت دارای درآمد خالص ۰٫۲۰ دلار به ازای هر دلار از کل درآمدهای کسب شده هست. اگر چه برای حاشیه سود انواع مختلفی وجود دارد اما نکته مهم اینجاست که اصطلاح حاشیه سود اغلب برای اشاره به حاشیه سود خالص مورد استفاده قرار میگیرد. پس منظور از حاشیه سود، همون حاشیه سود خالص است. همچنین حاشیه سود، درصدی از اندازه گیری سود است که بیانگر میزانی می باشد که شرکت برای هر دلار از فروش به دست می آورد. اگر یه شرکت برای هر فروش پول بیشتری به دست بیاورد، طبیعتا حاشیه سود بالاتری دارد/حاشیه سود خالص و ناخالص.

    سود ناخالص یا Gross Profit هم میتواند برای هر شرکتی محاسبه بشود. شرکتها در بازه های زمانی مشخص و در هر دوره، میزان سود و ضررهایشان را اعلام میکنند. چیزی که برای سهامداران و سرمایه گذاران خیلی مهم است، میزان سود کسب شده شرکت در اون بازه زمانی هست؛ اما باید دقت بشود که این سود خالص هست و یا ناخالص. اگه عواملی مثل هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی، مالیات و… از این میزان سود کسر نشود، به اون سود، سود ناخالص گفته میشود.

     یکی از نسبت های مهم در تحلیل بنیادی شرکت ها حاشیه سود ناخالص می باشد که با بررسی آن در طی دوره های مالی می توان به اطلاعات خوبی از عملکرد شرکت ها دست یافت.

    سود ناخالص هر شرکتی از اختلاف فروش و بهای تمام شده کالای فروش رفته به دست می آید. به عنوان مثال اگر محصولی به قیمت ۱۵۰۰ تومان به فروش برسد و برای تولید آن محصول ۹۰۰ تومان هزینه شده باشد سود ناخالص آن ۶۰۰ تومان خواهد بود. 

    سود ناخالص= فروش – بهای تمام شده کالای فروش رفته

    حال حاشیه سود ناخالص از تقسیم سود ناخالص بر فروش شرکت محاسبه می شود.

  • ملت رهاورد
  • فروش/ سود ناخالص = حاشیه سود ناخالص

    به عنوان مثال اگر حاشیه سود ناخالص محصولی ۴۰ درصد باشد یعنی از هر ۱۰۰۰ تومان فروش شرکت، ۴۰۰ تومان عایدی نصیب آن شرکت می شود. به طور کلی از این نسبت برای محاسبه میزان سودآوری یک کالای خاص در مجموعه تولیدات شرکت و یا تبیین استراتژی فروش بهتر محصول استفاده می شود. حال سوال اینجاست که چگونه می توان از این نسبت در شرکت استفاده کرد و تغییرات این نسبت به دوره های گذشته چه اطلاعاتی را در اختیار تحلیلگر بنیادی قرار می‌دهد.

    حاشیه سود ناخالص وابسته به دو عامل قیمت محصول و از طرفی بهای تمام شده کالای ساخته شده می باشد و هر گونه تغییری در این دو متغیر سود ناخالص شرکت را تحت تاثیر قرار میدهد. به عنوان مثال اگر این نسبت برای شرکتی ۴۰ درصد باشد بدین معنی است ۴۰ درصد از قیمت محصول به عنوان سود ناخالص آن محصول بوده است. حال اگر تعداد محصولات شرکتی بیش از یک محصول باشد این عدد به صورت میانگین مطرح می شود یعنی ممکن است محصولی دارای حاشیه سود ناخالص ۳۰ درصدی و محصول دیگر دارای حاشیه ۵۰ درصدی باشد.

    برای دیدن حاشیه سود خالص و ناخالص شرکت ها می توانید از سایت کدال استفاده کنید.

    سود خالص یا Net profit به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی و مالیات گفته میشود.

    برای به دست آوردن حاشیه سود خالص باید سود خالص را به مقدار فروش تقسیم کنید.

    اگه عواملی مثل هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی، مالیات و… از سود کسب شده شرکت کسر نشود، به اون سود، سود ناخالص گفته میشود.

    برای به دست آوردن حاشیه سود ناخالص باید سود ناخالص را به مقدار فروش تقسیم کنید.

    وابسته به دو عامل قیمت محصول و از طرفی بهای تمام شده کالای ساخته شده می باشد.

    هدف تیم نسترا تبدیل شدن به بزرگترین منبع یادگیری بورس و بازارهای مالی جهانی می باشد. تمام تلاش خود را برای تهیه بهترین و باکیفیت ترین محتوا خواهیم کرد تا علاوه بر یادگیری , سهم به سزایی در درآمد شما داشته باشیم.به امید ایرانی بهتر

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.


    .xxx {
    position: fixed;
    bottom:10px;
    left:10px;
    z-index:10000;
    }


    رمز عبور


    رمز عبور یکبار مصرف *


    نام کاربری یا آدرس ایمیل *


    گذرواژه *

    مرا به خاطر بسپار

    ورود


    گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟

    حاشیه سود خالص و ناخالص


    نام کاربری *


    آدرس ایمیل *


    گذرواژه *


    آدرس ایمیل *

    نام و نام خانوادگی*

    اطلاعات شخصی شما برای پردازش سفارش شما استفاده می‌شود، و پشتیبانی از تجربه شما در این وبسایت، و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی توضیح داده شده است.


    رمز عبور یکبار مصرف *


    عضویت

    هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

    هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

    دسترسی سریع به بخش های این مقاله

    سود خالص یا Net profit به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی و مالیات گفته میشود. در حقیقت سود خالص میزان باقیمانده از سود شرکت پس از کسر تمامی هزینه‌ هاست. سود خالص میتواند مثبت و یا منفی باشد که در صورت منفی بودن به آن زیان خالص گفته می شود. سود خالص معیار مهمی برای شناسایی شرکت‌های سودآور است. این معیار همچنین برای محاسبه سود هر سهم نیز مورد استفاده قرار میگیرد. به همین دلیل، عموم مردم ممکن است به‌ جای واژه سود خالص از معادل ‌هایی مثل درآمد خالص شرکت، سود هر سهم و یا همون EPS استفاده کنند. شرکتی که در حال رشد درآمدها و یا کاهش هزینه ‌ها باشد، در واقع در حال بهتر کردن سود خالص خودش است./حاشیه سود خالص و ناخالص

    حاشیه سود یا Profit Marigin یکی از نسبت های سودآوری می باشد که از تقسیم درآمد یا سود خالص شرکت بر فروش خالص شرکت به دست می آید. به‌ طورکلی حاشیه سود برابر است با نسبت سود به فروش شرکت. درآمد یا سود خالص ممکن است با تفریق همه هزینه های شرکت از جمله هزینه های عملیاتی، هزینه مواد اولیه و هزینه های مالیاتی از درآمد کل به دست بیاید.

    حاشیه سود خالص و ناخالص

    حاشیه سود به شکل درصد بیان میشود و مشخص میکند که یه شرکت چه مقدار از هر یک دلار فروش رو در حساب مربوط به درآمدها نگه‌ داری میکند. همچنین لازم به ذکر است که حاشیه سود انواع مختلفی مثل حاشیه سود خالص، حاشیه سود ناخالص، حاشیه سود عملیاتی، حاشیه سود قبل از مالیات و… داره که به حاشیه سود عملیاتی در مقاله های آتی میپردازیم.برای مثال، حا‌شیه سود ۲۰ درصدی به این معنی است که شرکت دارای درآمد خالص ۰٫۲۰ دلار به ازای هر دلار از کل درآمدهای کسب شده هست. اگر چه برای حاشیه سود انواع مختلفی وجود دارد اما نکته مهم اینجاست که اصطلاح حاشیه سود اغلب برای اشاره به حاشیه سود خالص مورد استفاده قرار میگیرد. پس منظور از حاشیه سود، همون حاشیه سود خالص است. همچنین حاشیه سود، درصدی از اندازه گیری سود است که بیانگر میزانی می باشد که شرکت برای هر دلار از فروش به دست می آورد. اگر یه شرکت برای هر فروش پول بیشتری به دست بیاورد، طبیعتا حاشیه سود بالاتری دارد/حاشیه سود خالص و ناخالص.

    سود ناخالص یا Gross Profit هم میتواند برای هر شرکتی محاسبه بشود. شرکتها در بازه های زمانی مشخص و در هر دوره، میزان سود و ضررهایشان را اعلام میکنند. چیزی که برای سهامداران و سرمایه گذاران خیلی مهم است، میزان سود کسب شده شرکت در اون بازه زمانی هست؛ اما باید دقت بشود که این سود خالص هست و یا ناخالص. اگه عواملی مثل هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی، مالیات و… از این میزان سود کسر نشود، به اون سود، سود ناخالص گفته میشود.

     یکی از نسبت های مهم در تحلیل بنیادی شرکت ها حاشیه سود ناخالص می باشد که با بررسی آن در طی دوره های مالی می توان به اطلاعات خوبی از عملکرد شرکت ها دست یافت.

    سود ناخالص هر شرکتی از اختلاف فروش و بهای تمام شده کالای فروش رفته به دست می آید. به عنوان مثال اگر محصولی به قیمت ۱۵۰۰ تومان به فروش برسد و برای تولید آن محصول ۹۰۰ تومان هزینه شده باشد سود ناخالص آن ۶۰۰ تومان خواهد بود. 

    سود ناخالص= فروش – بهای تمام شده کالای فروش رفته

    حال حاشیه سود ناخالص از تقسیم سود ناخالص بر فروش شرکت محاسبه می شود.

  • ttm چیست
  • فروش/ سود ناخالص = حاشیه سود ناخالص

    به عنوان مثال اگر حاشیه سود ناخالص محصولی ۴۰ درصد باشد یعنی از هر ۱۰۰۰ تومان فروش شرکت، ۴۰۰ تومان عایدی نصیب آن شرکت می شود. به طور کلی از این نسبت برای محاسبه میزان سودآوری یک کالای خاص در مجموعه تولیدات شرکت و یا تبیین استراتژی فروش بهتر محصول استفاده می شود. حال سوال اینجاست که چگونه می توان از این نسبت در شرکت استفاده کرد و تغییرات این نسبت به دوره های گذشته چه اطلاعاتی را در اختیار تحلیلگر بنیادی قرار می‌دهد.

    حاشیه سود ناخالص وابسته به دو عامل قیمت محصول و از طرفی بهای تمام شده کالای ساخته شده می باشد و هر گونه تغییری در این دو متغیر سود ناخالص شرکت را تحت تاثیر قرار میدهد. به عنوان مثال اگر این نسبت برای شرکتی ۴۰ درصد باشد بدین معنی است ۴۰ درصد از قیمت محصول به عنوان سود ناخالص آن محصول بوده است. حال اگر تعداد محصولات شرکتی بیش از یک محصول باشد این عدد به صورت میانگین مطرح می شود یعنی ممکن است محصولی دارای حاشیه سود ناخالص ۳۰ درصدی و محصول دیگر دارای حاشیه ۵۰ درصدی باشد.

    برای دیدن حاشیه سود خالص و ناخالص شرکت ها می توانید از سایت کدال استفاده کنید.

    سود خالص یا Net profit به باقیمانده مجموع درآمدها پس از کسر هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی و مالیات گفته میشود.

    برای به دست آوردن حاشیه سود خالص باید سود خالص را به مقدار فروش تقسیم کنید.

    اگه عواملی مثل هزینه های عملیاتی، سایر هزینه های مالی، مالیات و… از سود کسب شده شرکت کسر نشود، به اون سود، سود ناخالص گفته میشود.

    برای به دست آوردن حاشیه سود ناخالص باید سود ناخالص را به مقدار فروش تقسیم کنید.

    وابسته به دو عامل قیمت محصول و از طرفی بهای تمام شده کالای ساخته شده می باشد.

    هدف تیم نسترا تبدیل شدن به بزرگترین منبع یادگیری بورس و بازارهای مالی جهانی می باشد. تمام تلاش خود را برای تهیه بهترین و باکیفیت ترین محتوا خواهیم کرد تا علاوه بر یادگیری , سهم به سزایی در درآمد شما داشته باشیم.به امید ایرانی بهتر

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.


    .xxx {
    position: fixed;
    bottom:10px;
    left:10px;
    z-index:10000;
    }


    رمز عبور


    رمز عبور یکبار مصرف *


    نام کاربری یا آدرس ایمیل *


    گذرواژه *

    مرا به خاطر بسپار

    ورود


    گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟

    حاشیه سود خالص و ناخالص


    نام کاربری *


    آدرس ایمیل *


    گذرواژه *


    آدرس ایمیل *

    نام و نام خانوادگی*

    اطلاعات شخصی شما برای پردازش سفارش شما استفاده می‌شود، و پشتیبانی از تجربه شما در این وبسایت، و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی توضیح داده شده است.


    رمز عبور یکبار مصرف *


    عضویت

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    حاشیه سود خالص و ناخالص

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

  • دیده بان پیشرفته بازار

  • کلمه کاربری یا ایمیل *


    رمز عبور *


    ورود

     

     

     

     

     

     

     

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    ادامه مطلب

    زبان قاصره از تشکر راجع به این همه مهر و محبتی که به ما سهامداران خرد دارین جناب افضلیان
    واقعا در این مدتی که توی بورس بودم ندیدم کسی بیاد رایگان همچین اطلاعات ارزشمندی رو دراختیار سهامدارا قرار بده
    برای جنابعالی و خانوادتون صحت و سلامتی مداوم و توفیق روزافزون آرزومندم

    سلام و روز بخیر

    ارادت داریم

    زکات علمه 🙂

    بسیار عالی…. مطالب بسیار حرفه ای …موفق باشین

    حاشیه سود خالص و ناخالص

    سلام

    خواهش میکنم

    سلام
    ممنون از شما جناب افضلیان

    با این کار بی منت که دارید انجام میدید کمک بزرگی میکنید به جامعه سهامدارای خرد. کمتر کسی دیدم که اولین حوصله نوشتن مطالب با این ظرافت رو داشته باشه و اون رو به صورت رایگان در اختیار همه قرار بده. لطف بزرگی در حق ما سهامداران میکنید

    سلام

    ایشالا که مفید واقع شده باشه

    سلام ممنون که اطلاعات خودتون رو بدون هیچ چشم داشتی در اختیار همه قرار می دید خداوند به شم وخانوادتون سلامتی و توفیق روز افزون بده یه سوال داشتم خدمتتون می خام بورس رو از ابتدا واصولی یاد بگیرم می شه راهنمایی کنید از کجا وچگونه شروع کنم کتابهایی سراغ داریدکه به زبان ساده توضیح بدند با تشکر

    سلام

    در حال حاضر خرید و فروش انجام میدید؟

    کمال تشکر و قدردانی را از جنابعالی دارم که با ارائه مقالات کاربردی و در عین حال کاملا ساده و قابل فهم به افزایش توان علمی ما در درک مسائل بورس و راهکارهای خرید و فروش صحیح سهام کمک شایانی کردید. در پناه حق همیشه سربلند و شاد باشید.

    ممنون از لطف شما

    سلام

    ارادت. یه دعای خوب برام کنید 🙂

    با سلام و احترام
    من اولین باره که سایتتون رو می بینم. در خصوص سرمایه گذاری در بورس ازتون سوال داشتم، من یه سرمایه اندک 100 میلیون ریالی دارم و تا حالا کار بورس انجام ندادم. بخ نظرتون می تونم با این سرمایه وارد بورس بشم؟

    سلام

    کارگزاری اگاه دوره های اموزشی رو از مقدماتی تا پیشرفته برگزار میکنه و میتونید رفته رفته شروع به آموزش کنید و در بورس موفق باشید

    باعث افتخاره که در محضرتون شاگردی میکنم جناب افضلیان.
    پایدار و سربلند باشید بهمراه خانواد

    سلام

    ممنون از شما

    عالی بود ممنون

    ارادت

    ممنون از مطلب خوبتون.
    واقعا آموزنده بود.
    فقط یک سوال؟
    حاشیه سود ناخالص بانک ها رو چطوری باید حساب کرد؟؟؟
    چون چیزی ب اسم درآمد عملیاتی و سود ناخالص در صورت های صود و زیان نیست؟

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    تلگرام پشتیبانی :

    کانال تلگرام:

    تلگرام مدیریت:

    armanahmadi1

    mehdiafzaliaan

    mehdiafzalian

    ثبت نام در دوره های آموزشی جدید

    X

    کتاب به بورس خوش امدید

    برای سفارش کتاب کلیک کنید

    حاشیه سود (خالص) که مارجین هم به آن گفته می شود، یکی از نسبت های سودآوری است که از تقسیم سود (خالص) بر درآمد یا فروش به دست می‌آید. سود خالص که آخرین خط از صورت سود و زیان است، با کسر کردن همه هزینه های شرکت، از جمله هزینه های عملیاتی، هزینه مواد اولیه و هزینه های مالیاتی، از کل درآمد به دست می آید.

    در حسابداری و مالی، میزان سودآوری یک شرکت را نسبت به درآمد (فروش) آن با استفاده از مارجین اندازه گیری می کنند.

    حاشیه سود به شکل درصدی بیان می‌شود و به عبارتی مشخص می‌کند که یک شرکت در ازای هر 100 میلیون تومان فروش (درآمد)، چند میلیون سود به دست می آورد. برای مثال، اگر مارجین سود خالص شرکتی 20% باشد، به این معنی است که این شرکت در ازای هر 100 میلیون تومان فروش، 20 میلیون تومان سود خالص کسب می کند.

    حاشیه سود انواع مختلفی دارد، که از طریق تحلیل عمودی صورت سود و زیان هم می توان آن ها محاسبه کرد.

    حاشیه سود ناخالص از تقسیم سود ناخالص بر درآمد به دست می آید. برای محاسبه مارجین سود ناخالص از فرمول زیر استفاده می کنیم:

    حاشیه سود خالص و ناخالص

    حاشیه سود عملیاتی از تقسیم سود عملیاتی (EBIT) بر درآمد به دست می آید. مارجین سود عملیاتی برای ارزیابی سودآوری شرکت از عملیات اصلی آن مورد استفاده قرار می گیرد. برای محاسبه آن از فرمول زیر استفاده می کنیم:

    حاشیه سود خالص از تقسیم سود خالص (Net Profit) بر درآمد به دست می آید و یکی از پر کاربرد ترین نسبت های مالی است که تحلیلگر های مالی با استفاده از آن میزان سودآوری شرکت را با توجه به فروش یا درآمد های شرکت مورد ارزیابی قرار می دهند.

    روش محاسبه مارجین سود خالص از طریق فرمول زیر نمایش داده شده است:

    در سطحی ابتدایی، مارجین پایین می‌تواند این‌طور تعبیر شود که سود دهی شرکت چندان ایمن نیست. اگر شرکتی با حاشیه سود پایین، با افت در فروش مواجه شود، مارجین آن حتی کمتر هم خواهد شد و حتی امکان دارد صفر یا منفی شود.

    مارجین سود پایین می‌تواند به نکات خاصی درباره صنعتی که یک شرکت در آن فعالیت دارد یا شرایط کلان اقتصادی آشکار کند. به طور مثال، اگر مارجین سود یک شرکت کم باشد، می‌تواند نشان دهنده آن باشد که فروش کمتری از سایر شرکت‌ها در همان صنعت (سهم بازار کم) داشته و یا اینکه صنعتی که شرکت در آن فعالیت دارد خودش از شرایط وخیمی رنج می‌برد.

    حاشیه سود همچنین به یک سری نکات راجع به توانایی شرکت در مدیریت هزینه هایش اشاره دارد. مخارج بالا نسبت به درآمد (مارجین سود پایین) ممکن است نشانگر این باشد که شرکت، احتمالاً به خاطر مشکلات مدیریتی، در حال تقلا برای پایین نگه‌داشتن هزینه‌ها است. این امر مستلزم آن است تا هزینه ها بهتر تحت کنترل قرار گیرند. مخارج بالا ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتند، مثلاً شرکت به نسب فروش خود موجودی کالای زیادی دارد، یا اینکه کارمندان زیادی استخدام کرده یا در فضای بیش‌ از حد بزرگی فعالیت می‌کند و درنتیجه مجبور است پول اجاره زیادی بپردازد و دلایل دیگری از این‌ دست.

  • کد سهامداری چیست
  • از طرف دیگر حاشیـه سود بالا نشانگر سودآوری شرکت است که کنترل بهتری بر هزینه‌هایش به نسبت رقبا دارد.

    مارجین ها همچنین می‌توانند جنبه‌های خاصی از استراتژی قیمت گذاری یک شرکت را مشخص نمایند. به طور مثال مارجین سود پایین ممکن است نشان دهد که شرکت کالاهای خود را کمتر قیمت گذاری کرده است.

    گرچه حاشیه سود نسبت مفید و محبوبی برای اندازه‌گیری سودآوری شرکت‌ها است، اما مثل هر معیار یا نسبت مالی دیگری دارای محدودیت‌هایی است که سرمایه گذاران باید در هنگام استفاده از آن، این محدودیت‌ ها را در نظر بگیرند.

    اگرچه حاشیه سود می‌تواند برای مقایسه شرکت‌ها با یکدیگر بسیار مفید باشد، افراد باید از این معیار فقط جهت مقایسه شرکت‌ها در یک صنعت خاص و با مدل‌های کسب و کار و سطح درآمدی یکسان استفاده نمایند. شرکت‌ها در صنایع متفاوت اغلب مدل‌های کسب و کار مختلف با مارجین های گوناگون دارند، به همین دلیل تفسیر مقایسه‌ای بین حاشیه‌های سود آن‌ها تقریباً بی‌معنی است.

    به طور مثال، شرکت‌هایی که اجناس لوکس می‌فروشند اغلب درصد سود بالایی در اجناس دارند، درحالی‌که موجودی کالا و هزینه سربار کمی دارند یا درآمد متوسطی دارند اما از حاشیـه سود بالایی برخوردارند. در سویی دیگر، شرکت‌های تولیدکننده کالاهای اساسی به دلیل نیاز به نیروی کار و فضای بیشتر، درصد سود کمی داشته و موجودی کالا و هزینه سربار نسبتاً بالایی دارند. همین‌طور ممکن است این شرکت‌ها درآمد بالایی داشته باشند، اما از مارجین پایینی برخوردارند.

    محاسبه حاشیـه سود برای شرکت‌هایی که در حال ضرر کردن هستند، خیلی مفید نیست، چون آن‌ها هیچ سودی ندارند.

    اعدادی مثل فروش یا درآمد به ندرت می‌توانند چیز خاصی راجع به سودآوری شرکت در اختیار قرار دهند و نگاه کردن به درآمدهای یک شرکت اغلب کل داستان را تعریف نمی‌کند. افزایش درآمدها خوب است، ولی افزایش بدین معنی نیست که حاشیـه سود یک شرکت در حال بهبود است. به طور مثال، فرض کنید که درآمد یک سال شرکت فرضی شناسا ۱ میلیارد تومان بوده و ۷۵۰ میلیون تومان هزینه داشته باشد که مارجین سود او را ۲۵% می‌کند (۲۵%=۱۰۰۰/(۷۵۰-۱۰۰۰)). اگر در طول سال بعدی درآمدش به ۱٫۲۵ میلیارد تومان افزایش یابد و هزینه های آن به ۱ میلیارد تومان برسد، حاشیـه سود آن ۲۰% می‌شود ((۱۲۵۰-۱۰۰۰)/۱۲۵۰=۲۰%). گرچه درآمد شرکت افزایش پیدا کرده، اما حاشیه سود شرکت به خاطر افزایش سریعتر هزینه ها نسبت به درآمد، کاهش یافته است.

    به همین ترتیب، افزایش یا کاهشی در مخارج شرکت ضرورتاً بدین معنی نیست که حاشیه سود شرکت در حال رشد یا کاهش است. فرض کنید که شرکت فرضی پایا درآمد و مخارجش در یک سال ۲ میلیارد و ۱٫۵ میلیارد تومان باشد. در این صورت حاشیـه سود آن ۲۵% خواهد بود. در سال بعد، شرکت یک تغییر ساختار انجام می‌دهد و مخارج خود را با حذف یک خط تولید کاهش می‌دهد، به همین خاطر درآمد کل هم کاهش می‌یابد. اگر درآمد و مخارج شرکت پایا در سال دوم ۱٫۵ میلیارد و ۱٫۲ میلیارد دلار باشد، پس مارجین سود آن حالا ۲۰% است. گرچه شرکت پایا توانست هزینه های خود را به شکل قابل‌توجهی کاهش دهد، ولی حاشیـه سود به شکل قابل ملاحظه‌ای تحت تأثیر قرار گرفت. چون درآمد سریع‌تر از مخارج با کاهش روبرو شد.

    حاشیه سود ناخالصحاشیه سود عملیاتیحاشیه سود خالص

    Profit Margin

    حاشیه سود خالص و ناخالص
    حاشیه سود خالص و ناخالص

    دیدگاهی بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *