تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟
تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

در آموزش‌های پیشین از مجموعه بورس و بازار سرمایه مجله فرادرس، در مطالبی با عنوان «آموزش بورس رایگان | گام به گام برای همه | به زبان ساده» و «بورس چیست ؟ آموزش بورس (+ دانلود فیلم آموزش رایگان)» مفاهیم بازار بورس و اصطلاحات رایج آن را بیان کردیم. همچنین در مطلب «آموزش تحلیل تکنیکال بورس رایگان (+ دانلود فیلم آموزش رایگان)» با تحلیل تکنیکال آشنا شدیم و گفتیم که نظریه امواج الیوت یکی از ابزارهای آن است. در این آموزش «امواج الیوت» (Elliott Wave) را معرفی می‌کنیم.

«رالف نلسون الیوت» (Ralph Nelson Elliott) در دهه 1930 نظریه امواج الیوت را توسعه داد. الیوت معتقد بود بازار بورس که تصور می‌شد رفتاری تصادفی و آشوبناک دارد، در حقیقت از الگوهایی تکراری تبعیت می‌کند.

نظریه امواج الیوت در حقیقت برای توصیف حرکات قیمت در بازارهای مالی ارائه شده است. بدین صورت که در حرکات قیمت سهام و در رفتار معامله‌گران می‌توان امواج را مشخص کرد. سرمایه‌گذاران در تلاش برای سودآوری از روند بازار به نوعی «سوار بر موج» هستند. برای مثال، یک حرکت بزرگ توسط صاحبان خانه برای جایگزینی مستأجران فعلی خود با مستأجران جدید که شرایط بهتری دارند، به عنوان یک «موج تأمین مالی مجدد» عمل می‌کند.

الیوت پس از آنکه مجبور شد به دلیل بیماری بازنشسته شود، وقتش را به تحلیل بازار اختصاص داد. او در 75 سالگی مطالعات خود را روی نمودارهای شاخص سالانه، ماهانه، هفتگی و روزانه موجود و نمودارهای ساعتی و نیم‌ساعتی که خودش ساخته بود، آغاز کرد. الیوت قواعد خاص حاکم بر نحوه شناسایی، پیش‌بینی و سرمایه‌گذاری در این الگوهای امواج را تشریح کرد. این کتاب‌ها، مقاله‌ها و نامه‌ها در مجموعه‌ای به نام “R.N. Elliott’s Masterworks” در سال 1994 چاپ شده است. «الیوت وِیو اینترنشنال» (Elliott Wave International) بزرگترین شرکت مستقل تجزیه و تحلیل مالی و پیش‌بینی بازار در جهان است که تجزیه و تحلیل و پیش‌بینی بازار در آن، بر اساس مدل الیوت انجام می‌شود.

تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

البته الیوت متوجه این نکته بود که این الگوها هیچ قطعیت کاملی در مورد حرکت قیمت‌های آینده ندارند، بلکه تنها به تحلیل بازار آینده کمک می‌کنند. در واقع، از امواج الیوت می‌توان در ارتباط با سایر روش‌های تحلیل تکنیکال از جمله شاخص‌های تکنیکال، برای شناسایی فرصت‌های خاص خرید و فروش استفاده کرد. معامله‌گران ممکن است در یک زمان مشخص تعابیر مختلفی از ساختار امواج الیوت در یک بازار داشته باشند.

الیوت بیان کرد که روند در قیمت‌های مالی ناشی از روانشناسی غالب سرمایه‌گذاران است. وی دریافت که نوسان‌ها در روانشناسی جمعی همیشه در همان الگوهای تکراری فراکتال یا «امواج» در بازارهای مالی ظاهر می‌شود. نظریه الیوت تا حدودی به «نظریه داو» (Dow Theory) شباهت دارد، زیرا هر دو می‌گویند که قیمت سهام در قالب امواج حرکت می‌کند. از آنجا که الیوت ماهیت «فراکتالی» بازارها را نیز به رسمیت شناخت، توانست جزئیات بیشتری را تجزیه و تحلیل کند. فرکتال‌ها ساختارهایی ریاضی هستند که در مقیاس‌های کوچک‌تر بی‌نهایت بار تکرار می‌شوند. الیوت کشف کرد که ساختار الگوهای قیمت سهام بورس به همان گونه است. وی سپس شروع به بررسی این موضوع کرد چگونه می‌توان از این الگوهای تکراری به عنوان شاخص‌های پیش‌بینی کننده بازار آینده استفاده کرد.

برای آشنایی با این ابزار تکنیکال جذاب، می‌توانید فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را نیز مشاهده کنید. در این فیلم آموزشی، نظریه اموج الیوت با شروع از سطح پایه تدریس شده و کاربرد آن در عمل مورد بررسی قرار گرفته است. از طریق لینک زیر می‌توانید این فیلم آموزشی را مشاهده کنید.

برای مشاهده فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال + اینجا کلیک کنید.

الیوت پیش‌بینی‌های دقیقی از بورس سهام را مبتنی بر ویژگی‌های قابل اعتماد و کشف شده در الگوهای امواج انجام داد. طبق نظریه الیوت، یک «موج انگیزشی» (Motive Wave)، که در کل در جهت روند بزرگ‌تر حرکت می‌کند، همیشه در الگوی خود پنج موج دارد. از سوی دیگر، «موج اصلاحی» (Corrective Wave) در جهت مخالف روند اصلی است و سه موج دارد. همچنین، الگوها خود را در مقیاس‌های همیشه کوچک‌تری به نام «اینفینیتوم» (Infinitum) تکرار می‌کنند.

  • tsetmc.com خودرو
  • در بازارهای مالی‌، می‌دانیم که «آنچه بالا می‌رود، باید پایین بیاید»، زیرا حرکت قیمت بالا یا پایین همیشه با یک حرکت مخالف دنبال می‌شود. رفتار قیمت نیز به انگیزش‌ها و اصلاح‌ها تقسیم می‌شود. روندهای انگیزشی جهت اصلی قیمت‌ها را نشان می‌دهند، در حالی که اصلاحات در خلاف جهت روند اصلی حرکت می‌کند.

    نظریه امواج الیوت به صورت زیر تبیین می‌شود:

    نمودار زیر را در نظر بگیرید که از هشت موج با برچسب‌های 1، 2، 3، 4، 5، B ،A و C تشکیل شده است (پنج موج رو به بالا (در جهت روند اصلی) و سه موج رو به پایین) .

    امواج 1، 2، 3، 4 و 5 انگیزش را تشکیل می‌دهند و امواج B ،A و C تشکیل دهنده اصلاح هستند. پنج موج مربوط فاز انگیزشی، به نوبه خود، موج 1 را درجه بعدی بزرگ‌تر شکل می‌دهند و سه موج اصلاحی نیز تشکیل دهنده موج 2 درجه بزرگ‌تر بعدی هستند. شکل زیر، به خوبی ماهیت فراکتالی امواج را نشان می‌دهد.

    موج اصلاحی به طور معمول دارای سه حرکت مشخص است: دو حرکت در جهت اصلاح اصلی (A و C) و دیگری در مقابل آن (B). امواج 2 و 4 در تصویر بالا اصلاح هستند. ساختار امواج اصلاحی به طور معمول به صورت شکل زیر است.

    توجه داشته باشید که در تصویر بالا، امواج A و C در جهت روند در یک درجه بزرگ‌تر حرکت می‌کنند و بنابراین، انگیزشی هستند و از پنج موج تشکیل شده‌اند. در مقابل، موج B مخالف روند اصلی است و بنابراین اصلاحی است و از سه موج تشکیل شده است. تشکیل موج انگیزشی، و به دنبال آن موج اصلاحی، درجه موج الیوت را تشکیل می‌دهد که از روندها و تقابل‌ها تشکیل شده است.

    همان‌طور که از الگوهای تصویر بالا مشاهده می‌کنید، پنج موج همیشه به سمت بالا حرکت نمی‌کنند و به طور مشابه، سه موج همیشه به سمت پایین حرکت نخواهند کرد. این روند اصلی صعودی یا نزولی است که جهت امواج را مشخص می‌کند.

    طبق نظریه امواج الیوت، امواج را می‌توان در ۹ درجه و از بزرگ‌ترین به کوچک‌ترین، به صورت زیر دسته‌بندی کرد:

    به دلیل ماهیت فراکتالی امواج الیوت، همواره امواج بزرگ‌تر و کوچک‌تری از موارد بالا وجود دارد. برای استفاده از این نظریه در معاملات، یک معامله‌گر می‌تواند یک موج انگیزشی با روند صعودی را مشخص کند، در ابتدای روند سهم مورد نظر را بخرد و در موقعیت مناسب، بعد از تکمیل الگوی پنج موج آن را بفروشد.

    در هر زمان، ممکن است بازار در الگوی اصلی پنج موج قرار داشته باشد و از آنجا که الگوی پنج موج شکل اصلی روند بازار است، تمام الگوهای دیگر را نیز تحت تأثیر آن هستند.

    «قوانین» خاصی وجود دارد که حاکم بر الگوی پنج موج است. این سه قانون به شرح زیر هستند:

    در ساده‌ترین شکل، نمودار هفتگی سهام شرکت «اپل» (Apple) نمونه‌ای از الگوی پنج موج است. البته، این بدین معنا نیست که مرحله جدید اصلاحی در حال رخ دادن است. ورود به اصلاح به اندازه موج پنجم بستگی دارد و با توجه به رابطه نظریه امواج الیوت و سطوح فیبوناچی می‌توان به طور دقیق‌تر آن را بررسی کرد.

    در این آموزش، گفتیم که نظریه امواج الیوت بیان می‌کند روند بازار یک الگوی تکراری و به بیان بهتر فراکتالی دارد. هر یک از امواج الیوت با درجات مختلف تکرار می‌شوند و یک چرخه کامل موج در واقع از هشت موج تشکیل شده است. این هشت موج دو مرحله یا فاز را تشکیل می‌دهند: (1) فاز انگیزشی که پنج موج است و (2) یک فاز اصلاحی که سه موج دارد. به دلیل ماهیت فراکتالی بازار، هر فاز خود یک موج است.

    امواج فاز انگیزشی معمولاً با اعداد ۱ تا ۵ نشان داده می‌شوند. موج اصلاحی نیز معمولاً توسط حروف A و B و C نشان داده می‌شود. بسته به روند اصلی حرکت، فازهای انگیزشی و اصلاحی می‌توانند صعودی یا نزولی باشند.

    برای آشنایی بیشتر با تحلیل امواج الیوت، پیشنهاد می‌کنیم فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را مشاهده کنید. این آموزش ۵ ساعت و ۵۵ دقیقه‌ای در پنج درس تدوین شده است. در درس اول، مقدمه‌‌ای بر امواج الیوت در تحلیل تکنیکال ارائه شده و مفاهیمی مانند تئوری داو، تئوری آشوب، فراکتال‌ها، تک موج‌ها و درجه موج بیان شده است. درس دوم این آموزش مربوط به شناسایی فاز انگیزشی و درس سوم مربوط به شناسایی فاز اصلاحی در روند حرکت قیمت سهم است. قواعد مربوط به امواج الیوت نیز در درس چهارم مورد بحث قرار گرفته‌اند. نسبت‌های فیبوناچی در الیوت نیز موضوع درس پنجم است. در نهایت، فصل ششم به جمع‌بندی مطالب اختصاص یافته است.

    همانطور که در ابتدای مطلب نیز اشاره شد، پیش از این در مجله فرادرس به مبحث تحلیل تکنیکال و ضرورت یادگیری آن برای حضور در بازار بورس و سرمایه پرداخته بودیم. در این نوشتار نیز، سعی کردیم به صورت خلاصه یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال، یعنی امواج الیوت را معرفی کنیم. در همین راستا، مروری داشتیم بر تاریخچه امواج الیوت و بعد از آن نیز به ترتیب الگو، درجه و قواعد مرتبط به این مبحث را مرور کردیم.

    اگر شما نیز در این رابطه دیدگاهی دارید یا پرسشی در ذهن‌تان است که بی‌پاسخ مانده، آن را از طریق بخش نظرات در ادامه صفحه با ما و سایر خوانندگان مجله فرادرس مطرح کنید. بدیهی است که نظرات و پرسش‌های شما سبب خواهند شد تا این مطلب به مرور زمان کامل‌تر و بهتر شود.

    برای یادگیری بهتر مباحث بورس اوراق بهادار به شما توصیه می‌کنیم مطالب مجله فرادرس در این زمینه را به ترتیب زیر مطالعه کنید:

    اگر علاقه‌مند به یادگیری مباحث مشابه مطلب بالا هستید، آموزش‌هایی که در ادامه آمده‌اند نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

    ^^

    سید سراج حمیدی (+)

    سید سراج حمیدی دانش‌آموخته مهندسی برق است و به ریاضیات و زبان و ادبیات فارسی علاقه دارد. او آموزش‌های مهندسی برق، ریاضیات و ادبیات مجله فرادرس را می‌نویسد.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    بر اساس رای 85 نفر

    آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

    سلام
    ممنون از این همه زحمت بابت مطلب خوبتون
    چند سوال
    ۱- سبک های الیوتی تفاوت بنیادین باهم دارن؟ یعنی مثلا سبک ماینر و نئو خیلی تفاوت ساختاری دارن؟
    ۲-, آیا کسی که یه سبک و یاد گرفت از درک سبک همتراز برمیاد یا نیاز به دوره های جدید ولی سبک ها هست؟
    ۳ کدوم سبک و استارت بزنم به نظرتون؟
    موندم کدوم و سبک و شروع کنم و نکنه سال دیگش پشیمون بشم چرا نرفتم اون یکی سبک نمی دونم تونستم دغدغم را بیان کنم یا نه
    ممنون

    سلام.در توضیح امواج الیوت از مثالهای تصویری بیشتری که الان در نمودارهای واقعی وجود دارد استفاده کنید.دیگر اینکه این مطالب نسبت به تمام بازارهای مالی جهانی کاربرد دارد؟

    سلام. نظریه امواج الیوت مربوط به روند قیمت ناشی از رفتار معامله‌گران است و برای هر بازار مالی می‌توان از آن استفاده کرد. البته باید سایر ابزارهای تحلیل را نیز در کنار آن به کار برد.
    از همراهی‌تان با مجله فرادرس خوشحالیم.

    سلام.
    درجه مذکور به متن اضافه شد.
    از همراهی و بازخوردتان سپاسگزاریم.

    با سلام بنده میخواستم یک پکیج کامل از اموزش بورس شامل اموزش تحلیل تکنیکال و فاندامنتال امواج الیوت تابلوخوانی و … از سطح مبتدی تا پیشرفته رو داشته باشم که هم صوتی و تصویری باشه و هم متنی لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید با تشکر

    سلام.
    برای یادگیری بورس از سطح مبتدی تا پیشرفته، پیشنهاد می‌کنیم «مجموعه آموزش‌های بورس و تحلیل تکنیکال | مقدماتی تا پیشرفته» را مشاهده کنید. این مجموعه شامل عناوین آموزشی متنوعی از قبیل ورود به بورس و شروع معامله، سامانه کدال، نوسان‌گیری، فیلترنویسی، تحلیل تکنیکال، امواج الیوت و… است. همچنین، در کنار ویدیوهای آموزشی این مجموعه، فایل متنی مدرس نیز در اختیار شما قرار می‌گیرد.
    از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید، خوشحالیم.

    سلام در بررسی امواج الیوت از نمودار تعدیل شده استفاده کنیم یا تعدیل نشده ؟

    سلام.
    در این مورد معمولاً از نمودار تعدیل شده استفاده می‌شود.
    از همراهی شما با مجله فرادرس خوشحالیم.

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سازمان علمی و آموزشی «فرادرس» (Faradars) از قدیمی‌ترین وب‌سایت‌های یادگیری آنلاین است که توانسته طی بیش از ده سال فعالیت خود بالغ بر ۱۲۰۰۰ ساعت آموزش ویدیویی در قالب فراتر از ۲۰۰۰ عنوان علمی، مهارتی و کاربردی را منتشر کند و به بزرگترین پلتفرم آموزشی ایران مبدل شود.

    فرادرس با پایبندی به شعار «دانش در دسترس همه، همیشه و همه جا» با همکاری بیش از ۱۸۰۰ مدرس برجسته در زمینه‌های علمی گوناگون از جمله آمار و داده‌کاوی، هوش مصنوعی، برنامه‌نویسی، طراحی و گرافیک کامپیوتری، آموزش‌های دانشگاهی و تخصصی، آموزش نرم‌افزارهای گوناگون، دروس رسمی دبیرستان و پیش دانشگاهی، آموزش‌های دانش‌آموزی و نوجوانان، آموزش زبان‌های خارجی، مهندسی برق، الکترونیک و رباتیک، مهندسی کنترل، مهندسی مکانیک، مهندسی شیمی، مهندسی صنایع، مهندسی معماری و مهندسی عمران توانسته بستری را فراهم کند تا افراد با شرایط مختلف زمانی، مکانی و جسمانی بتوانند با بهره‌گیری از آموزش‌های با کیفیت، به روز و مهارت‌محور همواره به یادگیری بپردازند. شما هم با پیوستن به جمع بزرگ و بالغ بر ۶۰۰ هزار نفری دانشجویان و دانش‌آموزان فرادرس و با بهره‌گیری از آموزش‌های آن، می‌توانید تجربه‌ای متفاوت از علم و مهارت‌آموزی داشته باشید.
    مشاهده بیشتر

    هر گونه بهره‌گیری از مطالب مجله فرادرس به معنی پذیرش شرایط استفاده از آن بوده و کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب، تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.

    © فرادرس ۱۴۰۰


    امواج الیوت+pdfDownloads-icon

    در آموزش‌های پیشین از مجموعه بورس و بازار سرمایه مجله فرادرس، در مطالبی با عنوان «آموزش بورس رایگان | گام به گام برای همه | به زبان ساده» و «بورس چیست ؟ آموزش بورس (+ دانلود فیلم آموزش رایگان)» مفاهیم بازار بورس و اصطلاحات رایج آن را بیان کردیم. همچنین در مطلب «آموزش تحلیل تکنیکال بورس رایگان (+ دانلود فیلم آموزش رایگان)» با تحلیل تکنیکال آشنا شدیم و گفتیم که نظریه امواج الیوت یکی از ابزارهای آن است. در این آموزش «امواج الیوت» (Elliott Wave) را معرفی می‌کنیم.

    «رالف نلسون الیوت» (Ralph Nelson Elliott) در دهه 1930 نظریه امواج الیوت را توسعه داد. الیوت معتقد بود بازار بورس که تصور می‌شد رفتاری تصادفی و آشوبناک دارد، در حقیقت از الگوهایی تکراری تبعیت می‌کند.

    نظریه امواج الیوت در حقیقت برای توصیف حرکات قیمت در بازارهای مالی ارائه شده است. بدین صورت که در حرکات قیمت سهام و در رفتار معامله‌گران می‌توان امواج را مشخص کرد. سرمایه‌گذاران در تلاش برای سودآوری از روند بازار به نوعی «سوار بر موج» هستند. برای مثال، یک حرکت بزرگ توسط صاحبان خانه برای جایگزینی مستأجران فعلی خود با مستأجران جدید که شرایط بهتری دارند، به عنوان یک «موج تأمین مالی مجدد» عمل می‌کند.

    الیوت پس از آنکه مجبور شد به دلیل بیماری بازنشسته شود، وقتش را به تحلیل بازار اختصاص داد. او در 75 سالگی مطالعات خود را روی نمودارهای شاخص سالانه، ماهانه، هفتگی و روزانه موجود و نمودارهای ساعتی و نیم‌ساعتی که خودش ساخته بود، آغاز کرد. الیوت قواعد خاص حاکم بر نحوه شناسایی، پیش‌بینی و سرمایه‌گذاری در این الگوهای امواج را تشریح کرد. این کتاب‌ها، مقاله‌ها و نامه‌ها در مجموعه‌ای به نام “R.N. Elliott’s Masterworks” در سال 1994 چاپ شده است. «الیوت وِیو اینترنشنال» (Elliott Wave International) بزرگترین شرکت مستقل تجزیه و تحلیل مالی و پیش‌بینی بازار در جهان است که تجزیه و تحلیل و پیش‌بینی بازار در آن، بر اساس مدل الیوت انجام می‌شود.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    البته الیوت متوجه این نکته بود که این الگوها هیچ قطعیت کاملی در مورد حرکت قیمت‌های آینده ندارند، بلکه تنها به تحلیل بازار آینده کمک می‌کنند. در واقع، از امواج الیوت می‌توان در ارتباط با سایر روش‌های تحلیل تکنیکال از جمله شاخص‌های تکنیکال، برای شناسایی فرصت‌های خاص خرید و فروش استفاده کرد. معامله‌گران ممکن است در یک زمان مشخص تعابیر مختلفی از ساختار امواج الیوت در یک بازار داشته باشند.

    الیوت بیان کرد که روند در قیمت‌های مالی ناشی از روانشناسی غالب سرمایه‌گذاران است. وی دریافت که نوسان‌ها در روانشناسی جمعی همیشه در همان الگوهای تکراری فراکتال یا «امواج» در بازارهای مالی ظاهر می‌شود. نظریه الیوت تا حدودی به «نظریه داو» (Dow Theory) شباهت دارد، زیرا هر دو می‌گویند که قیمت سهام در قالب امواج حرکت می‌کند. از آنجا که الیوت ماهیت «فراکتالی» بازارها را نیز به رسمیت شناخت، توانست جزئیات بیشتری را تجزیه و تحلیل کند. فرکتال‌ها ساختارهایی ریاضی هستند که در مقیاس‌های کوچک‌تر بی‌نهایت بار تکرار می‌شوند. الیوت کشف کرد که ساختار الگوهای قیمت سهام بورس به همان گونه است. وی سپس شروع به بررسی این موضوع کرد چگونه می‌توان از این الگوهای تکراری به عنوان شاخص‌های پیش‌بینی کننده بازار آینده استفاده کرد.

    برای آشنایی با این ابزار تکنیکال جذاب، می‌توانید فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را نیز مشاهده کنید. در این فیلم آموزشی، نظریه اموج الیوت با شروع از سطح پایه تدریس شده و کاربرد آن در عمل مورد بررسی قرار گرفته است. از طریق لینک زیر می‌توانید این فیلم آموزشی را مشاهده کنید.

    برای مشاهده فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال + اینجا کلیک کنید.

    الیوت پیش‌بینی‌های دقیقی از بورس سهام را مبتنی بر ویژگی‌های قابل اعتماد و کشف شده در الگوهای امواج انجام داد. طبق نظریه الیوت، یک «موج انگیزشی» (Motive Wave)، که در کل در جهت روند بزرگ‌تر حرکت می‌کند، همیشه در الگوی خود پنج موج دارد. از سوی دیگر، «موج اصلاحی» (Corrective Wave) در جهت مخالف روند اصلی است و سه موج دارد. همچنین، الگوها خود را در مقیاس‌های همیشه کوچک‌تری به نام «اینفینیتوم» (Infinitum) تکرار می‌کنند.

  • صندوق دارا یکم
  • در بازارهای مالی‌، می‌دانیم که «آنچه بالا می‌رود، باید پایین بیاید»، زیرا حرکت قیمت بالا یا پایین همیشه با یک حرکت مخالف دنبال می‌شود. رفتار قیمت نیز به انگیزش‌ها و اصلاح‌ها تقسیم می‌شود. روندهای انگیزشی جهت اصلی قیمت‌ها را نشان می‌دهند، در حالی که اصلاحات در خلاف جهت روند اصلی حرکت می‌کند.

    نظریه امواج الیوت به صورت زیر تبیین می‌شود:

    نمودار زیر را در نظر بگیرید که از هشت موج با برچسب‌های 1، 2، 3، 4، 5، B ،A و C تشکیل شده است (پنج موج رو به بالا (در جهت روند اصلی) و سه موج رو به پایین) .

    امواج 1، 2، 3، 4 و 5 انگیزش را تشکیل می‌دهند و امواج B ،A و C تشکیل دهنده اصلاح هستند. پنج موج مربوط فاز انگیزشی، به نوبه خود، موج 1 را درجه بعدی بزرگ‌تر شکل می‌دهند و سه موج اصلاحی نیز تشکیل دهنده موج 2 درجه بزرگ‌تر بعدی هستند. شکل زیر، به خوبی ماهیت فراکتالی امواج را نشان می‌دهد.

    موج اصلاحی به طور معمول دارای سه حرکت مشخص است: دو حرکت در جهت اصلاح اصلی (A و C) و دیگری در مقابل آن (B). امواج 2 و 4 در تصویر بالا اصلاح هستند. ساختار امواج اصلاحی به طور معمول به صورت شکل زیر است.

    توجه داشته باشید که در تصویر بالا، امواج A و C در جهت روند در یک درجه بزرگ‌تر حرکت می‌کنند و بنابراین، انگیزشی هستند و از پنج موج تشکیل شده‌اند. در مقابل، موج B مخالف روند اصلی است و بنابراین اصلاحی است و از سه موج تشکیل شده است. تشکیل موج انگیزشی، و به دنبال آن موج اصلاحی، درجه موج الیوت را تشکیل می‌دهد که از روندها و تقابل‌ها تشکیل شده است.

    همان‌طور که از الگوهای تصویر بالا مشاهده می‌کنید، پنج موج همیشه به سمت بالا حرکت نمی‌کنند و به طور مشابه، سه موج همیشه به سمت پایین حرکت نخواهند کرد. این روند اصلی صعودی یا نزولی است که جهت امواج را مشخص می‌کند.

    طبق نظریه امواج الیوت، امواج را می‌توان در ۹ درجه و از بزرگ‌ترین به کوچک‌ترین، به صورت زیر دسته‌بندی کرد:

    به دلیل ماهیت فراکتالی امواج الیوت، همواره امواج بزرگ‌تر و کوچک‌تری از موارد بالا وجود دارد. برای استفاده از این نظریه در معاملات، یک معامله‌گر می‌تواند یک موج انگیزشی با روند صعودی را مشخص کند، در ابتدای روند سهم مورد نظر را بخرد و در موقعیت مناسب، بعد از تکمیل الگوی پنج موج آن را بفروشد.

    در هر زمان، ممکن است بازار در الگوی اصلی پنج موج قرار داشته باشد و از آنجا که الگوی پنج موج شکل اصلی روند بازار است، تمام الگوهای دیگر را نیز تحت تأثیر آن هستند.

    «قوانین» خاصی وجود دارد که حاکم بر الگوی پنج موج است. این سه قانون به شرح زیر هستند:

    در ساده‌ترین شکل، نمودار هفتگی سهام شرکت «اپل» (Apple) نمونه‌ای از الگوی پنج موج است. البته، این بدین معنا نیست که مرحله جدید اصلاحی در حال رخ دادن است. ورود به اصلاح به اندازه موج پنجم بستگی دارد و با توجه به رابطه نظریه امواج الیوت و سطوح فیبوناچی می‌توان به طور دقیق‌تر آن را بررسی کرد.

    در این آموزش، گفتیم که نظریه امواج الیوت بیان می‌کند روند بازار یک الگوی تکراری و به بیان بهتر فراکتالی دارد. هر یک از امواج الیوت با درجات مختلف تکرار می‌شوند و یک چرخه کامل موج در واقع از هشت موج تشکیل شده است. این هشت موج دو مرحله یا فاز را تشکیل می‌دهند: (1) فاز انگیزشی که پنج موج است و (2) یک فاز اصلاحی که سه موج دارد. به دلیل ماهیت فراکتالی بازار، هر فاز خود یک موج است.

    امواج فاز انگیزشی معمولاً با اعداد ۱ تا ۵ نشان داده می‌شوند. موج اصلاحی نیز معمولاً توسط حروف A و B و C نشان داده می‌شود. بسته به روند اصلی حرکت، فازهای انگیزشی و اصلاحی می‌توانند صعودی یا نزولی باشند.

    برای آشنایی بیشتر با تحلیل امواج الیوت، پیشنهاد می‌کنیم فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را مشاهده کنید. این آموزش ۵ ساعت و ۵۵ دقیقه‌ای در پنج درس تدوین شده است. در درس اول، مقدمه‌‌ای بر امواج الیوت در تحلیل تکنیکال ارائه شده و مفاهیمی مانند تئوری داو، تئوری آشوب، فراکتال‌ها، تک موج‌ها و درجه موج بیان شده است. درس دوم این آموزش مربوط به شناسایی فاز انگیزشی و درس سوم مربوط به شناسایی فاز اصلاحی در روند حرکت قیمت سهم است. قواعد مربوط به امواج الیوت نیز در درس چهارم مورد بحث قرار گرفته‌اند. نسبت‌های فیبوناچی در الیوت نیز موضوع درس پنجم است. در نهایت، فصل ششم به جمع‌بندی مطالب اختصاص یافته است.

    همانطور که در ابتدای مطلب نیز اشاره شد، پیش از این در مجله فرادرس به مبحث تحلیل تکنیکال و ضرورت یادگیری آن برای حضور در بازار بورس و سرمایه پرداخته بودیم. در این نوشتار نیز، سعی کردیم به صورت خلاصه یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال، یعنی امواج الیوت را معرفی کنیم. در همین راستا، مروری داشتیم بر تاریخچه امواج الیوت و بعد از آن نیز به ترتیب الگو، درجه و قواعد مرتبط به این مبحث را مرور کردیم.

    اگر شما نیز در این رابطه دیدگاهی دارید یا پرسشی در ذهن‌تان است که بی‌پاسخ مانده، آن را از طریق بخش نظرات در ادامه صفحه با ما و سایر خوانندگان مجله فرادرس مطرح کنید. بدیهی است که نظرات و پرسش‌های شما سبب خواهند شد تا این مطلب به مرور زمان کامل‌تر و بهتر شود.

    برای یادگیری بهتر مباحث بورس اوراق بهادار به شما توصیه می‌کنیم مطالب مجله فرادرس در این زمینه را به ترتیب زیر مطالعه کنید:

    اگر علاقه‌مند به یادگیری مباحث مشابه مطلب بالا هستید، آموزش‌هایی که در ادامه آمده‌اند نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

    ^^

    سید سراج حمیدی (+)

    سید سراج حمیدی دانش‌آموخته مهندسی برق است و به ریاضیات و زبان و ادبیات فارسی علاقه دارد. او آموزش‌های مهندسی برق، ریاضیات و ادبیات مجله فرادرس را می‌نویسد.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    بر اساس رای 85 نفر

    آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

    سلام
    ممنون از این همه زحمت بابت مطلب خوبتون
    چند سوال
    ۱- سبک های الیوتی تفاوت بنیادین باهم دارن؟ یعنی مثلا سبک ماینر و نئو خیلی تفاوت ساختاری دارن؟
    ۲-, آیا کسی که یه سبک و یاد گرفت از درک سبک همتراز برمیاد یا نیاز به دوره های جدید ولی سبک ها هست؟
    ۳ کدوم سبک و استارت بزنم به نظرتون؟
    موندم کدوم و سبک و شروع کنم و نکنه سال دیگش پشیمون بشم چرا نرفتم اون یکی سبک نمی دونم تونستم دغدغم را بیان کنم یا نه
    ممنون

    سلام.در توضیح امواج الیوت از مثالهای تصویری بیشتری که الان در نمودارهای واقعی وجود دارد استفاده کنید.دیگر اینکه این مطالب نسبت به تمام بازارهای مالی جهانی کاربرد دارد؟

    سلام. نظریه امواج الیوت مربوط به روند قیمت ناشی از رفتار معامله‌گران است و برای هر بازار مالی می‌توان از آن استفاده کرد. البته باید سایر ابزارهای تحلیل را نیز در کنار آن به کار برد.
    از همراهی‌تان با مجله فرادرس خوشحالیم.

    سلام.
    درجه مذکور به متن اضافه شد.
    از همراهی و بازخوردتان سپاسگزاریم.

    با سلام بنده میخواستم یک پکیج کامل از اموزش بورس شامل اموزش تحلیل تکنیکال و فاندامنتال امواج الیوت تابلوخوانی و … از سطح مبتدی تا پیشرفته رو داشته باشم که هم صوتی و تصویری باشه و هم متنی لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید با تشکر

    سلام.
    برای یادگیری بورس از سطح مبتدی تا پیشرفته، پیشنهاد می‌کنیم «مجموعه آموزش‌های بورس و تحلیل تکنیکال | مقدماتی تا پیشرفته» را مشاهده کنید. این مجموعه شامل عناوین آموزشی متنوعی از قبیل ورود به بورس و شروع معامله، سامانه کدال، نوسان‌گیری، فیلترنویسی، تحلیل تکنیکال، امواج الیوت و… است. همچنین، در کنار ویدیوهای آموزشی این مجموعه، فایل متنی مدرس نیز در اختیار شما قرار می‌گیرد.
    از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید، خوشحالیم.

    سلام در بررسی امواج الیوت از نمودار تعدیل شده استفاده کنیم یا تعدیل نشده ؟

    سلام.
    در این مورد معمولاً از نمودار تعدیل شده استفاده می‌شود.
    از همراهی شما با مجله فرادرس خوشحالیم.

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سازمان علمی و آموزشی «فرادرس» (Faradars) از قدیمی‌ترین وب‌سایت‌های یادگیری آنلاین است که توانسته طی بیش از ده سال فعالیت خود بالغ بر ۱۲۰۰۰ ساعت آموزش ویدیویی در قالب فراتر از ۲۰۰۰ عنوان علمی، مهارتی و کاربردی را منتشر کند و به بزرگترین پلتفرم آموزشی ایران مبدل شود.

    فرادرس با پایبندی به شعار «دانش در دسترس همه، همیشه و همه جا» با همکاری بیش از ۱۸۰۰ مدرس برجسته در زمینه‌های علمی گوناگون از جمله آمار و داده‌کاوی، هوش مصنوعی، برنامه‌نویسی، طراحی و گرافیک کامپیوتری، آموزش‌های دانشگاهی و تخصصی، آموزش نرم‌افزارهای گوناگون، دروس رسمی دبیرستان و پیش دانشگاهی، آموزش‌های دانش‌آموزی و نوجوانان، آموزش زبان‌های خارجی، مهندسی برق، الکترونیک و رباتیک، مهندسی کنترل، مهندسی مکانیک، مهندسی شیمی، مهندسی صنایع، مهندسی معماری و مهندسی عمران توانسته بستری را فراهم کند تا افراد با شرایط مختلف زمانی، مکانی و جسمانی بتوانند با بهره‌گیری از آموزش‌های با کیفیت، به روز و مهارت‌محور همواره به یادگیری بپردازند. شما هم با پیوستن به جمع بزرگ و بالغ بر ۶۰۰ هزار نفری دانشجویان و دانش‌آموزان فرادرس و با بهره‌گیری از آموزش‌های آن، می‌توانید تجربه‌ای متفاوت از علم و مهارت‌آموزی داشته باشید.
    مشاهده بیشتر

    هر گونه بهره‌گیری از مطالب مجله فرادرس به معنی پذیرش شرایط استفاده از آن بوده و کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب، تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.

    © فرادرس ۱۴۰۰


    امواج الیوت+pdfDownloads-icon

    در آموزش‌های پیشین از مجموعه بورس و بازار سرمایه مجله فرادرس، در مطالبی با عنوان «آموزش بورس رایگان | گام به گام برای همه | به زبان ساده» و «بورس چیست ؟ آموزش بورس (+ دانلود فیلم آموزش رایگان)» مفاهیم بازار بورس و اصطلاحات رایج آن را بیان کردیم. همچنین در مطلب «آموزش تحلیل تکنیکال بورس رایگان (+ دانلود فیلم آموزش رایگان)» با تحلیل تکنیکال آشنا شدیم و گفتیم که نظریه امواج الیوت یکی از ابزارهای آن است. در این آموزش «امواج الیوت» (Elliott Wave) را معرفی می‌کنیم.

    «رالف نلسون الیوت» (Ralph Nelson Elliott) در دهه 1930 نظریه امواج الیوت را توسعه داد. الیوت معتقد بود بازار بورس که تصور می‌شد رفتاری تصادفی و آشوبناک دارد، در حقیقت از الگوهایی تکراری تبعیت می‌کند.

    نظریه امواج الیوت در حقیقت برای توصیف حرکات قیمت در بازارهای مالی ارائه شده است. بدین صورت که در حرکات قیمت سهام و در رفتار معامله‌گران می‌توان امواج را مشخص کرد. سرمایه‌گذاران در تلاش برای سودآوری از روند بازار به نوعی «سوار بر موج» هستند. برای مثال، یک حرکت بزرگ توسط صاحبان خانه برای جایگزینی مستأجران فعلی خود با مستأجران جدید که شرایط بهتری دارند، به عنوان یک «موج تأمین مالی مجدد» عمل می‌کند.

    الیوت پس از آنکه مجبور شد به دلیل بیماری بازنشسته شود، وقتش را به تحلیل بازار اختصاص داد. او در 75 سالگی مطالعات خود را روی نمودارهای شاخص سالانه، ماهانه، هفتگی و روزانه موجود و نمودارهای ساعتی و نیم‌ساعتی که خودش ساخته بود، آغاز کرد. الیوت قواعد خاص حاکم بر نحوه شناسایی، پیش‌بینی و سرمایه‌گذاری در این الگوهای امواج را تشریح کرد. این کتاب‌ها، مقاله‌ها و نامه‌ها در مجموعه‌ای به نام “R.N. Elliott’s Masterworks” در سال 1994 چاپ شده است. «الیوت وِیو اینترنشنال» (Elliott Wave International) بزرگترین شرکت مستقل تجزیه و تحلیل مالی و پیش‌بینی بازار در جهان است که تجزیه و تحلیل و پیش‌بینی بازار در آن، بر اساس مدل الیوت انجام می‌شود.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    البته الیوت متوجه این نکته بود که این الگوها هیچ قطعیت کاملی در مورد حرکت قیمت‌های آینده ندارند، بلکه تنها به تحلیل بازار آینده کمک می‌کنند. در واقع، از امواج الیوت می‌توان در ارتباط با سایر روش‌های تحلیل تکنیکال از جمله شاخص‌های تکنیکال، برای شناسایی فرصت‌های خاص خرید و فروش استفاده کرد. معامله‌گران ممکن است در یک زمان مشخص تعابیر مختلفی از ساختار امواج الیوت در یک بازار داشته باشند.

    الیوت بیان کرد که روند در قیمت‌های مالی ناشی از روانشناسی غالب سرمایه‌گذاران است. وی دریافت که نوسان‌ها در روانشناسی جمعی همیشه در همان الگوهای تکراری فراکتال یا «امواج» در بازارهای مالی ظاهر می‌شود. نظریه الیوت تا حدودی به «نظریه داو» (Dow Theory) شباهت دارد، زیرا هر دو می‌گویند که قیمت سهام در قالب امواج حرکت می‌کند. از آنجا که الیوت ماهیت «فراکتالی» بازارها را نیز به رسمیت شناخت، توانست جزئیات بیشتری را تجزیه و تحلیل کند. فرکتال‌ها ساختارهایی ریاضی هستند که در مقیاس‌های کوچک‌تر بی‌نهایت بار تکرار می‌شوند. الیوت کشف کرد که ساختار الگوهای قیمت سهام بورس به همان گونه است. وی سپس شروع به بررسی این موضوع کرد چگونه می‌توان از این الگوهای تکراری به عنوان شاخص‌های پیش‌بینی کننده بازار آینده استفاده کرد.

    برای آشنایی با این ابزار تکنیکال جذاب، می‌توانید فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را نیز مشاهده کنید. در این فیلم آموزشی، نظریه اموج الیوت با شروع از سطح پایه تدریس شده و کاربرد آن در عمل مورد بررسی قرار گرفته است. از طریق لینک زیر می‌توانید این فیلم آموزشی را مشاهده کنید.

    برای مشاهده فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال + اینجا کلیک کنید.

    الیوت پیش‌بینی‌های دقیقی از بورس سهام را مبتنی بر ویژگی‌های قابل اعتماد و کشف شده در الگوهای امواج انجام داد. طبق نظریه الیوت، یک «موج انگیزشی» (Motive Wave)، که در کل در جهت روند بزرگ‌تر حرکت می‌کند، همیشه در الگوی خود پنج موج دارد. از سوی دیگر، «موج اصلاحی» (Corrective Wave) در جهت مخالف روند اصلی است و سه موج دارد. همچنین، الگوها خود را در مقیاس‌های همیشه کوچک‌تری به نام «اینفینیتوم» (Infinitum) تکرار می‌کنند.

  • بورس نماد
  • در بازارهای مالی‌، می‌دانیم که «آنچه بالا می‌رود، باید پایین بیاید»، زیرا حرکت قیمت بالا یا پایین همیشه با یک حرکت مخالف دنبال می‌شود. رفتار قیمت نیز به انگیزش‌ها و اصلاح‌ها تقسیم می‌شود. روندهای انگیزشی جهت اصلی قیمت‌ها را نشان می‌دهند، در حالی که اصلاحات در خلاف جهت روند اصلی حرکت می‌کند.

    نظریه امواج الیوت به صورت زیر تبیین می‌شود:

    نمودار زیر را در نظر بگیرید که از هشت موج با برچسب‌های 1، 2، 3، 4، 5، B ،A و C تشکیل شده است (پنج موج رو به بالا (در جهت روند اصلی) و سه موج رو به پایین) .

    امواج 1، 2، 3، 4 و 5 انگیزش را تشکیل می‌دهند و امواج B ،A و C تشکیل دهنده اصلاح هستند. پنج موج مربوط فاز انگیزشی، به نوبه خود، موج 1 را درجه بعدی بزرگ‌تر شکل می‌دهند و سه موج اصلاحی نیز تشکیل دهنده موج 2 درجه بزرگ‌تر بعدی هستند. شکل زیر، به خوبی ماهیت فراکتالی امواج را نشان می‌دهد.

    موج اصلاحی به طور معمول دارای سه حرکت مشخص است: دو حرکت در جهت اصلاح اصلی (A و C) و دیگری در مقابل آن (B). امواج 2 و 4 در تصویر بالا اصلاح هستند. ساختار امواج اصلاحی به طور معمول به صورت شکل زیر است.

    توجه داشته باشید که در تصویر بالا، امواج A و C در جهت روند در یک درجه بزرگ‌تر حرکت می‌کنند و بنابراین، انگیزشی هستند و از پنج موج تشکیل شده‌اند. در مقابل، موج B مخالف روند اصلی است و بنابراین اصلاحی است و از سه موج تشکیل شده است. تشکیل موج انگیزشی، و به دنبال آن موج اصلاحی، درجه موج الیوت را تشکیل می‌دهد که از روندها و تقابل‌ها تشکیل شده است.

    همان‌طور که از الگوهای تصویر بالا مشاهده می‌کنید، پنج موج همیشه به سمت بالا حرکت نمی‌کنند و به طور مشابه، سه موج همیشه به سمت پایین حرکت نخواهند کرد. این روند اصلی صعودی یا نزولی است که جهت امواج را مشخص می‌کند.

    طبق نظریه امواج الیوت، امواج را می‌توان در ۹ درجه و از بزرگ‌ترین به کوچک‌ترین، به صورت زیر دسته‌بندی کرد:

    به دلیل ماهیت فراکتالی امواج الیوت، همواره امواج بزرگ‌تر و کوچک‌تری از موارد بالا وجود دارد. برای استفاده از این نظریه در معاملات، یک معامله‌گر می‌تواند یک موج انگیزشی با روند صعودی را مشخص کند، در ابتدای روند سهم مورد نظر را بخرد و در موقعیت مناسب، بعد از تکمیل الگوی پنج موج آن را بفروشد.

    در هر زمان، ممکن است بازار در الگوی اصلی پنج موج قرار داشته باشد و از آنجا که الگوی پنج موج شکل اصلی روند بازار است، تمام الگوهای دیگر را نیز تحت تأثیر آن هستند.

    «قوانین» خاصی وجود دارد که حاکم بر الگوی پنج موج است. این سه قانون به شرح زیر هستند:

    در ساده‌ترین شکل، نمودار هفتگی سهام شرکت «اپل» (Apple) نمونه‌ای از الگوی پنج موج است. البته، این بدین معنا نیست که مرحله جدید اصلاحی در حال رخ دادن است. ورود به اصلاح به اندازه موج پنجم بستگی دارد و با توجه به رابطه نظریه امواج الیوت و سطوح فیبوناچی می‌توان به طور دقیق‌تر آن را بررسی کرد.

    در این آموزش، گفتیم که نظریه امواج الیوت بیان می‌کند روند بازار یک الگوی تکراری و به بیان بهتر فراکتالی دارد. هر یک از امواج الیوت با درجات مختلف تکرار می‌شوند و یک چرخه کامل موج در واقع از هشت موج تشکیل شده است. این هشت موج دو مرحله یا فاز را تشکیل می‌دهند: (1) فاز انگیزشی که پنج موج است و (2) یک فاز اصلاحی که سه موج دارد. به دلیل ماهیت فراکتالی بازار، هر فاز خود یک موج است.

    امواج فاز انگیزشی معمولاً با اعداد ۱ تا ۵ نشان داده می‌شوند. موج اصلاحی نیز معمولاً توسط حروف A و B و C نشان داده می‌شود. بسته به روند اصلی حرکت، فازهای انگیزشی و اصلاحی می‌توانند صعودی یا نزولی باشند.

    برای آشنایی بیشتر با تحلیل امواج الیوت، پیشنهاد می‌کنیم فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را مشاهده کنید. این آموزش ۵ ساعت و ۵۵ دقیقه‌ای در پنج درس تدوین شده است. در درس اول، مقدمه‌‌ای بر امواج الیوت در تحلیل تکنیکال ارائه شده و مفاهیمی مانند تئوری داو، تئوری آشوب، فراکتال‌ها، تک موج‌ها و درجه موج بیان شده است. درس دوم این آموزش مربوط به شناسایی فاز انگیزشی و درس سوم مربوط به شناسایی فاز اصلاحی در روند حرکت قیمت سهم است. قواعد مربوط به امواج الیوت نیز در درس چهارم مورد بحث قرار گرفته‌اند. نسبت‌های فیبوناچی در الیوت نیز موضوع درس پنجم است. در نهایت، فصل ششم به جمع‌بندی مطالب اختصاص یافته است.

    همانطور که در ابتدای مطلب نیز اشاره شد، پیش از این در مجله فرادرس به مبحث تحلیل تکنیکال و ضرورت یادگیری آن برای حضور در بازار بورس و سرمایه پرداخته بودیم. در این نوشتار نیز، سعی کردیم به صورت خلاصه یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال، یعنی امواج الیوت را معرفی کنیم. در همین راستا، مروری داشتیم بر تاریخچه امواج الیوت و بعد از آن نیز به ترتیب الگو، درجه و قواعد مرتبط به این مبحث را مرور کردیم.

    اگر شما نیز در این رابطه دیدگاهی دارید یا پرسشی در ذهن‌تان است که بی‌پاسخ مانده، آن را از طریق بخش نظرات در ادامه صفحه با ما و سایر خوانندگان مجله فرادرس مطرح کنید. بدیهی است که نظرات و پرسش‌های شما سبب خواهند شد تا این مطلب به مرور زمان کامل‌تر و بهتر شود.

    برای یادگیری بهتر مباحث بورس اوراق بهادار به شما توصیه می‌کنیم مطالب مجله فرادرس در این زمینه را به ترتیب زیر مطالعه کنید:

    اگر علاقه‌مند به یادگیری مباحث مشابه مطلب بالا هستید، آموزش‌هایی که در ادامه آمده‌اند نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

    ^^

    سید سراج حمیدی (+)

    سید سراج حمیدی دانش‌آموخته مهندسی برق است و به ریاضیات و زبان و ادبیات فارسی علاقه دارد. او آموزش‌های مهندسی برق، ریاضیات و ادبیات مجله فرادرس را می‌نویسد.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    بر اساس رای 85 نفر

    آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

    سلام
    ممنون از این همه زحمت بابت مطلب خوبتون
    چند سوال
    ۱- سبک های الیوتی تفاوت بنیادین باهم دارن؟ یعنی مثلا سبک ماینر و نئو خیلی تفاوت ساختاری دارن؟
    ۲-, آیا کسی که یه سبک و یاد گرفت از درک سبک همتراز برمیاد یا نیاز به دوره های جدید ولی سبک ها هست؟
    ۳ کدوم سبک و استارت بزنم به نظرتون؟
    موندم کدوم و سبک و شروع کنم و نکنه سال دیگش پشیمون بشم چرا نرفتم اون یکی سبک نمی دونم تونستم دغدغم را بیان کنم یا نه
    ممنون

    سلام.در توضیح امواج الیوت از مثالهای تصویری بیشتری که الان در نمودارهای واقعی وجود دارد استفاده کنید.دیگر اینکه این مطالب نسبت به تمام بازارهای مالی جهانی کاربرد دارد؟

    سلام. نظریه امواج الیوت مربوط به روند قیمت ناشی از رفتار معامله‌گران است و برای هر بازار مالی می‌توان از آن استفاده کرد. البته باید سایر ابزارهای تحلیل را نیز در کنار آن به کار برد.
    از همراهی‌تان با مجله فرادرس خوشحالیم.

    سلام.
    درجه مذکور به متن اضافه شد.
    از همراهی و بازخوردتان سپاسگزاریم.

    با سلام بنده میخواستم یک پکیج کامل از اموزش بورس شامل اموزش تحلیل تکنیکال و فاندامنتال امواج الیوت تابلوخوانی و … از سطح مبتدی تا پیشرفته رو داشته باشم که هم صوتی و تصویری باشه و هم متنی لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید با تشکر

    سلام.
    برای یادگیری بورس از سطح مبتدی تا پیشرفته، پیشنهاد می‌کنیم «مجموعه آموزش‌های بورس و تحلیل تکنیکال | مقدماتی تا پیشرفته» را مشاهده کنید. این مجموعه شامل عناوین آموزشی متنوعی از قبیل ورود به بورس و شروع معامله، سامانه کدال، نوسان‌گیری، فیلترنویسی، تحلیل تکنیکال، امواج الیوت و… است. همچنین، در کنار ویدیوهای آموزشی این مجموعه، فایل متنی مدرس نیز در اختیار شما قرار می‌گیرد.
    از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید، خوشحالیم.

    سلام در بررسی امواج الیوت از نمودار تعدیل شده استفاده کنیم یا تعدیل نشده ؟

    سلام.
    در این مورد معمولاً از نمودار تعدیل شده استفاده می‌شود.
    از همراهی شما با مجله فرادرس خوشحالیم.

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سازمان علمی و آموزشی «فرادرس» (Faradars) از قدیمی‌ترین وب‌سایت‌های یادگیری آنلاین است که توانسته طی بیش از ده سال فعالیت خود بالغ بر ۱۲۰۰۰ ساعت آموزش ویدیویی در قالب فراتر از ۲۰۰۰ عنوان علمی، مهارتی و کاربردی را منتشر کند و به بزرگترین پلتفرم آموزشی ایران مبدل شود.

    فرادرس با پایبندی به شعار «دانش در دسترس همه، همیشه و همه جا» با همکاری بیش از ۱۸۰۰ مدرس برجسته در زمینه‌های علمی گوناگون از جمله آمار و داده‌کاوی، هوش مصنوعی، برنامه‌نویسی، طراحی و گرافیک کامپیوتری، آموزش‌های دانشگاهی و تخصصی، آموزش نرم‌افزارهای گوناگون، دروس رسمی دبیرستان و پیش دانشگاهی، آموزش‌های دانش‌آموزی و نوجوانان، آموزش زبان‌های خارجی، مهندسی برق، الکترونیک و رباتیک، مهندسی کنترل، مهندسی مکانیک، مهندسی شیمی، مهندسی صنایع، مهندسی معماری و مهندسی عمران توانسته بستری را فراهم کند تا افراد با شرایط مختلف زمانی، مکانی و جسمانی بتوانند با بهره‌گیری از آموزش‌های با کیفیت، به روز و مهارت‌محور همواره به یادگیری بپردازند. شما هم با پیوستن به جمع بزرگ و بالغ بر ۶۰۰ هزار نفری دانشجویان و دانش‌آموزان فرادرس و با بهره‌گیری از آموزش‌های آن، می‌توانید تجربه‌ای متفاوت از علم و مهارت‌آموزی داشته باشید.
    مشاهده بیشتر

    هر گونه بهره‌گیری از مطالب مجله فرادرس به معنی پذیرش شرایط استفاده از آن بوده و کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب، تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.

    © فرادرس ۱۴۰۰


    امواج الیوت+pdfDownloads-icon

    در آموزش‌های پیشین از مجموعه بورس و بازار سرمایه مجله فرادرس، در مطالبی با عنوان «آموزش بورس رایگان | گام به گام برای همه | به زبان ساده» و «بورس چیست ؟ آموزش بورس (+ دانلود فیلم آموزش رایگان)» مفاهیم بازار بورس و اصطلاحات رایج آن را بیان کردیم. همچنین در مطلب «آموزش تحلیل تکنیکال بورس رایگان (+ دانلود فیلم آموزش رایگان)» با تحلیل تکنیکال آشنا شدیم و گفتیم که نظریه امواج الیوت یکی از ابزارهای آن است. در این آموزش «امواج الیوت» (Elliott Wave) را معرفی می‌کنیم.

    «رالف نلسون الیوت» (Ralph Nelson Elliott) در دهه 1930 نظریه امواج الیوت را توسعه داد. الیوت معتقد بود بازار بورس که تصور می‌شد رفتاری تصادفی و آشوبناک دارد، در حقیقت از الگوهایی تکراری تبعیت می‌کند.

    نظریه امواج الیوت در حقیقت برای توصیف حرکات قیمت در بازارهای مالی ارائه شده است. بدین صورت که در حرکات قیمت سهام و در رفتار معامله‌گران می‌توان امواج را مشخص کرد. سرمایه‌گذاران در تلاش برای سودآوری از روند بازار به نوعی «سوار بر موج» هستند. برای مثال، یک حرکت بزرگ توسط صاحبان خانه برای جایگزینی مستأجران فعلی خود با مستأجران جدید که شرایط بهتری دارند، به عنوان یک «موج تأمین مالی مجدد» عمل می‌کند.

    الیوت پس از آنکه مجبور شد به دلیل بیماری بازنشسته شود، وقتش را به تحلیل بازار اختصاص داد. او در 75 سالگی مطالعات خود را روی نمودارهای شاخص سالانه، ماهانه، هفتگی و روزانه موجود و نمودارهای ساعتی و نیم‌ساعتی که خودش ساخته بود، آغاز کرد. الیوت قواعد خاص حاکم بر نحوه شناسایی، پیش‌بینی و سرمایه‌گذاری در این الگوهای امواج را تشریح کرد. این کتاب‌ها، مقاله‌ها و نامه‌ها در مجموعه‌ای به نام “R.N. Elliott’s Masterworks” در سال 1994 چاپ شده است. «الیوت وِیو اینترنشنال» (Elliott Wave International) بزرگترین شرکت مستقل تجزیه و تحلیل مالی و پیش‌بینی بازار در جهان است که تجزیه و تحلیل و پیش‌بینی بازار در آن، بر اساس مدل الیوت انجام می‌شود.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    البته الیوت متوجه این نکته بود که این الگوها هیچ قطعیت کاملی در مورد حرکت قیمت‌های آینده ندارند، بلکه تنها به تحلیل بازار آینده کمک می‌کنند. در واقع، از امواج الیوت می‌توان در ارتباط با سایر روش‌های تحلیل تکنیکال از جمله شاخص‌های تکنیکال، برای شناسایی فرصت‌های خاص خرید و فروش استفاده کرد. معامله‌گران ممکن است در یک زمان مشخص تعابیر مختلفی از ساختار امواج الیوت در یک بازار داشته باشند.

    الیوت بیان کرد که روند در قیمت‌های مالی ناشی از روانشناسی غالب سرمایه‌گذاران است. وی دریافت که نوسان‌ها در روانشناسی جمعی همیشه در همان الگوهای تکراری فراکتال یا «امواج» در بازارهای مالی ظاهر می‌شود. نظریه الیوت تا حدودی به «نظریه داو» (Dow Theory) شباهت دارد، زیرا هر دو می‌گویند که قیمت سهام در قالب امواج حرکت می‌کند. از آنجا که الیوت ماهیت «فراکتالی» بازارها را نیز به رسمیت شناخت، توانست جزئیات بیشتری را تجزیه و تحلیل کند. فرکتال‌ها ساختارهایی ریاضی هستند که در مقیاس‌های کوچک‌تر بی‌نهایت بار تکرار می‌شوند. الیوت کشف کرد که ساختار الگوهای قیمت سهام بورس به همان گونه است. وی سپس شروع به بررسی این موضوع کرد چگونه می‌توان از این الگوهای تکراری به عنوان شاخص‌های پیش‌بینی کننده بازار آینده استفاده کرد.

    برای آشنایی با این ابزار تکنیکال جذاب، می‌توانید فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را نیز مشاهده کنید. در این فیلم آموزشی، نظریه اموج الیوت با شروع از سطح پایه تدریس شده و کاربرد آن در عمل مورد بررسی قرار گرفته است. از طریق لینک زیر می‌توانید این فیلم آموزشی را مشاهده کنید.

    برای مشاهده فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال + اینجا کلیک کنید.

    الیوت پیش‌بینی‌های دقیقی از بورس سهام را مبتنی بر ویژگی‌های قابل اعتماد و کشف شده در الگوهای امواج انجام داد. طبق نظریه الیوت، یک «موج انگیزشی» (Motive Wave)، که در کل در جهت روند بزرگ‌تر حرکت می‌کند، همیشه در الگوی خود پنج موج دارد. از سوی دیگر، «موج اصلاحی» (Corrective Wave) در جهت مخالف روند اصلی است و سه موج دارد. همچنین، الگوها خود را در مقیاس‌های همیشه کوچک‌تری به نام «اینفینیتوم» (Infinitum) تکرار می‌کنند.

  • زمگسا سهامیاب
  • در بازارهای مالی‌، می‌دانیم که «آنچه بالا می‌رود، باید پایین بیاید»، زیرا حرکت قیمت بالا یا پایین همیشه با یک حرکت مخالف دنبال می‌شود. رفتار قیمت نیز به انگیزش‌ها و اصلاح‌ها تقسیم می‌شود. روندهای انگیزشی جهت اصلی قیمت‌ها را نشان می‌دهند، در حالی که اصلاحات در خلاف جهت روند اصلی حرکت می‌کند.

    نظریه امواج الیوت به صورت زیر تبیین می‌شود:

    نمودار زیر را در نظر بگیرید که از هشت موج با برچسب‌های 1، 2، 3، 4، 5، B ،A و C تشکیل شده است (پنج موج رو به بالا (در جهت روند اصلی) و سه موج رو به پایین) .

    امواج 1، 2، 3، 4 و 5 انگیزش را تشکیل می‌دهند و امواج B ،A و C تشکیل دهنده اصلاح هستند. پنج موج مربوط فاز انگیزشی، به نوبه خود، موج 1 را درجه بعدی بزرگ‌تر شکل می‌دهند و سه موج اصلاحی نیز تشکیل دهنده موج 2 درجه بزرگ‌تر بعدی هستند. شکل زیر، به خوبی ماهیت فراکتالی امواج را نشان می‌دهد.

    موج اصلاحی به طور معمول دارای سه حرکت مشخص است: دو حرکت در جهت اصلاح اصلی (A و C) و دیگری در مقابل آن (B). امواج 2 و 4 در تصویر بالا اصلاح هستند. ساختار امواج اصلاحی به طور معمول به صورت شکل زیر است.

    توجه داشته باشید که در تصویر بالا، امواج A و C در جهت روند در یک درجه بزرگ‌تر حرکت می‌کنند و بنابراین، انگیزشی هستند و از پنج موج تشکیل شده‌اند. در مقابل، موج B مخالف روند اصلی است و بنابراین اصلاحی است و از سه موج تشکیل شده است. تشکیل موج انگیزشی، و به دنبال آن موج اصلاحی، درجه موج الیوت را تشکیل می‌دهد که از روندها و تقابل‌ها تشکیل شده است.

    همان‌طور که از الگوهای تصویر بالا مشاهده می‌کنید، پنج موج همیشه به سمت بالا حرکت نمی‌کنند و به طور مشابه، سه موج همیشه به سمت پایین حرکت نخواهند کرد. این روند اصلی صعودی یا نزولی است که جهت امواج را مشخص می‌کند.

    طبق نظریه امواج الیوت، امواج را می‌توان در ۹ درجه و از بزرگ‌ترین به کوچک‌ترین، به صورت زیر دسته‌بندی کرد:

    به دلیل ماهیت فراکتالی امواج الیوت، همواره امواج بزرگ‌تر و کوچک‌تری از موارد بالا وجود دارد. برای استفاده از این نظریه در معاملات، یک معامله‌گر می‌تواند یک موج انگیزشی با روند صعودی را مشخص کند، در ابتدای روند سهم مورد نظر را بخرد و در موقعیت مناسب، بعد از تکمیل الگوی پنج موج آن را بفروشد.

    در هر زمان، ممکن است بازار در الگوی اصلی پنج موج قرار داشته باشد و از آنجا که الگوی پنج موج شکل اصلی روند بازار است، تمام الگوهای دیگر را نیز تحت تأثیر آن هستند.

    «قوانین» خاصی وجود دارد که حاکم بر الگوی پنج موج است. این سه قانون به شرح زیر هستند:

    در ساده‌ترین شکل، نمودار هفتگی سهام شرکت «اپل» (Apple) نمونه‌ای از الگوی پنج موج است. البته، این بدین معنا نیست که مرحله جدید اصلاحی در حال رخ دادن است. ورود به اصلاح به اندازه موج پنجم بستگی دارد و با توجه به رابطه نظریه امواج الیوت و سطوح فیبوناچی می‌توان به طور دقیق‌تر آن را بررسی کرد.

    در این آموزش، گفتیم که نظریه امواج الیوت بیان می‌کند روند بازار یک الگوی تکراری و به بیان بهتر فراکتالی دارد. هر یک از امواج الیوت با درجات مختلف تکرار می‌شوند و یک چرخه کامل موج در واقع از هشت موج تشکیل شده است. این هشت موج دو مرحله یا فاز را تشکیل می‌دهند: (1) فاز انگیزشی که پنج موج است و (2) یک فاز اصلاحی که سه موج دارد. به دلیل ماهیت فراکتالی بازار، هر فاز خود یک موج است.

    امواج فاز انگیزشی معمولاً با اعداد ۱ تا ۵ نشان داده می‌شوند. موج اصلاحی نیز معمولاً توسط حروف A و B و C نشان داده می‌شود. بسته به روند اصلی حرکت، فازهای انگیزشی و اصلاحی می‌توانند صعودی یا نزولی باشند.

    برای آشنایی بیشتر با تحلیل امواج الیوت، پیشنهاد می‌کنیم فیلم آموزش مقدماتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را مشاهده کنید. این آموزش ۵ ساعت و ۵۵ دقیقه‌ای در پنج درس تدوین شده است. در درس اول، مقدمه‌‌ای بر امواج الیوت در تحلیل تکنیکال ارائه شده و مفاهیمی مانند تئوری داو، تئوری آشوب، فراکتال‌ها، تک موج‌ها و درجه موج بیان شده است. درس دوم این آموزش مربوط به شناسایی فاز انگیزشی و درس سوم مربوط به شناسایی فاز اصلاحی در روند حرکت قیمت سهم است. قواعد مربوط به امواج الیوت نیز در درس چهارم مورد بحث قرار گرفته‌اند. نسبت‌های فیبوناچی در الیوت نیز موضوع درس پنجم است. در نهایت، فصل ششم به جمع‌بندی مطالب اختصاص یافته است.

    همانطور که در ابتدای مطلب نیز اشاره شد، پیش از این در مجله فرادرس به مبحث تحلیل تکنیکال و ضرورت یادگیری آن برای حضور در بازار بورس و سرمایه پرداخته بودیم. در این نوشتار نیز، سعی کردیم به صورت خلاصه یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال، یعنی امواج الیوت را معرفی کنیم. در همین راستا، مروری داشتیم بر تاریخچه امواج الیوت و بعد از آن نیز به ترتیب الگو، درجه و قواعد مرتبط به این مبحث را مرور کردیم.

    اگر شما نیز در این رابطه دیدگاهی دارید یا پرسشی در ذهن‌تان است که بی‌پاسخ مانده، آن را از طریق بخش نظرات در ادامه صفحه با ما و سایر خوانندگان مجله فرادرس مطرح کنید. بدیهی است که نظرات و پرسش‌های شما سبب خواهند شد تا این مطلب به مرور زمان کامل‌تر و بهتر شود.

    برای یادگیری بهتر مباحث بورس اوراق بهادار به شما توصیه می‌کنیم مطالب مجله فرادرس در این زمینه را به ترتیب زیر مطالعه کنید:

    اگر علاقه‌مند به یادگیری مباحث مشابه مطلب بالا هستید، آموزش‌هایی که در ادامه آمده‌اند نیز به شما پیشنهاد می‌شوند:

    ^^

    سید سراج حمیدی (+)

    سید سراج حمیدی دانش‌آموخته مهندسی برق است و به ریاضیات و زبان و ادبیات فارسی علاقه دارد. او آموزش‌های مهندسی برق، ریاضیات و ادبیات مجله فرادرس را می‌نویسد.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    بر اساس رای 85 نفر

    آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

    سلام
    ممنون از این همه زحمت بابت مطلب خوبتون
    چند سوال
    ۱- سبک های الیوتی تفاوت بنیادین باهم دارن؟ یعنی مثلا سبک ماینر و نئو خیلی تفاوت ساختاری دارن؟
    ۲-, آیا کسی که یه سبک و یاد گرفت از درک سبک همتراز برمیاد یا نیاز به دوره های جدید ولی سبک ها هست؟
    ۳ کدوم سبک و استارت بزنم به نظرتون؟
    موندم کدوم و سبک و شروع کنم و نکنه سال دیگش پشیمون بشم چرا نرفتم اون یکی سبک نمی دونم تونستم دغدغم را بیان کنم یا نه
    ممنون

    سلام.در توضیح امواج الیوت از مثالهای تصویری بیشتری که الان در نمودارهای واقعی وجود دارد استفاده کنید.دیگر اینکه این مطالب نسبت به تمام بازارهای مالی جهانی کاربرد دارد؟

    سلام. نظریه امواج الیوت مربوط به روند قیمت ناشی از رفتار معامله‌گران است و برای هر بازار مالی می‌توان از آن استفاده کرد. البته باید سایر ابزارهای تحلیل را نیز در کنار آن به کار برد.
    از همراهی‌تان با مجله فرادرس خوشحالیم.

    سلام.
    درجه مذکور به متن اضافه شد.
    از همراهی و بازخوردتان سپاسگزاریم.

    با سلام بنده میخواستم یک پکیج کامل از اموزش بورس شامل اموزش تحلیل تکنیکال و فاندامنتال امواج الیوت تابلوخوانی و … از سطح مبتدی تا پیشرفته رو داشته باشم که هم صوتی و تصویری باشه و هم متنی لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید با تشکر

    سلام.
    برای یادگیری بورس از سطح مبتدی تا پیشرفته، پیشنهاد می‌کنیم «مجموعه آموزش‌های بورس و تحلیل تکنیکال | مقدماتی تا پیشرفته» را مشاهده کنید. این مجموعه شامل عناوین آموزشی متنوعی از قبیل ورود به بورس و شروع معامله، سامانه کدال، نوسان‌گیری، فیلترنویسی، تحلیل تکنیکال، امواج الیوت و… است. همچنین، در کنار ویدیوهای آموزشی این مجموعه، فایل متنی مدرس نیز در اختیار شما قرار می‌گیرد.
    از اینکه با مجله فرادرس همراه هستید، خوشحالیم.

    سلام در بررسی امواج الیوت از نمودار تعدیل شده استفاده کنیم یا تعدیل نشده ؟

    سلام.
    در این مورد معمولاً از نمودار تعدیل شده استفاده می‌شود.
    از همراهی شما با مجله فرادرس خوشحالیم.

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سازمان علمی و آموزشی «فرادرس» (Faradars) از قدیمی‌ترین وب‌سایت‌های یادگیری آنلاین است که توانسته طی بیش از ده سال فعالیت خود بالغ بر ۱۲۰۰۰ ساعت آموزش ویدیویی در قالب فراتر از ۲۰۰۰ عنوان علمی، مهارتی و کاربردی را منتشر کند و به بزرگترین پلتفرم آموزشی ایران مبدل شود.

    فرادرس با پایبندی به شعار «دانش در دسترس همه، همیشه و همه جا» با همکاری بیش از ۱۸۰۰ مدرس برجسته در زمینه‌های علمی گوناگون از جمله آمار و داده‌کاوی، هوش مصنوعی، برنامه‌نویسی، طراحی و گرافیک کامپیوتری، آموزش‌های دانشگاهی و تخصصی، آموزش نرم‌افزارهای گوناگون، دروس رسمی دبیرستان و پیش دانشگاهی، آموزش‌های دانش‌آموزی و نوجوانان، آموزش زبان‌های خارجی، مهندسی برق، الکترونیک و رباتیک، مهندسی کنترل، مهندسی مکانیک، مهندسی شیمی، مهندسی صنایع، مهندسی معماری و مهندسی عمران توانسته بستری را فراهم کند تا افراد با شرایط مختلف زمانی، مکانی و جسمانی بتوانند با بهره‌گیری از آموزش‌های با کیفیت، به روز و مهارت‌محور همواره به یادگیری بپردازند. شما هم با پیوستن به جمع بزرگ و بالغ بر ۶۰۰ هزار نفری دانشجویان و دانش‌آموزان فرادرس و با بهره‌گیری از آموزش‌های آن، می‌توانید تجربه‌ای متفاوت از علم و مهارت‌آموزی داشته باشید.
    مشاهده بیشتر

    هر گونه بهره‌گیری از مطالب مجله فرادرس به معنی پذیرش شرایط استفاده از آن بوده و کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب، تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.

    © فرادرس ۱۴۰۰


    امواج الیوت+pdfDownloads-icon

    ورود

    شماره موبایل یا پست الکترونیکی:

    رمز عبور:

    ورود

    هنوز عضو نشده اید؟ عضویت رایگان

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    کد فعال سازی:

    لطفا کدی که برای شما پیامک شده است را وارد کنید و وارد حساب کاربری خود شوید.

    تایید حساب کاربری

    هنوز کد ارسالی را دریافت نکرده اید؟ ارسال مجدد کد ورود

    رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott) تئوری امواج الیوت را در دههٔ 30 میلادی توسعه داد. الیوت باور داشت که بازارهای سهام، که تصور می‌شد رفتاری بی‌نظم و آشفته دارند، در واقع دارای الگوهایِ تکراریِ منظمی ‌می‌باشند. در این مقاله، ما نگاهی به تاریخچهٔ موجود در پس تئوری امواج الیوت می‌اندازیم و خواهیم دید که چگونه از آن‌ برای معامله‌گری استفاده می‌شود.

    الیوت پیشنهاد داد که روندهای شکل گرفته در قیمت‌های بازارهای مالی همگی از ذهنیت (روانشناسی) بازار نشأت می‌گیرند. او دریافت که تغییر در ذهنیت‌ بازار می‌تواند به‌صورت الگوهایی تحت عنوان موج‌ها (Waves) در بازارهای مالی دیده شوند.

  • نقشه بازار سرمایه
  • تئوری الیوت به تئوری داو (Dow theory) شباهت دارد زیرا هر دوی آن‌ها حرکات قیمت سهام را به‌شکل حرکات موجی می‌بینند. از آنجایی که الیوت متوجه طبیعت تکرارپذیر بازارها شد، توانست آن‌ها را با دقتی بیشتر و با جزئیاتی بالاتر مورد بررسی قرار دهد. الگوهای تکرارپذیر (فرکتال‌ها – Fractals) ساختارهای ریاضی‌ هستند که حتی در مقیاس‌های کوچک‌تر نیز به‌عینه تکرار می‌شوند و تا بی‌نهایت این تکرارها ادامه می‌یابند. الیوت کشف کرد که قیمت‌های شاخص‌های سهام نیز به‌همین شکل ساختاردهی شده‌اند. بنابراین او شروع کرد تا این الگوهای تکرارشونده را بررسی کند و از آن‌ها به‌عنوان نشانگرهایی جهت پیش‌بینی حرکات آینده بازار استفاده کند.

    الیوت توانست با استفاده از ویژگی‌های قابل اتکایی که در الگوهای موجی یافته بود، پیش‌بینی‌هایی دقیق را در مورد بازار انجام دهد. یک موج انگیزشی (Impulse Wave) جهت حرکتی مشابه با جهت حرکتی روند بزرگتر (Larger Trend) دارد، و همواره به شکل یک الگوی پنج موجی (Five wave pattern) دیده می‌شود. یک موج اصلاحی (Corrective Wave) از سویی دیگر، حرکتی در خلاف جهت حرکت روند اصلی دارد. در مقیاس‌هایی کوچک‌تر، می‌توان در هر موج حرکتی، پنج موج کوچک‌تر تحت عنوان ریزموج را پیدا کرد.

    روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

    این الگوها خود را تا بی‌نهایت و تا کوچک‌ترین مقیاس‌ها نیز تکرار می‌کنند. الیوت این ساختار فرکتال را در بازارهای مالی و در دههٔ 30 میلادی کشف کرد، اما تنها در دهه‌های بعد بود که محققان توانستند فرکتال‌ها را بشناسند و آن‌ها را به‌شکلِ ریاضی نمایش دهند.

    در یک بازار مالی، ما با این اصطلاح آشنا هستیم که «هر چه بالا می‌رود، باید پایین بیاید – what goes up, must come down» همچنان هنگامی که قیمت به سمت بالا حرکت می‌کند، همواره توسط یک حرکت در خلاف جهت خود به سمت پایین کشیده می‌شود. حرکات قیمتی (Price Action) به دو بخش روندها (Trends) و اصلاحات (Corrections) تقسیم‌بندی شده‌اند. روندها نشان‌دهندهٔ جهت اصلی حرکت قیمت‌ها می‌باشند، در حالی که اصلاحات، حرکتی در خلاف جهت روندها دارند.

    اصلاح قیمت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    امواج الیوت به‌شکل زیر تفسیر می‌شوند:

    حال بیایید نگاهی به نمودار زیر که از هشت موج تشکیل شده است، بیاندازیم، پنج موج رو به بالا و سه موج رو به پایین که به ترتیب با اعداد 1،2،3،4،5 برای موج‌های صعودی و حروف A – B – C برای موج‌های اصلاحی نام‌گذاری شدند.

    در اینجا امواج 1، 2، 3، 4، 5 موج حرکتی را می‌سازند و امواج A – B – C امواج اصلاحی را تشکیل می‌دهند. الگوی پنج موجی حرکتی، موج شماره 1 را می‌سازند و سپس یک الگوی سه‌موجی اصلاحی، موج اصلاحی شماره 2 را تشکیل می‌دهند.

    موج‌های اصلاحی معمولاً سه حرکت قیمتی قابل تشخیص دارند – که دو تا از آن‌ها هم‌جهت با حرکت اصلاحی اصلی بوده (امواج A و C) و یکی از آن‌ها در خلاف جهت آن می‌باشد (موج B). امواج 2 و 4 در شکل بالا به‌عنوان امواج اصلاحی شناخته می‌شوند. این امواج معمولاً ساختاری به‌شکل زیر دارند:

    در نظر داشته باشید که در این تصویر، امواج A و C در جهت روند اصلی حرکت می‌کنند و بنابراین به‌عنوان موج‌های انگیزشی (Impulsive Waves) شناخته شده و از پنج ریز موج تشکیل شده‌اند. موج B، برخلاف امواج A و C؛ یک موج در خلاف جهت روند اصلی بوده و به‌عنوان روندی اصلاحی (Countertrends) شناخته می‌شود و از سه موج تشکیل شده است.

    همان‌طور که می‌توانید از الگوهایی که در شکل فوق به نمایش گذاشته شده است ببینید، الگوی پنج‌موجی همیشه حرکت رو به بالا ندارد، و همچنین الگوی سه موجی نیز همواره به سمت پایین حرکت نمی‌کند. پس توجه داشته باشید که زمانی که روند اصلی قیمتی رو به پایین می‌باشد، امواج نزولی ما شامل پنج ریزموج و امواج صعودی (امواج اصلاحی) ما شامل سه ریزموج خواهند بود.

    الیوت نه درجه از امواج را تعریف نموده است. این امواج‌ها از بزرگترین آن‌ها تا کوچکترین‌شان به‌شرح زیر می‌باشند:

    از آنجایی که امواج الیوت ساختاری فرکتالی دارند، درجهٔ موج‌های شناخته شده می‌تواند بزرگتر و یا حتی کوچکتر از لیست فوق باشد.

    برای استفاده از این تئوری در معامله‌گری روزانه، یک معامله‌گر باید بتواند روند صعودی و حرکت اصلی را مشخص نماید، وارد معاملهٔ خرید شده و پس از آن وارد یک معاملهٔ فروش، بسته به الگوهای ساخته شده توسط ریزموج‌های پنج‌گانه و بازگشت‌های قیمتی قریب‌الوقوع شود.

    در دههٔ 70 میلادی، اصل امواج الیوت محبوبیت زیادی را طی فعالیت‌های فراست (A.J. Frost) و رابرت پریچر (Robert Prechter) کسب کرد. در کتاب افسانه‌ای آن‌ها تحت عنوان «اصول امواج الیوت: کلیدی به سوی شناخت رفتار بازار – Elliott Wave Principle: Key to Market Behavior» نویسندگان توانستند روند صعودی بازار را در دهه 80 میلادی پیش‌بینی کنند. پرچر بعدها و پیش از وقوع شکست بازار در سال 1987، توصیه به فروش سهام کرده بود.

    استفاده‌کنندگان امواج الیوت تأکید می‌کنند که با وجود این که بازارها ماهیتی فرکتال دارند، اما این پیش‌بینی بازارها را آسان‌تر نمی‌کند. محققان یک درخت را به‌عنوان یک ساختار فرکتال در نظر می‌گیرند، اما این بدین معنی نیست که هر شخصی می‌تواند جهت هر یک از شاخه‌های آن را تشخیص دهد. وقتی که به استفادهٔ کاربردی از این مفهوم می‌رسیم، امواج الیوت نیز به مانند بسیاری دیگر از روش‌های تحلیل بازار موافقان و مخالفان خود را دارد.

    یکی از اصلی‌ترین ضعف‌هایی که وجود دارد، اشتباه کاربران این تئوری در شمردن درست موج‌های بازار می‌باشد. با رخ‌دادن این اشتباهات، امکان هرگونه تفسیر و پیش‌بینی از جهت حرکت موج آینده وجود خواهد داشت. در عین حال، معامله‌گرانی که در امر استفاده از تئوری امواج الیوت متبحر شده‌اند، با قدرت از این ایده دفاع می‌کنند.

    این مقاله به کوشش هیئت تحریریه دیجی کوینر تولید شده است. تک تک ما امیدواریم که با تلاش خود، تاثیری هر چند کوچک در آگاه سازی فعالان حوزه رمز ارزها و بازارهای مالی داشته باشیم.

    بیش از پنج سال است که در زمینه رمز ارزها و بازارهای مالی فعالیت میکنیم. تجربه این سال ها به ما نشان داده است که رمز ارزها و سرمایه گذاری در بازارهای مالی نقش کلیدی در افزایش سرمایه مالی علاقه مندان به این حوزه را داشته است.

    هیچ اطلاعات یا اظهار نظری در این سایت نباید به عنوان درخواست یا پیشنهاد برای خرید یا فروش ارز، سهام یا سایر دارایی ها در نظرگرفته شود. نظرات مطرح شده در سایت دیجی کوینر مربوط می شوند به شخص مؤلف و لزوماً نظر رسمی دیجی کوینر یا مدیریت آن نمی باشد.

    معامله در بازار سرمایه و دیگر بازارهای مالی می‌تواند چالش برانگیز و در عین حال، سودآور باشد. قبل از اینکه تصمیم به سرمایه‌گذاری و یا معامله در این بازارها بگیرید، باید هدف از سرمایه‌گذاری، سطح تجربه و توانایی ریسک خود را در نظر بگیرید. طی سال‌های متمادی ابزارهای تکنیکی بسیاری برای تحلیل و پیش‌بینی قیمت در بازارهای مالی به روی کار آمده‌اند. دقت داشته باشید که تغییرات قیمت، قابل پیش‌بینی هستند؛ زیرا آن‌ها در الگوهای بالا و پایینی که امواج نامیده می‌شوند، حرکت می‌کنند. «امواج الیوت» یا Elliot Wave یکی از ابزارهای تکنیکی مهم هستند که برای شناسایی روند بازار، بسیار مفید می‌باشند. به همین جهت ابزار مورد علاقه‌ی تحلیلگران تکنیکال محسوب می‌شوند. در این مقاله از سری مقالات آموزش بورس چراغ به بررسی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال و دلایل محبوبیت آن صحبت خواهیم کرد.

    نظریه‌ی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال در اواخر دهه‌ی ۲۰ میلادی توسط «رالف
    نلسون الیوت» توسعه داده شد. وی به‌عنوان یک حسابدار حرفه‌ای به طرز حرکت بازار
    سهام اهمیت زیادی نشان می‌داد. زمانی‌که الیوت این نظریه را ارائه داد، خود به مدت
    ۸۰ سال سابقه‌ی بازار بورس را مطالعه کرده بود. آقای الیوت در تحقیقاتش متوجه شد
    که یک سری از الگوها در بازار تحت تاثیر روانشناسی جمع شکل می‌گیرد. او متوجه شد
    که یک سری الگوهای مشابه تکرار شونده در تمام بازه‌های زمانی متفاوت شکل گرفته‌اند.
    الیوت این الگوهای بزرگ را به الگوهایی کوچکتر تقسیم‌بندی کرد و آن‌ها را «موج»
    نامید.

    اندیکاتور مکدی (MACD)، ابزار موج شمار در نظریه‌ی امواج الیوت است. بیش‌ترین موفقیت این اندیکاتور بر توانایی معامله‌گر برای تقسیم حرکات قیمتی به روندها و اصلاحات وابسته است. روندها نشان‌دهنده‌ی جهت اصلی حرکت قیمت‌ها هستند. در حالیکه یک حرکت اصلاحی در جهتی خلاف جهت حرکت اصلی روند انجام می‌شود. الیوت این امواج را به‌عنوان موج‌های ایمپالس و اصلاحی نام‌گذاری کرد. در حقیقت، نظریه‌ی امواج الیوت برای توصیف حرکات قیمت در بازارهای مالی ارائه شده است. بدین صورت که می‌توان امواج را در حرکات قیمت سهام و در رفتار معامله‌گران مشخص نمود.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال معمولاً به شکل الگویی از پنج موج تفسیر
    می‌شود. این امواج در جهت روند اصلی حرکت می‌کنند و پس از آن‌ها سه موج اصلاحی تشکیل
    می‌شود. این ترکیب هشت موجی، حرکت ۵-۳ نامگذاری شده و می‌توان آن‌ها را در هر
    نموداری فارغ از بازه‌ی زمانی مدنظر یافت. جالب است بدانید هر موجی که در چرخه
    وجود دارد، خود می‌تواند شامل یک حرکت ۵-۳ در بازه‌ی زمانی کوتاه‌تر از خود باشد.
    این موضوع می‌تواند تشخیص موج کنونی را دشوار کند. وجود مفاهیم بیش از حد تفسیری
    در بحث امواج الیوت، دلیل اصلی دشواری کار با این تئوری برای معامله‌گران تازه‌کار
    است. اما با تلاش برای شمارش صحیح امواج، آقای الیوت نتیجه‌گیری کرد که می‌توان
    حرکت قیمت در بازار سهام را با دقت بالا پیش‌بینی کرد.

    با استفاده از امواج الیوت در تحلیل تکنیکال می‌توان بهترین نقطه برای ورود به
    هر بازار مالی و خرید سهم را شناسایی کرد. همچنین استفاده از این امواج شما را
    قادر می‌سازد تا بهترین زمان برای خروج از سهم و فروش آن را هم تعیین نمایید. به
    این ترتیب می‌توان سود خوبی در بازارهای مالی کسب کرد و از ضررهای احتمالی پیشگیری
    کرد. امواج الیوت، در تمام بازارهای مالی طلا، سکه، دلار، نفت، فارکس، سهام و … کاربرد دارند. از آن‌جایی که
    مردم عادی در بازار سهام، سکه و دلار بیشتر حضور دارند، در این ۳ بازار، امواج الیوت
    را بیشتر مشاهده خواهید کرد.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    طبق نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال این امواج را می‌توان در ۹ درجه و از
    بزرگ‌ترین به کوچک‌ترین، به شرح زیر دسته‌بندی کرد:

    امواج الیوت در تحلیل تکنیکال دارای ماهیت فراکتالی هستند. به همین دلیل همواره
    امواج بزرگ‌تر و کوچک‌تری از موارد بالا در آن وجود دارد. فراکتال (Fractal) به این معناست
    که با تغییر اندازه‌ی هر جزء، همان شکل اولیه را می‌توان تا بی‌نهایت ادامه داد و
    اگر اجزاء از ساختار اصلی جدا شوند، شباهت زیادی به ساختار اصلی خود خواهند داشت.
    به بیان دیگر، فراکتال بیان می‌کند که هر اتفاقی در سطح کلان رخ می‌دهد، به‌صورت
    کوچک‌تر در سطوح دیگر هم رخ خواهد داد. برای استفاده از نظریه‌ی امواج الیوت در
    معاملات، یک معامله‌گر می‌تواند یک موج انگیزشی با روند صعودی را مشخص نماید، در
    ابتدای روند سهم مورد نظر را بخرد و در موقعیت مناسب، بعد از تکمیل الگوی پنج موج
    آن را بفروشد.

    همواره این امکان وجود دارد که بازار در الگوی اصلی پنج موج قرار داشته باشد. از
    آنجایی که الگوی پنج موج شکل اصلی روند بازار است، تمام الگوهای دیگر را نیز تحت
    تأثیر خود قرار خواهد داد. قوانین خاصی در رابطه با امواج الیوت در تحلیل تکنیکال
    و حاکم بر الگوی پنج موج وجود دارد. در ادامه این قوانین را شرح خواهیم داد.

    قانون شماره ۱: موج ۲ نمی‌تواند بیش از ۱۰۰ درصد موج ۱ تغییر کند. چنانچه این
    اتفاق بیافتد، این امکان وجود دارد که موج ۲ موج اصلاحی قابل انتظار نباشد و در
    واقع می‌تواند در جهت یک موج انگیزشی با درجه‌ی بزرگ‌تر قرار گیرد.

    قانون شماره ۲: موج سوم در امواج الیوت که معمولاً نمایان‌گر قوی‌ترین قسمت چرخه می‌باشد، نمی‌تواند از موج ۱ و موج ۵ کوتاه‌تر باشد.

    قانون شماره ۳: موج ۴ نمی‌تواند از سقف موج ۱ عبور کند. چنانچه این اتفاق بیافتد،
    آخرین حرکت بازار باید بخشی از یک موج انگیزشی بزرگ‌تر باشد که می‌تواند به بالاتر
    یا پایین‌تر پیشرفت داشته باشد.

  • نمودار های تحلیل تکنیکال
  • چنانچه قصد استفاده از روش تحلیل الیوت در بازار بورس را دارید، بهتر است که
    به نکات زیر توجه داشته باشید:

    در این مقاله از سایت آموزش چراغ به بررسی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال پرداختیم. نظریه‌ی امواج الیوت به شما می‌گوید که حتی اگر با تحلیل تکنیکال آشنایی نداشته باشید، با استفاده از روانشناسی بازار می‌توانید تشخیص دهید که بازار در کجا قرار دارد و بعد از آن چه اتفاقی رخ خواهد داد. این نظریه، برای هر الگویی اهداف دقیقی با استفاده از فیبوناچی، ارائه می‌دهد. هدف اصلی در این مقاله این بود که شما به راحتی و بدون استفاده از اصطلاحات پیچیده، نظریه‌ی الیوت را بیاموزید و با کاربرد درست آن آشنا شوید. برای آشنایی با تحلیل تکنیکال دوره تحلیل تکنیکال مقدماتی را مشاهده نمایید. چراغ، به‌عنوان پلتفرم آموزش و کاریابی در تلاش است تا با ارائه‌ی نکات مهم و دوره‌های آموزش بورس به شما برای سرمایه‌گذاری در این بازار پرنوسان و جذاب کمک نماید.

    بورس, مقالات

    11 دیدگاه‌ها

    امواج الیوت در تحلیل تکنیکال یکی از مهم‌ترین بخش‌های مورد مطالعه تحلیلگران تکنیکال است. امواج الیوت از ابزارهای مهم برای بررسی وضعیت یک سهم و موفقیت تحلیل گران بازار بورس به حساب می آید.

    در این مقاله می‌خواهیم در مورد امواج الیوت صحبت کنیم و کاربرد این ابزار را در بازارهای مالی و بورس مورد بررسی قرار دهیم. در ابتدا کمی در مورد تاریخچه، تعریف و قوانین پایه استفاده از امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بحث خواهیم کر. سپس کمی مطلب را تخصصی‌تر کرده و نحوه کار و معامله با آن‌ها را به شما آموزش خواهیم داد.

    در تمام طول این مقاله به این موضوع اشاره خواهم کرد که برای موفقیت در بازار بورس نیاز است از تمام توانایی‌ها و ابزارهای در اختیارتان استفاده کنید و بسیار مهم است در مورد همه آن‌ها اطلاعات کافی را به دست آورید.

     

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    بخش اول :

    همانطور که گفته شد بررسی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال برای تحلیلگران بسیار مهم است. البته یکی از مهم‌ترین کارهایی که تحلیلگران بورس برای پیش‌بینی قیمت‌ها در آینده انجام می‌دهند، نگاه دقیق به گذشته است. نگاه به رفتارهای بازار در برخی بزنگاه‌های خاص می‌تواند رفتار بازار در شرایط مشابه فعلی را مشخص کند.

    امواج الیوت بر مبنای همین فلسفه شکل گرفته است. یعنی یک سری رفتارهای تکرارشوند بازار در گذشته. نام این ابزار از روی نام آقای رالف نلسون الیوت ، یک حسابدار و نویسنده آمریکایی برداشته شده است. او تحت تاثیر تئوری DOW و مشاهده دقیق طبیعت به این نتیجه رسید که حرکت بازار سهام و بورس با مشاهده و تشخیص یک سری امواج تکرار‌پذیر قابل پیش‌بینی است.

     

    پیشنهاد ثروت آفرین : فیلتر طلایی بورس

     

  • صندوق های مفید
  •  

    پیشنهاد می کنم مقاله آموزش فیلتر نویسی در سایت دیده بان بورس را مطالعه کنید. همچنین می توانید از فیلترهای کاربردی بورس که شامل بیش از 50 فیلتر کاربردی در سایت دیده بان بازار استفاده کنید.

     

    الیوت قادر بود بازار را در ابعاد عمیق‌تری تحلیل کند و می‌توانست با تشخیص ویژگی‌های خاص الگوهای موجی مختلف، پیش‌بینی‌های دقیقی را در مورد بازار طبق همان الگوها ارائه کند. الیوت کارش را بر مبنای تئوری DOW پایه‌ریزی کرد، که تئوری DOW هم حرکات قیمت‌ها را به صورت موجی مورد بررسی قرار می‌دهد؛ اما در کنار تئوری DOW، الیوت متوجه رفتار فراکتال بازار نیز شد و اولین بار تئوری خود در مورد الگوهای بازار را در کتابی با عنوان اصل موجی در سال 1938 منتشر کرد.

     

    اگر بخواهم به طور ساده بگویم، حرکت در مسیر یک روند و در راستای آن به 5 موج خلاصه می‌شود که به آن‌ها امواج حرکتی(MOTIVE) گفته می‌شود و سه موج هم بر خلاف جهت یک روند وجود دارند که به آن‌ها امواج تصحیحی (Correction) گفته می‌شود.

     

    پیشنهاد می کنم مقاله پولبک در تحلیل تکنیکال – شناسایی پولبک را مطاله کنید

     

    در تصویر بالا به طور ساده این امواج نشان داده شده‌اند؛ اما در تصویر زیر به طول دقیق‌تر مشخص شده‌اند. امواج حرکتی با اعداد 1 تا 5 نشان داده شده و امواج تصحیحی با حروف A، B و C مشخص هستند. این الگوها هم در فریم‌های زمانی طولانی مدت و هم کوتاه مدت خود را نشان می‌دهند.

    بحث فراکتال بودن طبیعت بازار نیز از همینجا نشات می‌گیرد. یک کلم بروکلی را در نظر بگیرید. اگر یک کلم بروکلی بزرگ را به چند تیکه تقسیم کنید، هرکدام از آن تیکه‌ها خود شبیه همان کلم بروکلی بزرگ هستند.

    امواج الیوت نیز به همین شکل هستند برای مثال با مشاهده و دقت در الگوهای یک ماهه می‌توان چندین الگوی امواج الیوت روزانه را نیز در ابعاد کوچکتر درون آن‌ها مشاهده کرد که در این مورد بعدا بیشتر توضیح خواهیم داد. این اطلاعات  در کنار روابط فیبوناچی بین امواج به معامله‌گرها فرصت‌های معامله بسیار خوبی را نشان می‌دهند.

     

    پیشنهاد می کنم مقاله پرایس اکشن در تحلیل تکنیکال چیست؟ را مطالعه نمایید

     

    در مدل الیوت قیمت‌های بازار بورس (و یا هر بازار مالی دیگری) بین فاز حرکتی و تصحیحی دائما در حال تغییر است و جابجایی است. امواج رو به بالا خود به 5 موج درجه پایین‌تر تقسیم می‌شوند که آن‌ها نیز بین فاز حرکتی و تصحیحی جابجا می‌شوند؛ پس در شکل بالا موج‌های یک، سه و پنج حرکتی و رو به بالا و موج‌های 2 و 4 عقب‌نشینی‌های کوچک از موج‌های حرکتی 1 و 3 هستند.

    در شکل شماره 3 امواج 1 و 3 و 5 حرکتی هستند و خود به 5 موج فرعی تقسیم شده‌اند که با اعداد یونانی یک تا 5 نمایش داده‌ شده‌اند. امواج شماره 2 و 4 نیز تصحیحی بوده و خود به 3 موج فرعی با برچسب‌های a، b و c نمایش داده شده‌اند. حال تمام این موج‌های 1-2-3-4 و 5 یک موج کلی حرکتی رو به بالا می‌سازند که در شکل شماره 3 با عنوان موج شماره 1 نشان داده شده است.

    امواج تصحیحی به 3 موج کوچکتر با نام‌ها A،B و C تقسیم می‌شوند. موج‌های تصحیحی با 5 موج ایمپالس یا حرکتی آغاز شده(A) و سپس یک عقب‌نشینی داشته(B) و در نهایت شاهد یک ایمپالس دیگر خواهیم بود(C). سه موج A،  B و C موج تصحیحی شماره 2 را می‌سازند.

    در یک بازار نزولی روند غالب رو به پایین است و این الگو برعکس می‌شود که شامل 5 موج رو به پایین و 3 موج رو بالا خواهد بود.

    با این توضیحات امیدوارم متوجه الگوی فراکتال بازار شده باشید که هر موج برای خودش چندین زیر موج کوچک‌تر دارد که رفتاری شبیه به امواج بزرگ‌تر از خودشان دارند.

     

    درجه امواج الیوت یک زبان مشترک بین سرمایه‌گذاران بازار بورس است که با استفاده از آن‌ می‌توانند تمام جدول‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت را با یک حالت مشترک مورد بررسی و تحلیل قرار بدهند. در تصویر زیر این درجات را می‌بینید که از Grand Super Cycle که مخصوص چارت‌های ماهانه یا سالانه است تا درجه Subminuette که برای نمودارهای ساعتی و روزانه می‌باشد، آورده شده است.

     

    همچنین پیشنهاد می کنم مقاله کاربردی آموزش نمودارهای نقطه و شکل در تحلیل تکنیکال (Point & Figure) را مطالعه کنید

     

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    توسعه کامپیوتر‌ها و اینترنت شاید مهم‌ترین فرآیندی باشد که شخصیت و ماهیت قرن 21 را شکل داده است. رشد تجارت بر حسب الگوریتم‌های کامپیوتری دسته جدیدی از معامله‌گران را به وجود آورد که تنها با توجه به مباحث فنی، آمار و احتمالات و بدون تاثیر دادن مباحث احساسی و انسانی خرید و فروش را انجام می‌دهند.

    از مزایای این کامیپوتر‌ها می‌توان به فوق‌العاده سریع بودن معاملات در آن‌ها اشاره کرد که با توجه به الگوریتم‌های خاص در چند ثانیه و یا حتی میلی‌ثانیه می‌توانند یک معامله را به انجام برسانند.

    جای هیچ شکی نیست که دنیای معامله در زمان حال با زمانی که الیوت برای اولین بار اصول خود را آموزش داد به طور کلی متفاوت است و سوال منطقی‌ای پیش می‌آید که آیا امکان به کارگیری تئوری امواج الیوت در محیط تجارت امروزی نیز امکان‌پذیر است یا خیر؟ با یک مثال ساده سوال‌های زیادی در ذهن ایجاد می‌شود که اگر ماشین‌های امروزی فوق‌العاده متفاوت از تکنولوژی‌ خودروها در سال 1930 هستند؛ پس چرا می‌توان از همان اصول و قواعد در معاملات امروزی نیز استفاده کرد؟ جواب شما در بخش بعدی است.

     

    پیشنهاد میکنم مقاله کاربردی اندیکاتورهای مهم و کاربردی بورس – 6 اندکاتور مهم بورس را مطالعه نمایید.

     

    بزرگترین تغییر بین بازار امروز و بازار دهه 1930 معنا و مفهوم روند و ضد روند است. ما 4 بازار اصلی داریم که شامل بورس و سهام، فارکس، کالاها و اوراق قرضه می‌شوند.

    در بازار امروز حرکت 5 موجی هنوز هم اتفاق می‌افتد؛ ولی سالها بررسی و مشاهده بازار توسط تحلیلگران باعث شده است به این نتیجه برسیم که حرکت 3 موجی بسیار بیشتر اتفاق میفتد. در واقع بازار می‌تواند در راستای یک سری امواج تصحیحی در مسیر روند پیش برود. در واقع در بازار امروز ما باور داریم روند حتما نباید یک الگوی 5 موجی باشد و می‌تواند به صورت 3 موجی خودش را نشان دهد.

    این مساله زیاد مهم نیست و فقط به این دلیل است ک در تحلیل‌هایمان به زور 5 موج را وارد نمودار نکنیم. حال در ادامه بیشتر در مورد مباحث فنی صحبت خواهیم کرد و این موضوعات برای شما روشن خواهد شد.

     

    بخش دوم :

    1- معرفی

    لئوناردو فیبوناچی یک ریاضیدان قرن سیزدهم است که در سال1242 دنباله فیبوناچی را کشف کرد. او مقاله‌ای را منتشر کرد که در آن سیستم ده دهی را معرفی کرده بود. اساس کار او بر پایه دو سال مطالعه‌اش بر روی اهرام موجود در شهر جیزه مصر چیده شده بود. فیبوناچی به پاس کارهایش برنده معادل جایزه نوبل امروزی شده بود.

     

    2- دنباله فیبوناچی

    یکی از مهم‌ترین کشف‌های فیبوناچی دنباله اعداد فیبوناچی است. در این دنباله 0 و 1 دو عدد اول هستند و در ادامه هر عدد حاصل جمع دو عدد قبلی خود است و به این ترتیب دنباله به صورت 0-1-1-2-3-5-8-13 و… خواهد بود. نسبت طلایی (1.618) از تقسیم یک عدد دنباله فیبوناچی بر عدد قبلی به دست می‌آید. برای مثال 89 تقسیم بر 55 برابر 1.618 است.

    نسبت‌های فیبوناچی تعداد زیادی هستند و هرکدام انواع مختلفی دارند که قابل استخراج هستند و در جدول زیر نیز برخی از آن‌ها را مشاهده می‌کنید. این نسبت‌ها و بسیاری دیگر در طبیعت و بازارهای مالی از جمله بورس قابل مشاهده هستند و در خطوط حمایت و مقاومت قدرتمند مشاهده می‌شوند. این نسبت‌ها به راحتی در طبیعت، هندسه، معماری و موسیقی قابل مشاهده هستند. در ادامه و بعد از جدول برخی از نسبت‌های فیبوناچی مهم را با همدیگر بررسی خواهیم کرد.

     

    پیشنهاد میکنم مقاله کاربردی آموزش ابزارها و سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید.

     

    0.618: این نسبت با تقسیم کردن هر عدد فیبوناچی در دنباله با عدد بعدی‌اش به دست می‌آید؛ برای مثال 55 تقسیم بر 89 و یا 8 تقسیم 13.

    0.382: این نسبت نیز از تقسیم هر عدد سری فیبوناچی بر عددی که دو جایگاه با آن فاصله دارد به دست می‌آید؛ برای مثال 34 تقسیم بر 89 برابر است با 0.382.

    1.618(نسبت طلایی): این نسبت با تقسیم هر عدد سری فیبوناچی بر عدد قبلی‌اش به دست می‌آید؛ برای مثال 89 تقسیم بر 55 و یا 144 تقسیم بر 89.

     

    عقب‌نشینی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و تئوری امواج الیوت به موضوع تصحیح بازار(ضد روند) اشاره دارد که انتظار می‌رود در اطراف خط حمایت و یا مقاومت که توسط نسبت‌های کلیدی فیبوناچی به دست آمده‌اند پایان یابد. بعد از آن انتظار می‌رود بازار تغییر جهت داده و در همان جهت اولیه به روند خود ادامه دهد.

    توسعه یا گسترش فیبوناچی مربوط به حرکت بازار در جهت روند است و تا خطوط حمایت و مقاومت که توسط سطوح فیبوناچی تعیین شده است پیش می‌رود. سرمایه‌گذاران اغلب از گسترش فیبوناچی برای تعیین میزان سود هدف استفاده می‌کنند. در تصویر زیر برخی از مهم‌ترین نسبت‌های فیبوناچی در گسترش و عقب‌نشینی بازار را مشاهده می‌کنید. استفاده از نسبت‌های فیبوناچی در تحلیل تکنیکال برای موفیت در بورس فوق‌العاده کاربردی است.

     

    پیشنهاد می کنم حتما مقاله آموزش چنگال اندروز در تحلیل تکنیکال را مطالعه نمایید

     

    اینکه در مقاله تخصصی بررسی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال برای بازار بورس اینقدر در مورد فیبوناچی صحبت کردیم دلیلی خاص دارد. نسبت‌های فیبوناچی برای اندازه‌گیری حرکت امواج در یک ساختار امواج الیوت کاربرد دارد. موج‌های مختلف در این ساختار با نسبت‌های فیبوناچی مختلف به هم مرتبط هستند؛ برای مثال در یک موج رو به بالا یا ایمپالس این نسبت‌ها را داریم:

    معامله‌گران می‌توانند از این نسبت‌ها برای تعیین نقاط موج بعدی و نقطه سود هدف خود استفاده کنند و سپس وارد یک معامله بشوند.

    خوب اکنون وقت بررسی اجزای مختلف امواج الیوت در تحلیل تکنیکال رسیده است و در بخش بعدی در مورد امواج حرکتی (motive) صحبت خواهیم کرد.

     

    در تعریف سنتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال امواج حرکتی همان 5 موجی است که در راستای یک روند حرکت می‌کنند تا یک موج با درجه بالاتر را تشکیل بدهند. چندین نوع تغییرات مختلف وجود دارند که آن 5 موج را شکل می‌دهند: موج ایمپالس، ایمپالس همراه با گسترش و موج مورب.

    در تعاریف امروزی؛ اما بحث کمی متفاوت است. در تعاریف امروزی حرکت در راستای یک روند هنوز هم به عنوان امواج حرکتی شناخته می‌شوند و آن 5 موج جزو آن است؛ اما وجود این 5 موج ضروری نیست و می‌توان یک حرکت سه موجه رو نیز به عنوان امواج حرکتی در نظر گرفت.

    حال می‌خواهیم در مورد آن سه تغییر که قبلا به آن اشاره شد صحبت کنیم.

     

    راهنما:

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

     

     

     

    امواج حرکتی در جهت روند اصلی حرکت می‌کنند؛ ولی امروزه ما باور داریم حتما نباید به صورت ایمپالس باشد و به جای آن ترجیح می‌دهیم از آن به عنوان دنباله حرکتی یاد کنیم. دنباله حرکتی را در تحلیل تکنیکال به سادگی به عنوان یک دنباله نا تمام از امواج تعریف می‌کنیم. ساختار امواج می‌تواند تصحیحی باشد؛ اما دنباله امواج می‌تواند برای ما مشخص کند چه زمانی حرکت تمام است و یک گسترش قیمتی را در جهت فعلی خواهیم دید.

    دنباله حرکتی بسیار شبیه به دنباله اعداد فیبوناچی است. اگر ما یکی از اعداد دنباله زیر را در نمودار دیدیم می‌توانیم انتظار داشته باشیم روند فعلی که درون آن هستیم بیشتر جلو می‌رود:

    دنباله حرکتی: 5,9,13,17,21,25,29,…

     

    پیشنهاد می کنم حتما مقاله کاربردی آموزش الگوهای کندل استیک در تحلیل تکنیکال را مطالعه فرمایید.

     

    در تئوری امواج الیوت موج 1 در آغازش به ندرت قابل مشاهده است. وقتی اولین موج یک بازار صعودی آغاز می‌شود، اخبار اساسی هنوز هم در سرتاسر جهان منفی است، روند قبلی هنوز هم با قدرت در حال کار است و تحلیلگران بنیادین پیش‌بینی درآمد خود را پایین‌تر می‌آورند.

    در این شرایط اقتصاد زیاد قدرتمند به نظر نمی‌رسد و نظرسنجی‌های بر پایه احساسات معمولا نشان می‌دهند بازار در حال افول است. حجم بازار ممکن است در این حالت به دلیل افزایش قیمت کمی زیاد شود؛ اما نه در حدی که تحلیلگران تکنیکال را آگاه کند و به آن‌ها هشدار دهد.

    در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال موج 2، موج شماره 1 را تصحیح می‌کند؛ ولی هیچوقت نمی‌تواند فراتر از نقطه شروع موج اول برود. معمولا اخبار هنوز هم بد هستند و قیمت‌ها کاهش می‌یابند. نزول بازار بر پایه احساسات سریعا شکل می‌گیرد و عموم مردم با غرور به همه هشدار می‌دهند خبری از بازار صعودی نخواهد بود؛ اما باز هم برخی نشانه‌های مثبت برای کسانی که با دقت نگاه می‌کنند وجود دارد.

    حجم بازار باید در مقایسه با موج اول کمتر باشد و قیمت‌ها معمولا بیشتر از 61.8 درصد افزایش قیمت موج اول کاهش نخواهند داشت و قیمت‌ها در یک حرکت سه موجی سقوط می‌کنند.

     

    همچنین می توانید مقاله حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید

     

    موج سوم در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال معمولا بزرگترین و قدرتمندترین موج است( هرچند این نظریه مختص بازار بورس است و برخی تحقیقات نشان می‌دهد در بازار کالا موج پنجم قدرتمندترین است). اخبار در این مرحله بالاخره مثبت شده است و تحلیلگران بنیادین تخمین درآمد خود را بالاتر می‌برند. در این موج قیمت‌ها به سرعت بالا می‌روند و تصحیح‌ها بسیار کوتاه و قابل صرف نظر هستند. هرکس در ابتدای آغاز موج 3 عقب بکشد، احتمالا درآمد زیادی را از دست خواهد داد و در ابتدا هنوز دید بازار منفی و نزولی است؛ اما در میانه‌های موج سوم عموم مردم به روند صعودی بازار پیوسته و سود می‌کنند. موج سوم معمولا با نسبت 1.618 نسبت به موج 1 به وجود می‌آید.

    موج 3 به معنای واقعی گرد و خاک به پا می‌کند و بالاتر از موج 1 قرار می‌گیرد. به محظ اینکه بازار به موج یک رسید نقاط توقف معامله‌گران از بین می‌رود و یک گپ و فاصله خالی را خواهیم دید که نشانه خوبی از فعالیت موج 3 است.

     

    در انتهای موج 4 سفارشات خرید بیشتری ثبت می‌شود و قیمت دوباره بالا می‌رود. موج چهارم معمولا به طور واضح تصحیحی است و معمولا به اندازه 38.2 درصد از موج 3 عقب می‌نشیند و حجم بازار پایین‌تر از موج 3 است. اینجا زمان بسیار خوبی برای خرید است، اگر پتانسیل خوب موج 5 را درک کرده باشید.

     

    موج 5 در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال آخرین ضلع از روند غالب بازار بورس است. اخبار در سراسر جهان معمولا مثبت است و همه شاهد یک بازار صعودی هستند،. متاسفانه اینجا جایی است که خیلی از سرمایه‌گذاران تازه‌کار و بی تجربه شروع به خرید می‌کنند. حجم بازار کمتر از موج 3 است و خیلی از شاخص‌های تحلیل تکنیکال خبر از یک تغییر قیمتی می‌دهند. در موج 5 خیلی از سرمایه‌گذارانی که پیش‌بینی بازار صعودی را می‌کنند مورد تمسخر واقع می‌شوند.

    موج 5 هیجان و تحرک بالای موج 3 را ندارد و به دلیل حضور گروه کوچکی از سرمایه‌گذاران اتفاق میفتد و یک قیمت بالاتر از قیمت موج 3 را ثبت می‌کنند.نرخ قدرت در موج 5 در مقایسه با موج 3 بسیار پایین‌تر است.

     

    تشخیص امواج تصحیحی معمولا سخت‌تر از تشخیص ایمپالس‌هاست. در موج A بازار نزولی است؛ اما خبرها هنوز مثبت‌ هستند. بسیاری از تحلیلگران این نزول قیمتی را بخشی از یک بازار فعال صعودی می‌بینند.

    در موج B قیمت‌ها در بورس بالاتر می‌روند که بسیاری از تحلیلگران و سرمایه‌گذاران آن را سرآغازی برای شروع یک بازار صعودی بلندمدت می‌بینند. آن‌هایی که با تحلیل تکنیکال کلاسیک آشنا هستند، ممکن است اوج قیمتی را در این قسمت به عنوان شونه سمت راست الگوی بازگشتی سر و شانه ببینند. حجم بازار در موج B نسبت به موج A کمتر است. در این نقطه شاخص‌های بنیادین احتمالا دیگر رشد نمی‌کنند؛ اما هنوز منفی نشده‌اند.

    در موج C قیمت‌ها شدیدا و به سرعت پایین آمده و حجم بازار بسیار بالا می‌رود. در انتهای ضلع سوم موج C تقریبا همه متوجه شده‌اند که بازار نزولی است. موج C حداقل به اندازه موج A است و شاید به اندازه 1.618 نسبت به موج A بیشتر شود.

     

    پیشنهاد می کنم حتما مقاله آموزش ابر ایچیموکو در تحلیل تکنیکال را مطالعه فرمایید

     

    امواج تصحیحی در تحلیل تکنیکال

    در تعریف کلاسیک، امواج تصحیحی به امواجی گفته می‌شود که بر خلاف یک روند در درجه بالاتر حرکت می‌کنند. امواج تصحیحی تنوع بیشتر و امکان تشخیص کمتری نسبت ایمپالس‌ها دارند. گاهی اوقات تشخیص امواج تصحیحی تا زمانی که کامل نشده‌اند امکان‌پذیر نیست( به بخش قبل مراجعه کنید که اکثر سرمایه‌گذاران تا پایان موج C متوجه آن نشدند)

    بهرحال همانطور که در قسمت‌های قبلی بارها توضیح دادیم در بازار امروز و به خصوص در فارکس هم روند و هم ضدروند می‌توانند در امواج تصحیحی خود را نشان دهند. بهتر است امواج تصحیحی را امواجی تعریف کنیم که همیشه سه موجی هستند و فقط امواج حرکتی 5 موج دارند.

    در زیر 5 نمونه از انواع الگوهای تصحیحی را می‌خوانید:

     

     

    ارتباط با نسبت‌های فیبوناچی:

     

    پیشنهاد می کنم مقاله الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید

     

    یک موج تصحیحی تخت یک حرکت تصحیحی است که با ABC نامگذاری می‌شود و هرچند نامگذاری‌ها یکی است، تقاوت امواج تصحیحی تخت در تحلیل تکنیکال با زیگزاگ در زیرمجموعه‌های موج A است که زیگزاگ یک ساختار 5-3-5 بوده و تخت ساختار 3-3-5 دارد. سه نوع امواج تصحیحی تخت وجود دارد: عادی، غیر عادی و امواج تخت در جریان.

    نکته آموزشی: منظور از ساختار 3-5-3 و 3-3-5 تعداد زیرمجموعه‌های موج  A,B,C می‌باشد.

     

    امواج تخت عادی

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

    امواج تخت غیرعادی( گسترش یافته)

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

    پیشنهاد می کنم مقاله واگرایی در تحلیل تکنیکال – آموزش انواع واگرایی را مطالعه کنید

     

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

    حال که انواع الگوی تصحیحی تخت را مورد بررسی قرار دادیم به سراغ نوع بعدی امواج تصحیحی یعنی مثلث‌ها می‌رویم. در امواج تصحیحی نوع مثلث نوسانات و حجم بازار کم می‌شود. مثلث‌ها 5 گوشه دارند و هرکدام نیز 3 زیرمجموعه موجی دارند که ساختار آن را به 3-3-3-3-3 تبدیل می‌کند.  در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال 5 نوع از این امواج وجود دارند: صعودی، نزولی، انقباضی و انبساطی.

     

     

    پیشنهاد می کنم مقاله تحلیل زمانی در تحلیل تکنیکال بورس را مطالعه فرمایید

     

    Double Three  ترکیبی از دو الگوی تصحیحی است. تا به حال سه نوع از امواج تصحیحی شامل زیگزاگی، تخت و مثلثی را مورد بررسی قرار دادیم و هرگاه دو تا از این الگوها با هم ترکیب شوند، شاهد Double Three هستیم.

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

    در زیر مثال‌هایی از ترکیب دو نوع از امواج را مشاهده می‌کنید:

    ترکیب زیگزاگ و تخت

     

    ترکیب تخت و مثلث

     

    ترکیب دو دابل‌تری با درجه کمتر

     

    تریپل تری ترکیب سه تا از الگوهای تصحیحی در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال است.

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

    در ادامه مثال‌های از ترکیب سه تا از الگوهای تصحیحی را مشاهده می‌فرمایید.

    ترکیب تخت، دابل تری و زیگزاگ

     

    ترکیب سه تا دابل تری با درجات کمتر

     

    پیشنهاد ویژه ثروت آفرین : محصول جادوی فیلتر و اندیکاتور 

     

    قطعا به شما حق می‌دهم کمی سردرگم شده باشید و نتوانید به طور کامل این حجم از اطلاعات در مورد امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را در ذهن تان طبقه‌بندی کنید؛ اما باید بدانید برای موفقیت در بورس نیاز دارید دانش بسیار زیادی داشته باشید و این مهم بدون مطالعه مستمر و دقیق میسر نخواهد شد.

    به دلیل ساختار فراکتال امواج الیوت و پیچیده بودن آن قطعا نیاز است بارها این مقاله را خوانده و شکل‌های آن را مورد بررسی قرار دهید و علاوه بر آن در هنگام معاملات دائما به سایت ثروت آفرین رجوع کرده و دوباره مطالب آن را بخوانید. در واقع هر بخش از این مقاله خود دانش اقتصادی خاص خود را می‌طلبد.

    بورس یکی از پیچیده‌ترین بازارهای دنیاست؛ ولی با کمی تمرین و مطالعه می‌توان تبدیل به یک حرفه‌ای شد. در این مقاله به طور جامع در مورد انواع امواج الیوت در تحلیل تکنیکال صحبت شد و تعریف آن در تحلیل تکنیکال کلاسیک و مدرن مورد بررسی قرار گرفت.

    این ابزار (امواج الیوت) یکی از دقیق‌ترین ابزارهای موجود در تحلیل تکنیکال است و به دلیل جامع بودن آن و وجود نسبت‌های فیبوناچی دقیق می‌توانید به نتایج آن اعتماد کنید. سعی کنید با توجه به اشکال موجود در این مطلب خوب دقت کرده و در نمودار‌های واقعی بازار بورس به دنبال این امواج بگردید.

    باز هم باید به این نکته اشاره کنم برای موفقیت در بورس نیازمند مطالعه و تمرین زیادی هستید؛ پس وقت را تلف نکنید و نکات گفته شده را در ذهنتان طبقه‌بندی کنید و تمرین را آغاز کنید.

     

    Tags امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بورس تحلیل تکنیکال

    1 هفته قبل

    جولای 3, 2021

    ژوئن 30, 2021

    واقعا جا داره از تیم شما بابت گردآوری این مبحث آموزشی کامل و جامع تشکر کنم. در خیلی از سایتها و کتابها امواج الیوت خواندم ولی خوب متوجه نشدم که بتونم ازش کاربردی استفاده کنم و برام همش مجهول باقی مانده بود، تا اینکه با این اموزش شما روبرو شدم و مطالعه این مبحث باعث شد ابهامات و سوالات ذهنی من برطرف شود. ضمن تشکر مجدد خواهشی که داشتم مطالب آموزشی بیشتری از معلومات و تجارب خودتان در سایت با ما به اشتراک بگذارید. (زکات علم نشر آن است)

    سلام سجاد عزیز
    سپاسگزاریم و بسیار خوشحالیم مطلب شمارش امواج الیوت در تحلیل تکنیکال مورد توجه شما قرار گرفته است. حتما سعی می کنیم مطالب مفید بیشتری در سایت قرار دهیم تا سرمایه گذارن بتوانند از مطالب موجود استفاده کنند.
    موفق باشید

    خدا بیامرزه امواتتونو خیلی خوب نوشته خدا دست میزنید به خاک طلا کنه براتون خیلی مردید دمتون گرم انقدر فیلم دیدم من در مورد بورس اما با این جزییات نبود خدا هر چی میخواید بده بهتون

    سلام کمال عزیز
    از توجه شما سپاسگزاریم.
    موفق باشید

    عرض ادب و احترام
    سپاس از مقاله کامل و جامع و ساده
    عالی بود سپاسگزارم

    سلام مسعود عزیز
    از توجه شما به مقاله امواج الیوت در تحلیل تکنیکال سپاسگزاریم. خوشحالیم این مقاله مهم و کاربردی مورد توجه شما قرار گرفته است.
    موفق باشید

    سلام بسیار عالی استاد ینی ما توی شاخص الان اخر موج سی هستیم و رشد مجدد؟؟

    سلام محمد عزیز
    ببینید در بازار خیلی از موارد به روانشناسی بازار ارتباط دارد و نمی توانیم بگوییم بازار به زودی رشد مجدد می کند. عادی شدن بازار به خیلی عوامل بستگی دارد و حتما باید منتظر بود تا جو روانی بازار به وضعیت عادی باز گردد.
    موفق باشید

    سلام خسته نباشید ببخشید شما فرمودید موج چهارم هیچگاه بیشتر از 50درصد فیبو ناچی موج 3رو نمیتونه اصلاح کنه میخواستم ببینم ایا این نظر قطعیه؟چون برخی میگن تا61درصد هم میتونه….

    سلام واقعا اطلاعاتتون کاملا مفید بودن. ممنونم از زحمات و تلاشتون

    سلام قاسم عزیز
    از توجه شما به مقاله کاربردی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بسیار خوشحالیم.
    موفق باشید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

    از سال 1394 مجموعه ثروت آفرین با ارائه مطالب آموزشی در خصوص بازار بورس شروع به فعالیت نمود.

    در این راستا تیم تخصصی ثروت آفرین تلاش می‌کند برای ارتقای دانش سرمایه گذارانی که به بازار بورس و بازارهای مالی علاقمند می‌باشند خدمات ارزنده‌ای ارائه نماید.

     

     

    بورس, مقالات

    11 دیدگاه‌ها

    امواج الیوت در تحلیل تکنیکال یکی از مهم‌ترین بخش‌های مورد مطالعه تحلیلگران تکنیکال است. امواج الیوت از ابزارهای مهم برای بررسی وضعیت یک سهم و موفقیت تحلیل گران بازار بورس به حساب می آید.

    در این مقاله می‌خواهیم در مورد امواج الیوت صحبت کنیم و کاربرد این ابزار را در بازارهای مالی و بورس مورد بررسی قرار دهیم. در ابتدا کمی در مورد تاریخچه، تعریف و قوانین پایه استفاده از امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بحث خواهیم کر. سپس کمی مطلب را تخصصی‌تر کرده و نحوه کار و معامله با آن‌ها را به شما آموزش خواهیم داد.

    در تمام طول این مقاله به این موضوع اشاره خواهم کرد که برای موفقیت در بازار بورس نیاز است از تمام توانایی‌ها و ابزارهای در اختیارتان استفاده کنید و بسیار مهم است در مورد همه آن‌ها اطلاعات کافی را به دست آورید.

     

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    بخش اول :

    همانطور که گفته شد بررسی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال برای تحلیلگران بسیار مهم است. البته یکی از مهم‌ترین کارهایی که تحلیلگران بورس برای پیش‌بینی قیمت‌ها در آینده انجام می‌دهند، نگاه دقیق به گذشته است. نگاه به رفتارهای بازار در برخی بزنگاه‌های خاص می‌تواند رفتار بازار در شرایط مشابه فعلی را مشخص کند.

    امواج الیوت بر مبنای همین فلسفه شکل گرفته است. یعنی یک سری رفتارهای تکرارشوند بازار در گذشته. نام این ابزار از روی نام آقای رالف نلسون الیوت ، یک حسابدار و نویسنده آمریکایی برداشته شده است. او تحت تاثیر تئوری DOW و مشاهده دقیق طبیعت به این نتیجه رسید که حرکت بازار سهام و بورس با مشاهده و تشخیص یک سری امواج تکرار‌پذیر قابل پیش‌بینی است.

     

    پیشنهاد ثروت آفرین : فیلتر طلایی بورس

     

  • تشخیص حمایت و مقاومت
  •  

    پیشنهاد می کنم مقاله آموزش فیلتر نویسی در سایت دیده بان بورس را مطالعه کنید. همچنین می توانید از فیلترهای کاربردی بورس که شامل بیش از 50 فیلتر کاربردی در سایت دیده بان بازار استفاده کنید.

     

    الیوت قادر بود بازار را در ابعاد عمیق‌تری تحلیل کند و می‌توانست با تشخیص ویژگی‌های خاص الگوهای موجی مختلف، پیش‌بینی‌های دقیقی را در مورد بازار طبق همان الگوها ارائه کند. الیوت کارش را بر مبنای تئوری DOW پایه‌ریزی کرد، که تئوری DOW هم حرکات قیمت‌ها را به صورت موجی مورد بررسی قرار می‌دهد؛ اما در کنار تئوری DOW، الیوت متوجه رفتار فراکتال بازار نیز شد و اولین بار تئوری خود در مورد الگوهای بازار را در کتابی با عنوان اصل موجی در سال 1938 منتشر کرد.

     

    اگر بخواهم به طور ساده بگویم، حرکت در مسیر یک روند و در راستای آن به 5 موج خلاصه می‌شود که به آن‌ها امواج حرکتی(MOTIVE) گفته می‌شود و سه موج هم بر خلاف جهت یک روند وجود دارند که به آن‌ها امواج تصحیحی (Correction) گفته می‌شود.

     

    پیشنهاد می کنم مقاله پولبک در تحلیل تکنیکال – شناسایی پولبک را مطاله کنید

     

    در تصویر بالا به طور ساده این امواج نشان داده شده‌اند؛ اما در تصویر زیر به طول دقیق‌تر مشخص شده‌اند. امواج حرکتی با اعداد 1 تا 5 نشان داده شده و امواج تصحیحی با حروف A، B و C مشخص هستند. این الگوها هم در فریم‌های زمانی طولانی مدت و هم کوتاه مدت خود را نشان می‌دهند.

    بحث فراکتال بودن طبیعت بازار نیز از همینجا نشات می‌گیرد. یک کلم بروکلی را در نظر بگیرید. اگر یک کلم بروکلی بزرگ را به چند تیکه تقسیم کنید، هرکدام از آن تیکه‌ها خود شبیه همان کلم بروکلی بزرگ هستند.

    امواج الیوت نیز به همین شکل هستند برای مثال با مشاهده و دقت در الگوهای یک ماهه می‌توان چندین الگوی امواج الیوت روزانه را نیز در ابعاد کوچکتر درون آن‌ها مشاهده کرد که در این مورد بعدا بیشتر توضیح خواهیم داد. این اطلاعات  در کنار روابط فیبوناچی بین امواج به معامله‌گرها فرصت‌های معامله بسیار خوبی را نشان می‌دهند.

     

    پیشنهاد می کنم مقاله پرایس اکشن در تحلیل تکنیکال چیست؟ را مطالعه نمایید

     

    در مدل الیوت قیمت‌های بازار بورس (و یا هر بازار مالی دیگری) بین فاز حرکتی و تصحیحی دائما در حال تغییر است و جابجایی است. امواج رو به بالا خود به 5 موج درجه پایین‌تر تقسیم می‌شوند که آن‌ها نیز بین فاز حرکتی و تصحیحی جابجا می‌شوند؛ پس در شکل بالا موج‌های یک، سه و پنج حرکتی و رو به بالا و موج‌های 2 و 4 عقب‌نشینی‌های کوچک از موج‌های حرکتی 1 و 3 هستند.

    در شکل شماره 3 امواج 1 و 3 و 5 حرکتی هستند و خود به 5 موج فرعی تقسیم شده‌اند که با اعداد یونانی یک تا 5 نمایش داده‌ شده‌اند. امواج شماره 2 و 4 نیز تصحیحی بوده و خود به 3 موج فرعی با برچسب‌های a، b و c نمایش داده شده‌اند. حال تمام این موج‌های 1-2-3-4 و 5 یک موج کلی حرکتی رو به بالا می‌سازند که در شکل شماره 3 با عنوان موج شماره 1 نشان داده شده است.

    امواج تصحیحی به 3 موج کوچکتر با نام‌ها A،B و C تقسیم می‌شوند. موج‌های تصحیحی با 5 موج ایمپالس یا حرکتی آغاز شده(A) و سپس یک عقب‌نشینی داشته(B) و در نهایت شاهد یک ایمپالس دیگر خواهیم بود(C). سه موج A،  B و C موج تصحیحی شماره 2 را می‌سازند.

    در یک بازار نزولی روند غالب رو به پایین است و این الگو برعکس می‌شود که شامل 5 موج رو به پایین و 3 موج رو بالا خواهد بود.

    با این توضیحات امیدوارم متوجه الگوی فراکتال بازار شده باشید که هر موج برای خودش چندین زیر موج کوچک‌تر دارد که رفتاری شبیه به امواج بزرگ‌تر از خودشان دارند.

     

    درجه امواج الیوت یک زبان مشترک بین سرمایه‌گذاران بازار بورس است که با استفاده از آن‌ می‌توانند تمام جدول‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت را با یک حالت مشترک مورد بررسی و تحلیل قرار بدهند. در تصویر زیر این درجات را می‌بینید که از Grand Super Cycle که مخصوص چارت‌های ماهانه یا سالانه است تا درجه Subminuette که برای نمودارهای ساعتی و روزانه می‌باشد، آورده شده است.

     

    همچنین پیشنهاد می کنم مقاله کاربردی آموزش نمودارهای نقطه و شکل در تحلیل تکنیکال (Point & Figure) را مطالعه کنید

     

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    توسعه کامپیوتر‌ها و اینترنت شاید مهم‌ترین فرآیندی باشد که شخصیت و ماهیت قرن 21 را شکل داده است. رشد تجارت بر حسب الگوریتم‌های کامپیوتری دسته جدیدی از معامله‌گران را به وجود آورد که تنها با توجه به مباحث فنی، آمار و احتمالات و بدون تاثیر دادن مباحث احساسی و انسانی خرید و فروش را انجام می‌دهند.

    از مزایای این کامیپوتر‌ها می‌توان به فوق‌العاده سریع بودن معاملات در آن‌ها اشاره کرد که با توجه به الگوریتم‌های خاص در چند ثانیه و یا حتی میلی‌ثانیه می‌توانند یک معامله را به انجام برسانند.

    جای هیچ شکی نیست که دنیای معامله در زمان حال با زمانی که الیوت برای اولین بار اصول خود را آموزش داد به طور کلی متفاوت است و سوال منطقی‌ای پیش می‌آید که آیا امکان به کارگیری تئوری امواج الیوت در محیط تجارت امروزی نیز امکان‌پذیر است یا خیر؟ با یک مثال ساده سوال‌های زیادی در ذهن ایجاد می‌شود که اگر ماشین‌های امروزی فوق‌العاده متفاوت از تکنولوژی‌ خودروها در سال 1930 هستند؛ پس چرا می‌توان از همان اصول و قواعد در معاملات امروزی نیز استفاده کرد؟ جواب شما در بخش بعدی است.

     

    پیشنهاد میکنم مقاله کاربردی اندیکاتورهای مهم و کاربردی بورس – 6 اندکاتور مهم بورس را مطالعه نمایید.

     

    بزرگترین تغییر بین بازار امروز و بازار دهه 1930 معنا و مفهوم روند و ضد روند است. ما 4 بازار اصلی داریم که شامل بورس و سهام، فارکس، کالاها و اوراق قرضه می‌شوند.

    در بازار امروز حرکت 5 موجی هنوز هم اتفاق می‌افتد؛ ولی سالها بررسی و مشاهده بازار توسط تحلیلگران باعث شده است به این نتیجه برسیم که حرکت 3 موجی بسیار بیشتر اتفاق میفتد. در واقع بازار می‌تواند در راستای یک سری امواج تصحیحی در مسیر روند پیش برود. در واقع در بازار امروز ما باور داریم روند حتما نباید یک الگوی 5 موجی باشد و می‌تواند به صورت 3 موجی خودش را نشان دهد.

    این مساله زیاد مهم نیست و فقط به این دلیل است ک در تحلیل‌هایمان به زور 5 موج را وارد نمودار نکنیم. حال در ادامه بیشتر در مورد مباحث فنی صحبت خواهیم کرد و این موضوعات برای شما روشن خواهد شد.

     

    بخش دوم :

    1- معرفی

    لئوناردو فیبوناچی یک ریاضیدان قرن سیزدهم است که در سال1242 دنباله فیبوناچی را کشف کرد. او مقاله‌ای را منتشر کرد که در آن سیستم ده دهی را معرفی کرده بود. اساس کار او بر پایه دو سال مطالعه‌اش بر روی اهرام موجود در شهر جیزه مصر چیده شده بود. فیبوناچی به پاس کارهایش برنده معادل جایزه نوبل امروزی شده بود.

     

    2- دنباله فیبوناچی

    یکی از مهم‌ترین کشف‌های فیبوناچی دنباله اعداد فیبوناچی است. در این دنباله 0 و 1 دو عدد اول هستند و در ادامه هر عدد حاصل جمع دو عدد قبلی خود است و به این ترتیب دنباله به صورت 0-1-1-2-3-5-8-13 و… خواهد بود. نسبت طلایی (1.618) از تقسیم یک عدد دنباله فیبوناچی بر عدد قبلی به دست می‌آید. برای مثال 89 تقسیم بر 55 برابر 1.618 است.

    نسبت‌های فیبوناچی تعداد زیادی هستند و هرکدام انواع مختلفی دارند که قابل استخراج هستند و در جدول زیر نیز برخی از آن‌ها را مشاهده می‌کنید. این نسبت‌ها و بسیاری دیگر در طبیعت و بازارهای مالی از جمله بورس قابل مشاهده هستند و در خطوط حمایت و مقاومت قدرتمند مشاهده می‌شوند. این نسبت‌ها به راحتی در طبیعت، هندسه، معماری و موسیقی قابل مشاهده هستند. در ادامه و بعد از جدول برخی از نسبت‌های فیبوناچی مهم را با همدیگر بررسی خواهیم کرد.

     

    پیشنهاد میکنم مقاله کاربردی آموزش ابزارها و سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید.

     

    0.618: این نسبت با تقسیم کردن هر عدد فیبوناچی در دنباله با عدد بعدی‌اش به دست می‌آید؛ برای مثال 55 تقسیم بر 89 و یا 8 تقسیم 13.

    0.382: این نسبت نیز از تقسیم هر عدد سری فیبوناچی بر عددی که دو جایگاه با آن فاصله دارد به دست می‌آید؛ برای مثال 34 تقسیم بر 89 برابر است با 0.382.

    1.618(نسبت طلایی): این نسبت با تقسیم هر عدد سری فیبوناچی بر عدد قبلی‌اش به دست می‌آید؛ برای مثال 89 تقسیم بر 55 و یا 144 تقسیم بر 89.

     

    عقب‌نشینی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و تئوری امواج الیوت به موضوع تصحیح بازار(ضد روند) اشاره دارد که انتظار می‌رود در اطراف خط حمایت و یا مقاومت که توسط نسبت‌های کلیدی فیبوناچی به دست آمده‌اند پایان یابد. بعد از آن انتظار می‌رود بازار تغییر جهت داده و در همان جهت اولیه به روند خود ادامه دهد.

    توسعه یا گسترش فیبوناچی مربوط به حرکت بازار در جهت روند است و تا خطوط حمایت و مقاومت که توسط سطوح فیبوناچی تعیین شده است پیش می‌رود. سرمایه‌گذاران اغلب از گسترش فیبوناچی برای تعیین میزان سود هدف استفاده می‌کنند. در تصویر زیر برخی از مهم‌ترین نسبت‌های فیبوناچی در گسترش و عقب‌نشینی بازار را مشاهده می‌کنید. استفاده از نسبت‌های فیبوناچی در تحلیل تکنیکال برای موفیت در بورس فوق‌العاده کاربردی است.

     

    پیشنهاد می کنم حتما مقاله آموزش چنگال اندروز در تحلیل تکنیکال را مطالعه نمایید

     

    اینکه در مقاله تخصصی بررسی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال برای بازار بورس اینقدر در مورد فیبوناچی صحبت کردیم دلیلی خاص دارد. نسبت‌های فیبوناچی برای اندازه‌گیری حرکت امواج در یک ساختار امواج الیوت کاربرد دارد. موج‌های مختلف در این ساختار با نسبت‌های فیبوناچی مختلف به هم مرتبط هستند؛ برای مثال در یک موج رو به بالا یا ایمپالس این نسبت‌ها را داریم:

    معامله‌گران می‌توانند از این نسبت‌ها برای تعیین نقاط موج بعدی و نقطه سود هدف خود استفاده کنند و سپس وارد یک معامله بشوند.

    خوب اکنون وقت بررسی اجزای مختلف امواج الیوت در تحلیل تکنیکال رسیده است و در بخش بعدی در مورد امواج حرکتی (motive) صحبت خواهیم کرد.

     

    در تعریف سنتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال امواج حرکتی همان 5 موجی است که در راستای یک روند حرکت می‌کنند تا یک موج با درجه بالاتر را تشکیل بدهند. چندین نوع تغییرات مختلف وجود دارند که آن 5 موج را شکل می‌دهند: موج ایمپالس، ایمپالس همراه با گسترش و موج مورب.

    در تعاریف امروزی؛ اما بحث کمی متفاوت است. در تعاریف امروزی حرکت در راستای یک روند هنوز هم به عنوان امواج حرکتی شناخته می‌شوند و آن 5 موج جزو آن است؛ اما وجود این 5 موج ضروری نیست و می‌توان یک حرکت سه موجه رو نیز به عنوان امواج حرکتی در نظر گرفت.

    حال می‌خواهیم در مورد آن سه تغییر که قبلا به آن اشاره شد صحبت کنیم.

     

    راهنما:

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

     

     

     

    امواج حرکتی در جهت روند اصلی حرکت می‌کنند؛ ولی امروزه ما باور داریم حتما نباید به صورت ایمپالس باشد و به جای آن ترجیح می‌دهیم از آن به عنوان دنباله حرکتی یاد کنیم. دنباله حرکتی را در تحلیل تکنیکال به سادگی به عنوان یک دنباله نا تمام از امواج تعریف می‌کنیم. ساختار امواج می‌تواند تصحیحی باشد؛ اما دنباله امواج می‌تواند برای ما مشخص کند چه زمانی حرکت تمام است و یک گسترش قیمتی را در جهت فعلی خواهیم دید.

    دنباله حرکتی بسیار شبیه به دنباله اعداد فیبوناچی است. اگر ما یکی از اعداد دنباله زیر را در نمودار دیدیم می‌توانیم انتظار داشته باشیم روند فعلی که درون آن هستیم بیشتر جلو می‌رود:

    دنباله حرکتی: 5,9,13,17,21,25,29,…

     

    پیشنهاد می کنم حتما مقاله کاربردی آموزش الگوهای کندل استیک در تحلیل تکنیکال را مطالعه فرمایید.

     

    در تئوری امواج الیوت موج 1 در آغازش به ندرت قابل مشاهده است. وقتی اولین موج یک بازار صعودی آغاز می‌شود، اخبار اساسی هنوز هم در سرتاسر جهان منفی است، روند قبلی هنوز هم با قدرت در حال کار است و تحلیلگران بنیادین پیش‌بینی درآمد خود را پایین‌تر می‌آورند.

    در این شرایط اقتصاد زیاد قدرتمند به نظر نمی‌رسد و نظرسنجی‌های بر پایه احساسات معمولا نشان می‌دهند بازار در حال افول است. حجم بازار ممکن است در این حالت به دلیل افزایش قیمت کمی زیاد شود؛ اما نه در حدی که تحلیلگران تکنیکال را آگاه کند و به آن‌ها هشدار دهد.

    در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال موج 2، موج شماره 1 را تصحیح می‌کند؛ ولی هیچوقت نمی‌تواند فراتر از نقطه شروع موج اول برود. معمولا اخبار هنوز هم بد هستند و قیمت‌ها کاهش می‌یابند. نزول بازار بر پایه احساسات سریعا شکل می‌گیرد و عموم مردم با غرور به همه هشدار می‌دهند خبری از بازار صعودی نخواهد بود؛ اما باز هم برخی نشانه‌های مثبت برای کسانی که با دقت نگاه می‌کنند وجود دارد.

    حجم بازار باید در مقایسه با موج اول کمتر باشد و قیمت‌ها معمولا بیشتر از 61.8 درصد افزایش قیمت موج اول کاهش نخواهند داشت و قیمت‌ها در یک حرکت سه موجی سقوط می‌کنند.

     

    همچنین می توانید مقاله حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید

     

    موج سوم در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال معمولا بزرگترین و قدرتمندترین موج است( هرچند این نظریه مختص بازار بورس است و برخی تحقیقات نشان می‌دهد در بازار کالا موج پنجم قدرتمندترین است). اخبار در این مرحله بالاخره مثبت شده است و تحلیلگران بنیادین تخمین درآمد خود را بالاتر می‌برند. در این موج قیمت‌ها به سرعت بالا می‌روند و تصحیح‌ها بسیار کوتاه و قابل صرف نظر هستند. هرکس در ابتدای آغاز موج 3 عقب بکشد، احتمالا درآمد زیادی را از دست خواهد داد و در ابتدا هنوز دید بازار منفی و نزولی است؛ اما در میانه‌های موج سوم عموم مردم به روند صعودی بازار پیوسته و سود می‌کنند. موج سوم معمولا با نسبت 1.618 نسبت به موج 1 به وجود می‌آید.

    موج 3 به معنای واقعی گرد و خاک به پا می‌کند و بالاتر از موج 1 قرار می‌گیرد. به محظ اینکه بازار به موج یک رسید نقاط توقف معامله‌گران از بین می‌رود و یک گپ و فاصله خالی را خواهیم دید که نشانه خوبی از فعالیت موج 3 است.

     

    در انتهای موج 4 سفارشات خرید بیشتری ثبت می‌شود و قیمت دوباره بالا می‌رود. موج چهارم معمولا به طور واضح تصحیحی است و معمولا به اندازه 38.2 درصد از موج 3 عقب می‌نشیند و حجم بازار پایین‌تر از موج 3 است. اینجا زمان بسیار خوبی برای خرید است، اگر پتانسیل خوب موج 5 را درک کرده باشید.

     

    موج 5 در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال آخرین ضلع از روند غالب بازار بورس است. اخبار در سراسر جهان معمولا مثبت است و همه شاهد یک بازار صعودی هستند،. متاسفانه اینجا جایی است که خیلی از سرمایه‌گذاران تازه‌کار و بی تجربه شروع به خرید می‌کنند. حجم بازار کمتر از موج 3 است و خیلی از شاخص‌های تحلیل تکنیکال خبر از یک تغییر قیمتی می‌دهند. در موج 5 خیلی از سرمایه‌گذارانی که پیش‌بینی بازار صعودی را می‌کنند مورد تمسخر واقع می‌شوند.

    موج 5 هیجان و تحرک بالای موج 3 را ندارد و به دلیل حضور گروه کوچکی از سرمایه‌گذاران اتفاق میفتد و یک قیمت بالاتر از قیمت موج 3 را ثبت می‌کنند.نرخ قدرت در موج 5 در مقایسه با موج 3 بسیار پایین‌تر است.

     

    تشخیص امواج تصحیحی معمولا سخت‌تر از تشخیص ایمپالس‌هاست. در موج A بازار نزولی است؛ اما خبرها هنوز مثبت‌ هستند. بسیاری از تحلیلگران این نزول قیمتی را بخشی از یک بازار فعال صعودی می‌بینند.

    در موج B قیمت‌ها در بورس بالاتر می‌روند که بسیاری از تحلیلگران و سرمایه‌گذاران آن را سرآغازی برای شروع یک بازار صعودی بلندمدت می‌بینند. آن‌هایی که با تحلیل تکنیکال کلاسیک آشنا هستند، ممکن است اوج قیمتی را در این قسمت به عنوان شونه سمت راست الگوی بازگشتی سر و شانه ببینند. حجم بازار در موج B نسبت به موج A کمتر است. در این نقطه شاخص‌های بنیادین احتمالا دیگر رشد نمی‌کنند؛ اما هنوز منفی نشده‌اند.

    در موج C قیمت‌ها شدیدا و به سرعت پایین آمده و حجم بازار بسیار بالا می‌رود. در انتهای ضلع سوم موج C تقریبا همه متوجه شده‌اند که بازار نزولی است. موج C حداقل به اندازه موج A است و شاید به اندازه 1.618 نسبت به موج A بیشتر شود.

     

    پیشنهاد می کنم حتما مقاله آموزش ابر ایچیموکو در تحلیل تکنیکال را مطالعه فرمایید

     

    امواج تصحیحی در تحلیل تکنیکال

    در تعریف کلاسیک، امواج تصحیحی به امواجی گفته می‌شود که بر خلاف یک روند در درجه بالاتر حرکت می‌کنند. امواج تصحیحی تنوع بیشتر و امکان تشخیص کمتری نسبت ایمپالس‌ها دارند. گاهی اوقات تشخیص امواج تصحیحی تا زمانی که کامل نشده‌اند امکان‌پذیر نیست( به بخش قبل مراجعه کنید که اکثر سرمایه‌گذاران تا پایان موج C متوجه آن نشدند)

    بهرحال همانطور که در قسمت‌های قبلی بارها توضیح دادیم در بازار امروز و به خصوص در فارکس هم روند و هم ضدروند می‌توانند در امواج تصحیحی خود را نشان دهند. بهتر است امواج تصحیحی را امواجی تعریف کنیم که همیشه سه موجی هستند و فقط امواج حرکتی 5 موج دارند.

    در زیر 5 نمونه از انواع الگوهای تصحیحی را می‌خوانید:

     

     

    ارتباط با نسبت‌های فیبوناچی:

     

    پیشنهاد می کنم مقاله الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید

     

    یک موج تصحیحی تخت یک حرکت تصحیحی است که با ABC نامگذاری می‌شود و هرچند نامگذاری‌ها یکی است، تقاوت امواج تصحیحی تخت در تحلیل تکنیکال با زیگزاگ در زیرمجموعه‌های موج A است که زیگزاگ یک ساختار 5-3-5 بوده و تخت ساختار 3-3-5 دارد. سه نوع امواج تصحیحی تخت وجود دارد: عادی، غیر عادی و امواج تخت در جریان.

    نکته آموزشی: منظور از ساختار 3-5-3 و 3-3-5 تعداد زیرمجموعه‌های موج  A,B,C می‌باشد.

     

    امواج تخت عادی

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

    امواج تخت غیرعادی( گسترش یافته)

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

    پیشنهاد می کنم مقاله واگرایی در تحلیل تکنیکال – آموزش انواع واگرایی را مطالعه کنید

     

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

    حال که انواع الگوی تصحیحی تخت را مورد بررسی قرار دادیم به سراغ نوع بعدی امواج تصحیحی یعنی مثلث‌ها می‌رویم. در امواج تصحیحی نوع مثلث نوسانات و حجم بازار کم می‌شود. مثلث‌ها 5 گوشه دارند و هرکدام نیز 3 زیرمجموعه موجی دارند که ساختار آن را به 3-3-3-3-3 تبدیل می‌کند.  در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال 5 نوع از این امواج وجود دارند: صعودی، نزولی، انقباضی و انبساطی.

     

     

    پیشنهاد می کنم مقاله تحلیل زمانی در تحلیل تکنیکال بورس را مطالعه فرمایید

     

    Double Three  ترکیبی از دو الگوی تصحیحی است. تا به حال سه نوع از امواج تصحیحی شامل زیگزاگی، تخت و مثلثی را مورد بررسی قرار دادیم و هرگاه دو تا از این الگوها با هم ترکیب شوند، شاهد Double Three هستیم.

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

    در زیر مثال‌هایی از ترکیب دو نوع از امواج را مشاهده می‌کنید:

    ترکیب زیگزاگ و تخت

     

    ترکیب تخت و مثلث

     

    ترکیب دو دابل‌تری با درجه کمتر

     

    تریپل تری ترکیب سه تا از الگوهای تصحیحی در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال است.

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

    در ادامه مثال‌های از ترکیب سه تا از الگوهای تصحیحی را مشاهده می‌فرمایید.

    ترکیب تخت، دابل تری و زیگزاگ

     

    ترکیب سه تا دابل تری با درجات کمتر

     

    پیشنهاد ویژه ثروت آفرین : محصول جادوی فیلتر و اندیکاتور 

     

    قطعا به شما حق می‌دهم کمی سردرگم شده باشید و نتوانید به طور کامل این حجم از اطلاعات در مورد امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را در ذهن تان طبقه‌بندی کنید؛ اما باید بدانید برای موفقیت در بورس نیاز دارید دانش بسیار زیادی داشته باشید و این مهم بدون مطالعه مستمر و دقیق میسر نخواهد شد.

    به دلیل ساختار فراکتال امواج الیوت و پیچیده بودن آن قطعا نیاز است بارها این مقاله را خوانده و شکل‌های آن را مورد بررسی قرار دهید و علاوه بر آن در هنگام معاملات دائما به سایت ثروت آفرین رجوع کرده و دوباره مطالب آن را بخوانید. در واقع هر بخش از این مقاله خود دانش اقتصادی خاص خود را می‌طلبد.

    بورس یکی از پیچیده‌ترین بازارهای دنیاست؛ ولی با کمی تمرین و مطالعه می‌توان تبدیل به یک حرفه‌ای شد. در این مقاله به طور جامع در مورد انواع امواج الیوت در تحلیل تکنیکال صحبت شد و تعریف آن در تحلیل تکنیکال کلاسیک و مدرن مورد بررسی قرار گرفت.

    این ابزار (امواج الیوت) یکی از دقیق‌ترین ابزارهای موجود در تحلیل تکنیکال است و به دلیل جامع بودن آن و وجود نسبت‌های فیبوناچی دقیق می‌توانید به نتایج آن اعتماد کنید. سعی کنید با توجه به اشکال موجود در این مطلب خوب دقت کرده و در نمودار‌های واقعی بازار بورس به دنبال این امواج بگردید.

    باز هم باید به این نکته اشاره کنم برای موفقیت در بورس نیازمند مطالعه و تمرین زیادی هستید؛ پس وقت را تلف نکنید و نکات گفته شده را در ذهنتان طبقه‌بندی کنید و تمرین را آغاز کنید.

     

    Tags امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بورس تحلیل تکنیکال

    1 هفته قبل

    جولای 3, 2021

    ژوئن 30, 2021

    واقعا جا داره از تیم شما بابت گردآوری این مبحث آموزشی کامل و جامع تشکر کنم. در خیلی از سایتها و کتابها امواج الیوت خواندم ولی خوب متوجه نشدم که بتونم ازش کاربردی استفاده کنم و برام همش مجهول باقی مانده بود، تا اینکه با این اموزش شما روبرو شدم و مطالعه این مبحث باعث شد ابهامات و سوالات ذهنی من برطرف شود. ضمن تشکر مجدد خواهشی که داشتم مطالب آموزشی بیشتری از معلومات و تجارب خودتان در سایت با ما به اشتراک بگذارید. (زکات علم نشر آن است)

    سلام سجاد عزیز
    سپاسگزاریم و بسیار خوشحالیم مطلب شمارش امواج الیوت در تحلیل تکنیکال مورد توجه شما قرار گرفته است. حتما سعی می کنیم مطالب مفید بیشتری در سایت قرار دهیم تا سرمایه گذارن بتوانند از مطالب موجود استفاده کنند.
    موفق باشید

    خدا بیامرزه امواتتونو خیلی خوب نوشته خدا دست میزنید به خاک طلا کنه براتون خیلی مردید دمتون گرم انقدر فیلم دیدم من در مورد بورس اما با این جزییات نبود خدا هر چی میخواید بده بهتون

    سلام کمال عزیز
    از توجه شما سپاسگزاریم.
    موفق باشید

    عرض ادب و احترام
    سپاس از مقاله کامل و جامع و ساده
    عالی بود سپاسگزارم

    سلام مسعود عزیز
    از توجه شما به مقاله امواج الیوت در تحلیل تکنیکال سپاسگزاریم. خوشحالیم این مقاله مهم و کاربردی مورد توجه شما قرار گرفته است.
    موفق باشید

    سلام بسیار عالی استاد ینی ما توی شاخص الان اخر موج سی هستیم و رشد مجدد؟؟

    سلام محمد عزیز
    ببینید در بازار خیلی از موارد به روانشناسی بازار ارتباط دارد و نمی توانیم بگوییم بازار به زودی رشد مجدد می کند. عادی شدن بازار به خیلی عوامل بستگی دارد و حتما باید منتظر بود تا جو روانی بازار به وضعیت عادی باز گردد.
    موفق باشید

    سلام خسته نباشید ببخشید شما فرمودید موج چهارم هیچگاه بیشتر از 50درصد فیبو ناچی موج 3رو نمیتونه اصلاح کنه میخواستم ببینم ایا این نظر قطعیه؟چون برخی میگن تا61درصد هم میتونه….

    سلام واقعا اطلاعاتتون کاملا مفید بودن. ممنونم از زحمات و تلاشتون

    سلام قاسم عزیز
    از توجه شما به مقاله کاربردی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بسیار خوشحالیم.
    موفق باشید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

    از سال 1394 مجموعه ثروت آفرین با ارائه مطالب آموزشی در خصوص بازار بورس شروع به فعالیت نمود.

    در این راستا تیم تخصصی ثروت آفرین تلاش می‌کند برای ارتقای دانش سرمایه گذارانی که به بازار بورس و بازارهای مالی علاقمند می‌باشند خدمات ارزنده‌ای ارائه نماید.

     

     

    بورس, مقالات

    11 دیدگاه‌ها

    امواج الیوت در تحلیل تکنیکال یکی از مهم‌ترین بخش‌های مورد مطالعه تحلیلگران تکنیکال است. امواج الیوت از ابزارهای مهم برای بررسی وضعیت یک سهم و موفقیت تحلیل گران بازار بورس به حساب می آید.

    در این مقاله می‌خواهیم در مورد امواج الیوت صحبت کنیم و کاربرد این ابزار را در بازارهای مالی و بورس مورد بررسی قرار دهیم. در ابتدا کمی در مورد تاریخچه، تعریف و قوانین پایه استفاده از امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بحث خواهیم کر. سپس کمی مطلب را تخصصی‌تر کرده و نحوه کار و معامله با آن‌ها را به شما آموزش خواهیم داد.

    در تمام طول این مقاله به این موضوع اشاره خواهم کرد که برای موفقیت در بازار بورس نیاز است از تمام توانایی‌ها و ابزارهای در اختیارتان استفاده کنید و بسیار مهم است در مورد همه آن‌ها اطلاعات کافی را به دست آورید.

     

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    بخش اول :

    همانطور که گفته شد بررسی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال برای تحلیلگران بسیار مهم است. البته یکی از مهم‌ترین کارهایی که تحلیلگران بورس برای پیش‌بینی قیمت‌ها در آینده انجام می‌دهند، نگاه دقیق به گذشته است. نگاه به رفتارهای بازار در برخی بزنگاه‌های خاص می‌تواند رفتار بازار در شرایط مشابه فعلی را مشخص کند.

    امواج الیوت بر مبنای همین فلسفه شکل گرفته است. یعنی یک سری رفتارهای تکرارشوند بازار در گذشته. نام این ابزار از روی نام آقای رالف نلسون الیوت ، یک حسابدار و نویسنده آمریکایی برداشته شده است. او تحت تاثیر تئوری DOW و مشاهده دقیق طبیعت به این نتیجه رسید که حرکت بازار سهام و بورس با مشاهده و تشخیص یک سری امواج تکرار‌پذیر قابل پیش‌بینی است.

     

    پیشنهاد ثروت آفرین : فیلتر طلایی بورس

     

  • شکربن
  •  

    پیشنهاد می کنم مقاله آموزش فیلتر نویسی در سایت دیده بان بورس را مطالعه کنید. همچنین می توانید از فیلترهای کاربردی بورس که شامل بیش از 50 فیلتر کاربردی در سایت دیده بان بازار استفاده کنید.

     

    الیوت قادر بود بازار را در ابعاد عمیق‌تری تحلیل کند و می‌توانست با تشخیص ویژگی‌های خاص الگوهای موجی مختلف، پیش‌بینی‌های دقیقی را در مورد بازار طبق همان الگوها ارائه کند. الیوت کارش را بر مبنای تئوری DOW پایه‌ریزی کرد، که تئوری DOW هم حرکات قیمت‌ها را به صورت موجی مورد بررسی قرار می‌دهد؛ اما در کنار تئوری DOW، الیوت متوجه رفتار فراکتال بازار نیز شد و اولین بار تئوری خود در مورد الگوهای بازار را در کتابی با عنوان اصل موجی در سال 1938 منتشر کرد.

     

    اگر بخواهم به طور ساده بگویم، حرکت در مسیر یک روند و در راستای آن به 5 موج خلاصه می‌شود که به آن‌ها امواج حرکتی(MOTIVE) گفته می‌شود و سه موج هم بر خلاف جهت یک روند وجود دارند که به آن‌ها امواج تصحیحی (Correction) گفته می‌شود.

     

    پیشنهاد می کنم مقاله پولبک در تحلیل تکنیکال – شناسایی پولبک را مطاله کنید

     

    در تصویر بالا به طور ساده این امواج نشان داده شده‌اند؛ اما در تصویر زیر به طول دقیق‌تر مشخص شده‌اند. امواج حرکتی با اعداد 1 تا 5 نشان داده شده و امواج تصحیحی با حروف A، B و C مشخص هستند. این الگوها هم در فریم‌های زمانی طولانی مدت و هم کوتاه مدت خود را نشان می‌دهند.

    بحث فراکتال بودن طبیعت بازار نیز از همینجا نشات می‌گیرد. یک کلم بروکلی را در نظر بگیرید. اگر یک کلم بروکلی بزرگ را به چند تیکه تقسیم کنید، هرکدام از آن تیکه‌ها خود شبیه همان کلم بروکلی بزرگ هستند.

    امواج الیوت نیز به همین شکل هستند برای مثال با مشاهده و دقت در الگوهای یک ماهه می‌توان چندین الگوی امواج الیوت روزانه را نیز در ابعاد کوچکتر درون آن‌ها مشاهده کرد که در این مورد بعدا بیشتر توضیح خواهیم داد. این اطلاعات  در کنار روابط فیبوناچی بین امواج به معامله‌گرها فرصت‌های معامله بسیار خوبی را نشان می‌دهند.

     

    پیشنهاد می کنم مقاله پرایس اکشن در تحلیل تکنیکال چیست؟ را مطالعه نمایید

     

    در مدل الیوت قیمت‌های بازار بورس (و یا هر بازار مالی دیگری) بین فاز حرکتی و تصحیحی دائما در حال تغییر است و جابجایی است. امواج رو به بالا خود به 5 موج درجه پایین‌تر تقسیم می‌شوند که آن‌ها نیز بین فاز حرکتی و تصحیحی جابجا می‌شوند؛ پس در شکل بالا موج‌های یک، سه و پنج حرکتی و رو به بالا و موج‌های 2 و 4 عقب‌نشینی‌های کوچک از موج‌های حرکتی 1 و 3 هستند.

    در شکل شماره 3 امواج 1 و 3 و 5 حرکتی هستند و خود به 5 موج فرعی تقسیم شده‌اند که با اعداد یونانی یک تا 5 نمایش داده‌ شده‌اند. امواج شماره 2 و 4 نیز تصحیحی بوده و خود به 3 موج فرعی با برچسب‌های a، b و c نمایش داده شده‌اند. حال تمام این موج‌های 1-2-3-4 و 5 یک موج کلی حرکتی رو به بالا می‌سازند که در شکل شماره 3 با عنوان موج شماره 1 نشان داده شده است.

    امواج تصحیحی به 3 موج کوچکتر با نام‌ها A،B و C تقسیم می‌شوند. موج‌های تصحیحی با 5 موج ایمپالس یا حرکتی آغاز شده(A) و سپس یک عقب‌نشینی داشته(B) و در نهایت شاهد یک ایمپالس دیگر خواهیم بود(C). سه موج A،  B و C موج تصحیحی شماره 2 را می‌سازند.

    در یک بازار نزولی روند غالب رو به پایین است و این الگو برعکس می‌شود که شامل 5 موج رو به پایین و 3 موج رو بالا خواهد بود.

    با این توضیحات امیدوارم متوجه الگوی فراکتال بازار شده باشید که هر موج برای خودش چندین زیر موج کوچک‌تر دارد که رفتاری شبیه به امواج بزرگ‌تر از خودشان دارند.

     

    درجه امواج الیوت یک زبان مشترک بین سرمایه‌گذاران بازار بورس است که با استفاده از آن‌ می‌توانند تمام جدول‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت را با یک حالت مشترک مورد بررسی و تحلیل قرار بدهند. در تصویر زیر این درجات را می‌بینید که از Grand Super Cycle که مخصوص چارت‌های ماهانه یا سالانه است تا درجه Subminuette که برای نمودارهای ساعتی و روزانه می‌باشد، آورده شده است.

     

    همچنین پیشنهاد می کنم مقاله کاربردی آموزش نمودارهای نقطه و شکل در تحلیل تکنیکال (Point & Figure) را مطالعه کنید

     

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    توسعه کامپیوتر‌ها و اینترنت شاید مهم‌ترین فرآیندی باشد که شخصیت و ماهیت قرن 21 را شکل داده است. رشد تجارت بر حسب الگوریتم‌های کامپیوتری دسته جدیدی از معامله‌گران را به وجود آورد که تنها با توجه به مباحث فنی، آمار و احتمالات و بدون تاثیر دادن مباحث احساسی و انسانی خرید و فروش را انجام می‌دهند.

    از مزایای این کامیپوتر‌ها می‌توان به فوق‌العاده سریع بودن معاملات در آن‌ها اشاره کرد که با توجه به الگوریتم‌های خاص در چند ثانیه و یا حتی میلی‌ثانیه می‌توانند یک معامله را به انجام برسانند.

    جای هیچ شکی نیست که دنیای معامله در زمان حال با زمانی که الیوت برای اولین بار اصول خود را آموزش داد به طور کلی متفاوت است و سوال منطقی‌ای پیش می‌آید که آیا امکان به کارگیری تئوری امواج الیوت در محیط تجارت امروزی نیز امکان‌پذیر است یا خیر؟ با یک مثال ساده سوال‌های زیادی در ذهن ایجاد می‌شود که اگر ماشین‌های امروزی فوق‌العاده متفاوت از تکنولوژی‌ خودروها در سال 1930 هستند؛ پس چرا می‌توان از همان اصول و قواعد در معاملات امروزی نیز استفاده کرد؟ جواب شما در بخش بعدی است.

     

    پیشنهاد میکنم مقاله کاربردی اندیکاتورهای مهم و کاربردی بورس – 6 اندکاتور مهم بورس را مطالعه نمایید.

     

    بزرگترین تغییر بین بازار امروز و بازار دهه 1930 معنا و مفهوم روند و ضد روند است. ما 4 بازار اصلی داریم که شامل بورس و سهام، فارکس، کالاها و اوراق قرضه می‌شوند.

    در بازار امروز حرکت 5 موجی هنوز هم اتفاق می‌افتد؛ ولی سالها بررسی و مشاهده بازار توسط تحلیلگران باعث شده است به این نتیجه برسیم که حرکت 3 موجی بسیار بیشتر اتفاق میفتد. در واقع بازار می‌تواند در راستای یک سری امواج تصحیحی در مسیر روند پیش برود. در واقع در بازار امروز ما باور داریم روند حتما نباید یک الگوی 5 موجی باشد و می‌تواند به صورت 3 موجی خودش را نشان دهد.

    این مساله زیاد مهم نیست و فقط به این دلیل است ک در تحلیل‌هایمان به زور 5 موج را وارد نمودار نکنیم. حال در ادامه بیشتر در مورد مباحث فنی صحبت خواهیم کرد و این موضوعات برای شما روشن خواهد شد.

     

    بخش دوم :

    1- معرفی

    لئوناردو فیبوناچی یک ریاضیدان قرن سیزدهم است که در سال1242 دنباله فیبوناچی را کشف کرد. او مقاله‌ای را منتشر کرد که در آن سیستم ده دهی را معرفی کرده بود. اساس کار او بر پایه دو سال مطالعه‌اش بر روی اهرام موجود در شهر جیزه مصر چیده شده بود. فیبوناچی به پاس کارهایش برنده معادل جایزه نوبل امروزی شده بود.

     

    2- دنباله فیبوناچی

    یکی از مهم‌ترین کشف‌های فیبوناچی دنباله اعداد فیبوناچی است. در این دنباله 0 و 1 دو عدد اول هستند و در ادامه هر عدد حاصل جمع دو عدد قبلی خود است و به این ترتیب دنباله به صورت 0-1-1-2-3-5-8-13 و… خواهد بود. نسبت طلایی (1.618) از تقسیم یک عدد دنباله فیبوناچی بر عدد قبلی به دست می‌آید. برای مثال 89 تقسیم بر 55 برابر 1.618 است.

    نسبت‌های فیبوناچی تعداد زیادی هستند و هرکدام انواع مختلفی دارند که قابل استخراج هستند و در جدول زیر نیز برخی از آن‌ها را مشاهده می‌کنید. این نسبت‌ها و بسیاری دیگر در طبیعت و بازارهای مالی از جمله بورس قابل مشاهده هستند و در خطوط حمایت و مقاومت قدرتمند مشاهده می‌شوند. این نسبت‌ها به راحتی در طبیعت، هندسه، معماری و موسیقی قابل مشاهده هستند. در ادامه و بعد از جدول برخی از نسبت‌های فیبوناچی مهم را با همدیگر بررسی خواهیم کرد.

     

    پیشنهاد میکنم مقاله کاربردی آموزش ابزارها و سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید.

     

    0.618: این نسبت با تقسیم کردن هر عدد فیبوناچی در دنباله با عدد بعدی‌اش به دست می‌آید؛ برای مثال 55 تقسیم بر 89 و یا 8 تقسیم 13.

    0.382: این نسبت نیز از تقسیم هر عدد سری فیبوناچی بر عددی که دو جایگاه با آن فاصله دارد به دست می‌آید؛ برای مثال 34 تقسیم بر 89 برابر است با 0.382.

    1.618(نسبت طلایی): این نسبت با تقسیم هر عدد سری فیبوناچی بر عدد قبلی‌اش به دست می‌آید؛ برای مثال 89 تقسیم بر 55 و یا 144 تقسیم بر 89.

     

    عقب‌نشینی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و تئوری امواج الیوت به موضوع تصحیح بازار(ضد روند) اشاره دارد که انتظار می‌رود در اطراف خط حمایت و یا مقاومت که توسط نسبت‌های کلیدی فیبوناچی به دست آمده‌اند پایان یابد. بعد از آن انتظار می‌رود بازار تغییر جهت داده و در همان جهت اولیه به روند خود ادامه دهد.

    توسعه یا گسترش فیبوناچی مربوط به حرکت بازار در جهت روند است و تا خطوط حمایت و مقاومت که توسط سطوح فیبوناچی تعیین شده است پیش می‌رود. سرمایه‌گذاران اغلب از گسترش فیبوناچی برای تعیین میزان سود هدف استفاده می‌کنند. در تصویر زیر برخی از مهم‌ترین نسبت‌های فیبوناچی در گسترش و عقب‌نشینی بازار را مشاهده می‌کنید. استفاده از نسبت‌های فیبوناچی در تحلیل تکنیکال برای موفیت در بورس فوق‌العاده کاربردی است.

     

    پیشنهاد می کنم حتما مقاله آموزش چنگال اندروز در تحلیل تکنیکال را مطالعه نمایید

     

    اینکه در مقاله تخصصی بررسی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال برای بازار بورس اینقدر در مورد فیبوناچی صحبت کردیم دلیلی خاص دارد. نسبت‌های فیبوناچی برای اندازه‌گیری حرکت امواج در یک ساختار امواج الیوت کاربرد دارد. موج‌های مختلف در این ساختار با نسبت‌های فیبوناچی مختلف به هم مرتبط هستند؛ برای مثال در یک موج رو به بالا یا ایمپالس این نسبت‌ها را داریم:

    معامله‌گران می‌توانند از این نسبت‌ها برای تعیین نقاط موج بعدی و نقطه سود هدف خود استفاده کنند و سپس وارد یک معامله بشوند.

    خوب اکنون وقت بررسی اجزای مختلف امواج الیوت در تحلیل تکنیکال رسیده است و در بخش بعدی در مورد امواج حرکتی (motive) صحبت خواهیم کرد.

     

    در تعریف سنتی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال امواج حرکتی همان 5 موجی است که در راستای یک روند حرکت می‌کنند تا یک موج با درجه بالاتر را تشکیل بدهند. چندین نوع تغییرات مختلف وجود دارند که آن 5 موج را شکل می‌دهند: موج ایمپالس، ایمپالس همراه با گسترش و موج مورب.

    در تعاریف امروزی؛ اما بحث کمی متفاوت است. در تعاریف امروزی حرکت در راستای یک روند هنوز هم به عنوان امواج حرکتی شناخته می‌شوند و آن 5 موج جزو آن است؛ اما وجود این 5 موج ضروری نیست و می‌توان یک حرکت سه موجه رو نیز به عنوان امواج حرکتی در نظر گرفت.

    حال می‌خواهیم در مورد آن سه تغییر که قبلا به آن اشاره شد صحبت کنیم.

     

    راهنما:

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

     

     

     

    امواج حرکتی در جهت روند اصلی حرکت می‌کنند؛ ولی امروزه ما باور داریم حتما نباید به صورت ایمپالس باشد و به جای آن ترجیح می‌دهیم از آن به عنوان دنباله حرکتی یاد کنیم. دنباله حرکتی را در تحلیل تکنیکال به سادگی به عنوان یک دنباله نا تمام از امواج تعریف می‌کنیم. ساختار امواج می‌تواند تصحیحی باشد؛ اما دنباله امواج می‌تواند برای ما مشخص کند چه زمانی حرکت تمام است و یک گسترش قیمتی را در جهت فعلی خواهیم دید.

    دنباله حرکتی بسیار شبیه به دنباله اعداد فیبوناچی است. اگر ما یکی از اعداد دنباله زیر را در نمودار دیدیم می‌توانیم انتظار داشته باشیم روند فعلی که درون آن هستیم بیشتر جلو می‌رود:

    دنباله حرکتی: 5,9,13,17,21,25,29,…

     

    پیشنهاد می کنم حتما مقاله کاربردی آموزش الگوهای کندل استیک در تحلیل تکنیکال را مطالعه فرمایید.

     

    در تئوری امواج الیوت موج 1 در آغازش به ندرت قابل مشاهده است. وقتی اولین موج یک بازار صعودی آغاز می‌شود، اخبار اساسی هنوز هم در سرتاسر جهان منفی است، روند قبلی هنوز هم با قدرت در حال کار است و تحلیلگران بنیادین پیش‌بینی درآمد خود را پایین‌تر می‌آورند.

    در این شرایط اقتصاد زیاد قدرتمند به نظر نمی‌رسد و نظرسنجی‌های بر پایه احساسات معمولا نشان می‌دهند بازار در حال افول است. حجم بازار ممکن است در این حالت به دلیل افزایش قیمت کمی زیاد شود؛ اما نه در حدی که تحلیلگران تکنیکال را آگاه کند و به آن‌ها هشدار دهد.

    در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال موج 2، موج شماره 1 را تصحیح می‌کند؛ ولی هیچوقت نمی‌تواند فراتر از نقطه شروع موج اول برود. معمولا اخبار هنوز هم بد هستند و قیمت‌ها کاهش می‌یابند. نزول بازار بر پایه احساسات سریعا شکل می‌گیرد و عموم مردم با غرور به همه هشدار می‌دهند خبری از بازار صعودی نخواهد بود؛ اما باز هم برخی نشانه‌های مثبت برای کسانی که با دقت نگاه می‌کنند وجود دارد.

    حجم بازار باید در مقایسه با موج اول کمتر باشد و قیمت‌ها معمولا بیشتر از 61.8 درصد افزایش قیمت موج اول کاهش نخواهند داشت و قیمت‌ها در یک حرکت سه موجی سقوط می‌کنند.

     

    همچنین می توانید مقاله حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید

     

    موج سوم در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال معمولا بزرگترین و قدرتمندترین موج است( هرچند این نظریه مختص بازار بورس است و برخی تحقیقات نشان می‌دهد در بازار کالا موج پنجم قدرتمندترین است). اخبار در این مرحله بالاخره مثبت شده است و تحلیلگران بنیادین تخمین درآمد خود را بالاتر می‌برند. در این موج قیمت‌ها به سرعت بالا می‌روند و تصحیح‌ها بسیار کوتاه و قابل صرف نظر هستند. هرکس در ابتدای آغاز موج 3 عقب بکشد، احتمالا درآمد زیادی را از دست خواهد داد و در ابتدا هنوز دید بازار منفی و نزولی است؛ اما در میانه‌های موج سوم عموم مردم به روند صعودی بازار پیوسته و سود می‌کنند. موج سوم معمولا با نسبت 1.618 نسبت به موج 1 به وجود می‌آید.

    موج 3 به معنای واقعی گرد و خاک به پا می‌کند و بالاتر از موج 1 قرار می‌گیرد. به محظ اینکه بازار به موج یک رسید نقاط توقف معامله‌گران از بین می‌رود و یک گپ و فاصله خالی را خواهیم دید که نشانه خوبی از فعالیت موج 3 است.

     

    در انتهای موج 4 سفارشات خرید بیشتری ثبت می‌شود و قیمت دوباره بالا می‌رود. موج چهارم معمولا به طور واضح تصحیحی است و معمولا به اندازه 38.2 درصد از موج 3 عقب می‌نشیند و حجم بازار پایین‌تر از موج 3 است. اینجا زمان بسیار خوبی برای خرید است، اگر پتانسیل خوب موج 5 را درک کرده باشید.

     

    موج 5 در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال آخرین ضلع از روند غالب بازار بورس است. اخبار در سراسر جهان معمولا مثبت است و همه شاهد یک بازار صعودی هستند،. متاسفانه اینجا جایی است که خیلی از سرمایه‌گذاران تازه‌کار و بی تجربه شروع به خرید می‌کنند. حجم بازار کمتر از موج 3 است و خیلی از شاخص‌های تحلیل تکنیکال خبر از یک تغییر قیمتی می‌دهند. در موج 5 خیلی از سرمایه‌گذارانی که پیش‌بینی بازار صعودی را می‌کنند مورد تمسخر واقع می‌شوند.

    موج 5 هیجان و تحرک بالای موج 3 را ندارد و به دلیل حضور گروه کوچکی از سرمایه‌گذاران اتفاق میفتد و یک قیمت بالاتر از قیمت موج 3 را ثبت می‌کنند.نرخ قدرت در موج 5 در مقایسه با موج 3 بسیار پایین‌تر است.

     

    تشخیص امواج تصحیحی معمولا سخت‌تر از تشخیص ایمپالس‌هاست. در موج A بازار نزولی است؛ اما خبرها هنوز مثبت‌ هستند. بسیاری از تحلیلگران این نزول قیمتی را بخشی از یک بازار فعال صعودی می‌بینند.

    در موج B قیمت‌ها در بورس بالاتر می‌روند که بسیاری از تحلیلگران و سرمایه‌گذاران آن را سرآغازی برای شروع یک بازار صعودی بلندمدت می‌بینند. آن‌هایی که با تحلیل تکنیکال کلاسیک آشنا هستند، ممکن است اوج قیمتی را در این قسمت به عنوان شونه سمت راست الگوی بازگشتی سر و شانه ببینند. حجم بازار در موج B نسبت به موج A کمتر است. در این نقطه شاخص‌های بنیادین احتمالا دیگر رشد نمی‌کنند؛ اما هنوز منفی نشده‌اند.

    در موج C قیمت‌ها شدیدا و به سرعت پایین آمده و حجم بازار بسیار بالا می‌رود. در انتهای ضلع سوم موج C تقریبا همه متوجه شده‌اند که بازار نزولی است. موج C حداقل به اندازه موج A است و شاید به اندازه 1.618 نسبت به موج A بیشتر شود.

     

    پیشنهاد می کنم حتما مقاله آموزش ابر ایچیموکو در تحلیل تکنیکال را مطالعه فرمایید

     

    امواج تصحیحی در تحلیل تکنیکال

    در تعریف کلاسیک، امواج تصحیحی به امواجی گفته می‌شود که بر خلاف یک روند در درجه بالاتر حرکت می‌کنند. امواج تصحیحی تنوع بیشتر و امکان تشخیص کمتری نسبت ایمپالس‌ها دارند. گاهی اوقات تشخیص امواج تصحیحی تا زمانی که کامل نشده‌اند امکان‌پذیر نیست( به بخش قبل مراجعه کنید که اکثر سرمایه‌گذاران تا پایان موج C متوجه آن نشدند)

    بهرحال همانطور که در قسمت‌های قبلی بارها توضیح دادیم در بازار امروز و به خصوص در فارکس هم روند و هم ضدروند می‌توانند در امواج تصحیحی خود را نشان دهند. بهتر است امواج تصحیحی را امواجی تعریف کنیم که همیشه سه موجی هستند و فقط امواج حرکتی 5 موج دارند.

    در زیر 5 نمونه از انواع الگوهای تصحیحی را می‌خوانید:

     

     

    ارتباط با نسبت‌های فیبوناچی:

     

    پیشنهاد می کنم مقاله الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید

     

    یک موج تصحیحی تخت یک حرکت تصحیحی است که با ABC نامگذاری می‌شود و هرچند نامگذاری‌ها یکی است، تقاوت امواج تصحیحی تخت در تحلیل تکنیکال با زیگزاگ در زیرمجموعه‌های موج A است که زیگزاگ یک ساختار 5-3-5 بوده و تخت ساختار 3-3-5 دارد. سه نوع امواج تصحیحی تخت وجود دارد: عادی، غیر عادی و امواج تخت در جریان.

    نکته آموزشی: منظور از ساختار 3-5-3 و 3-3-5 تعداد زیرمجموعه‌های موج  A,B,C می‌باشد.

     

    امواج تخت عادی

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

    امواج تخت غیرعادی( گسترش یافته)

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

    پیشنهاد می کنم مقاله واگرایی در تحلیل تکنیکال – آموزش انواع واگرایی را مطالعه کنید

     

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

     

    حال که انواع الگوی تصحیحی تخت را مورد بررسی قرار دادیم به سراغ نوع بعدی امواج تصحیحی یعنی مثلث‌ها می‌رویم. در امواج تصحیحی نوع مثلث نوسانات و حجم بازار کم می‌شود. مثلث‌ها 5 گوشه دارند و هرکدام نیز 3 زیرمجموعه موجی دارند که ساختار آن را به 3-3-3-3-3 تبدیل می‌کند.  در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال 5 نوع از این امواج وجود دارند: صعودی، نزولی، انقباضی و انبساطی.

     

     

    پیشنهاد می کنم مقاله تحلیل زمانی در تحلیل تکنیکال بورس را مطالعه فرمایید

     

    Double Three  ترکیبی از دو الگوی تصحیحی است. تا به حال سه نوع از امواج تصحیحی شامل زیگزاگی، تخت و مثلثی را مورد بررسی قرار دادیم و هرگاه دو تا از این الگوها با هم ترکیب شوند، شاهد Double Three هستیم.

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

    در زیر مثال‌هایی از ترکیب دو نوع از امواج را مشاهده می‌کنید:

    ترکیب زیگزاگ و تخت

     

    ترکیب تخت و مثلث

     

    ترکیب دو دابل‌تری با درجه کمتر

     

    تریپل تری ترکیب سه تا از الگوهای تصحیحی در تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال است.

     

    نسبت‌های فیبوناچی:

    در ادامه مثال‌های از ترکیب سه تا از الگوهای تصحیحی را مشاهده می‌فرمایید.

    ترکیب تخت، دابل تری و زیگزاگ

     

    ترکیب سه تا دابل تری با درجات کمتر

     

    پیشنهاد ویژه ثروت آفرین : محصول جادوی فیلتر و اندیکاتور 

     

    قطعا به شما حق می‌دهم کمی سردرگم شده باشید و نتوانید به طور کامل این حجم از اطلاعات در مورد امواج الیوت در تحلیل تکنیکال را در ذهن تان طبقه‌بندی کنید؛ اما باید بدانید برای موفقیت در بورس نیاز دارید دانش بسیار زیادی داشته باشید و این مهم بدون مطالعه مستمر و دقیق میسر نخواهد شد.

    به دلیل ساختار فراکتال امواج الیوت و پیچیده بودن آن قطعا نیاز است بارها این مقاله را خوانده و شکل‌های آن را مورد بررسی قرار دهید و علاوه بر آن در هنگام معاملات دائما به سایت ثروت آفرین رجوع کرده و دوباره مطالب آن را بخوانید. در واقع هر بخش از این مقاله خود دانش اقتصادی خاص خود را می‌طلبد.

    بورس یکی از پیچیده‌ترین بازارهای دنیاست؛ ولی با کمی تمرین و مطالعه می‌توان تبدیل به یک حرفه‌ای شد. در این مقاله به طور جامع در مورد انواع امواج الیوت در تحلیل تکنیکال صحبت شد و تعریف آن در تحلیل تکنیکال کلاسیک و مدرن مورد بررسی قرار گرفت.

    این ابزار (امواج الیوت) یکی از دقیق‌ترین ابزارهای موجود در تحلیل تکنیکال است و به دلیل جامع بودن آن و وجود نسبت‌های فیبوناچی دقیق می‌توانید به نتایج آن اعتماد کنید. سعی کنید با توجه به اشکال موجود در این مطلب خوب دقت کرده و در نمودار‌های واقعی بازار بورس به دنبال این امواج بگردید.

    باز هم باید به این نکته اشاره کنم برای موفقیت در بورس نیازمند مطالعه و تمرین زیادی هستید؛ پس وقت را تلف نکنید و نکات گفته شده را در ذهنتان طبقه‌بندی کنید و تمرین را آغاز کنید.

     

    Tags امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بورس تحلیل تکنیکال

    1 هفته قبل

    جولای 3, 2021

    ژوئن 30, 2021

    واقعا جا داره از تیم شما بابت گردآوری این مبحث آموزشی کامل و جامع تشکر کنم. در خیلی از سایتها و کتابها امواج الیوت خواندم ولی خوب متوجه نشدم که بتونم ازش کاربردی استفاده کنم و برام همش مجهول باقی مانده بود، تا اینکه با این اموزش شما روبرو شدم و مطالعه این مبحث باعث شد ابهامات و سوالات ذهنی من برطرف شود. ضمن تشکر مجدد خواهشی که داشتم مطالب آموزشی بیشتری از معلومات و تجارب خودتان در سایت با ما به اشتراک بگذارید. (زکات علم نشر آن است)

    سلام سجاد عزیز
    سپاسگزاریم و بسیار خوشحالیم مطلب شمارش امواج الیوت در تحلیل تکنیکال مورد توجه شما قرار گرفته است. حتما سعی می کنیم مطالب مفید بیشتری در سایت قرار دهیم تا سرمایه گذارن بتوانند از مطالب موجود استفاده کنند.
    موفق باشید

    خدا بیامرزه امواتتونو خیلی خوب نوشته خدا دست میزنید به خاک طلا کنه براتون خیلی مردید دمتون گرم انقدر فیلم دیدم من در مورد بورس اما با این جزییات نبود خدا هر چی میخواید بده بهتون

    سلام کمال عزیز
    از توجه شما سپاسگزاریم.
    موفق باشید

    عرض ادب و احترام
    سپاس از مقاله کامل و جامع و ساده
    عالی بود سپاسگزارم

    سلام مسعود عزیز
    از توجه شما به مقاله امواج الیوت در تحلیل تکنیکال سپاسگزاریم. خوشحالیم این مقاله مهم و کاربردی مورد توجه شما قرار گرفته است.
    موفق باشید

    سلام بسیار عالی استاد ینی ما توی شاخص الان اخر موج سی هستیم و رشد مجدد؟؟

    سلام محمد عزیز
    ببینید در بازار خیلی از موارد به روانشناسی بازار ارتباط دارد و نمی توانیم بگوییم بازار به زودی رشد مجدد می کند. عادی شدن بازار به خیلی عوامل بستگی دارد و حتما باید منتظر بود تا جو روانی بازار به وضعیت عادی باز گردد.
    موفق باشید

    سلام خسته نباشید ببخشید شما فرمودید موج چهارم هیچگاه بیشتر از 50درصد فیبو ناچی موج 3رو نمیتونه اصلاح کنه میخواستم ببینم ایا این نظر قطعیه؟چون برخی میگن تا61درصد هم میتونه….

    سلام واقعا اطلاعاتتون کاملا مفید بودن. ممنونم از زحمات و تلاشتون

    سلام قاسم عزیز
    از توجه شما به مقاله کاربردی امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بسیار خوشحالیم.
    موفق باشید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

    از سال 1394 مجموعه ثروت آفرین با ارائه مطالب آموزشی در خصوص بازار بورس شروع به فعالیت نمود.

    در این راستا تیم تخصصی ثروت آفرین تلاش می‌کند برای ارتقای دانش سرمایه گذارانی که به بازار بورس و بازارهای مالی علاقمند می‌باشند خدمات ارزنده‌ای ارائه نماید.

     

     

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش به مدت محدود

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش محدود

    شروع یادگیری


    حالت مطالعه در شب

    فرانش » بورس » امواج الیوت چیست؟ چگونه آن ها را تشخیص دهیم؟

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    آیا در مورد موج مردم ناآگاه در نظریه امواج الیوت، چیزی شنیده‌اید؟! این موج یکی از امواج الیوت است و الیوت، یکی از ابزارهای مورد علاقه تحلیلگران تکنیکال محسوب می‌شود؛ زیرا برای شناسایی روند بازار، بسیار مفید است.

    در این مقاله، به زبان ساده همراه با مثال، با تحلیل الیوت و دلایل محبوبیت آن آشنا می‌شویم. موج مردم ناآگاه؟ نگران نباشید، قصد داریم از آن هم صبحت کنیم.

    در پایان این مقاله، می‌توانیم امواج الیوت را به راحتی در نمودارهای تحلیل تکنیکال شناسایی کنیم و دچار موج ناآگاهان نشویم!

    چند مورد از مهم‌ترین مطالب این مقاله:

     

    شما می‌توانید سرفصل مدنظر خود برای یادگیری را از فهرست محتوای این مقاله انتخاب کنید تا به قسمت مربوطه هدایت شوید.

  • سهامیاب فارس
  • نظریه موج الیوت، نظریه‌ای است که حرکات قیمت را در بازارهای مالی نشان می‌دهد. نظریه امواج الیوت می‌گوید:

    این نظریه، به‌همراه سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال، کمک می‌کند تا بهترین فرصت‌های معاملاتی را بیابیم و نقاطی را که در آن‌ها روند بازار تغییر می‌کند، شناسایی کنیم. نظریه امواج الیوت، در هر دو بازار صعودی و نزولی کاربرد دارد.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott)، یک حسابدار حرفه‌ای و تحلیلگر بازار سرمایه بود که سال‌های زیادی را به بررسی داده‌های مربوط به سهام‌های مختلف گذراند. الیوت، در زمان بازنشستگی خود در دهه 1930، به تحقیقات در زمینه بازارهای مال مشغول شد. او الگوهای موجی تکرارشونده‌ای را در حرکات قیمت سهام و رفتارهای معامله‌گران مشاهده کرد. رالف الیوت، به این نتیجه رسید که بازار سهام، رفتار آشفته ندارد و در یک الگوی تکراری رفتار می‌کند. از آن‌جایی که آقای الیوت این الگوها را بارها و بارها مشاهده کرد، او نظریه خود را به‌عنوان یک ابزار بالقوه برای پیش‌بینی حرکات قیمت آتی بازار، پیشنهاد کرد.

    در نهایت، نظریه امواج الیوت، در سال 1935 به شهرت رسید و اولین کتابی که در زمینه تحقیقات الیوت منتشر شد، کتاب اصل موج (The Wave Principle) بود.

    الیوت، سعی داشت تاکید کند نظریه‌ی او، هیچ قطعیتی در مورد حرکات آینده قیمت نشان نمی‌دهد؛ بلکه او معتقد بود این نظریه، کمک می‌کند بهتر آینده قیمت را پیش‌بینی کنیم. به اعتقاد او بازار در یک چرخه تکرارشونده حرکت می‌کند، که ناشی از تاثیرات بیرونی بر احساسات سرمایه‌گذاران است. او بر این باور بود که اگر بتوانیم الگوهای تکراری قیمت‌ها را به درستی تشخیص دهیم، آن‌گاه می‌توانیم بفهمیم که قیمت به چه سمتی خواهد رفت. به‌همین دلیل است که نظریه امواج الیوت، برای معامله‌گران جذاب است. الیوت معتقد بود همان‌طور که نیوتون در قانون خود اعلام کرد، هر عملی، عکس‌العملی دارد؛ بنابراین، برای هر حرکتی در بازار سرمایه، یک اصلاح وجود دارد.

    رالف الیوت، نظریه‌اش را تا حد زیادی شبیه به نظریه چارلز هنری داو (Charles Henry Dow) و الهام‌گرفته از نظریه او می‌دانست که می‌گفت: قیمت سهام، به‌طور معمول در امواج حرکت می‌کند. او نظریه خود را برای تکمیل نظریه چارلز داو ضروری می‌دانست.

     

    اگر قصد سرمایه‌گذاری در بازار بورس را دارید، برای شروع موفق، مقاله زیر را بخوانید (همراه با ویدیو)

    آموزش بورس رایگان از صفر + فیلم آموزشی گام به گام

     

    فراکتال (Fractal) به این معناست که با تغییر اندازه هر جزء، همان شکل اولیه را می‌توانیم تا بی‌نهایت ادامه دهیم و اگر اجزاء از ساختار اصلی جدا شوند، شباهت زیادی به ساختار اصلی خواهند داشت. به عبارت دیگر، فراکتال بیان می‌کند که هر اتفاقی در سطح کلان رخ می‌دهد، به‌صورت کوچک‌تر در سطوح دیگر هم رخ می‌دهد. اگر کمی به اطراف خود دقت کنیم، فراکتال را در طبیعت هم می‌بینیم. همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید،

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    همه این اجزای گیاه، به شکل یک الگوی تکراری ولی در اندازه‌های مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

    اما ساختار فراکتال چه ربطی به نظریه امواج الیوت دارد؟؟؟!!!

    نظریه امواج الیوت، برعکس نظریه داو، رفتار فراکتال یا سلسله‌ای را در بازار سرمایه بررسی می‌کند. ساختار فراکتالی، یکی از ویژگی‌های مهم امواج الیوت است و هر موج در نظریه الیوت، از موج‌های کوچک‌تری تشکیل شده است. این الگوها همیشه خود را تکرار می‌کنند. البته در بازار سرمایه، هیچ روندی تا همیشه ادامه نخواهد داشت و در یک نقطه، روند تغییر خواهد کرد.

     

    با استفاده از امواج الیوت، می‌توانیم بهترین نقطه برای ورود به هر بازار مالی را شناسایی کرده و بهترین زمان برای خروج از آن را هم تعیین کنیم. این‌گونه می‌توانیم سود خوبی در بازارهای مالی کسب کنیم و از ضررهای احتمالی پیشگیری کنیم. امواج الیوت، در همه بازارهای مالی کاربرد دارد:

    از آن‌جایی که مردم عادی در بازار سهام، دلار و سکه بیشتر حضور دارند، در این 3 بازار، امواج الیوت را بیشتر مشاهده می‌کنیم. 

     

    برای مشاهده فیلم آموزش امواج الیوت، روی عکس زیر کلیک کنید و منتظر بمانید.

    برای پخش شدن فیلم، روی عکس بالا کلیک کنید و منتظر بمانید.

     

    آقای الیوت بیان کرد که بازارهای روندی، در الگویی حرکت می‌کنند که به آن الگوی امواج 3-5 می‌گوییم.

    این امواج، به 2 دسته تقسیم می‌شوند:

    از این جهت که امواج 1 تا 5 همراه با روند هستند، فاز پیشرو را تشکیل می‌دهند و به این دلیل که امواج ABC خلاف روند هستند، فاز اصلاحی نامیده می‌شوند. این اتفاق، در هر دو روند نزولی و صعودی صدق می‌کند.

    در ادامه می‌خواهیم با این امواج آشنا می‌شویم؛ اما اجازه دهید برای درک بهتر این موضوع، آن‌ها را با یک مثال در بازار سهام، در امواج الیوت صعودی، توضیح دهیم. این‌گونه به راحتی با تاثیرات رفتار معامله‌گران در بازار سرمایه، آشنا می‌شوید.

    تصور کنید شرکتی مدیر خوبی ندارد. اعضای هیئت مدیره تصمیم به تغییر مدیر شرکت می‌گیرند. آن‌ها مدیر جدیدی را که سابقه مدیریتی خوبی دارد، انتخاب می‌کنند؛ اما این مسئله را عمومی نکرده و در حد مطرح‌کردن بین خود نگه می‌دارند. در ادامه، اتفاقاتی رخ می‌دهد که موجب ایجاد امواج الیوت می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    در موج اول، سهام شروع به حرکت افزایشی می‌کند. در موج اول، هیچ‌کس از رشد یا ریزش بازار خبر ندارد و اگر تغییری هم ایجاد شود، تحلیلگران ممکن است تنها دلیل آن را تقاضای بیشتر بدانند؛ اما در پشت پرده، اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است. به همین دلایل، موج اول را موج مافیا می‌نامند!

    اعضای هیئت مدیره می‌دانند که با حضور مدیر جدید، شرکت رونق گرفته و کسب و کار شرکت بهتر می‌شود. آن‌ها با کد بورسی اطرافیان خود، شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند؛ بنابراین حجم معاملات شرکت افزایش کلانی یافته و تقاضا برای سهام شرکت افزایش می‌یابد. به همین دلیل، براساس قانون عرضه و تقاضا، با افزایش میزان تقاضا، قیمت سهم افزایش می‌یابد.

    در موج دوم، مافیا و افراد پشت پرده، خریدشان به پایان رسیده است. به همین دلیل با کاهش میزان تقاضا و پیشی گرفتن میزان عرضه سهام شرکت کمی کاهش قیمت خواهد داشت.

    در موج دوم، خرید اعضای هیئت مدیره به پایان رسیده و آن‌ها به‌دنبال برکنارکردن مدیر فعلی و ورود مدیر جدید به شرکت هستند.

    موج سوم، معمولا مهم‌ترین و طولانی‌ترین موج است؛ زیرا در این مرحله، سهام توجه عموم مردم را جلب کرده است. به موج سوم، موج فعالان حرفه‌ای بازار و تحلیلگران تکنیکال و بنیادی گفته می‌شود. این موج، بلندترین و پرقدرت‌ترین موج در الیوت است که در اندیکاتور مکدی، بالاترین قله را دارد.

    با ورود مدیر جدید و تشکیل جلسه معارفه، او از برنامه‌های خود می‌گوید؛ مانند افزایش تولید، تاسیس نمایندگی‌های جدید و دریافت وام کم‌بهره. با انتشار خبرهای جلسه معارفه،

    براساس این نتایج، تحلیلگران بازار شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا

    در انتهای موج 3 و شروع موج 4، قیمت سهام به ارزش ذاتی که مدنظر تحلیلگران بنیادی است، می‌رسد. تحلیلگران تکنیکال هم با استفاده از فیبوناچی، هدف سهام را شناسایی کرده و به هدف خود رسیده‌اند. بنابراین، تحلیلگران فروش سهام را شروع کرده و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد و ریزش سهم شروع می‌شود. موج 4 مرحله تثبیت سود و بستن معامله (فروش) است.

    در موج پنجم، مردم بیشتری سهام را می‌خرند و سهام بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد. تعدادی از معامله‌گران در موج پنجم، شروع به ارائه دلایل غیرمنطقی برای خرید سهام می‌کنند و وقتی با نظر آن‌ها مخالفت می‌شود، سعی می‌کنند نظر مخالف را خفه کنند. در موج پنجم، سهام بیش از حد گران می‌شود و مخالفان سهام شروع به فروش سهم می‌کنند. این قسمت، جایی است که الگوی ABC شروع می‌شود.

    در موج 5، کسانی که هیچ اطلاعی از بازارهای مالی ندارند، با پرس‌وجو از اطرافیان این سهم را پرسود شناسایی کرده و در موج 5 شروع به خرید می‌کنند. رشد سهام در موج 5، هیچ دلیل بنیادی ندارد و دلیل تکنیکال آن هم فقط می‌تواند پیشی‌گرفتن تقاضا بر عرضه باشد. این جمله در موج 5 معروف است که در موج 5، مردم ناآگاه تحلیلگر می‌شوند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن

    در موج A، خرید مردم عادی تمام شده است و هیچ شخص حقوقی هم از سهام حمایت نمی‌کند؛ زیرا قیمت سهم گران است. به همین دلیل، سهم در موج A، ریزش می‌کند.

    پس از ریزش سهم در موج A، به این دلیل که سهام به کف موج 4 می‌رسد و در مرحله قبل در این موج رشد صورت گرفته است، کف موج 4 حمایت محسوب می‌شود و بنابراین، سهام در موج B رشد کوتاهی خواهد داشت.

    از طرفی، در موج B، عده‌ای که متوجه اشتباه خود شده‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا با افزایش نسبی در قیمت سهم، ضرر خود را جبران کنند و بدون هیچ سود یا ضرری از سهم خارج شوند. عده‌ای هم که قیمت‌های رویایی برای خود درنظر گرفته‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا سود زیادی کسب کنند!!!

    در موج C، افراد دسته اول سهام خود را می‌فروشند و در نقطه سربه‌سر از سهم خارج می‌شوند. در انتهای موج C، افراد دسته دوم هم که از دست‌یابی به رویاهای خود ناامید شده‌اند، با ضررهای بزرگ از سهم خارج می‌شوند. در صورتی که تحلیلگران در موج C، قیمت سهم را ارزشمند می‌دانند و موقعیت را برای خروج مناسب نمی‌دانند؛ زیرا سهم در این نقطه، پایین‌تر از ارزش ذاتی قرار دارد. به همین دلیل، در انتهای موج C تحلیلگران و مافیای بازار شروع به خرید سهم می‌کنند.

     

     

    در بین موج‌های الیوتی، می‌تواند موج‌های کوچک‌تری که به آن ریز موج می‌گوییم، تشکیل شود. ریزموج ها، کوچک‌ترین موج‌هایی هستند که می‌توانیم روی نمودار ببینیم و موج‌هایی با درجات کوچک‌تر از موج‌های اصلی هستند. بهتر است اعداد یا حروف ریزموج‌ها را داخل پرانتز بنویسیم.

    امواج زیر با ریزموج‌های خود یک سیکل (چرخه) کامل امواج الیوت را می‌سازند:

    در تصویر زیر، یک سیکل کامل امواج الیوت را با ریزموج‌های آن می‌بینید. برای جلوگیری از پیچیدگی امواج، فقط یکی از ریزموج‌ها را نامگذاری کردیم.

     

    در نظریه امواج الیوت، 3 قانون وجود دارد که غیرقابل تغییر هستند. از آن‌جایی که کلید استفاده از نظریه موج الیوت، شناسایی صحیح امواج است، این 3 قانون را همیشه به یاد داشته باشبد.

    موج 3، هیچ‌گاه کوتاه‌ترین موج پیشرو (Impulsive)، نسبت به موج 1 و 5، نخواهد بود.

    موج 2، هیچ‌گاه پایین ‌تر از ابتدای موج 1 قرار نخواهد گرفت.

    انتهای موج 4، نباید هیچگاه از انتهای موج 1 عبور کند. به عبارت دیگر، موج 4 هرچه‌قدر بخواهد، می‌تواند خود را اصلاح کند، اما نباید انتهای موج 1 را به سمت پایین بشکند. به همین دلیل، ما هر موجی را موج 1 نمی‌نامیم؛ زیرا در برخی از آن‌ها انتهای موج 4 بلندتر از انتهای موج 1 است.

    تعدادی از قوانین هم وجود دارند که می‌توانند نقض شوند، اما مشکلی ایجاد نمی‌کنند:

     

    اگر با الگوهای تحلیل تکنیکال آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان الگوها در تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

    اندیکاتور مکدی (MACD)، ابزار موج شمار در نظریه امواج الیوت است.

    در اندیکاتور مکدی بین موج 3 و موج 5، واگرایی وجود دارد. منظور از واگرایی این است که نمودار قیمت و اندیکاتور، خلاف یکدیگر حرکت می‌کنند. وقتی اندیکاتور واگرایی را نشان دهد، به این معناست که در قیمت، تغییر ایجاد می‌شود.

     

    در قانون دوم نظریه الیوت گفتیم که: اگر موج 3 بلندترین نمودار در امواج الیوت نبود، نباید کوتاه‌ترین موج هم باشد. منظور از اندازه امواج الیوت، اختلاف قیمت انتهای یک موج، با انتهای موج قبلی آن است؛ نه طول موج‌ها. طول خطوط اصلی در نمودارهای خطی و کندل استیک برای ما اهمیت ندارد؛ زیرا آن‌ها فقط تعداد روز را نشان می‌دهند و هنگام استفاده از این نمودارها، باید ارتفاع خطوط را محاسبه کنیم.

    بنابراین، زمانی که نسبت به اندازه صحیح امواج مشکوک بودید، شیب امواج الیوت را بررسی کنید. اگر اختلاف زیادی بین آن‌ها وجود داشت، ارتفاع آن‌ها را بررسی کنید.

    برای آسان‌تر شدن این مسئله، به ارتفاع میله‌های اندیکاتور مکدی در امواج 3 و 5 دقت کنید. طول میله‌های موج 3 در اندیکاتور مکدی، باید از طول میله‌های موج 5 و موج 1 بزرگ‌تر باشد.

     

    در مقاله زیر با بهترین اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال و بورس آشنا شوید.

    آموزش اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال

     

    زمانی که موج 1 و 2 را داریم، برای پیدا کردن موج 3، از ابزار فیبوناچی استفاده می‌کنیم. در امواج الیوت، انتظار داریم بازار به اهداف بلندمدت فیبوناچی برسد؛ زیرا موج 3، موج بلند بازار است. به این دلیل که موج 3، بلندترین موج در امواج الیوت است، انتظار داریم موج 3 تا حدود 261 و 423 فیبوناچی رشد داشته باشد.

    در امواج الیوت، موج‌های اصلاحی، تا حدود 38% فیبوناچی حرکت می‌کنند.

     

    اگر با فیبوناچی آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و بورس

     

    برای تشخیص امواج الیوت، از اندیکاتور مکدی کمک می‌گیریم. برای این کار، مراحل زیر را به ترتیب طی می‌کنیم:

    هدف ما این است که در موج 3 که موج تحلیلگران است، وارد بازار شویم. پس از تشخیص موج 3، می‌توانیم با استفاده از فیبوناچی، انتهای موج 3 را شناسایی کنیم.

     

    زمانی که قصد استفاده از روش تحلیل الیوت در بازار بورس را داریم، بهتر است:

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    در تکمیل مطالب مطرح‌شده در این مقاله، 8 نکته مهم را برای شما مطرح می‌کنیم:

    پیشنهاد فرانش به شما
    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

     

    ما در این مقاله سعی کردیم شما را با نظریه امواج الیوت آشنا کرده و مهم‌ترین مباحث آن را به زبان ساده بیان کنیم. هدف ما این بود که شما به راحتی و بدون اصطلاحات پیچیده، این نظریه را بیاموزید و با کاربرد درست آن، سرمایه‌گذاری‌های موفقی در بازارهای مالی داشته باشید. امیدواریم این وظیفه را به درستی انجام داده باشیم.

     

    اگر می‌خواهید با نظریه امواج الیوت آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم دوره تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت) را مشاهده کنید. این دوره توسط آقای مرتضی علی‌یاری از مدرسین قدیمی و برجسته فرانش تدریس می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    مسیر یادگیری پیشنهادی فرانش، برای شما

    مدیر دیجیتال مارکتینگ

    2 دیدگاه

    سخت اما عالی بود 🙏

    پاسخ

    الیوت از سخت ترین مباحث تکنیکال هست،
    امید وارم لذت برده باشید

    مطالعه مقاله‌های مشابه

    بورس

    باند بولینگر چیست؟ باند بولینگر (Bollinger Band)، یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال و یک اندیکاتور روندنما است. Bollinger Band، به معنای انحراف معیار یا واریانس است و توسط جان بولینگر (John Bollinger)، تحلیلگر تکنیکال حرفه‌ای، در دهه 1980 میلادی، ارائه شد. باندهای بولینگر، نوسانات بازار را اندازه می‌گیرند و شرایطی را که در آن بازار در وضعیت بیش‌فروش یا بیش‌خرید قرار دارد، شناسایی می‌کنند. می‌توانیم بگوییم که باندهای بولینگر، مانند خطوط حمایت و مقاومت دینامیک عمل می‌کنند.   چگونه از باند بولینگر استفاده کنیم؟ باندهای بولینگر، می‌توانند برای تعیین چگونگی روند صعودی یک دارایی استفاده شوند. همچنین نقاطی را که روند تغییر می‌کند یا قدرت خود را از دست می‌دهد، به ما نشان می‌دهد. اگر یک روند صعودی به اندازه کافی قوی باشد، به‌طور منظم به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت به باند بالایی برخورد می‌کند، نشان می‌دهد که قیمت از این باند هم بالاتر می‌رود و معامله‌گران می‌توانند از این فرصت برای تصمیمات خرید خود، استفاده کنند. باندهای بولینگر می‌توانند برای تعیین قدرت ریزش قیمت یک دارایی، استفاده شوند. همچنین می‌توانند زمانی را که به‌طور بالقوه قیمت در آستانه تغییر روند قرار دارد، نشان دهند. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که فروش دارایی، قدرت زیادی دارد. اما اگر قیمت در باند پایینی حرکت کند یا از برخورد به آن ناکام بماند، نشانه‌ای از این است که روند نزولی، درحال از دست دادن قدرت خود است.   کاربرد اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور بولینگر باند، در همه بازارهای معاملاتی قابل استفاده است. از آن‌جایی که در برخی از بازارهای سرمایه محدوده نوسان قیمت وجود ندارد، باند بولینگر در بازارهایی که محدوده نوسان قیمت ندارند، مانند بازار فارکس، بسیار کاربردی است. این اندیکاتور، با استفاده از اطلاعاتی که از قیمت‌های گذشته‌ی بازار به دست می‌آورد، با دقت بالایی، حرکت بعدی بازار را برای ما شناسایی می‌کند و می‌گوید که کندل بعدی، در چه محدوده‌ای قرار می‌گیرد. با این که وظیفه اصلی بولینگر باند سیگنال‌دهی نیست، اما می‌توانیم از آن برای دریافت سیگنال‌های معاملاتی، استفاده کنیم. باندها در این اندیکاتور، در شناسایی شروع یک روند و پایان آن، به ما کمک می‌کنند. این ویژگی، Bollinger Bands را به یک اندیکاتور چندکاربرده تبدیل می‌کند.   اجزای باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، از 3 جز تشکیل می‌شود: باند بالایی (سقف) خط میانی (یک میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average – SMA) است) باند پایینی (کف) باندهای بالایی و پایینی، مقدار نوسانات یا درجه تغییر قیمت را در طی زمان مشخصی، اندازه‌گیری می‌کنند. به این دلیل که باندها میزان تغییرات قیمت را اندازه می‌گیرند، باندها به صورت خودکار، با تغییر وضعیت بازار، تنظیم می‌شوند. با افزایش نوسانات و تغییرات قیمت در بازار، باندها از یکدیگر دور می‌شوند و فاصله می‌گیرند. هرچه‌قدر باندها فاصله بیشتری داشته باشند، نوسان بیشتر است.   افزودن اندیکاتور باند بولینگر برای افزودن اندیکاتور باند بولینگر، در نرم‌افزارهای معاملاتی، به روش زیر عمل می‌کنیم: درج (Insert) اندیکاتورها (Indicators) اندیکاتورهای روندی (Trends) Bollinger Bands   تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند پس از افزودن بولینگر باند، در قسمت تنظیمات، با 3 قسمت روبه‌رو می‌شویم: تناوب (Period) انحرافات (Deviations) اعمال به (Apply to) 1. تناوب تناوب، به تعداد میله‌ها یا کندل‌هایی که اندیکاتور باند بولینگر از آن‌ها میانگین می‌گیرد، گفته می‌شود. در اکثر برنامه‌های معاملاتی، تناوب روی 20 قرار می‌گیرد. این دوره تناوب، برای اکثر معامله‌گران، خوب عمل می‌کند. اما شما می‌توانید پس از این که در استفاده از باند بولینگر تجربه کسب کردید، دوره‌های تناوب متفاوتی را امتحان کنید تا به ساختار موردنظر خود دست یابید. در بازار فارکس، می‌توانیم تناوب را روی 40 هم قرار دهیم. جان بولینگر، یک تناوب بهینه و مناسب را بین 20 تا 21 پیشنهاد کرده است. او هشدار داده که تناوب‌های کمتر از 10، نتایج خوبی را ارائه نمی‌دهند. 2. انحرافات با قراردادن اعداد مختلف در قسمت انحرافات، مقدار خروجی نمودار قیمت (یا کندل‌ها) از خطوط سقف یا کف باند بولینگر هم تغییر می‌کند. با کاهش مقدار عدد در بخش انحرافات، کندل‌ها، بیشتر از خطوط باند بولینگر خارج می‌شوند. باندهای بالایی و پایینی هم به‌طور پیش‌فرض، با 2 انحراف معیار از میانگین متحرک، حرکت می‌کنند. 3. اعمال به در این قسمت، با انتخاب یکی از گزینه‌ها، به باند بولینگر می‌گوییم، که داده‌های خود را از کدام بخش قیمت در بازار، دریافت کند. برای مثال با انتخاب گزینه Close، باند بولینگر از داده‌های قیمت بسته‌شدن برای میانگین گرفتن، استفاده می‌کند. پیشنهاد می‌شود در این بخش، گزینه Typical Price را انتخاب کنیم. با این روش، بولینگر باند برای میانگین گرفتن، از همه قسمت‌های یک کندل، استفاده می‌کند.   بهترین تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند بهترین تنظیمات برای باند بولینگر، به شرح زیر است: معاملات کوتاه‌مدت: تناوب 10 و انحراف معیار 1.5 معاملات میان‌مدت: تناوب 20 و انحراف معیار 2 معاملات درازمدت: تناوب 50 و انحراف معیار 5.5 همچنین شما می‌توانید از اعداد دیگری هم استفاده کنید؛ تا به عددی که برای نوع معاملات شما و بازار معاملاتی موردنظر شما مناسب است، دست یابید.   مفهوم فشار در باند بولینگر زمانی که باندها به یکدیگر نزدیک می‌شوند، خط میانگین متحرک، جمع می‌شود؛ که به آن فشار یا Squeeze می‌گوییم. فشار، مفهوم مرکزی در Bollinger Bands است و موقعیتی را نشان می‌دهد که نوسان کم شده است و معامله‌گران به آن به عنوان نشانه خوبی برای فرصت‌های معاملاتی، نگاه می‌کنند. با کاهش نوسانات و تغییرات کمتر در قیمت، باندها به هم نزدیک می‌شوند. هرچه‌قدر باندها فاصله کمتری داشته باشند، نوسان کمتر است.  زمانی که قیمت به باند پایینی نزدیک می‌شود، بیش‌فروش وجود دارد و تعداد فروشندگان بیشتر است. در این موقعیت، عرضه بر تقاضا، پیشی می‌گیرد.  زمانی که قیمت به باند بالایی نزدیک می‌شود، بیش‌خرید وجود دارد و تعداد خریداران بیشتر است. در این موقعیت، تقاضا بر عرضه، پیشی می‌گیرد. زمانی که نوسانات بازار کم شده و باندها به هم نزدیک می‌شوند، پس از آن، باید منتظر یک روند بسیار شارپ و هیجانی باشیم. این تغییر روند، ممکن است صعودی یا نزولی باشد. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند پایینی حرکت کنند، روند نزولی شروع می‌شود. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند بالایی حرکت کنند، روند صعودی شروع می‌شود. همان‌طور که در تصویر زیر می‌بینید، پس از این که باندها به یکدیگر نزدیک شدند، بعد از آن یک صعود بسیار شارپ رخ داده است. بنابراین: نزدیک‌شدن باندها به‌یکدیگر، به ما هشدار شروع روند جدید را می‌دهد. افزایش چشمگیر در فاصله بین باندها، می‌تواند به ما پایان یک روند را نشان دهد.   استراتژی معامله با باند بولینگر در هر یک از روندهای صعودی یا نزولی، باید استراتژی مخصوص به آن را داشته باشیم. در زیر، با این استراتژی‌ها آشنا می‌شویم. معامله با بولینگر باند در روند صعودی بیشتر تحلیلگران تکنیکال می‌خواهند از روندهای صعودی قوی، سود کسب کنند؛ پیش از آن که روند معکوس شود. اگر یک روند صعودی قوی باشد، قیمت به طور مرتب، به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت در روند صعودی، از ساخت یک قله جدید بالاتر از قله قبلی ناتوان بود، معامله‌گران تمایل دارند که سهام یا ارز خود را بفروشند. به این دلیل که نشانه‌ای از کاهش قدرت روند است و آن‌ها هم می‌خواهند از کاهش میزان سود خود، جلوگیری کنند. معامله‌گران رفتار روند صعودی را مشاهده می‌کنند، تا قدرت یا ضعف در روند را ببینند و زمانی را که روند معکوس می‌شود، آن را تشخیص دهند. معامله با بولینگر باند در روند نزولی از Bollinger Bands، می‌توانیم برای تعیین قدرت روند نزولی استفاده کنیم و تشخیص دهیم که چه‌زمانی، روند نزولی، معکوس می‌شود. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که میزان فروش، همچنان بالاست. زمانی که قیمت زیر خط میانگین متحرک حرکت می‌کند و سپس به باند پایینی نزدیک می‌شود، روند نزولی بسیار قوی است. در یک روند نزولی قوی، قیمت نباید به باند بالایی نزدیک شود و اگر این اتفاق رخ دهد، نشانه‌ای از تغییر روند یا کاهش قدرت روند است. زمانی که قیمت از برخورد یا نزدیک‌شدن به باند پایینی عاجز شود، می‌تواند هشداری برای کاهش قدرت روند نزولی باشد. بسیاری از معامله‌گران، از معامله در روند نزولی، خودداری می‌کنند. آن‌ها زمانی که روند شروع به تغییر می‌کند، به دنبال فرصتی برای خرید و ورود به بازار هستند. روند نزولی، ممکن است برای مدتی کوتاه، برای مثال چند دقیقه تا چند ساعت، یا مدت طولانی، مثل چند ماه یا حتی چند سال طول بکشد. سرمایه‌گذاران باید هر نشانه‌ای از تغییر روند را در اولین فرصت شناسایی کنند. اگر باندهایی پایینی روند نزولی ثابتی را نشان دهند، باید آگاه باشیم تا از ورود به معامله‌ی خرید، اجتناب کنیم.   شما می‌توانید در دوره تحلیل تکینکال پیشرفته: اندیکاتورها، روش معامله با اندیکاتور باند بولینگر را یاد بگیرید.   استراتژی باند بولینگر و RSI برخی از تحلیلگران تکنیکال، در استراتژی معاملاتی خود با اندیکاتور بولینگر باند، از اندیکاتورهای دیگری همچون RSI هم استفاده می‌کنند. Bollinger Bands در ترکیب با اندیکاتور RSI، به تایید قدرت نسبی روند، کمک می‌کند. اگر قیمت در بولینگر باند به باند بالایی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال فروش داده شده است. اگر RSI هم روند صعودی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال خرید صادر شده است. اگر قیمت در باند بولینگر به باند پایینی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال خرید داده شده است. اگر RSI هم روند نزولی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال فروش صادر شده است.   M-Top به زبان ساده، M-Top، شبیه به الگوی دوقله است؛ با این تفاوت که هر دو قله، برابر نیستند. قله اول، می‌تواند بالاتر یا پایین‌تر از قله دوم، قرار بگیرد. در این الگو، زمانی که قیمت، یک قله جدید می‌سازد، ما به دنبال نشانه‌های عدم تایید هستیم. اجازه دهید مراحل تشکیل این الگو را توضیح دهیم. فرایند عدم تایید، در 3 مرحله رخ می‌دهد: در مرحله اول، قیمت واکنش بیش از حدی نشان می‌دهد و از باند بالایی، مقداری فاصله می‌گیرد. در مرحله دوم، قیمت به خط میانی، پولبک می‌زند (مانند یک خط حمایت عمل می‌کند). در مرحله سوم، قله‌ای که تشکیل می‌شود، نمی‌تواند از باند بالایی خارج شود. این اتفاق، یک نشانه هشدار است. ناتوانی قله دوم در عبور از باند بالایی، شروع یک روند نزولی را هشدار می‌دهد. تایید نهایی، با شکست خط حمایت (پولبک به خط میانی) انجام می‌شود.   W-Top در الگوی W-Top، دره دوم پایین‌تر از دره اول قرار دارد؛ اما بالاتر از باند پایینی حرکت می‌کند. ابتدا، قیمت به باند پایینی، واکنش نشان می‌دهد. این دره، معمولا، نه همیشه، پایین‌تر از باند پایینی قرار می‌گیرد. دوم، قیمت به باند میانی، جهش می‌کند و به آن پولبک می‌زند (خط مقاومت). سوم، قیمت دره جدیدی را تشکیل می‌هد؛ اما از باند پایینی، عبور نمی‌کند. توانایی قیمت در حفظ خود بالاتر از باند پایینی، نشان می‌دهد که ریزش اخیر، قدرت کمتری داشته است. چهارم، قیمت با عبور از خط مقاومت و شکست آن، روند صعودی خود را آغاز می‌کند.   پیشنهاد می‌کنیم در مقاله زیر، با الگوهای تحلیل تکنیکال، از مقدماتی تا پیشرفته، آشنا شوید.   نکات کلیدی بولینگر باند قیمت‌ها، تمایل دارند که در میان باندها حرکت کنند؛ یعنی قیمت به یک باند برخورد کرده و سپس به سمت باند دیگر می‌رود. برای مثال قیمت به باند پایینی برخورده کرده و از میانگین متحرک عبور می‌کند. هدف ما برای کسب سود، برخورد قیمت به باند بالایی می‌شود. در روندهای قوی، قیمت ممکن است از باندها خارج شود و مدتی در آن‌جا باقی بماند. درحالی که اگر قیمت به سرعت از باند خارج شده و سریع به آن بازگردد، نمی‌توانیم روند را قوی بدانیم.   3 محدودیت اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، یک سیستم معاملاتی مستقل نیست. این اندیکاتور فقط به معامله‌گران، اطلاعاتی درباره نوسانات قیمت نشان می‌دهد. یکی از محدودیت‌های Bollinger Bands، این است که این اندیکاتور، واکنشی است و پیش‌گویی نمی‌کند و باندها به تغییرات در حرکت‌های قیمت، واکنش نشان می‌دهند. بولینگر باند، مانند اکثر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال، تاخیری است. به این دلیل که این اندیکاتور، براساس یک مووینگ اوربج ساده عمل می‌کند؛ که از چند کندل یا میله در قیمت، میانگین می‌گیرد. اگرچه معامله‌گران ممکن است از باندها برای اندازه‌گیری روند استفاده کنند، این ابزار، نمی‌تواند تنها ابزار برای پیش‌بینی قیمت استفاده شود. جان بولینگر پیشنهاد می‌کند که در کنار…

    بورس

    ارز دیجیتال چیست؟ ارز دیجیتال (Digital Currency یا Crypto Currency) شکلی از ارز است که فقط در فضای دیجیتال یا الکترونیکی در دسترس است. ارزهای دیجیتال نامشهود هستند و تنها می توانند با استفاده از رایانه یا کیف پول الکترونیکی که متصل به اینترنت یا شبکه‌های خاصی باشند، معامله شوند. ارزهای دیجیتال برعکس ارزهای فیزیکی، مانند اسکناس‌ها و سکه‌ها، هستند که معاملات آن‌ها را کسی که مالکیت فیزیکی آن‌ها را برعهده دارد، انجام می‌دهد. به ارز دیجیتال، پول دیجیتال (Digital Money)، پول الکترونیکی (Electronic Money)، ارز الکترونیکی (Electronic Currency) یا پول نقد سایبری (Cyber Cash) هم می‌گویند. ارزهای دیجیتال یا ارز رمزنگاری شده (Virtual Currency)، از طریق روش‌‎های رمزنگاری، محافظت می‌شوند. این روش موجب می‌شود تا جعل و تقلب در آن‌ها، تقریبا غیرممکن شود. بسیاری از ارزهای دیجیتال، شبکه‌های غیرمتمرکزی بر پایه تکنولوژی بلاک چین هستند. این شبکه‌ها، توسط افراد و کامپیوترهایی که به آن‌ها نود (Node) می‌گویند، کنترل می‌شوند. غیرمتمرکز در ارز دیجیتال به چه معناست؟ منظور از غیرمتمرکز در ارز دیجیتال، این است که توسط یک فرد، گروه یا نهاد مرکزی، کنترل نمی‌شود. یکی از ویژگی‌های ارزهای دیجیتال، این است که آن‌ها معمولا توسط هیچ سازمان مرکزی صادر نمی‌شوند و از دخالت و دستکاری دولت‌ها، محفوظ هستند. به این معنی که برخلاف ارزهای فیزیکی، همچون دلار و یورو، هیچ مرجع مرکزی برای آن وجود ندارد؛ که یک ارز دیجیتال را مدیریت کرده و قیمت آن را کنترل کند. در عوض، این وظایف را کاربران ارز دیجیتال که در سراسر دنیا حضور دارند، از طریق اینترنت انجام می‌دهند. این ارزها، به دارایی‌ها و سرمایه‌های قابل مشاهده در دنیای واقعی و فیزیکی، وابسته نیستند. این عدم وابستگی به دنیای فیزیکی، باعث می‌شود تا ارزهای دیجیتال نوسانات زیادی داشته باشند. برای مثال در جولای سال 2019، بیت‌کوین 530 دلار یا حدود 5%، در طول 40 دقیقه کاهش قیمت داشت. با این که گمانه‌زنی‌هایی درباره آن وجود دارد، اما پاسخ قطعی برای آن یافت نشد! اگر چه خرید ارز دیجیتال می‌تواند برای ما سودآور باشد، بدون تحقیقات لازم و درک چگونگی عملکرد این سیستم، می‌تواند ریسک بالایی هم برای ما داشته باشد.   3 کاربرد ارز دیجیتال به طور کلی، می‌‎توانیم کاربردهای ارز دیجیتال را در 3 دسته‌ی زیر قرار دهیم: پرداخت صورت‌حساب‌ها: ارز دیجیتال، مانند هر ارز دیگری می‌تواند برای پرداخت هزینه‌ی خدمات و محصولات مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، از بیت کوین می‌توان برای سیستم‌های آنلاین خاصی مانند سایت‌های مسافرتی (CheapAir ،Expedia و Travalla)، الکترونیکی (Overstock ،Purse و Newegg)، غذا (BurgerKing ،Lieferando و Subway)، کارت‌های هدیه ( eGifter،Gyft و GyftOff) و سایت‌هایی مانند مایکروسافت، شاپیفای و ویکی‌پدیا، استفاده کرد. انتقال پول: ارزهای دیجیتال، همه ویژگی‌های ذاتی ارزهای فیزیکی را دارا می‌باشند. با استفاده از آن‌ها می‌توانیم معاملات جهانی را در سیستم‌ها و شبکه‌هایی که از این نوع ارزها پشتیانی می‌کنند، انجام دهیم. برای مثال فردی که ساکن آمریکا است، می‌تواند هزینه‌ای را که باید به یک شخص در سنگاپور پرداخت کند، با استفاده از ارز دیجیتال انجام دهد. به شرطی که هر دوی آن‌ها به شبکه یکسانی که برای انتقال ارز دیجیتال مورد نیاز است، متصل باشند. بنابراین، یک ارز دیجیتال، می‌تواند واسطه‌ای برای مبادلات مالی ما هم باشد. این ارزها به ما این امکان را می‌دهند تا با استفاده از توکن‌های مجازی، به سیستم‌های پرداخت آنلاینی که امن و ایمن هستند، دسترسی داشته باشیم. سرمایه‌گذاری: ارز دیجیتال می‌تواند یکی از روش‌های سرمایه‌گذاری هم برای ما باشد. دیوید زیلر، یکی از متخصصان ارز دیجیتال، می‌گوید: شناخته‌شده‌ترین ارز دیجیتال یعنی بیت‌کوین، یک ارز امن و غیرمتمرکز است که به یک مخزن باارزش، مانند طلا، تبدیل شده است.   بلاک چین در ارز دیجیتال فناوری بلاک چین، یک دفتر کل متن‌باز و توزیع‌شده است، که تراکنش‌های مالی را براساس کدهای خاصی ثبت می‌کند. این کدها مانند اثر انگشت ما انسان‌ها، برای هر تراکنش، منحصربه‌فرد هستند. هر تراکنش مالی در یک بلاک ثبت می‌شود. پس از تایید تراکنش، بلاک جدید، به بلاک‌های قبل از خود متصل می‌شود. این‌گونه یک زنجیره از بلاک‌ها را به وجود می‌آورند؛ که به آن بلاک چین یا زنجیره بلاک‌ها می‌گوییم. تصور کنید شما یک دفتر دارید و هر پولی را که خرج می‌کنید یا دریافت می‌کنید، در آن یادداشت می‌کنید. اگر هر صفحه را مانند یک بلاک در نظر بگیریم، کل دفتر ما شامل صفحاتی می‌شود که هر کدام یک بلاک هستند و کل دفتر ما تبدیل به یک بلاک چین می‌شود. این را بوچی اکورو (Buchi Okoro) مدیرعامل و هم‌بنیانگذار ارز دیجتال آفریقایی، کویداکس (Quidax)، می‌گوید. بنابراین، با استفاده از بلاک چین، هر شخصی که از یک ارز دیجیتال استفاده می‌کند، نسخه خود را از این دفتر دارد. در این دفتر، سوابق تراکنش‌ها به صورت یکپارچه، نوشته شده‌اند. نرم‌افزار هر تراکنش جدید بلاک چین را دقیقا به همان صورتی که رخ می‌دهد، گزارش می‌کند. همچنین به هر نسخه کپی‌شده از آن بلاک چین، اطلاعات جدید اضافه می‌شود و تمامی تراکنش‌ها یکسان و دقیق نگه داشته می‌شوند. برای این که از تقلب و دستکاری در هر بلاک جلوگیری شود، با استفاده از یکی از تکنیک‌های اعتبارسنجی اصلی، یعنی اثبات کار (Proof Of Work) یا اثبات سهام (Proof Of Stake)، تراکنش بررسی می‌شود. اثبات کار و اثبات سهام، دو روش اعتبارسنجی مختلف برای تایید تراکنش‌ها، قبل از اضافه‌شدن آن‌ها به زنجیره بلاک‌ها، هستند. ارزهای دیجیتال معمولا یا از اثبات کار یا اثبات سهام، برای تایید تراکنش‌ها استفاده می‌کنند.   اثبات کار اثبات کار (Proof Of Work یا POW)، روشی برای بررسی تراکنش‌ها در یک بلاک چین است که براساس کار انجام‌شده، ماینرها ارز دیجیتال را به عنوان پاداش، دریافت می‌کنند. ماینرها کسانی هستند که ارز دیجیتال را استخراج می‌کنند. آن‌ها افرادی هستند که توان محاسباتی بالایی در کامپیوتر و دستگاه‌های خود دارند. این افراد معادلات رمزنگاری‌شده را حل می‌کنند و بلاک جدیدی به دفترکل زنجیره بلاک‌‌ها، اضافه می‌شود. کسی که توان کامپیوتری بیشتری دارد، شانس بیشتری برای انتخاب شدن و برنده‌شدن در رقابتِ روش اثبات کار دارد. اولین کسی که جواب معمای ریاضی را به درستی پیدا کند، با تعداد کمی از ارز دیجیتال، پاداش می‌گیرد. اعتباریابی و ثبت تراکنش‌های جدید که در شبکه انجام می‌شود، آسان نیست. این وظیفه را در ارزهای فیزیکی، بانک‌ها و موسسات مالی انجام می‌دهند. بنابراین، در ارزهای دیجیتال برای متقاعدکردن افراد برای همکاری و کار موثر و ایجاد انگیزه در آن‌ها، به ازای هر تایید تراکنش، به آن‌ها پاداش داده می‌شود. برای مثال در بیت کوین، با تایید هر تراکنش، بیت کوین جدیدی استخراج شده و به عنوان پاداش، به ماینرها داده می‌شود. این‌گونه، هزینه‌های بالای مصرف برق و تجهیزات خریداری‌شده، پرداخت می‌شود و درآمدی هم برای آن‌ها ایجاد می‌شود.   اثبات سهام با استفاده از روش اثبات سهام (Proof Of Stake یا POS)، هر تراکنشی که هر فرد می‌تواند انجام دهد، محدود به مقدار ارزی است که آن فرد حاضر است گرو بگذارد یا موقتا در یک جای امن مشترک برای شرکت در روند مشارکت، قرار دهد. برای کاهش میزان انرژی لازم جهت بررسی تراکنش‌ها، در برخی از ارزهای دیجتال از روش تایید سهام استفاده می‌شود. این روش مانند وثیقه‌های بانکی عمل می‌کند. هر فردی که ارز دیجیتال خود را گرو بگذارد، واجد شرایط برای شرکت در تراکنش است. با افزایش میزان مقدار ارزی که گرو می‌گذاریم، شانس ما برای برنده‌شدن هم افزایش می‌یابد. برای مثال اگر ما 20 کوین و شما 30 کوین گرو بگذارید، شما شانس بیشتری دارید. به این دلیل که روش اثبات سهام انرژی بالا برای حل معادلات ریاضی در روش اثبات کار را از بین می‌برد، بسیار کارآمدتر است و سبب می‌شود تا تراکنش‌ها سریع‌تر تایید شوند. اولین ارز دیجیتالی که از روش اثبات سهام استفاده کرد، پییِرکوین (Peercoin) بود.   4 تفاوت روش اثبات سهام و اثبات کار در روش اثبات کار، دریافت پاداش بستگی به میزان کاری دارد که ماینر انجام می‌دهد. در روش اثبات سهام، کسی می‌تواند آن بلاک را به دست آورد، که پول بیشتری گرو بگذارد و براین اساس، الگوریتم شخص موردنظر را انتخاب می‌کند. در اثبات کار، ماینر اولی که معمای بلاک را حل کند، پاداش آن بلاک را دریافت می‌کند. در روش اثبات سهام، پاداشی وجود ندارد. افراد هزینه تراکنش را دریافت می‌کنند. در روش POW، ماینرها برای به دست آوردن ارز بیشتر، استخرهای ارز دیجیتال را تشکیل می‌دهند. پیوند بین ماینرهای اثبات کار، بسیار قوی است. این موجب می‌شود که با گذشت زمان، اثبات کار، به روش متمرکزتری تبدیل شود. روش اثبات سهام غیرمتمرکزتر است و کارآمدی بیشتری دارد. در روش اثبات کار، گروهی می‌تواند حمله 51درصدی را انجام دهد، که کامپیوترهایش 51درصد قوی‌تر از سایر افراد حاضر در شبکه باشد. در روش اثبات سهام، احتمال حمله 51درصدی بسیار کمتر است؛ زیرا حمله در این روش، بسیار گران است. فرد یا گروهی که می‌خواهد این حمله را انجام دهد، باید 51درصد از کل ارز دیجیتال موردنظر در شبکه (برای مثال بیت کوین) را گرو بگذارد. در ادامه این مقاله، با دو اصطلاح استخر ارز دیجیتال و حمله 51درصدی، آشنا می‌شویم.   هش چیست؟ در بلاک‌چین، هش به خروجی تولیدشده گفته می‌شود؛ که ترکیبی از اعداد و حروف است. اگر تراکنش انجام‌شده را به عنوان اطلاعات ورودی در نظر بگیریم، پس از تایید تراکنش، هش موردنظر آن، در بلاک ثبت می‌شود. هش، شامل اعداد 1 تا 9 و حروف a تا f می‌باشد. برای مثال: f1624fcc63b615ac0e95daf9ab78434ec2e8ffe402144dc631b055f711225191 هر بلاک، شامل موارد زیر است: اطلاعات ورودی هش بلاک فعلی هش بلاک قبل از خود هرگونه تغییر در اطلاعات ورودی، موجب تغییر هش می‌شود. هش‌ها برای تایید اعتبار ورودی‌ها، بدون افشای اطلاعات، مفید هستند. همچنین، برای جستجو در پایگاه داده‌ها، تحلیل فایل‌های بزرگ و مدیریت داده‌ها هم استفاده می‌شوند. هش ریت چیست؟ نرخ هش یا هش ریت، واحد اندازه‌گیری توان پردازشی یک دستگاه ماینر است. به عبارت دیگر، هش ریت، به کل توان محاسباتی ترکیبی اشاره دارد، که برای استخراج و پردازش تراکنش‌ها روی یک بلاک چین، با روش اثبات کار، انجام می‌شود. هرچه‌قدر این نرخ بالاتر باشد، به این معناست که شخص یا گروه، منابع بیشتری برای پردازش تراکنش‌ها در اختیار دارند. برای مثال وقتی شبکه‌ای هش ریتِ 10th/s دارد، قدرت محاسباتی آن، 10تریلیون بر ثانیه است.   حمله 51 درصدی چیست؟ حمله 51 درصدی، زمانی رخ می‌دهد که یک ماینر یا گروه، سعی می‌کنند تا بیش از 50 درصد قدرت ماینینگ، قدرت محاسباتی یا هش ریت شبکه را کنترل کنند. گروهی که این قدرت را در دست می‌گیرد، می‌تواند موجب اختلال در شبکه شوند. مهاجم در حمله 51 درصدی ممکن است: تراکنش‌های جدیدید را مسدود کند، مانع از تایید آن‌ها شود یا آن‌ها را به نفع خود معکوس کند. تراکنش‌های قدیمی هم حذف یا اصلاح شوند. در حمله 50 درصدی، مهاجم می‌تواند این تغییرات را فقط روی تراکنش‌های مربوط به خود ایجاد کند. برای مثال او تقریبا هیچ‌وقت نمی‌تواند سکه‌هایی را که هرگز به او تعلق نداشته، بدزدد؛ زیرا چنین رویدادهایی، غیرممکن هستند. به این حمله، حمله دوبار خرج کردن (Double Spending) هم می‌گویند. برای مثال تصور کنید یک مهاجم 5 بیت کوین را صرف خرید یک موتورسیکلت کند. بعد از تحویل‌گرفتن موتور، منطق می‌گوید که باید 5 سکه از حساب آن شخص، برای هزینه موتور، منتقل شود. در حمله 51 درصدی، مهاجم تراکنش را معکوس می‌کند. به این معنا که سکه‌ای از حساب مهاجم کسر نمی‌شود و هم‌چنین او صاحب یک موتور سیکلت هم شده است!   استخراج ارز دیجیتال چیست؟ استخراج ارز دیجیتال به زبان ساده یعنی: فرآیندی که در آن، یک ماشین اعمال خاصی را انجام می‌دهد، تا از طریق آن، مقدار کمی ارز دیجیتال به دست آورد. ماینینگ روشی است که به وسیله آن، ارز جدیدی در دنیا، برای انجام تراکنش‌های معتبر، منتشر می‌شود. به عبارت دیگر، ماینینگ، به فرآیند اعتباریابی و ثبت تراکنش جدید، در یک بلاک چین گفته می‌شود. برای مثال یک ماینر ممکن است بیت‌کوین استخراج کند. به طور فزاینده‌ای، برای یک فرد معمولی، استخراج ارز دیجیتالی مانند بیت‌کوین، به روش اثبات کار، بسیار دشوار است. همان‌طور که شبکه بیت‌کوین رشد می‌کند، پیچیده‌تر می‌شود و پردازنده‌های کامپیوتری پرقدرت‌تری برای استخراج آن نیاز است. در گذشته افراد بیشتری قادر به انجام این کار بودند؛ اما امروزه افراد زیادی تجهیزات خود را بهبود بخشیده‌اند و حالا این کار بسیار گران است. از طرفی، روش اثبات کار به مقدار بالایی از برق و انرژی برای استخراج نیاز دارد. تخمین زده شده است که 0.21 درصد از کل انرژی مصرفی در جهان، در مزارع بیت‌کوین مصرف می‌شود. تقریبا برابر با میزان انرژی مصرفی طی یک سال در کشور سوییس. همچنین تخمین زده شده است که 60 تا…

    بورس

     حمایت و مقاومت در بورس حمایت و مقاومت، سطوح برگشتی بازار هستند و وقتی قیمت به آن‌ها می‌رسد، به آن واکنش نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، احتمال زیادی وجود دارد که در این سطوح، روند کنونی قیمت متوقف شده یا تغییر کند. علت این رویداد، تغییر در میزان عرضه و تقاضا است. آشنایی و استفاده از حمایت و مقاومت، مهارت پایه و اصولی برای معامله در بازار سرمایه است. معامله با حمایت و مقاومت، به ما کمک می‌کند تا ریسک معاملات خود را کاهش دهیم و نقاط قابل اطمینانی را برای ورود و خروج از بازار، تعیین کنیم. حمایت و مقاومت، روشی ساده برای تحلیل سریع نمودار است. به کمک این سطوح، می‌خواهیم پاسخ سه سوال را که مورد علاقه معامله‌گران است، مشخص کنیم: بازار چه جهتی دارد؟ چه زمانی به بازار وارد شویم؟ نقاط خروج از بازار کجا هستند؟ (همراه سود یا ضرر) سطوح مقاومت و حمایت، می‌توانند به این سه سوال ما پاسخ دهند و این‌گونه می‌توانیم معامله‌ی خوبی را انجام دهیم. گفته می‌شود هر چه قدر تعداد برخورد قیمت به سطوح حمایت و مقاومت بیشتر باشد، آن سطح قدرت بیشتری دارد. اما باید بدانیم که پس از چندین برخورد قیمت به این خطوط، از قدرت آن‌ها کاسته می‌شود و باید منتظر پایان این سطح از حمایت و مقاومت و شروع سطح جدید باشیم. راه‌های متفاوتی برای شناسایی این نقاط وجود دارد و هر معامله‌گری براساس استراتژی معاملاتی خود، از آن‌ها استفاده می‌کند.  حمایت چیست؟ سطح حمایت (Support)، جایی است که وقتی قیمت به آن می‌رسد، بیشتر از آن ریزش نمی‌کند و قیمت افزایش می‌یابد. در سطح حمایت، تعداد خریداران بیشتر است و تقاضا بر عرضه پیشی می‌گیرد. در این سطح تقاضا به قدری بالاست که از افت بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط حمایت قرار دارد، همیشه پایین‌تر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در سطح حمایت، از ریزش بازار جلوگیری می‌شود و قیمت برای خریداران جذاب است. هر چه‌قدر قیمت به سطح حمایت نزدیک‌تر می‌شود، قیمت برای خریداران جذاب‌تر می‌شود؛ زیرا آن‌ها قیمت را برای خرید، ارزان می‌دانند. در سطح حمایت، خریداران به قدری زیاد و قوی هستند، که موجب توقف روند نزولی قیمت می‌شود. زمانی که قیمت به سطح حمایت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای خرید است. همچنین خرید در این نقطه، ریسک پایینی دارد.   رسم خط حمایت برای این که بتوانیم خط حمایت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها رشد کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط حمایت را به هم وصل می‌کنیم، به وسیله آن‌ها خطی ایجاد می‌شود که به آن خط حمایت می‌گوییم. با این روش، می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، خرید خود را انجام دهیم.    مقاومت چیست؟ زمانی که قیمت به سطح مقاومت (Resistance) می‌رسد، نمی‌تواند بیش از آن رشد کند و قیمت ریزش می‌کند. در نقطه مقاومت، تعداد فروشندگان بیشتر است و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد. در این نقطه، عرضه به قدری بالاست که از رشد بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط مقاومت قرار دارد، همیشه بالاتر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در نقطه مقاومت، از رشد بازار جلوگیری می‌شود و فروشندگان بیشتر می‌شوند. هر چه‌قدر قیمت به سطح مقاومت نزدیک‌تر می‌شود، فروشندگان تمایل بیشتری برای فروش دارند. اگر قیمت به نقطه‌ای برسد که تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شود، قیمت سهم ریزش می‌کند. زمانی که قیمت به نقطه مقاومت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای فروش است. رسم خط مقاومت برای این که بتوانیم خط مقاومت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها ریزش کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط مقاومت را به هم وصل می‌کنیم خطی ایجاد می‌شود که به آن خط مقاومت می‌گوییم. با این روش می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، فروش را انجام دهیم.   در دوره آموزش تحلیل تکنیکال به زبان ساده، می‌توانید با حمایت و مقاومت در بازار بورس ایران و بازارهای جهانی، آشنا شوید.   حمایت و مقاومت استاتیک به سطوح حمایت و مقاومتی که در روند رنج و بازارهای خنثی اتفاق می‌افتند و افقی هستند، حمایت و مقاومت استاتیک می‌گوییم. در این سطوح، اگر خط ما کاملا افقی نباشد و حدود 10 درجه شیب داشته باشد، مشکلی ایجاد نمی‌شود.   عوامل بنیادی حمایت و مقاومت عوامل بنیادی، یکی از مهم‌ترین عواملی هستند که موجب ایجاد خطوط حمایت و مقاومت می‌شوند. موسسات و شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری، هیچ‌گاه سهام را بدون انجام تحقیقات زیاد، خریداری نمی‌کنند (ما هم باید مانند آن‌ها عمل کنیم). آن‌ها یک لیست قیمت برای خرید و فروش در بازار سرمایه دارند. زمانی که قیمت سهم به قیمت خرید موردنظر آن‌ها برسد آن‌ها خرید می‌کنند و زمانی که قیمت سهم به قیمت موردنظر آن‌ها برای فروش برسد، آن را می‌فروشند. به ظاهر این قضیه آسان است؛ اما این‌گونه نیست! حجم معاملاتی که آن‌ها دارند، بسیار بالا است. آن‌ها باید حجمی را برای خرید انتخاب کنند که بسیار بالا نباشد و موجب نوسانات بالا در بازار سرمایه نشود. به همین دلیل، آن‌ها خرید یا فروش خود را طی چند روز یا چند هفته، زمانی که قیمت به سطح موردنظر آن‌ها می‌رسد، انجام می‌دهند. به همین دلیل است که قیمت در بازار سهام، مانند پله‌برقی بالا و پایین می‌رود. روند بازار، در نقطه حمایت تغییر می‌کند، زیرا فشار خرید، قیمت را بالا می‌برد. این فشار خرید، از طریق شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند انجام می‌شود؛ زیرا آن‌ها سفارشات خود را در حجم بالا انجام می‌دهند. زمانی که خرید آن‌ها تمام شود، دیگر نقطه حمایتی وجود نخواهد داشت. روند بازار، در نقطه مقاومت تغییر می‌کند، زیرا فشار فروش، قیمت را پایین می‌کشد. زمانی که فروش شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند تمام شود، دیگر نقطه مقاومتی وجود نخواهد داشت. بنابراین، هر چه‌قدر تعداد برخورد قیمت به خط مقاومت بیشتر شود، احتمال کمتری وجود دارد که ادامه پیدا کند؛ زیرا این معامله‌گران بزرگ، سفارشات خود را تکمیل کرده‌اند.   با پول هوشمند آشنایی ندارید؟ مقاله زیر را بخوانید (+ فیلم آموزشی رایگان)   روانشناسی خطوط حمایت و مقاومت ترس و طمع را می‌توانیم دو عامل روانشناسی، در ایجاد خطوط حمایت و مقاومت بدانیم. ممکن است معامله‌گران در بازار سرمایه، بازگشت قیمت در نقطه مشخصی را که منجر به ضرر و کاهش سود آن‌ها شده است،به یاد داشته باشند. به همین دلیل، زمانی که دوباره قیمت به آن نقطه می‌رسد، از ترس ضرر و کاهش سود مجدد، معامله فروش را ثبت می‌کنند. از طرفی، امکان دارد معامله‌گران با استفاده از تحلیل‌های خود خرید کرده باشند. آن‎‌ها که قیمت را رو به رشد می‌بینند، از این که خرید بیشتری انجام نداده‌اند، پشیمان هستند. بنابراین، زمانی که قیمت دوباره به نقطه خرید آن‌ها می‌رسد، آن‌ها خرید می‌کنند و با افزایش تعداد خریداران، قیمت هم افزایش می‌یابد.   2 روش برای شناسایی نقاط حمایت و مقاومت از طریق 2 روش زیر، می‌توانیم به درستی نقاط حمایت و مقاومت را تشخیص دهیم. این‌گونه، معاملات موفق و سودمندی خواهیم داشت. 1. بررسی داده های گذشته قیمت‌ها و الگوهای گذشته، برای شناسایی خطوط حمایت و مقاومت بسیار مفید هستند. مهم است که الگوهای گذشته قیمت را از چند دوره زمانی تا زمان حال بررسی کنیم. این‌گونه، زمانی که این نقاط دوباره ظاهر می‌شوند، می‌توانیم آن‌ها را شناسایی کنیم. به یاد داشته باشید که همیشه و تنها نمی‌توانیم به داده‌های تاریخی اعتماد کنیم؛ زیرا شرایط در بازارهای مالی، به سرعت تغییر می‌کند. به همین دلیل، بهتر است به آن‌ها به عنوان یک ابزار کمکی نگاه کنیم. داده‌های تاریخی دیگری که به ما در شناسایی سطوح مقاومت و حمایت کمک می‌کنند، سطوح حمایت و مقاومت قبلی هستند. معمولا معامله‌گران، از حمایت‌ها و مقاومت‌های گذشته، به عنوان نشانه‌ای برای ورود به بازار یا خروج از آن استفاده می‌کنند. البته حمایت و مقاومت‌های قبلی، معیارهای قطعی بازار نیستند. نمودار نماد یا ارز مورد نظر را در نرم‌افزار معاملاتی مانند متاتریدر یا مفیدتریدر باز می‌کنیم. نقاطی را که در گذشته قیمت مکررا به آن‌ها واکنش نشان داده و تغییر کرده است، مشخص می‌کنیم. اگر می‌خواهید معاملات کوتاه‌مدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 3 تا 6 ماه گذشته را بررسی کنید. اگر می‌خواهید معاملات بلندمدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 12 تا 18 ماه گذشته را بررسی کنید.   2. اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال اندیکاتورهای قابل اعتمادی وجود دارند که به طور گسترده و عموما برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت، مورد استفاده قرار می‌گیرند. اندیکاتورهای زیر، بهترین اندیکاتورهایی هستند که برای شناسایی مناطق عرضه و تقاضا در تایم‌فریم‌های مختلف، استفاده می‌شوند: میانگین متحرک فیبوناچی پیوت پوینت   شکسته شدن خطوط حمایت و مقاومت زمانی که قیمت از سطح حمایت یا مقاومت خود عبور می‌کند، می‌گوییم این خط شکسته شده است. پس از مدتی که قیمت روند رنج را طی می‌کند، ممکن است شکست رخ دهد و روند صعودی یا نزولی را شروع کند. برخی معامله‌گران ممکن است به محض مشاهده شکست، خرید یا فروش را انجام دهند. اما شکست حمایت و مقاومت، همیشه معتبر نیست و ممکن است فقط جهشی کوتاه داشته باشد و دوباره به سطح حمایت و مقاومت خود باز گردد. در این مواقع، بهتر است منتظر بمانیم و معاملات خود را بالاتر از مقاومت و پایین‌تر از حمایت انجام دهیم؛ زیرا ممکن است شکست قیمت، کاذب باشد. ممکن است بگویید اگر در زیر حمایت بفروشیم، ضرر می‌کنیم و اگر در بالای مقاومت خرید کنیم، سهم را گران‌تر خریده‌ایم. در خرید ضرر نمی‌کنیم؛ زیرا اگر شکست معتبر باشد قیمت باز هم رشد خواهد داشت. اما برای این که در قیمت بهتری خرید کنیم یا با ضرر کمتری بفروشیم، می‌توانیم منتظر پولبک قیمت به سطح حمایت یا مقاومت قبلی بمانیم. تشخیص شکست حمایت و مقاومت برای تشخیص صحیح شکست حمایت و مقاومت، به دو کندل نیاز داریم: کندل شکست کندل تثبیتی به کندلی که از خط حمایت یا مقاومت عبور می‌کند، کندل شکست می‌گوییم. کندل تثبیت، کندلی است که بعد از کندل شکست می‌آید و کاذب یا معتبر بودن شکست را مشخص می‌کند. کندل شکست و کندل تثبیت، در شکست مقاومت باید هر دو مثبت و در شکست حمایت، هر دو منفی باشند. فراموش نکنید که اگر شکست معتبر حمایت یا مقاومت رخ دهد، حداقل به اندازه فاصله بین خط حمایت و مقاومت، افزایش یا ریزش رخ می‌دهد.   چرا حمایت و مقاومت شکسته می شود؟ معمولا حمایت و مقاومت، به علت رفتار معامله‌گران شکسته می شود. در نقطه مقاومت قبلی، بسیاری از معامله‌گران برای کسب سودهای کم، معاملات خود را بستند و فروش انجام دادند. با این تفکر که در نقطه مقاومت، قیمت ریزش می‌کند. اما این اتفاق، رخ نداد و قیمت افزایش یافت. معامله‌گرانی که فروخته‌اند، از کسب سود بیشتر محروم شده‌اند. حال آن‌ها هم مایل به خرید مجدد هستند. بنابراین، در این نقطه‌ی جدید، تقاضا افزایش یافته و خریداران بیشتر از فروشندگان می‌شوند. در نقطه حمایت، معامله‌گران شروع به خرید می‌کنند. با این تفکر که قیمت پس از برخورد به خط حمایت، افزایش خواهد یافت و آن‌ها سود خواهند کرد. اما این اتفاق رخ نداد و قیمت باز هم ریزش کرد. معامله‌گران که خود را در ضرر می‌بینند، شروع به فروش می‌کنند. این‌گونه تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شده و عرضه از تقاضا بیشتر می‌شود. تبدیل سطح حمایت و مقاومت به یکدیگر وقتی حمایت یا مقاومت شکسته می‌شود، قانون تغییر می‌کند. یعنی: زمانی که قیمت خط مقاومت خود را می‌شکند، خط مقاومت تبدیل به خط حمایت می‌شود. زمانی که قیمت خط حمایت خود را می‌شکند، خط حمایت تبدیل به خط مقاومت می‌شود. شکست فیک شکست فیک در حمایت و مقاومت، زمانی رخ می‌دهد که قیمت در این مناطق شکسته می‌شود؛ اما خریدار یا فروشنده واقعی وجود ندارد که موجب شکست حقیقی در حمایت یا مقاومت شود. معمولا سطوح حمایت و مقاومت قوی‌تر، پس از شسکت هم موجب ایجاد سطوح جدید قوی می‌شوند. حجم معاملات، تاثیر زیادی بر معتبر یا کاذب بودن شکست حمایت و مقاومت، ندارد.   در دوره تحلیل تکینکال به زبان ساده، با مثال‌هایی از بازار سرمایه، انواع شکست در سطوح حمایت و مقاومت را یاد بگیرید. شکست معتبر در خط مقاومت شکست معتبر در مقاومت زمانی رخ می‌دهد که: کندل شکست، کاملا بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بدنه کندل تثبیتی هم کاملا بالای خط مقاومت باشد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. اگر کندل تثبیتی منفی باشد، باید منتظر کندل تثبیتی بعدی باشیم. اگر کندل سوم…

    بورس

    قدرت خریدار در تابلوخوانی تابلو خوانی در واقع روشی است که از طریق آن می‌توانیم پول هوشمند از جمله قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم. ما از صفحه‌ی بورس برای تماشای اطلاعات قیمتی سهام، به صورت آنلاین استفاده می‌کنیم. این صفحه اطلاعاتی از جمله: قیمت لحظه‌ای سهام پیشنهاد‌ قیمت خرید سهام تعداد معامله حجم معامله تعداد خریدار، تعداد فروشنده و تمامی اطلاعاتی که یک شخص نیاز دارد را نمایش می‌دهد. در این مقاله بیشترین کار ما با بررسی تعداد خریدار و فروشنده است، از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم.     تکنیک های تابلو خوانی بازار بورس از مهم‌ترین روش‌ها برای کسب سود تابلو خوانی است. در این مقاله به تکنیک‌های تابلو خوانی خواهیم پرداخت. از مهم ترین تکنیک های تابلو خوانی شناسایی قدرت خریدار به فروشنده و پول هوشمند است که تقریبا هر دو یک مطلب را برای ما می‌رسانند و آن مطلب، ورود پول در سهام است. سهامی که پول مناسب وارد آن شود، قطعا قصد دارد رشد خوبی داشته باشد.   برای یادگیری تکنیک‌های بیشتر تابلو خوانی پیشنهاد می‌کنیم: آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی را تماشا کنید   قدرت خریدار به فروشنده سرانه مقدار خرید هر شخص نسبت به فروش را قدرت خریدار به فروشنده می‌گویند. هر سهامی در طول روز تعداد خریدار و فروشنده‌ای دارد که در تابلوی بورس آن را نمایش می‌دهد، این افراد حجم مشخصی از سهام شرکت را معامله کرده‌اند. برای پیدا کردن قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید هر شخص را محاسبه کنیم و با سرانه‌ی فروش هر شخص بسنجیم. از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار یا همان پول هوشمند را پیدا کنیم.   محاسبه قدرت خریدار و فروشنده برای محاسبه قدرت خریدار به فروشنده باید میانگین خرید هر شخص را به دست بیاوریم. در محاسبه‌ی قدرت خریدار به فروشنده، شخص حقیقی را در نظر می‌گیریم با خرید حقوقی فعلا کاری نداریم.     فرمول محاسبه قدرت خریدار به فروشنده برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید خرید تقریبی هر شخص را به دست ‌آوریم. با این روش می‌توانیم میانگین قدرت هر شخص را برای خرید یا فروش به دست بیاوریم. قدرت خریدار حقیقی به فروشنده حقیقی در واقع برای به دست آوردن قدرت خریدار، حجم خرید حقیقی را تقسیم بر تعداد خریداران حقیقی می‌کنیم. برای به دست آوردن قدرت فروشنده حجم فروش حقیقی را تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی می‌کنیم. اکنون مشخص می‌شود که هر خریدار و فروشنده هر کدام تقریبی چقدر قدرت خرید و فروش داشته است. اگر قدرت خریداران سه برابر فروشندگان باشد در آن سهام قدرت خریدار وجود دارد و باید سهام را زیر نظر بگیریم.     نحوه محاسبه قدرت خریدار و فروشنده اگر در سهامی قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد، قدرت خریدار بالا است. به طور مثال در سهام غپینو تعداد خریدار حقیقی 26 نفر و تعداد فروشندگان حقیقی 337 نفر است. برای به دست آوردن دقیق قدرت خریدار به فروشنده باید طبق روش زیر عمل کنیم: قدرت خریدار بورس برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد خرید حقیقی، تقسیم بر تعداد خرید حقیقی کنیم. قصد داریم قدرت خریدار به فروشنده سهام غپینو را به دست بیاوریم. ارزش معاملات روزانه سهام شرکت را بررسی می‌کنیم. ارزش معاملات امروز سهام شرکت 6 میلیارد 177 میلیون تومان بوده است. اکنون این مبلغ را ضربدر درصد خرید حقیقی می‌کنیم (قصد داریم با این روش میزان درصد خرید حقیقی را به دست بیاوریم).   درصد خرید حقیقی در سهام غپینو 100 درصد است، پس همان مبلغ ارزش معاملات به دست می‌آید، چون حقوقی در سهام غپینو خریدار نبوده است. حالا در مرحله‌ی آخر مبلغ درصد حقیقی را تقسیم بر تعداد خریدار حقیقی می‌کنیم یعنی 6 میلیارد 177 میلیون تومان را تقسیم بر 26 نفر که خریدار سهام هستند می‌کنیم. با این کار متوجه خواهیم شد هر خریدار میانگین چند میلیون تومان خرید داشته است.   سرانه خرید حقیقی اکنون میانگین خرید هر شخص در سهام غپینو 237 میلیون تومان است. خب بسیار ساده است، هیچ شخصی بدون اطلاع 237 میلیون خرید انجام نمی‌دهد، مشخص است میانگین 26 نفری که خرید کرده‌اند به هدف خاصی وارد سهام شرکت شده‌اند. قدرت فروشنده بورس برای به دست آوردن قدرت فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد فروش حقیقی، تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو ارزش معاملات 6 میلیارد 177 میلیون تومان است، این مبلغ را باید ضربدر درصد فروش حقیقی کنیم. فروش حقیقی در این سهام 70 درصد بوده است. اگر 6 میلیارد 177 میلیون را ضربدر 70 درصد فروش حقیقی کنیم مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان به دست می‌آید. حالا باید مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان را تقسیم بر 337 نفر فروشنده سهام کنیم تا میانگین فروش هر نفر را به دست بیاوریم.   در صورتی که هیچ‌گونه آشنایی با علم بورس را ندارید: پیشنهاد می‌کنیم آموزش گام به گام بورس با ویدیوی آموزشی رایگان را مشاهده کنید.   سرانه فروش حقیقی پس از تقسیم کردن می‌بینیم که میانگین فروش هر شخص در این سهام صرفا 12 میلیون است و مبلغ ناچیزی به حساب می‌آید، البته این مبلغ را باید نسبت به میانگین خریدار سنجید. نسبت قدرت خریدار به فروشنده برای نسبت قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید حقیقی و سرانه فروش حقیقی را با یکدیگر بررسی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو سرانه خرید هر شخص 237 میلیون سرانه فروش هر شخص 12 میلیون به سادگی متوجه شدیم که قدرت خریدار در سهام غپینو بسیار بالاست، زیرا هر خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است. یعنی هر خریدار می‌تواند 18 فروشنده را جوابگو باشد.     قدرت خریدار حقوقی خرید حقوقی در بازار نشان دهنده‌ی رشد سهام نیست. خرید حقوقی در بورس هزار دلیل خواهد داشت. معمولا خیلی از افراد در بازار بورس می‌گویند که حقوق فلان سهام را خریده است. یا مثلا می‌گویند امروز هم حقوقی خرید داشته است پس سهام حتما جذاب است یا قرار است به زودی رشد کند. نکته اصلی اینجاست، آیا حقوقی واقعا به قصد رشد دادن سهام، خرید می‌کند. نقشه خرید حقوقی نقش حقوقی در قدرت خریدار به فروشنده یا در روند آتی سهام اصلا قابل پیش بینی نیست. حقوقی اگر سهام را از صف فروش خرید کند، معمولا قصد دارد بازار را به تعادل برساند. حقوقی اگر در یک روز منفی شدید بازار بالای 60 درصد کل معاملات روزانه سهام شرکت را خرید کرده باشد، قطعا برای کنترل بازار دست به این خرید زده است. حتی ممکن است حقوقی برای گرفتن سیت مدیریتی در شرکت خرید کند. ممکن است حقوقی برای اینکه با شرکت مبادله انجام می‌دهد خرید کند. ممکن است حقوقی برای خالی کردن کدهای حقیقی خرید کند. پس به این نتیجه می‌رسیم خرید حقوقی سیگنال نیست، نکته: اصلا قصد تخریب خرید حقوقی را نداریم، صرفا نباید مخاطب خرید حقوقی را ملاک تصمیم‌گیری قرار دهد. قطعا در برخی از مواقع حقوقی برای رشد دادن سهام و جمع آوری شناور سهام خرید کند، پس خرید حقوقی بد نیست، صرفا باید کامل بررسی شود.   شناسایی پول هوشمند برای شناسایی پول هوشمند باید در ابتدا سرانه خرید و فروش را حساب کرده باشیم. به طور مثال زمانی که متوجه شدیم در سهام غپینو خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است مشخص است پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است. نکته مهم، اگر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد پول هوشمند محسوب می‌شود. اکنون در سهام غپینو 18 برابر است، پس نتیجه می‌گیریم که قدرت خریدار در این سهام بسیار بالاست و پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است.     اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده نسبت مثبت بودن یا منفی بودن کندل را محاسبه می‌کند. به طور مثال در اندیکاتور ADX از خط Di منفی و مثبت استفاده می‌کنیم تا تشخیص دهیم که میزان قدرت کدام بالاست. در واقع اگر Di مثبت بالاتر از Di منفی باشد قدرت خریدار، بیشتر از قدرت فروشنده است.   پیشنهاد می‌کنیم برای یادگیری جامع اندیکاتورها از جمله اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده مقاله اندیکاتور‌ها در بورس را مطالعه کنید.   بهترین فیلترهای بورس فیلتر به تحلیلگر کمک می‌‌کند که سهام‌هایی را که نشان‌های خاصی دارند پیدا کند. بهترین فیلتر در بورس، فیلتری است که بتواند ورود پول‌های کلان به سهام را برای شما نشان دهد. در واقع به شما کمک کند سهامی که پول هوشمند وارد آن شده است را پیدا کنید. فیلتر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده فیلتر قدرت خریدار به شما کمک می‌کند تا سهام‌هایی که خریداران سه برابر فروشندگان قوی هستند را پیدا کنید. این فیلتر بر اساس شخص حقیقی تنظیم شده است. ((ct).Buy_I_Volume/(ct).Buy_CountI)> 3* ((ct).Sell_I_Volume/(ct).Sell_CountI) این فیلتر را کافی است در قسمت فیلتر دیدبان سایت بورس قرار دهید، تا تمامی سهام‌هایی که قدرت خریدار بالایی دارند، برای شما لیست شوند. این فیلتر سهام‌هایی که قدرت خریدار آنها 3 برابر فروشنده است را لیست می‌کند. نویسندگان: مرتضی علی یاری و پریناز کپورچیان   پیشنهاد فرانش برای یادگیری و ورود به دنیای بورس دوره‌های آموزشی آقای مرتضی علی یاری که از مدرس‌های قدیمی و برجسته فرانش هستند، پیشنهاد می‌شود. مدرس بورس مرتضی علی یاری، تکنیکالیست و تریدر بازار سرمایه.    

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به شرکت دانش بنیان پردیس ونداد پارس است.

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش به مدت محدود

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش محدود

    شروع یادگیری


    حالت مطالعه در شب

    فرانش » بورس » امواج الیوت چیست؟ چگونه آن ها را تشخیص دهیم؟

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    آیا در مورد موج مردم ناآگاه در نظریه امواج الیوت، چیزی شنیده‌اید؟! این موج یکی از امواج الیوت است و الیوت، یکی از ابزارهای مورد علاقه تحلیلگران تکنیکال محسوب می‌شود؛ زیرا برای شناسایی روند بازار، بسیار مفید است.

    در این مقاله، به زبان ساده همراه با مثال، با تحلیل الیوت و دلایل محبوبیت آن آشنا می‌شویم. موج مردم ناآگاه؟ نگران نباشید، قصد داریم از آن هم صبحت کنیم.

    در پایان این مقاله، می‌توانیم امواج الیوت را به راحتی در نمودارهای تحلیل تکنیکال شناسایی کنیم و دچار موج ناآگاهان نشویم!

    چند مورد از مهم‌ترین مطالب این مقاله:

     

    شما می‌توانید سرفصل مدنظر خود برای یادگیری را از فهرست محتوای این مقاله انتخاب کنید تا به قسمت مربوطه هدایت شوید.

  • زر
  • نظریه موج الیوت، نظریه‌ای است که حرکات قیمت را در بازارهای مالی نشان می‌دهد. نظریه امواج الیوت می‌گوید:

    این نظریه، به‌همراه سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال، کمک می‌کند تا بهترین فرصت‌های معاملاتی را بیابیم و نقاطی را که در آن‌ها روند بازار تغییر می‌کند، شناسایی کنیم. نظریه امواج الیوت، در هر دو بازار صعودی و نزولی کاربرد دارد.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott)، یک حسابدار حرفه‌ای و تحلیلگر بازار سرمایه بود که سال‌های زیادی را به بررسی داده‌های مربوط به سهام‌های مختلف گذراند. الیوت، در زمان بازنشستگی خود در دهه 1930، به تحقیقات در زمینه بازارهای مال مشغول شد. او الگوهای موجی تکرارشونده‌ای را در حرکات قیمت سهام و رفتارهای معامله‌گران مشاهده کرد. رالف الیوت، به این نتیجه رسید که بازار سهام، رفتار آشفته ندارد و در یک الگوی تکراری رفتار می‌کند. از آن‌جایی که آقای الیوت این الگوها را بارها و بارها مشاهده کرد، او نظریه خود را به‌عنوان یک ابزار بالقوه برای پیش‌بینی حرکات قیمت آتی بازار، پیشنهاد کرد.

    در نهایت، نظریه امواج الیوت، در سال 1935 به شهرت رسید و اولین کتابی که در زمینه تحقیقات الیوت منتشر شد، کتاب اصل موج (The Wave Principle) بود.

    الیوت، سعی داشت تاکید کند نظریه‌ی او، هیچ قطعیتی در مورد حرکات آینده قیمت نشان نمی‌دهد؛ بلکه او معتقد بود این نظریه، کمک می‌کند بهتر آینده قیمت را پیش‌بینی کنیم. به اعتقاد او بازار در یک چرخه تکرارشونده حرکت می‌کند، که ناشی از تاثیرات بیرونی بر احساسات سرمایه‌گذاران است. او بر این باور بود که اگر بتوانیم الگوهای تکراری قیمت‌ها را به درستی تشخیص دهیم، آن‌گاه می‌توانیم بفهمیم که قیمت به چه سمتی خواهد رفت. به‌همین دلیل است که نظریه امواج الیوت، برای معامله‌گران جذاب است. الیوت معتقد بود همان‌طور که نیوتون در قانون خود اعلام کرد، هر عملی، عکس‌العملی دارد؛ بنابراین، برای هر حرکتی در بازار سرمایه، یک اصلاح وجود دارد.

    رالف الیوت، نظریه‌اش را تا حد زیادی شبیه به نظریه چارلز هنری داو (Charles Henry Dow) و الهام‌گرفته از نظریه او می‌دانست که می‌گفت: قیمت سهام، به‌طور معمول در امواج حرکت می‌کند. او نظریه خود را برای تکمیل نظریه چارلز داو ضروری می‌دانست.

     

    اگر قصد سرمایه‌گذاری در بازار بورس را دارید، برای شروع موفق، مقاله زیر را بخوانید (همراه با ویدیو)

    آموزش بورس رایگان از صفر + فیلم آموزشی گام به گام

     

    فراکتال (Fractal) به این معناست که با تغییر اندازه هر جزء، همان شکل اولیه را می‌توانیم تا بی‌نهایت ادامه دهیم و اگر اجزاء از ساختار اصلی جدا شوند، شباهت زیادی به ساختار اصلی خواهند داشت. به عبارت دیگر، فراکتال بیان می‌کند که هر اتفاقی در سطح کلان رخ می‌دهد، به‌صورت کوچک‌تر در سطوح دیگر هم رخ می‌دهد. اگر کمی به اطراف خود دقت کنیم، فراکتال را در طبیعت هم می‌بینیم. همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید،

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    همه این اجزای گیاه، به شکل یک الگوی تکراری ولی در اندازه‌های مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

    اما ساختار فراکتال چه ربطی به نظریه امواج الیوت دارد؟؟؟!!!

    نظریه امواج الیوت، برعکس نظریه داو، رفتار فراکتال یا سلسله‌ای را در بازار سرمایه بررسی می‌کند. ساختار فراکتالی، یکی از ویژگی‌های مهم امواج الیوت است و هر موج در نظریه الیوت، از موج‌های کوچک‌تری تشکیل شده است. این الگوها همیشه خود را تکرار می‌کنند. البته در بازار سرمایه، هیچ روندی تا همیشه ادامه نخواهد داشت و در یک نقطه، روند تغییر خواهد کرد.

     

    با استفاده از امواج الیوت، می‌توانیم بهترین نقطه برای ورود به هر بازار مالی را شناسایی کرده و بهترین زمان برای خروج از آن را هم تعیین کنیم. این‌گونه می‌توانیم سود خوبی در بازارهای مالی کسب کنیم و از ضررهای احتمالی پیشگیری کنیم. امواج الیوت، در همه بازارهای مالی کاربرد دارد:

    از آن‌جایی که مردم عادی در بازار سهام، دلار و سکه بیشتر حضور دارند، در این 3 بازار، امواج الیوت را بیشتر مشاهده می‌کنیم. 

     

    برای مشاهده فیلم آموزش امواج الیوت، روی عکس زیر کلیک کنید و منتظر بمانید.

    برای پخش شدن فیلم، روی عکس بالا کلیک کنید و منتظر بمانید.

     

    آقای الیوت بیان کرد که بازارهای روندی، در الگویی حرکت می‌کنند که به آن الگوی امواج 3-5 می‌گوییم.

    این امواج، به 2 دسته تقسیم می‌شوند:

    از این جهت که امواج 1 تا 5 همراه با روند هستند، فاز پیشرو را تشکیل می‌دهند و به این دلیل که امواج ABC خلاف روند هستند، فاز اصلاحی نامیده می‌شوند. این اتفاق، در هر دو روند نزولی و صعودی صدق می‌کند.

    در ادامه می‌خواهیم با این امواج آشنا می‌شویم؛ اما اجازه دهید برای درک بهتر این موضوع، آن‌ها را با یک مثال در بازار سهام، در امواج الیوت صعودی، توضیح دهیم. این‌گونه به راحتی با تاثیرات رفتار معامله‌گران در بازار سرمایه، آشنا می‌شوید.

    تصور کنید شرکتی مدیر خوبی ندارد. اعضای هیئت مدیره تصمیم به تغییر مدیر شرکت می‌گیرند. آن‌ها مدیر جدیدی را که سابقه مدیریتی خوبی دارد، انتخاب می‌کنند؛ اما این مسئله را عمومی نکرده و در حد مطرح‌کردن بین خود نگه می‌دارند. در ادامه، اتفاقاتی رخ می‌دهد که موجب ایجاد امواج الیوت می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    در موج اول، سهام شروع به حرکت افزایشی می‌کند. در موج اول، هیچ‌کس از رشد یا ریزش بازار خبر ندارد و اگر تغییری هم ایجاد شود، تحلیلگران ممکن است تنها دلیل آن را تقاضای بیشتر بدانند؛ اما در پشت پرده، اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است. به همین دلایل، موج اول را موج مافیا می‌نامند!

    اعضای هیئت مدیره می‌دانند که با حضور مدیر جدید، شرکت رونق گرفته و کسب و کار شرکت بهتر می‌شود. آن‌ها با کد بورسی اطرافیان خود، شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند؛ بنابراین حجم معاملات شرکت افزایش کلانی یافته و تقاضا برای سهام شرکت افزایش می‌یابد. به همین دلیل، براساس قانون عرضه و تقاضا، با افزایش میزان تقاضا، قیمت سهم افزایش می‌یابد.

    در موج دوم، مافیا و افراد پشت پرده، خریدشان به پایان رسیده است. به همین دلیل با کاهش میزان تقاضا و پیشی گرفتن میزان عرضه سهام شرکت کمی کاهش قیمت خواهد داشت.

    در موج دوم، خرید اعضای هیئت مدیره به پایان رسیده و آن‌ها به‌دنبال برکنارکردن مدیر فعلی و ورود مدیر جدید به شرکت هستند.

    موج سوم، معمولا مهم‌ترین و طولانی‌ترین موج است؛ زیرا در این مرحله، سهام توجه عموم مردم را جلب کرده است. به موج سوم، موج فعالان حرفه‌ای بازار و تحلیلگران تکنیکال و بنیادی گفته می‌شود. این موج، بلندترین و پرقدرت‌ترین موج در الیوت است که در اندیکاتور مکدی، بالاترین قله را دارد.

    با ورود مدیر جدید و تشکیل جلسه معارفه، او از برنامه‌های خود می‌گوید؛ مانند افزایش تولید، تاسیس نمایندگی‌های جدید و دریافت وام کم‌بهره. با انتشار خبرهای جلسه معارفه،

    براساس این نتایج، تحلیلگران بازار شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا

    در انتهای موج 3 و شروع موج 4، قیمت سهام به ارزش ذاتی که مدنظر تحلیلگران بنیادی است، می‌رسد. تحلیلگران تکنیکال هم با استفاده از فیبوناچی، هدف سهام را شناسایی کرده و به هدف خود رسیده‌اند. بنابراین، تحلیلگران فروش سهام را شروع کرده و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد و ریزش سهم شروع می‌شود. موج 4 مرحله تثبیت سود و بستن معامله (فروش) است.

    در موج پنجم، مردم بیشتری سهام را می‌خرند و سهام بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد. تعدادی از معامله‌گران در موج پنجم، شروع به ارائه دلایل غیرمنطقی برای خرید سهام می‌کنند و وقتی با نظر آن‌ها مخالفت می‌شود، سعی می‌کنند نظر مخالف را خفه کنند. در موج پنجم، سهام بیش از حد گران می‌شود و مخالفان سهام شروع به فروش سهم می‌کنند. این قسمت، جایی است که الگوی ABC شروع می‌شود.

    در موج 5، کسانی که هیچ اطلاعی از بازارهای مالی ندارند، با پرس‌وجو از اطرافیان این سهم را پرسود شناسایی کرده و در موج 5 شروع به خرید می‌کنند. رشد سهام در موج 5، هیچ دلیل بنیادی ندارد و دلیل تکنیکال آن هم فقط می‌تواند پیشی‌گرفتن تقاضا بر عرضه باشد. این جمله در موج 5 معروف است که در موج 5، مردم ناآگاه تحلیلگر می‌شوند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن

    در موج A، خرید مردم عادی تمام شده است و هیچ شخص حقوقی هم از سهام حمایت نمی‌کند؛ زیرا قیمت سهم گران است. به همین دلیل، سهم در موج A، ریزش می‌کند.

    پس از ریزش سهم در موج A، به این دلیل که سهام به کف موج 4 می‌رسد و در مرحله قبل در این موج رشد صورت گرفته است، کف موج 4 حمایت محسوب می‌شود و بنابراین، سهام در موج B رشد کوتاهی خواهد داشت.

    از طرفی، در موج B، عده‌ای که متوجه اشتباه خود شده‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا با افزایش نسبی در قیمت سهم، ضرر خود را جبران کنند و بدون هیچ سود یا ضرری از سهم خارج شوند. عده‌ای هم که قیمت‌های رویایی برای خود درنظر گرفته‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا سود زیادی کسب کنند!!!

    در موج C، افراد دسته اول سهام خود را می‌فروشند و در نقطه سربه‌سر از سهم خارج می‌شوند. در انتهای موج C، افراد دسته دوم هم که از دست‌یابی به رویاهای خود ناامید شده‌اند، با ضررهای بزرگ از سهم خارج می‌شوند. در صورتی که تحلیلگران در موج C، قیمت سهم را ارزشمند می‌دانند و موقعیت را برای خروج مناسب نمی‌دانند؛ زیرا سهم در این نقطه، پایین‌تر از ارزش ذاتی قرار دارد. به همین دلیل، در انتهای موج C تحلیلگران و مافیای بازار شروع به خرید سهم می‌کنند.

     

     

    در بین موج‌های الیوتی، می‌تواند موج‌های کوچک‌تری که به آن ریز موج می‌گوییم، تشکیل شود. ریزموج ها، کوچک‌ترین موج‌هایی هستند که می‌توانیم روی نمودار ببینیم و موج‌هایی با درجات کوچک‌تر از موج‌های اصلی هستند. بهتر است اعداد یا حروف ریزموج‌ها را داخل پرانتز بنویسیم.

    امواج زیر با ریزموج‌های خود یک سیکل (چرخه) کامل امواج الیوت را می‌سازند:

    در تصویر زیر، یک سیکل کامل امواج الیوت را با ریزموج‌های آن می‌بینید. برای جلوگیری از پیچیدگی امواج، فقط یکی از ریزموج‌ها را نامگذاری کردیم.

     

    در نظریه امواج الیوت، 3 قانون وجود دارد که غیرقابل تغییر هستند. از آن‌جایی که کلید استفاده از نظریه موج الیوت، شناسایی صحیح امواج است، این 3 قانون را همیشه به یاد داشته باشبد.

    موج 3، هیچ‌گاه کوتاه‌ترین موج پیشرو (Impulsive)، نسبت به موج 1 و 5، نخواهد بود.

    موج 2، هیچ‌گاه پایین ‌تر از ابتدای موج 1 قرار نخواهد گرفت.

    انتهای موج 4، نباید هیچگاه از انتهای موج 1 عبور کند. به عبارت دیگر، موج 4 هرچه‌قدر بخواهد، می‌تواند خود را اصلاح کند، اما نباید انتهای موج 1 را به سمت پایین بشکند. به همین دلیل، ما هر موجی را موج 1 نمی‌نامیم؛ زیرا در برخی از آن‌ها انتهای موج 4 بلندتر از انتهای موج 1 است.

    تعدادی از قوانین هم وجود دارند که می‌توانند نقض شوند، اما مشکلی ایجاد نمی‌کنند:

     

    اگر با الگوهای تحلیل تکنیکال آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان الگوها در تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

    اندیکاتور مکدی (MACD)، ابزار موج شمار در نظریه امواج الیوت است.

    در اندیکاتور مکدی بین موج 3 و موج 5، واگرایی وجود دارد. منظور از واگرایی این است که نمودار قیمت و اندیکاتور، خلاف یکدیگر حرکت می‌کنند. وقتی اندیکاتور واگرایی را نشان دهد، به این معناست که در قیمت، تغییر ایجاد می‌شود.

     

    در قانون دوم نظریه الیوت گفتیم که: اگر موج 3 بلندترین نمودار در امواج الیوت نبود، نباید کوتاه‌ترین موج هم باشد. منظور از اندازه امواج الیوت، اختلاف قیمت انتهای یک موج، با انتهای موج قبلی آن است؛ نه طول موج‌ها. طول خطوط اصلی در نمودارهای خطی و کندل استیک برای ما اهمیت ندارد؛ زیرا آن‌ها فقط تعداد روز را نشان می‌دهند و هنگام استفاده از این نمودارها، باید ارتفاع خطوط را محاسبه کنیم.

    بنابراین، زمانی که نسبت به اندازه صحیح امواج مشکوک بودید، شیب امواج الیوت را بررسی کنید. اگر اختلاف زیادی بین آن‌ها وجود داشت، ارتفاع آن‌ها را بررسی کنید.

    برای آسان‌تر شدن این مسئله، به ارتفاع میله‌های اندیکاتور مکدی در امواج 3 و 5 دقت کنید. طول میله‌های موج 3 در اندیکاتور مکدی، باید از طول میله‌های موج 5 و موج 1 بزرگ‌تر باشد.

     

    در مقاله زیر با بهترین اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال و بورس آشنا شوید.

    آموزش اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال

     

    زمانی که موج 1 و 2 را داریم، برای پیدا کردن موج 3، از ابزار فیبوناچی استفاده می‌کنیم. در امواج الیوت، انتظار داریم بازار به اهداف بلندمدت فیبوناچی برسد؛ زیرا موج 3، موج بلند بازار است. به این دلیل که موج 3، بلندترین موج در امواج الیوت است، انتظار داریم موج 3 تا حدود 261 و 423 فیبوناچی رشد داشته باشد.

    در امواج الیوت، موج‌های اصلاحی، تا حدود 38% فیبوناچی حرکت می‌کنند.

     

    اگر با فیبوناچی آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و بورس

     

    برای تشخیص امواج الیوت، از اندیکاتور مکدی کمک می‌گیریم. برای این کار، مراحل زیر را به ترتیب طی می‌کنیم:

    هدف ما این است که در موج 3 که موج تحلیلگران است، وارد بازار شویم. پس از تشخیص موج 3، می‌توانیم با استفاده از فیبوناچی، انتهای موج 3 را شناسایی کنیم.

     

    زمانی که قصد استفاده از روش تحلیل الیوت در بازار بورس را داریم، بهتر است:

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    در تکمیل مطالب مطرح‌شده در این مقاله، 8 نکته مهم را برای شما مطرح می‌کنیم:

    پیشنهاد فرانش به شما
    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

     

    ما در این مقاله سعی کردیم شما را با نظریه امواج الیوت آشنا کرده و مهم‌ترین مباحث آن را به زبان ساده بیان کنیم. هدف ما این بود که شما به راحتی و بدون اصطلاحات پیچیده، این نظریه را بیاموزید و با کاربرد درست آن، سرمایه‌گذاری‌های موفقی در بازارهای مالی داشته باشید. امیدواریم این وظیفه را به درستی انجام داده باشیم.

     

    اگر می‌خواهید با نظریه امواج الیوت آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم دوره تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت) را مشاهده کنید. این دوره توسط آقای مرتضی علی‌یاری از مدرسین قدیمی و برجسته فرانش تدریس می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    مسیر یادگیری پیشنهادی فرانش، برای شما

    مدیر دیجیتال مارکتینگ

    2 دیدگاه

    سخت اما عالی بود 🙏

    پاسخ

    الیوت از سخت ترین مباحث تکنیکال هست،
    امید وارم لذت برده باشید

    مطالعه مقاله‌های مشابه

    بورس

    باند بولینگر چیست؟ باند بولینگر (Bollinger Band)، یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال و یک اندیکاتور روندنما است. Bollinger Band، به معنای انحراف معیار یا واریانس است و توسط جان بولینگر (John Bollinger)، تحلیلگر تکنیکال حرفه‌ای، در دهه 1980 میلادی، ارائه شد. باندهای بولینگر، نوسانات بازار را اندازه می‌گیرند و شرایطی را که در آن بازار در وضعیت بیش‌فروش یا بیش‌خرید قرار دارد، شناسایی می‌کنند. می‌توانیم بگوییم که باندهای بولینگر، مانند خطوط حمایت و مقاومت دینامیک عمل می‌کنند.   چگونه از باند بولینگر استفاده کنیم؟ باندهای بولینگر، می‌توانند برای تعیین چگونگی روند صعودی یک دارایی استفاده شوند. همچنین نقاطی را که روند تغییر می‌کند یا قدرت خود را از دست می‌دهد، به ما نشان می‌دهد. اگر یک روند صعودی به اندازه کافی قوی باشد، به‌طور منظم به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت به باند بالایی برخورد می‌کند، نشان می‌دهد که قیمت از این باند هم بالاتر می‌رود و معامله‌گران می‌توانند از این فرصت برای تصمیمات خرید خود، استفاده کنند. باندهای بولینگر می‌توانند برای تعیین قدرت ریزش قیمت یک دارایی، استفاده شوند. همچنین می‌توانند زمانی را که به‌طور بالقوه قیمت در آستانه تغییر روند قرار دارد، نشان دهند. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که فروش دارایی، قدرت زیادی دارد. اما اگر قیمت در باند پایینی حرکت کند یا از برخورد به آن ناکام بماند، نشانه‌ای از این است که روند نزولی، درحال از دست دادن قدرت خود است.   کاربرد اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور بولینگر باند، در همه بازارهای معاملاتی قابل استفاده است. از آن‌جایی که در برخی از بازارهای سرمایه محدوده نوسان قیمت وجود ندارد، باند بولینگر در بازارهایی که محدوده نوسان قیمت ندارند، مانند بازار فارکس، بسیار کاربردی است. این اندیکاتور، با استفاده از اطلاعاتی که از قیمت‌های گذشته‌ی بازار به دست می‌آورد، با دقت بالایی، حرکت بعدی بازار را برای ما شناسایی می‌کند و می‌گوید که کندل بعدی، در چه محدوده‌ای قرار می‌گیرد. با این که وظیفه اصلی بولینگر باند سیگنال‌دهی نیست، اما می‌توانیم از آن برای دریافت سیگنال‌های معاملاتی، استفاده کنیم. باندها در این اندیکاتور، در شناسایی شروع یک روند و پایان آن، به ما کمک می‌کنند. این ویژگی، Bollinger Bands را به یک اندیکاتور چندکاربرده تبدیل می‌کند.   اجزای باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، از 3 جز تشکیل می‌شود: باند بالایی (سقف) خط میانی (یک میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average – SMA) است) باند پایینی (کف) باندهای بالایی و پایینی، مقدار نوسانات یا درجه تغییر قیمت را در طی زمان مشخصی، اندازه‌گیری می‌کنند. به این دلیل که باندها میزان تغییرات قیمت را اندازه می‌گیرند، باندها به صورت خودکار، با تغییر وضعیت بازار، تنظیم می‌شوند. با افزایش نوسانات و تغییرات قیمت در بازار، باندها از یکدیگر دور می‌شوند و فاصله می‌گیرند. هرچه‌قدر باندها فاصله بیشتری داشته باشند، نوسان بیشتر است.   افزودن اندیکاتور باند بولینگر برای افزودن اندیکاتور باند بولینگر، در نرم‌افزارهای معاملاتی، به روش زیر عمل می‌کنیم: درج (Insert) اندیکاتورها (Indicators) اندیکاتورهای روندی (Trends) Bollinger Bands   تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند پس از افزودن بولینگر باند، در قسمت تنظیمات، با 3 قسمت روبه‌رو می‌شویم: تناوب (Period) انحرافات (Deviations) اعمال به (Apply to) 1. تناوب تناوب، به تعداد میله‌ها یا کندل‌هایی که اندیکاتور باند بولینگر از آن‌ها میانگین می‌گیرد، گفته می‌شود. در اکثر برنامه‌های معاملاتی، تناوب روی 20 قرار می‌گیرد. این دوره تناوب، برای اکثر معامله‌گران، خوب عمل می‌کند. اما شما می‌توانید پس از این که در استفاده از باند بولینگر تجربه کسب کردید، دوره‌های تناوب متفاوتی را امتحان کنید تا به ساختار موردنظر خود دست یابید. در بازار فارکس، می‌توانیم تناوب را روی 40 هم قرار دهیم. جان بولینگر، یک تناوب بهینه و مناسب را بین 20 تا 21 پیشنهاد کرده است. او هشدار داده که تناوب‌های کمتر از 10، نتایج خوبی را ارائه نمی‌دهند. 2. انحرافات با قراردادن اعداد مختلف در قسمت انحرافات، مقدار خروجی نمودار قیمت (یا کندل‌ها) از خطوط سقف یا کف باند بولینگر هم تغییر می‌کند. با کاهش مقدار عدد در بخش انحرافات، کندل‌ها، بیشتر از خطوط باند بولینگر خارج می‌شوند. باندهای بالایی و پایینی هم به‌طور پیش‌فرض، با 2 انحراف معیار از میانگین متحرک، حرکت می‌کنند. 3. اعمال به در این قسمت، با انتخاب یکی از گزینه‌ها، به باند بولینگر می‌گوییم، که داده‌های خود را از کدام بخش قیمت در بازار، دریافت کند. برای مثال با انتخاب گزینه Close، باند بولینگر از داده‌های قیمت بسته‌شدن برای میانگین گرفتن، استفاده می‌کند. پیشنهاد می‌شود در این بخش، گزینه Typical Price را انتخاب کنیم. با این روش، بولینگر باند برای میانگین گرفتن، از همه قسمت‌های یک کندل، استفاده می‌کند.   بهترین تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند بهترین تنظیمات برای باند بولینگر، به شرح زیر است: معاملات کوتاه‌مدت: تناوب 10 و انحراف معیار 1.5 معاملات میان‌مدت: تناوب 20 و انحراف معیار 2 معاملات درازمدت: تناوب 50 و انحراف معیار 5.5 همچنین شما می‌توانید از اعداد دیگری هم استفاده کنید؛ تا به عددی که برای نوع معاملات شما و بازار معاملاتی موردنظر شما مناسب است، دست یابید.   مفهوم فشار در باند بولینگر زمانی که باندها به یکدیگر نزدیک می‌شوند، خط میانگین متحرک، جمع می‌شود؛ که به آن فشار یا Squeeze می‌گوییم. فشار، مفهوم مرکزی در Bollinger Bands است و موقعیتی را نشان می‌دهد که نوسان کم شده است و معامله‌گران به آن به عنوان نشانه خوبی برای فرصت‌های معاملاتی، نگاه می‌کنند. با کاهش نوسانات و تغییرات کمتر در قیمت، باندها به هم نزدیک می‌شوند. هرچه‌قدر باندها فاصله کمتری داشته باشند، نوسان کمتر است.  زمانی که قیمت به باند پایینی نزدیک می‌شود، بیش‌فروش وجود دارد و تعداد فروشندگان بیشتر است. در این موقعیت، عرضه بر تقاضا، پیشی می‌گیرد.  زمانی که قیمت به باند بالایی نزدیک می‌شود، بیش‌خرید وجود دارد و تعداد خریداران بیشتر است. در این موقعیت، تقاضا بر عرضه، پیشی می‌گیرد. زمانی که نوسانات بازار کم شده و باندها به هم نزدیک می‌شوند، پس از آن، باید منتظر یک روند بسیار شارپ و هیجانی باشیم. این تغییر روند، ممکن است صعودی یا نزولی باشد. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند پایینی حرکت کنند، روند نزولی شروع می‌شود. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند بالایی حرکت کنند، روند صعودی شروع می‌شود. همان‌طور که در تصویر زیر می‌بینید، پس از این که باندها به یکدیگر نزدیک شدند، بعد از آن یک صعود بسیار شارپ رخ داده است. بنابراین: نزدیک‌شدن باندها به‌یکدیگر، به ما هشدار شروع روند جدید را می‌دهد. افزایش چشمگیر در فاصله بین باندها، می‌تواند به ما پایان یک روند را نشان دهد.   استراتژی معامله با باند بولینگر در هر یک از روندهای صعودی یا نزولی، باید استراتژی مخصوص به آن را داشته باشیم. در زیر، با این استراتژی‌ها آشنا می‌شویم. معامله با بولینگر باند در روند صعودی بیشتر تحلیلگران تکنیکال می‌خواهند از روندهای صعودی قوی، سود کسب کنند؛ پیش از آن که روند معکوس شود. اگر یک روند صعودی قوی باشد، قیمت به طور مرتب، به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت در روند صعودی، از ساخت یک قله جدید بالاتر از قله قبلی ناتوان بود، معامله‌گران تمایل دارند که سهام یا ارز خود را بفروشند. به این دلیل که نشانه‌ای از کاهش قدرت روند است و آن‌ها هم می‌خواهند از کاهش میزان سود خود، جلوگیری کنند. معامله‌گران رفتار روند صعودی را مشاهده می‌کنند، تا قدرت یا ضعف در روند را ببینند و زمانی را که روند معکوس می‌شود، آن را تشخیص دهند. معامله با بولینگر باند در روند نزولی از Bollinger Bands، می‌توانیم برای تعیین قدرت روند نزولی استفاده کنیم و تشخیص دهیم که چه‌زمانی، روند نزولی، معکوس می‌شود. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که میزان فروش، همچنان بالاست. زمانی که قیمت زیر خط میانگین متحرک حرکت می‌کند و سپس به باند پایینی نزدیک می‌شود، روند نزولی بسیار قوی است. در یک روند نزولی قوی، قیمت نباید به باند بالایی نزدیک شود و اگر این اتفاق رخ دهد، نشانه‌ای از تغییر روند یا کاهش قدرت روند است. زمانی که قیمت از برخورد یا نزدیک‌شدن به باند پایینی عاجز شود، می‌تواند هشداری برای کاهش قدرت روند نزولی باشد. بسیاری از معامله‌گران، از معامله در روند نزولی، خودداری می‌کنند. آن‌ها زمانی که روند شروع به تغییر می‌کند، به دنبال فرصتی برای خرید و ورود به بازار هستند. روند نزولی، ممکن است برای مدتی کوتاه، برای مثال چند دقیقه تا چند ساعت، یا مدت طولانی، مثل چند ماه یا حتی چند سال طول بکشد. سرمایه‌گذاران باید هر نشانه‌ای از تغییر روند را در اولین فرصت شناسایی کنند. اگر باندهایی پایینی روند نزولی ثابتی را نشان دهند، باید آگاه باشیم تا از ورود به معامله‌ی خرید، اجتناب کنیم.   شما می‌توانید در دوره تحلیل تکینکال پیشرفته: اندیکاتورها، روش معامله با اندیکاتور باند بولینگر را یاد بگیرید.   استراتژی باند بولینگر و RSI برخی از تحلیلگران تکنیکال، در استراتژی معاملاتی خود با اندیکاتور بولینگر باند، از اندیکاتورهای دیگری همچون RSI هم استفاده می‌کنند. Bollinger Bands در ترکیب با اندیکاتور RSI، به تایید قدرت نسبی روند، کمک می‌کند. اگر قیمت در بولینگر باند به باند بالایی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال فروش داده شده است. اگر RSI هم روند صعودی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال خرید صادر شده است. اگر قیمت در باند بولینگر به باند پایینی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال خرید داده شده است. اگر RSI هم روند نزولی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال فروش صادر شده است.   M-Top به زبان ساده، M-Top، شبیه به الگوی دوقله است؛ با این تفاوت که هر دو قله، برابر نیستند. قله اول، می‌تواند بالاتر یا پایین‌تر از قله دوم، قرار بگیرد. در این الگو، زمانی که قیمت، یک قله جدید می‌سازد، ما به دنبال نشانه‌های عدم تایید هستیم. اجازه دهید مراحل تشکیل این الگو را توضیح دهیم. فرایند عدم تایید، در 3 مرحله رخ می‌دهد: در مرحله اول، قیمت واکنش بیش از حدی نشان می‌دهد و از باند بالایی، مقداری فاصله می‌گیرد. در مرحله دوم، قیمت به خط میانی، پولبک می‌زند (مانند یک خط حمایت عمل می‌کند). در مرحله سوم، قله‌ای که تشکیل می‌شود، نمی‌تواند از باند بالایی خارج شود. این اتفاق، یک نشانه هشدار است. ناتوانی قله دوم در عبور از باند بالایی، شروع یک روند نزولی را هشدار می‌دهد. تایید نهایی، با شکست خط حمایت (پولبک به خط میانی) انجام می‌شود.   W-Top در الگوی W-Top، دره دوم پایین‌تر از دره اول قرار دارد؛ اما بالاتر از باند پایینی حرکت می‌کند. ابتدا، قیمت به باند پایینی، واکنش نشان می‌دهد. این دره، معمولا، نه همیشه، پایین‌تر از باند پایینی قرار می‌گیرد. دوم، قیمت به باند میانی، جهش می‌کند و به آن پولبک می‌زند (خط مقاومت). سوم، قیمت دره جدیدی را تشکیل می‌هد؛ اما از باند پایینی، عبور نمی‌کند. توانایی قیمت در حفظ خود بالاتر از باند پایینی، نشان می‌دهد که ریزش اخیر، قدرت کمتری داشته است. چهارم، قیمت با عبور از خط مقاومت و شکست آن، روند صعودی خود را آغاز می‌کند.   پیشنهاد می‌کنیم در مقاله زیر، با الگوهای تحلیل تکنیکال، از مقدماتی تا پیشرفته، آشنا شوید.   نکات کلیدی بولینگر باند قیمت‌ها، تمایل دارند که در میان باندها حرکت کنند؛ یعنی قیمت به یک باند برخورد کرده و سپس به سمت باند دیگر می‌رود. برای مثال قیمت به باند پایینی برخورده کرده و از میانگین متحرک عبور می‌کند. هدف ما برای کسب سود، برخورد قیمت به باند بالایی می‌شود. در روندهای قوی، قیمت ممکن است از باندها خارج شود و مدتی در آن‌جا باقی بماند. درحالی که اگر قیمت به سرعت از باند خارج شده و سریع به آن بازگردد، نمی‌توانیم روند را قوی بدانیم.   3 محدودیت اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، یک سیستم معاملاتی مستقل نیست. این اندیکاتور فقط به معامله‌گران، اطلاعاتی درباره نوسانات قیمت نشان می‌دهد. یکی از محدودیت‌های Bollinger Bands، این است که این اندیکاتور، واکنشی است و پیش‌گویی نمی‌کند و باندها به تغییرات در حرکت‌های قیمت، واکنش نشان می‌دهند. بولینگر باند، مانند اکثر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال، تاخیری است. به این دلیل که این اندیکاتور، براساس یک مووینگ اوربج ساده عمل می‌کند؛ که از چند کندل یا میله در قیمت، میانگین می‌گیرد. اگرچه معامله‌گران ممکن است از باندها برای اندازه‌گیری روند استفاده کنند، این ابزار، نمی‌تواند تنها ابزار برای پیش‌بینی قیمت استفاده شود. جان بولینگر پیشنهاد می‌کند که در کنار…

    بورس

    ارز دیجیتال چیست؟ ارز دیجیتال (Digital Currency یا Crypto Currency) شکلی از ارز است که فقط در فضای دیجیتال یا الکترونیکی در دسترس است. ارزهای دیجیتال نامشهود هستند و تنها می توانند با استفاده از رایانه یا کیف پول الکترونیکی که متصل به اینترنت یا شبکه‌های خاصی باشند، معامله شوند. ارزهای دیجیتال برعکس ارزهای فیزیکی، مانند اسکناس‌ها و سکه‌ها، هستند که معاملات آن‌ها را کسی که مالکیت فیزیکی آن‌ها را برعهده دارد، انجام می‌دهد. به ارز دیجیتال، پول دیجیتال (Digital Money)، پول الکترونیکی (Electronic Money)، ارز الکترونیکی (Electronic Currency) یا پول نقد سایبری (Cyber Cash) هم می‌گویند. ارزهای دیجیتال یا ارز رمزنگاری شده (Virtual Currency)، از طریق روش‌‎های رمزنگاری، محافظت می‌شوند. این روش موجب می‌شود تا جعل و تقلب در آن‌ها، تقریبا غیرممکن شود. بسیاری از ارزهای دیجیتال، شبکه‌های غیرمتمرکزی بر پایه تکنولوژی بلاک چین هستند. این شبکه‌ها، توسط افراد و کامپیوترهایی که به آن‌ها نود (Node) می‌گویند، کنترل می‌شوند. غیرمتمرکز در ارز دیجیتال به چه معناست؟ منظور از غیرمتمرکز در ارز دیجیتال، این است که توسط یک فرد، گروه یا نهاد مرکزی، کنترل نمی‌شود. یکی از ویژگی‌های ارزهای دیجیتال، این است که آن‌ها معمولا توسط هیچ سازمان مرکزی صادر نمی‌شوند و از دخالت و دستکاری دولت‌ها، محفوظ هستند. به این معنی که برخلاف ارزهای فیزیکی، همچون دلار و یورو، هیچ مرجع مرکزی برای آن وجود ندارد؛ که یک ارز دیجیتال را مدیریت کرده و قیمت آن را کنترل کند. در عوض، این وظایف را کاربران ارز دیجیتال که در سراسر دنیا حضور دارند، از طریق اینترنت انجام می‌دهند. این ارزها، به دارایی‌ها و سرمایه‌های قابل مشاهده در دنیای واقعی و فیزیکی، وابسته نیستند. این عدم وابستگی به دنیای فیزیکی، باعث می‌شود تا ارزهای دیجیتال نوسانات زیادی داشته باشند. برای مثال در جولای سال 2019، بیت‌کوین 530 دلار یا حدود 5%، در طول 40 دقیقه کاهش قیمت داشت. با این که گمانه‌زنی‌هایی درباره آن وجود دارد، اما پاسخ قطعی برای آن یافت نشد! اگر چه خرید ارز دیجیتال می‌تواند برای ما سودآور باشد، بدون تحقیقات لازم و درک چگونگی عملکرد این سیستم، می‌تواند ریسک بالایی هم برای ما داشته باشد.   3 کاربرد ارز دیجیتال به طور کلی، می‌‎توانیم کاربردهای ارز دیجیتال را در 3 دسته‌ی زیر قرار دهیم: پرداخت صورت‌حساب‌ها: ارز دیجیتال، مانند هر ارز دیگری می‌تواند برای پرداخت هزینه‌ی خدمات و محصولات مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، از بیت کوین می‌توان برای سیستم‌های آنلاین خاصی مانند سایت‌های مسافرتی (CheapAir ،Expedia و Travalla)، الکترونیکی (Overstock ،Purse و Newegg)، غذا (BurgerKing ،Lieferando و Subway)، کارت‌های هدیه ( eGifter،Gyft و GyftOff) و سایت‌هایی مانند مایکروسافت، شاپیفای و ویکی‌پدیا، استفاده کرد. انتقال پول: ارزهای دیجیتال، همه ویژگی‌های ذاتی ارزهای فیزیکی را دارا می‌باشند. با استفاده از آن‌ها می‌توانیم معاملات جهانی را در سیستم‌ها و شبکه‌هایی که از این نوع ارزها پشتیانی می‌کنند، انجام دهیم. برای مثال فردی که ساکن آمریکا است، می‌تواند هزینه‌ای را که باید به یک شخص در سنگاپور پرداخت کند، با استفاده از ارز دیجیتال انجام دهد. به شرطی که هر دوی آن‌ها به شبکه یکسانی که برای انتقال ارز دیجیتال مورد نیاز است، متصل باشند. بنابراین، یک ارز دیجیتال، می‌تواند واسطه‌ای برای مبادلات مالی ما هم باشد. این ارزها به ما این امکان را می‌دهند تا با استفاده از توکن‌های مجازی، به سیستم‌های پرداخت آنلاینی که امن و ایمن هستند، دسترسی داشته باشیم. سرمایه‌گذاری: ارز دیجیتال می‌تواند یکی از روش‌های سرمایه‌گذاری هم برای ما باشد. دیوید زیلر، یکی از متخصصان ارز دیجیتال، می‌گوید: شناخته‌شده‌ترین ارز دیجیتال یعنی بیت‌کوین، یک ارز امن و غیرمتمرکز است که به یک مخزن باارزش، مانند طلا، تبدیل شده است.   بلاک چین در ارز دیجیتال فناوری بلاک چین، یک دفتر کل متن‌باز و توزیع‌شده است، که تراکنش‌های مالی را براساس کدهای خاصی ثبت می‌کند. این کدها مانند اثر انگشت ما انسان‌ها، برای هر تراکنش، منحصربه‌فرد هستند. هر تراکنش مالی در یک بلاک ثبت می‌شود. پس از تایید تراکنش، بلاک جدید، به بلاک‌های قبل از خود متصل می‌شود. این‌گونه یک زنجیره از بلاک‌ها را به وجود می‌آورند؛ که به آن بلاک چین یا زنجیره بلاک‌ها می‌گوییم. تصور کنید شما یک دفتر دارید و هر پولی را که خرج می‌کنید یا دریافت می‌کنید، در آن یادداشت می‌کنید. اگر هر صفحه را مانند یک بلاک در نظر بگیریم، کل دفتر ما شامل صفحاتی می‌شود که هر کدام یک بلاک هستند و کل دفتر ما تبدیل به یک بلاک چین می‌شود. این را بوچی اکورو (Buchi Okoro) مدیرعامل و هم‌بنیانگذار ارز دیجتال آفریقایی، کویداکس (Quidax)، می‌گوید. بنابراین، با استفاده از بلاک چین، هر شخصی که از یک ارز دیجیتال استفاده می‌کند، نسخه خود را از این دفتر دارد. در این دفتر، سوابق تراکنش‌ها به صورت یکپارچه، نوشته شده‌اند. نرم‌افزار هر تراکنش جدید بلاک چین را دقیقا به همان صورتی که رخ می‌دهد، گزارش می‌کند. همچنین به هر نسخه کپی‌شده از آن بلاک چین، اطلاعات جدید اضافه می‌شود و تمامی تراکنش‌ها یکسان و دقیق نگه داشته می‌شوند. برای این که از تقلب و دستکاری در هر بلاک جلوگیری شود، با استفاده از یکی از تکنیک‌های اعتبارسنجی اصلی، یعنی اثبات کار (Proof Of Work) یا اثبات سهام (Proof Of Stake)، تراکنش بررسی می‌شود. اثبات کار و اثبات سهام، دو روش اعتبارسنجی مختلف برای تایید تراکنش‌ها، قبل از اضافه‌شدن آن‌ها به زنجیره بلاک‌ها، هستند. ارزهای دیجیتال معمولا یا از اثبات کار یا اثبات سهام، برای تایید تراکنش‌ها استفاده می‌کنند.   اثبات کار اثبات کار (Proof Of Work یا POW)، روشی برای بررسی تراکنش‌ها در یک بلاک چین است که براساس کار انجام‌شده، ماینرها ارز دیجیتال را به عنوان پاداش، دریافت می‌کنند. ماینرها کسانی هستند که ارز دیجیتال را استخراج می‌کنند. آن‌ها افرادی هستند که توان محاسباتی بالایی در کامپیوتر و دستگاه‌های خود دارند. این افراد معادلات رمزنگاری‌شده را حل می‌کنند و بلاک جدیدی به دفترکل زنجیره بلاک‌‌ها، اضافه می‌شود. کسی که توان کامپیوتری بیشتری دارد، شانس بیشتری برای انتخاب شدن و برنده‌شدن در رقابتِ روش اثبات کار دارد. اولین کسی که جواب معمای ریاضی را به درستی پیدا کند، با تعداد کمی از ارز دیجیتال، پاداش می‌گیرد. اعتباریابی و ثبت تراکنش‌های جدید که در شبکه انجام می‌شود، آسان نیست. این وظیفه را در ارزهای فیزیکی، بانک‌ها و موسسات مالی انجام می‌دهند. بنابراین، در ارزهای دیجیتال برای متقاعدکردن افراد برای همکاری و کار موثر و ایجاد انگیزه در آن‌ها، به ازای هر تایید تراکنش، به آن‌ها پاداش داده می‌شود. برای مثال در بیت کوین، با تایید هر تراکنش، بیت کوین جدیدی استخراج شده و به عنوان پاداش، به ماینرها داده می‌شود. این‌گونه، هزینه‌های بالای مصرف برق و تجهیزات خریداری‌شده، پرداخت می‌شود و درآمدی هم برای آن‌ها ایجاد می‌شود.   اثبات سهام با استفاده از روش اثبات سهام (Proof Of Stake یا POS)، هر تراکنشی که هر فرد می‌تواند انجام دهد، محدود به مقدار ارزی است که آن فرد حاضر است گرو بگذارد یا موقتا در یک جای امن مشترک برای شرکت در روند مشارکت، قرار دهد. برای کاهش میزان انرژی لازم جهت بررسی تراکنش‌ها، در برخی از ارزهای دیجتال از روش تایید سهام استفاده می‌شود. این روش مانند وثیقه‌های بانکی عمل می‌کند. هر فردی که ارز دیجیتال خود را گرو بگذارد، واجد شرایط برای شرکت در تراکنش است. با افزایش میزان مقدار ارزی که گرو می‌گذاریم، شانس ما برای برنده‌شدن هم افزایش می‌یابد. برای مثال اگر ما 20 کوین و شما 30 کوین گرو بگذارید، شما شانس بیشتری دارید. به این دلیل که روش اثبات سهام انرژی بالا برای حل معادلات ریاضی در روش اثبات کار را از بین می‌برد، بسیار کارآمدتر است و سبب می‌شود تا تراکنش‌ها سریع‌تر تایید شوند. اولین ارز دیجیتالی که از روش اثبات سهام استفاده کرد، پییِرکوین (Peercoin) بود.   4 تفاوت روش اثبات سهام و اثبات کار در روش اثبات کار، دریافت پاداش بستگی به میزان کاری دارد که ماینر انجام می‌دهد. در روش اثبات سهام، کسی می‌تواند آن بلاک را به دست آورد، که پول بیشتری گرو بگذارد و براین اساس، الگوریتم شخص موردنظر را انتخاب می‌کند. در اثبات کار، ماینر اولی که معمای بلاک را حل کند، پاداش آن بلاک را دریافت می‌کند. در روش اثبات سهام، پاداشی وجود ندارد. افراد هزینه تراکنش را دریافت می‌کنند. در روش POW، ماینرها برای به دست آوردن ارز بیشتر، استخرهای ارز دیجیتال را تشکیل می‌دهند. پیوند بین ماینرهای اثبات کار، بسیار قوی است. این موجب می‌شود که با گذشت زمان، اثبات کار، به روش متمرکزتری تبدیل شود. روش اثبات سهام غیرمتمرکزتر است و کارآمدی بیشتری دارد. در روش اثبات کار، گروهی می‌تواند حمله 51درصدی را انجام دهد، که کامپیوترهایش 51درصد قوی‌تر از سایر افراد حاضر در شبکه باشد. در روش اثبات سهام، احتمال حمله 51درصدی بسیار کمتر است؛ زیرا حمله در این روش، بسیار گران است. فرد یا گروهی که می‌خواهد این حمله را انجام دهد، باید 51درصد از کل ارز دیجیتال موردنظر در شبکه (برای مثال بیت کوین) را گرو بگذارد. در ادامه این مقاله، با دو اصطلاح استخر ارز دیجیتال و حمله 51درصدی، آشنا می‌شویم.   هش چیست؟ در بلاک‌چین، هش به خروجی تولیدشده گفته می‌شود؛ که ترکیبی از اعداد و حروف است. اگر تراکنش انجام‌شده را به عنوان اطلاعات ورودی در نظر بگیریم، پس از تایید تراکنش، هش موردنظر آن، در بلاک ثبت می‌شود. هش، شامل اعداد 1 تا 9 و حروف a تا f می‌باشد. برای مثال: f1624fcc63b615ac0e95daf9ab78434ec2e8ffe402144dc631b055f711225191 هر بلاک، شامل موارد زیر است: اطلاعات ورودی هش بلاک فعلی هش بلاک قبل از خود هرگونه تغییر در اطلاعات ورودی، موجب تغییر هش می‌شود. هش‌ها برای تایید اعتبار ورودی‌ها، بدون افشای اطلاعات، مفید هستند. همچنین، برای جستجو در پایگاه داده‌ها، تحلیل فایل‌های بزرگ و مدیریت داده‌ها هم استفاده می‌شوند. هش ریت چیست؟ نرخ هش یا هش ریت، واحد اندازه‌گیری توان پردازشی یک دستگاه ماینر است. به عبارت دیگر، هش ریت، به کل توان محاسباتی ترکیبی اشاره دارد، که برای استخراج و پردازش تراکنش‌ها روی یک بلاک چین، با روش اثبات کار، انجام می‌شود. هرچه‌قدر این نرخ بالاتر باشد، به این معناست که شخص یا گروه، منابع بیشتری برای پردازش تراکنش‌ها در اختیار دارند. برای مثال وقتی شبکه‌ای هش ریتِ 10th/s دارد، قدرت محاسباتی آن، 10تریلیون بر ثانیه است.   حمله 51 درصدی چیست؟ حمله 51 درصدی، زمانی رخ می‌دهد که یک ماینر یا گروه، سعی می‌کنند تا بیش از 50 درصد قدرت ماینینگ، قدرت محاسباتی یا هش ریت شبکه را کنترل کنند. گروهی که این قدرت را در دست می‌گیرد، می‌تواند موجب اختلال در شبکه شوند. مهاجم در حمله 51 درصدی ممکن است: تراکنش‌های جدیدید را مسدود کند، مانع از تایید آن‌ها شود یا آن‌ها را به نفع خود معکوس کند. تراکنش‌های قدیمی هم حذف یا اصلاح شوند. در حمله 50 درصدی، مهاجم می‌تواند این تغییرات را فقط روی تراکنش‌های مربوط به خود ایجاد کند. برای مثال او تقریبا هیچ‌وقت نمی‌تواند سکه‌هایی را که هرگز به او تعلق نداشته، بدزدد؛ زیرا چنین رویدادهایی، غیرممکن هستند. به این حمله، حمله دوبار خرج کردن (Double Spending) هم می‌گویند. برای مثال تصور کنید یک مهاجم 5 بیت کوین را صرف خرید یک موتورسیکلت کند. بعد از تحویل‌گرفتن موتور، منطق می‌گوید که باید 5 سکه از حساب آن شخص، برای هزینه موتور، منتقل شود. در حمله 51 درصدی، مهاجم تراکنش را معکوس می‌کند. به این معنا که سکه‌ای از حساب مهاجم کسر نمی‌شود و هم‌چنین او صاحب یک موتور سیکلت هم شده است!   استخراج ارز دیجیتال چیست؟ استخراج ارز دیجیتال به زبان ساده یعنی: فرآیندی که در آن، یک ماشین اعمال خاصی را انجام می‌دهد، تا از طریق آن، مقدار کمی ارز دیجیتال به دست آورد. ماینینگ روشی است که به وسیله آن، ارز جدیدی در دنیا، برای انجام تراکنش‌های معتبر، منتشر می‌شود. به عبارت دیگر، ماینینگ، به فرآیند اعتباریابی و ثبت تراکنش جدید، در یک بلاک چین گفته می‌شود. برای مثال یک ماینر ممکن است بیت‌کوین استخراج کند. به طور فزاینده‌ای، برای یک فرد معمولی، استخراج ارز دیجیتالی مانند بیت‌کوین، به روش اثبات کار، بسیار دشوار است. همان‌طور که شبکه بیت‌کوین رشد می‌کند، پیچیده‌تر می‌شود و پردازنده‌های کامپیوتری پرقدرت‌تری برای استخراج آن نیاز است. در گذشته افراد بیشتری قادر به انجام این کار بودند؛ اما امروزه افراد زیادی تجهیزات خود را بهبود بخشیده‌اند و حالا این کار بسیار گران است. از طرفی، روش اثبات کار به مقدار بالایی از برق و انرژی برای استخراج نیاز دارد. تخمین زده شده است که 0.21 درصد از کل انرژی مصرفی در جهان، در مزارع بیت‌کوین مصرف می‌شود. تقریبا برابر با میزان انرژی مصرفی طی یک سال در کشور سوییس. همچنین تخمین زده شده است که 60 تا…

    بورس

     حمایت و مقاومت در بورس حمایت و مقاومت، سطوح برگشتی بازار هستند و وقتی قیمت به آن‌ها می‌رسد، به آن واکنش نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، احتمال زیادی وجود دارد که در این سطوح، روند کنونی قیمت متوقف شده یا تغییر کند. علت این رویداد، تغییر در میزان عرضه و تقاضا است. آشنایی و استفاده از حمایت و مقاومت، مهارت پایه و اصولی برای معامله در بازار سرمایه است. معامله با حمایت و مقاومت، به ما کمک می‌کند تا ریسک معاملات خود را کاهش دهیم و نقاط قابل اطمینانی را برای ورود و خروج از بازار، تعیین کنیم. حمایت و مقاومت، روشی ساده برای تحلیل سریع نمودار است. به کمک این سطوح، می‌خواهیم پاسخ سه سوال را که مورد علاقه معامله‌گران است، مشخص کنیم: بازار چه جهتی دارد؟ چه زمانی به بازار وارد شویم؟ نقاط خروج از بازار کجا هستند؟ (همراه سود یا ضرر) سطوح مقاومت و حمایت، می‌توانند به این سه سوال ما پاسخ دهند و این‌گونه می‌توانیم معامله‌ی خوبی را انجام دهیم. گفته می‌شود هر چه قدر تعداد برخورد قیمت به سطوح حمایت و مقاومت بیشتر باشد، آن سطح قدرت بیشتری دارد. اما باید بدانیم که پس از چندین برخورد قیمت به این خطوط، از قدرت آن‌ها کاسته می‌شود و باید منتظر پایان این سطح از حمایت و مقاومت و شروع سطح جدید باشیم. راه‌های متفاوتی برای شناسایی این نقاط وجود دارد و هر معامله‌گری براساس استراتژی معاملاتی خود، از آن‌ها استفاده می‌کند.  حمایت چیست؟ سطح حمایت (Support)، جایی است که وقتی قیمت به آن می‌رسد، بیشتر از آن ریزش نمی‌کند و قیمت افزایش می‌یابد. در سطح حمایت، تعداد خریداران بیشتر است و تقاضا بر عرضه پیشی می‌گیرد. در این سطح تقاضا به قدری بالاست که از افت بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط حمایت قرار دارد، همیشه پایین‌تر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در سطح حمایت، از ریزش بازار جلوگیری می‌شود و قیمت برای خریداران جذاب است. هر چه‌قدر قیمت به سطح حمایت نزدیک‌تر می‌شود، قیمت برای خریداران جذاب‌تر می‌شود؛ زیرا آن‌ها قیمت را برای خرید، ارزان می‌دانند. در سطح حمایت، خریداران به قدری زیاد و قوی هستند، که موجب توقف روند نزولی قیمت می‌شود. زمانی که قیمت به سطح حمایت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای خرید است. همچنین خرید در این نقطه، ریسک پایینی دارد.   رسم خط حمایت برای این که بتوانیم خط حمایت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها رشد کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط حمایت را به هم وصل می‌کنیم، به وسیله آن‌ها خطی ایجاد می‌شود که به آن خط حمایت می‌گوییم. با این روش، می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، خرید خود را انجام دهیم.    مقاومت چیست؟ زمانی که قیمت به سطح مقاومت (Resistance) می‌رسد، نمی‌تواند بیش از آن رشد کند و قیمت ریزش می‌کند. در نقطه مقاومت، تعداد فروشندگان بیشتر است و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد. در این نقطه، عرضه به قدری بالاست که از رشد بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط مقاومت قرار دارد، همیشه بالاتر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در نقطه مقاومت، از رشد بازار جلوگیری می‌شود و فروشندگان بیشتر می‌شوند. هر چه‌قدر قیمت به سطح مقاومت نزدیک‌تر می‌شود، فروشندگان تمایل بیشتری برای فروش دارند. اگر قیمت به نقطه‌ای برسد که تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شود، قیمت سهم ریزش می‌کند. زمانی که قیمت به نقطه مقاومت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای فروش است. رسم خط مقاومت برای این که بتوانیم خط مقاومت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها ریزش کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط مقاومت را به هم وصل می‌کنیم خطی ایجاد می‌شود که به آن خط مقاومت می‌گوییم. با این روش می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، فروش را انجام دهیم.   در دوره آموزش تحلیل تکنیکال به زبان ساده، می‌توانید با حمایت و مقاومت در بازار بورس ایران و بازارهای جهانی، آشنا شوید.   حمایت و مقاومت استاتیک به سطوح حمایت و مقاومتی که در روند رنج و بازارهای خنثی اتفاق می‌افتند و افقی هستند، حمایت و مقاومت استاتیک می‌گوییم. در این سطوح، اگر خط ما کاملا افقی نباشد و حدود 10 درجه شیب داشته باشد، مشکلی ایجاد نمی‌شود.   عوامل بنیادی حمایت و مقاومت عوامل بنیادی، یکی از مهم‌ترین عواملی هستند که موجب ایجاد خطوط حمایت و مقاومت می‌شوند. موسسات و شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری، هیچ‌گاه سهام را بدون انجام تحقیقات زیاد، خریداری نمی‌کنند (ما هم باید مانند آن‌ها عمل کنیم). آن‌ها یک لیست قیمت برای خرید و فروش در بازار سرمایه دارند. زمانی که قیمت سهم به قیمت خرید موردنظر آن‌ها برسد آن‌ها خرید می‌کنند و زمانی که قیمت سهم به قیمت موردنظر آن‌ها برای فروش برسد، آن را می‌فروشند. به ظاهر این قضیه آسان است؛ اما این‌گونه نیست! حجم معاملاتی که آن‌ها دارند، بسیار بالا است. آن‌ها باید حجمی را برای خرید انتخاب کنند که بسیار بالا نباشد و موجب نوسانات بالا در بازار سرمایه نشود. به همین دلیل، آن‌ها خرید یا فروش خود را طی چند روز یا چند هفته، زمانی که قیمت به سطح موردنظر آن‌ها می‌رسد، انجام می‌دهند. به همین دلیل است که قیمت در بازار سهام، مانند پله‌برقی بالا و پایین می‌رود. روند بازار، در نقطه حمایت تغییر می‌کند، زیرا فشار خرید، قیمت را بالا می‌برد. این فشار خرید، از طریق شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند انجام می‌شود؛ زیرا آن‌ها سفارشات خود را در حجم بالا انجام می‌دهند. زمانی که خرید آن‌ها تمام شود، دیگر نقطه حمایتی وجود نخواهد داشت. روند بازار، در نقطه مقاومت تغییر می‌کند، زیرا فشار فروش، قیمت را پایین می‌کشد. زمانی که فروش شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند تمام شود، دیگر نقطه مقاومتی وجود نخواهد داشت. بنابراین، هر چه‌قدر تعداد برخورد قیمت به خط مقاومت بیشتر شود، احتمال کمتری وجود دارد که ادامه پیدا کند؛ زیرا این معامله‌گران بزرگ، سفارشات خود را تکمیل کرده‌اند.   با پول هوشمند آشنایی ندارید؟ مقاله زیر را بخوانید (+ فیلم آموزشی رایگان)   روانشناسی خطوط حمایت و مقاومت ترس و طمع را می‌توانیم دو عامل روانشناسی، در ایجاد خطوط حمایت و مقاومت بدانیم. ممکن است معامله‌گران در بازار سرمایه، بازگشت قیمت در نقطه مشخصی را که منجر به ضرر و کاهش سود آن‌ها شده است،به یاد داشته باشند. به همین دلیل، زمانی که دوباره قیمت به آن نقطه می‌رسد، از ترس ضرر و کاهش سود مجدد، معامله فروش را ثبت می‌کنند. از طرفی، امکان دارد معامله‌گران با استفاده از تحلیل‌های خود خرید کرده باشند. آن‎‌ها که قیمت را رو به رشد می‌بینند، از این که خرید بیشتری انجام نداده‌اند، پشیمان هستند. بنابراین، زمانی که قیمت دوباره به نقطه خرید آن‌ها می‌رسد، آن‌ها خرید می‌کنند و با افزایش تعداد خریداران، قیمت هم افزایش می‌یابد.   2 روش برای شناسایی نقاط حمایت و مقاومت از طریق 2 روش زیر، می‌توانیم به درستی نقاط حمایت و مقاومت را تشخیص دهیم. این‌گونه، معاملات موفق و سودمندی خواهیم داشت. 1. بررسی داده های گذشته قیمت‌ها و الگوهای گذشته، برای شناسایی خطوط حمایت و مقاومت بسیار مفید هستند. مهم است که الگوهای گذشته قیمت را از چند دوره زمانی تا زمان حال بررسی کنیم. این‌گونه، زمانی که این نقاط دوباره ظاهر می‌شوند، می‌توانیم آن‌ها را شناسایی کنیم. به یاد داشته باشید که همیشه و تنها نمی‌توانیم به داده‌های تاریخی اعتماد کنیم؛ زیرا شرایط در بازارهای مالی، به سرعت تغییر می‌کند. به همین دلیل، بهتر است به آن‌ها به عنوان یک ابزار کمکی نگاه کنیم. داده‌های تاریخی دیگری که به ما در شناسایی سطوح مقاومت و حمایت کمک می‌کنند، سطوح حمایت و مقاومت قبلی هستند. معمولا معامله‌گران، از حمایت‌ها و مقاومت‌های گذشته، به عنوان نشانه‌ای برای ورود به بازار یا خروج از آن استفاده می‌کنند. البته حمایت و مقاومت‌های قبلی، معیارهای قطعی بازار نیستند. نمودار نماد یا ارز مورد نظر را در نرم‌افزار معاملاتی مانند متاتریدر یا مفیدتریدر باز می‌کنیم. نقاطی را که در گذشته قیمت مکررا به آن‌ها واکنش نشان داده و تغییر کرده است، مشخص می‌کنیم. اگر می‌خواهید معاملات کوتاه‌مدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 3 تا 6 ماه گذشته را بررسی کنید. اگر می‌خواهید معاملات بلندمدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 12 تا 18 ماه گذشته را بررسی کنید.   2. اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال اندیکاتورهای قابل اعتمادی وجود دارند که به طور گسترده و عموما برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت، مورد استفاده قرار می‌گیرند. اندیکاتورهای زیر، بهترین اندیکاتورهایی هستند که برای شناسایی مناطق عرضه و تقاضا در تایم‌فریم‌های مختلف، استفاده می‌شوند: میانگین متحرک فیبوناچی پیوت پوینت   شکسته شدن خطوط حمایت و مقاومت زمانی که قیمت از سطح حمایت یا مقاومت خود عبور می‌کند، می‌گوییم این خط شکسته شده است. پس از مدتی که قیمت روند رنج را طی می‌کند، ممکن است شکست رخ دهد و روند صعودی یا نزولی را شروع کند. برخی معامله‌گران ممکن است به محض مشاهده شکست، خرید یا فروش را انجام دهند. اما شکست حمایت و مقاومت، همیشه معتبر نیست و ممکن است فقط جهشی کوتاه داشته باشد و دوباره به سطح حمایت و مقاومت خود باز گردد. در این مواقع، بهتر است منتظر بمانیم و معاملات خود را بالاتر از مقاومت و پایین‌تر از حمایت انجام دهیم؛ زیرا ممکن است شکست قیمت، کاذب باشد. ممکن است بگویید اگر در زیر حمایت بفروشیم، ضرر می‌کنیم و اگر در بالای مقاومت خرید کنیم، سهم را گران‌تر خریده‌ایم. در خرید ضرر نمی‌کنیم؛ زیرا اگر شکست معتبر باشد قیمت باز هم رشد خواهد داشت. اما برای این که در قیمت بهتری خرید کنیم یا با ضرر کمتری بفروشیم، می‌توانیم منتظر پولبک قیمت به سطح حمایت یا مقاومت قبلی بمانیم. تشخیص شکست حمایت و مقاومت برای تشخیص صحیح شکست حمایت و مقاومت، به دو کندل نیاز داریم: کندل شکست کندل تثبیتی به کندلی که از خط حمایت یا مقاومت عبور می‌کند، کندل شکست می‌گوییم. کندل تثبیت، کندلی است که بعد از کندل شکست می‌آید و کاذب یا معتبر بودن شکست را مشخص می‌کند. کندل شکست و کندل تثبیت، در شکست مقاومت باید هر دو مثبت و در شکست حمایت، هر دو منفی باشند. فراموش نکنید که اگر شکست معتبر حمایت یا مقاومت رخ دهد، حداقل به اندازه فاصله بین خط حمایت و مقاومت، افزایش یا ریزش رخ می‌دهد.   چرا حمایت و مقاومت شکسته می شود؟ معمولا حمایت و مقاومت، به علت رفتار معامله‌گران شکسته می شود. در نقطه مقاومت قبلی، بسیاری از معامله‌گران برای کسب سودهای کم، معاملات خود را بستند و فروش انجام دادند. با این تفکر که در نقطه مقاومت، قیمت ریزش می‌کند. اما این اتفاق، رخ نداد و قیمت افزایش یافت. معامله‌گرانی که فروخته‌اند، از کسب سود بیشتر محروم شده‌اند. حال آن‌ها هم مایل به خرید مجدد هستند. بنابراین، در این نقطه‌ی جدید، تقاضا افزایش یافته و خریداران بیشتر از فروشندگان می‌شوند. در نقطه حمایت، معامله‌گران شروع به خرید می‌کنند. با این تفکر که قیمت پس از برخورد به خط حمایت، افزایش خواهد یافت و آن‌ها سود خواهند کرد. اما این اتفاق رخ نداد و قیمت باز هم ریزش کرد. معامله‌گران که خود را در ضرر می‌بینند، شروع به فروش می‌کنند. این‌گونه تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شده و عرضه از تقاضا بیشتر می‌شود. تبدیل سطح حمایت و مقاومت به یکدیگر وقتی حمایت یا مقاومت شکسته می‌شود، قانون تغییر می‌کند. یعنی: زمانی که قیمت خط مقاومت خود را می‌شکند، خط مقاومت تبدیل به خط حمایت می‌شود. زمانی که قیمت خط حمایت خود را می‌شکند، خط حمایت تبدیل به خط مقاومت می‌شود. شکست فیک شکست فیک در حمایت و مقاومت، زمانی رخ می‌دهد که قیمت در این مناطق شکسته می‌شود؛ اما خریدار یا فروشنده واقعی وجود ندارد که موجب شکست حقیقی در حمایت یا مقاومت شود. معمولا سطوح حمایت و مقاومت قوی‌تر، پس از شسکت هم موجب ایجاد سطوح جدید قوی می‌شوند. حجم معاملات، تاثیر زیادی بر معتبر یا کاذب بودن شکست حمایت و مقاومت، ندارد.   در دوره تحلیل تکینکال به زبان ساده، با مثال‌هایی از بازار سرمایه، انواع شکست در سطوح حمایت و مقاومت را یاد بگیرید. شکست معتبر در خط مقاومت شکست معتبر در مقاومت زمانی رخ می‌دهد که: کندل شکست، کاملا بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بدنه کندل تثبیتی هم کاملا بالای خط مقاومت باشد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. اگر کندل تثبیتی منفی باشد، باید منتظر کندل تثبیتی بعدی باشیم. اگر کندل سوم…

    بورس

    قدرت خریدار در تابلوخوانی تابلو خوانی در واقع روشی است که از طریق آن می‌توانیم پول هوشمند از جمله قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم. ما از صفحه‌ی بورس برای تماشای اطلاعات قیمتی سهام، به صورت آنلاین استفاده می‌کنیم. این صفحه اطلاعاتی از جمله: قیمت لحظه‌ای سهام پیشنهاد‌ قیمت خرید سهام تعداد معامله حجم معامله تعداد خریدار، تعداد فروشنده و تمامی اطلاعاتی که یک شخص نیاز دارد را نمایش می‌دهد. در این مقاله بیشترین کار ما با بررسی تعداد خریدار و فروشنده است، از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم.     تکنیک های تابلو خوانی بازار بورس از مهم‌ترین روش‌ها برای کسب سود تابلو خوانی است. در این مقاله به تکنیک‌های تابلو خوانی خواهیم پرداخت. از مهم ترین تکنیک های تابلو خوانی شناسایی قدرت خریدار به فروشنده و پول هوشمند است که تقریبا هر دو یک مطلب را برای ما می‌رسانند و آن مطلب، ورود پول در سهام است. سهامی که پول مناسب وارد آن شود، قطعا قصد دارد رشد خوبی داشته باشد.   برای یادگیری تکنیک‌های بیشتر تابلو خوانی پیشنهاد می‌کنیم: آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی را تماشا کنید   قدرت خریدار به فروشنده سرانه مقدار خرید هر شخص نسبت به فروش را قدرت خریدار به فروشنده می‌گویند. هر سهامی در طول روز تعداد خریدار و فروشنده‌ای دارد که در تابلوی بورس آن را نمایش می‌دهد، این افراد حجم مشخصی از سهام شرکت را معامله کرده‌اند. برای پیدا کردن قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید هر شخص را محاسبه کنیم و با سرانه‌ی فروش هر شخص بسنجیم. از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار یا همان پول هوشمند را پیدا کنیم.   محاسبه قدرت خریدار و فروشنده برای محاسبه قدرت خریدار به فروشنده باید میانگین خرید هر شخص را به دست بیاوریم. در محاسبه‌ی قدرت خریدار به فروشنده، شخص حقیقی را در نظر می‌گیریم با خرید حقوقی فعلا کاری نداریم.     فرمول محاسبه قدرت خریدار به فروشنده برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید خرید تقریبی هر شخص را به دست ‌آوریم. با این روش می‌توانیم میانگین قدرت هر شخص را برای خرید یا فروش به دست بیاوریم. قدرت خریدار حقیقی به فروشنده حقیقی در واقع برای به دست آوردن قدرت خریدار، حجم خرید حقیقی را تقسیم بر تعداد خریداران حقیقی می‌کنیم. برای به دست آوردن قدرت فروشنده حجم فروش حقیقی را تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی می‌کنیم. اکنون مشخص می‌شود که هر خریدار و فروشنده هر کدام تقریبی چقدر قدرت خرید و فروش داشته است. اگر قدرت خریداران سه برابر فروشندگان باشد در آن سهام قدرت خریدار وجود دارد و باید سهام را زیر نظر بگیریم.     نحوه محاسبه قدرت خریدار و فروشنده اگر در سهامی قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد، قدرت خریدار بالا است. به طور مثال در سهام غپینو تعداد خریدار حقیقی 26 نفر و تعداد فروشندگان حقیقی 337 نفر است. برای به دست آوردن دقیق قدرت خریدار به فروشنده باید طبق روش زیر عمل کنیم: قدرت خریدار بورس برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد خرید حقیقی، تقسیم بر تعداد خرید حقیقی کنیم. قصد داریم قدرت خریدار به فروشنده سهام غپینو را به دست بیاوریم. ارزش معاملات روزانه سهام شرکت را بررسی می‌کنیم. ارزش معاملات امروز سهام شرکت 6 میلیارد 177 میلیون تومان بوده است. اکنون این مبلغ را ضربدر درصد خرید حقیقی می‌کنیم (قصد داریم با این روش میزان درصد خرید حقیقی را به دست بیاوریم).   درصد خرید حقیقی در سهام غپینو 100 درصد است، پس همان مبلغ ارزش معاملات به دست می‌آید، چون حقوقی در سهام غپینو خریدار نبوده است. حالا در مرحله‌ی آخر مبلغ درصد حقیقی را تقسیم بر تعداد خریدار حقیقی می‌کنیم یعنی 6 میلیارد 177 میلیون تومان را تقسیم بر 26 نفر که خریدار سهام هستند می‌کنیم. با این کار متوجه خواهیم شد هر خریدار میانگین چند میلیون تومان خرید داشته است.   سرانه خرید حقیقی اکنون میانگین خرید هر شخص در سهام غپینو 237 میلیون تومان است. خب بسیار ساده است، هیچ شخصی بدون اطلاع 237 میلیون خرید انجام نمی‌دهد، مشخص است میانگین 26 نفری که خرید کرده‌اند به هدف خاصی وارد سهام شرکت شده‌اند. قدرت فروشنده بورس برای به دست آوردن قدرت فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد فروش حقیقی، تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو ارزش معاملات 6 میلیارد 177 میلیون تومان است، این مبلغ را باید ضربدر درصد فروش حقیقی کنیم. فروش حقیقی در این سهام 70 درصد بوده است. اگر 6 میلیارد 177 میلیون را ضربدر 70 درصد فروش حقیقی کنیم مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان به دست می‌آید. حالا باید مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان را تقسیم بر 337 نفر فروشنده سهام کنیم تا میانگین فروش هر نفر را به دست بیاوریم.   در صورتی که هیچ‌گونه آشنایی با علم بورس را ندارید: پیشنهاد می‌کنیم آموزش گام به گام بورس با ویدیوی آموزشی رایگان را مشاهده کنید.   سرانه فروش حقیقی پس از تقسیم کردن می‌بینیم که میانگین فروش هر شخص در این سهام صرفا 12 میلیون است و مبلغ ناچیزی به حساب می‌آید، البته این مبلغ را باید نسبت به میانگین خریدار سنجید. نسبت قدرت خریدار به فروشنده برای نسبت قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید حقیقی و سرانه فروش حقیقی را با یکدیگر بررسی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو سرانه خرید هر شخص 237 میلیون سرانه فروش هر شخص 12 میلیون به سادگی متوجه شدیم که قدرت خریدار در سهام غپینو بسیار بالاست، زیرا هر خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است. یعنی هر خریدار می‌تواند 18 فروشنده را جوابگو باشد.     قدرت خریدار حقوقی خرید حقوقی در بازار نشان دهنده‌ی رشد سهام نیست. خرید حقوقی در بورس هزار دلیل خواهد داشت. معمولا خیلی از افراد در بازار بورس می‌گویند که حقوق فلان سهام را خریده است. یا مثلا می‌گویند امروز هم حقوقی خرید داشته است پس سهام حتما جذاب است یا قرار است به زودی رشد کند. نکته اصلی اینجاست، آیا حقوقی واقعا به قصد رشد دادن سهام، خرید می‌کند. نقشه خرید حقوقی نقش حقوقی در قدرت خریدار به فروشنده یا در روند آتی سهام اصلا قابل پیش بینی نیست. حقوقی اگر سهام را از صف فروش خرید کند، معمولا قصد دارد بازار را به تعادل برساند. حقوقی اگر در یک روز منفی شدید بازار بالای 60 درصد کل معاملات روزانه سهام شرکت را خرید کرده باشد، قطعا برای کنترل بازار دست به این خرید زده است. حتی ممکن است حقوقی برای گرفتن سیت مدیریتی در شرکت خرید کند. ممکن است حقوقی برای اینکه با شرکت مبادله انجام می‌دهد خرید کند. ممکن است حقوقی برای خالی کردن کدهای حقیقی خرید کند. پس به این نتیجه می‌رسیم خرید حقوقی سیگنال نیست، نکته: اصلا قصد تخریب خرید حقوقی را نداریم، صرفا نباید مخاطب خرید حقوقی را ملاک تصمیم‌گیری قرار دهد. قطعا در برخی از مواقع حقوقی برای رشد دادن سهام و جمع آوری شناور سهام خرید کند، پس خرید حقوقی بد نیست، صرفا باید کامل بررسی شود.   شناسایی پول هوشمند برای شناسایی پول هوشمند باید در ابتدا سرانه خرید و فروش را حساب کرده باشیم. به طور مثال زمانی که متوجه شدیم در سهام غپینو خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است مشخص است پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است. نکته مهم، اگر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد پول هوشمند محسوب می‌شود. اکنون در سهام غپینو 18 برابر است، پس نتیجه می‌گیریم که قدرت خریدار در این سهام بسیار بالاست و پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است.     اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده نسبت مثبت بودن یا منفی بودن کندل را محاسبه می‌کند. به طور مثال در اندیکاتور ADX از خط Di منفی و مثبت استفاده می‌کنیم تا تشخیص دهیم که میزان قدرت کدام بالاست. در واقع اگر Di مثبت بالاتر از Di منفی باشد قدرت خریدار، بیشتر از قدرت فروشنده است.   پیشنهاد می‌کنیم برای یادگیری جامع اندیکاتورها از جمله اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده مقاله اندیکاتور‌ها در بورس را مطالعه کنید.   بهترین فیلترهای بورس فیلتر به تحلیلگر کمک می‌‌کند که سهام‌هایی را که نشان‌های خاصی دارند پیدا کند. بهترین فیلتر در بورس، فیلتری است که بتواند ورود پول‌های کلان به سهام را برای شما نشان دهد. در واقع به شما کمک کند سهامی که پول هوشمند وارد آن شده است را پیدا کنید. فیلتر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده فیلتر قدرت خریدار به شما کمک می‌کند تا سهام‌هایی که خریداران سه برابر فروشندگان قوی هستند را پیدا کنید. این فیلتر بر اساس شخص حقیقی تنظیم شده است. ((ct).Buy_I_Volume/(ct).Buy_CountI)> 3* ((ct).Sell_I_Volume/(ct).Sell_CountI) این فیلتر را کافی است در قسمت فیلتر دیدبان سایت بورس قرار دهید، تا تمامی سهام‌هایی که قدرت خریدار بالایی دارند، برای شما لیست شوند. این فیلتر سهام‌هایی که قدرت خریدار آنها 3 برابر فروشنده است را لیست می‌کند. نویسندگان: مرتضی علی یاری و پریناز کپورچیان   پیشنهاد فرانش برای یادگیری و ورود به دنیای بورس دوره‌های آموزشی آقای مرتضی علی یاری که از مدرس‌های قدیمی و برجسته فرانش هستند، پیشنهاد می‌شود. مدرس بورس مرتضی علی یاری، تکنیکالیست و تریدر بازار سرمایه.    

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به شرکت دانش بنیان پردیس ونداد پارس است.

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش به مدت محدود

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش محدود

    شروع یادگیری


    حالت مطالعه در شب

    فرانش » بورس » امواج الیوت چیست؟ چگونه آن ها را تشخیص دهیم؟

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    آیا در مورد موج مردم ناآگاه در نظریه امواج الیوت، چیزی شنیده‌اید؟! این موج یکی از امواج الیوت است و الیوت، یکی از ابزارهای مورد علاقه تحلیلگران تکنیکال محسوب می‌شود؛ زیرا برای شناسایی روند بازار، بسیار مفید است.

    در این مقاله، به زبان ساده همراه با مثال، با تحلیل الیوت و دلایل محبوبیت آن آشنا می‌شویم. موج مردم ناآگاه؟ نگران نباشید، قصد داریم از آن هم صبحت کنیم.

    در پایان این مقاله، می‌توانیم امواج الیوت را به راحتی در نمودارهای تحلیل تکنیکال شناسایی کنیم و دچار موج ناآگاهان نشویم!

    چند مورد از مهم‌ترین مطالب این مقاله:

     

    شما می‌توانید سرفصل مدنظر خود برای یادگیری را از فهرست محتوای این مقاله انتخاب کنید تا به قسمت مربوطه هدایت شوید.

  • صندوق اوا
  • نظریه موج الیوت، نظریه‌ای است که حرکات قیمت را در بازارهای مالی نشان می‌دهد. نظریه امواج الیوت می‌گوید:

    این نظریه، به‌همراه سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال، کمک می‌کند تا بهترین فرصت‌های معاملاتی را بیابیم و نقاطی را که در آن‌ها روند بازار تغییر می‌کند، شناسایی کنیم. نظریه امواج الیوت، در هر دو بازار صعودی و نزولی کاربرد دارد.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott)، یک حسابدار حرفه‌ای و تحلیلگر بازار سرمایه بود که سال‌های زیادی را به بررسی داده‌های مربوط به سهام‌های مختلف گذراند. الیوت، در زمان بازنشستگی خود در دهه 1930، به تحقیقات در زمینه بازارهای مال مشغول شد. او الگوهای موجی تکرارشونده‌ای را در حرکات قیمت سهام و رفتارهای معامله‌گران مشاهده کرد. رالف الیوت، به این نتیجه رسید که بازار سهام، رفتار آشفته ندارد و در یک الگوی تکراری رفتار می‌کند. از آن‌جایی که آقای الیوت این الگوها را بارها و بارها مشاهده کرد، او نظریه خود را به‌عنوان یک ابزار بالقوه برای پیش‌بینی حرکات قیمت آتی بازار، پیشنهاد کرد.

    در نهایت، نظریه امواج الیوت، در سال 1935 به شهرت رسید و اولین کتابی که در زمینه تحقیقات الیوت منتشر شد، کتاب اصل موج (The Wave Principle) بود.

    الیوت، سعی داشت تاکید کند نظریه‌ی او، هیچ قطعیتی در مورد حرکات آینده قیمت نشان نمی‌دهد؛ بلکه او معتقد بود این نظریه، کمک می‌کند بهتر آینده قیمت را پیش‌بینی کنیم. به اعتقاد او بازار در یک چرخه تکرارشونده حرکت می‌کند، که ناشی از تاثیرات بیرونی بر احساسات سرمایه‌گذاران است. او بر این باور بود که اگر بتوانیم الگوهای تکراری قیمت‌ها را به درستی تشخیص دهیم، آن‌گاه می‌توانیم بفهمیم که قیمت به چه سمتی خواهد رفت. به‌همین دلیل است که نظریه امواج الیوت، برای معامله‌گران جذاب است. الیوت معتقد بود همان‌طور که نیوتون در قانون خود اعلام کرد، هر عملی، عکس‌العملی دارد؛ بنابراین، برای هر حرکتی در بازار سرمایه، یک اصلاح وجود دارد.

    رالف الیوت، نظریه‌اش را تا حد زیادی شبیه به نظریه چارلز هنری داو (Charles Henry Dow) و الهام‌گرفته از نظریه او می‌دانست که می‌گفت: قیمت سهام، به‌طور معمول در امواج حرکت می‌کند. او نظریه خود را برای تکمیل نظریه چارلز داو ضروری می‌دانست.

     

    اگر قصد سرمایه‌گذاری در بازار بورس را دارید، برای شروع موفق، مقاله زیر را بخوانید (همراه با ویدیو)

    آموزش بورس رایگان از صفر + فیلم آموزشی گام به گام

     

    فراکتال (Fractal) به این معناست که با تغییر اندازه هر جزء، همان شکل اولیه را می‌توانیم تا بی‌نهایت ادامه دهیم و اگر اجزاء از ساختار اصلی جدا شوند، شباهت زیادی به ساختار اصلی خواهند داشت. به عبارت دیگر، فراکتال بیان می‌کند که هر اتفاقی در سطح کلان رخ می‌دهد، به‌صورت کوچک‌تر در سطوح دیگر هم رخ می‌دهد. اگر کمی به اطراف خود دقت کنیم، فراکتال را در طبیعت هم می‌بینیم. همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید،

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    همه این اجزای گیاه، به شکل یک الگوی تکراری ولی در اندازه‌های مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

    اما ساختار فراکتال چه ربطی به نظریه امواج الیوت دارد؟؟؟!!!

    نظریه امواج الیوت، برعکس نظریه داو، رفتار فراکتال یا سلسله‌ای را در بازار سرمایه بررسی می‌کند. ساختار فراکتالی، یکی از ویژگی‌های مهم امواج الیوت است و هر موج در نظریه الیوت، از موج‌های کوچک‌تری تشکیل شده است. این الگوها همیشه خود را تکرار می‌کنند. البته در بازار سرمایه، هیچ روندی تا همیشه ادامه نخواهد داشت و در یک نقطه، روند تغییر خواهد کرد.

     

    با استفاده از امواج الیوت، می‌توانیم بهترین نقطه برای ورود به هر بازار مالی را شناسایی کرده و بهترین زمان برای خروج از آن را هم تعیین کنیم. این‌گونه می‌توانیم سود خوبی در بازارهای مالی کسب کنیم و از ضررهای احتمالی پیشگیری کنیم. امواج الیوت، در همه بازارهای مالی کاربرد دارد:

    از آن‌جایی که مردم عادی در بازار سهام، دلار و سکه بیشتر حضور دارند، در این 3 بازار، امواج الیوت را بیشتر مشاهده می‌کنیم. 

     

    برای مشاهده فیلم آموزش امواج الیوت، روی عکس زیر کلیک کنید و منتظر بمانید.

    برای پخش شدن فیلم، روی عکس بالا کلیک کنید و منتظر بمانید.

     

    آقای الیوت بیان کرد که بازارهای روندی، در الگویی حرکت می‌کنند که به آن الگوی امواج 3-5 می‌گوییم.

    این امواج، به 2 دسته تقسیم می‌شوند:

    از این جهت که امواج 1 تا 5 همراه با روند هستند، فاز پیشرو را تشکیل می‌دهند و به این دلیل که امواج ABC خلاف روند هستند، فاز اصلاحی نامیده می‌شوند. این اتفاق، در هر دو روند نزولی و صعودی صدق می‌کند.

    در ادامه می‌خواهیم با این امواج آشنا می‌شویم؛ اما اجازه دهید برای درک بهتر این موضوع، آن‌ها را با یک مثال در بازار سهام، در امواج الیوت صعودی، توضیح دهیم. این‌گونه به راحتی با تاثیرات رفتار معامله‌گران در بازار سرمایه، آشنا می‌شوید.

    تصور کنید شرکتی مدیر خوبی ندارد. اعضای هیئت مدیره تصمیم به تغییر مدیر شرکت می‌گیرند. آن‌ها مدیر جدیدی را که سابقه مدیریتی خوبی دارد، انتخاب می‌کنند؛ اما این مسئله را عمومی نکرده و در حد مطرح‌کردن بین خود نگه می‌دارند. در ادامه، اتفاقاتی رخ می‌دهد که موجب ایجاد امواج الیوت می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    در موج اول، سهام شروع به حرکت افزایشی می‌کند. در موج اول، هیچ‌کس از رشد یا ریزش بازار خبر ندارد و اگر تغییری هم ایجاد شود، تحلیلگران ممکن است تنها دلیل آن را تقاضای بیشتر بدانند؛ اما در پشت پرده، اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است. به همین دلایل، موج اول را موج مافیا می‌نامند!

    اعضای هیئت مدیره می‌دانند که با حضور مدیر جدید، شرکت رونق گرفته و کسب و کار شرکت بهتر می‌شود. آن‌ها با کد بورسی اطرافیان خود، شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند؛ بنابراین حجم معاملات شرکت افزایش کلانی یافته و تقاضا برای سهام شرکت افزایش می‌یابد. به همین دلیل، براساس قانون عرضه و تقاضا، با افزایش میزان تقاضا، قیمت سهم افزایش می‌یابد.

    در موج دوم، مافیا و افراد پشت پرده، خریدشان به پایان رسیده است. به همین دلیل با کاهش میزان تقاضا و پیشی گرفتن میزان عرضه سهام شرکت کمی کاهش قیمت خواهد داشت.

    در موج دوم، خرید اعضای هیئت مدیره به پایان رسیده و آن‌ها به‌دنبال برکنارکردن مدیر فعلی و ورود مدیر جدید به شرکت هستند.

    موج سوم، معمولا مهم‌ترین و طولانی‌ترین موج است؛ زیرا در این مرحله، سهام توجه عموم مردم را جلب کرده است. به موج سوم، موج فعالان حرفه‌ای بازار و تحلیلگران تکنیکال و بنیادی گفته می‌شود. این موج، بلندترین و پرقدرت‌ترین موج در الیوت است که در اندیکاتور مکدی، بالاترین قله را دارد.

    با ورود مدیر جدید و تشکیل جلسه معارفه، او از برنامه‌های خود می‌گوید؛ مانند افزایش تولید، تاسیس نمایندگی‌های جدید و دریافت وام کم‌بهره. با انتشار خبرهای جلسه معارفه،

    براساس این نتایج، تحلیلگران بازار شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا

    در انتهای موج 3 و شروع موج 4، قیمت سهام به ارزش ذاتی که مدنظر تحلیلگران بنیادی است، می‌رسد. تحلیلگران تکنیکال هم با استفاده از فیبوناچی، هدف سهام را شناسایی کرده و به هدف خود رسیده‌اند. بنابراین، تحلیلگران فروش سهام را شروع کرده و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد و ریزش سهم شروع می‌شود. موج 4 مرحله تثبیت سود و بستن معامله (فروش) است.

    در موج پنجم، مردم بیشتری سهام را می‌خرند و سهام بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد. تعدادی از معامله‌گران در موج پنجم، شروع به ارائه دلایل غیرمنطقی برای خرید سهام می‌کنند و وقتی با نظر آن‌ها مخالفت می‌شود، سعی می‌کنند نظر مخالف را خفه کنند. در موج پنجم، سهام بیش از حد گران می‌شود و مخالفان سهام شروع به فروش سهم می‌کنند. این قسمت، جایی است که الگوی ABC شروع می‌شود.

    در موج 5، کسانی که هیچ اطلاعی از بازارهای مالی ندارند، با پرس‌وجو از اطرافیان این سهم را پرسود شناسایی کرده و در موج 5 شروع به خرید می‌کنند. رشد سهام در موج 5، هیچ دلیل بنیادی ندارد و دلیل تکنیکال آن هم فقط می‌تواند پیشی‌گرفتن تقاضا بر عرضه باشد. این جمله در موج 5 معروف است که در موج 5، مردم ناآگاه تحلیلگر می‌شوند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن

    در موج A، خرید مردم عادی تمام شده است و هیچ شخص حقوقی هم از سهام حمایت نمی‌کند؛ زیرا قیمت سهم گران است. به همین دلیل، سهم در موج A، ریزش می‌کند.

    پس از ریزش سهم در موج A، به این دلیل که سهام به کف موج 4 می‌رسد و در مرحله قبل در این موج رشد صورت گرفته است، کف موج 4 حمایت محسوب می‌شود و بنابراین، سهام در موج B رشد کوتاهی خواهد داشت.

    از طرفی، در موج B، عده‌ای که متوجه اشتباه خود شده‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا با افزایش نسبی در قیمت سهم، ضرر خود را جبران کنند و بدون هیچ سود یا ضرری از سهم خارج شوند. عده‌ای هم که قیمت‌های رویایی برای خود درنظر گرفته‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا سود زیادی کسب کنند!!!

    در موج C، افراد دسته اول سهام خود را می‌فروشند و در نقطه سربه‌سر از سهم خارج می‌شوند. در انتهای موج C، افراد دسته دوم هم که از دست‌یابی به رویاهای خود ناامید شده‌اند، با ضررهای بزرگ از سهم خارج می‌شوند. در صورتی که تحلیلگران در موج C، قیمت سهم را ارزشمند می‌دانند و موقعیت را برای خروج مناسب نمی‌دانند؛ زیرا سهم در این نقطه، پایین‌تر از ارزش ذاتی قرار دارد. به همین دلیل، در انتهای موج C تحلیلگران و مافیای بازار شروع به خرید سهم می‌کنند.

     

     

    در بین موج‌های الیوتی، می‌تواند موج‌های کوچک‌تری که به آن ریز موج می‌گوییم، تشکیل شود. ریزموج ها، کوچک‌ترین موج‌هایی هستند که می‌توانیم روی نمودار ببینیم و موج‌هایی با درجات کوچک‌تر از موج‌های اصلی هستند. بهتر است اعداد یا حروف ریزموج‌ها را داخل پرانتز بنویسیم.

    امواج زیر با ریزموج‌های خود یک سیکل (چرخه) کامل امواج الیوت را می‌سازند:

    در تصویر زیر، یک سیکل کامل امواج الیوت را با ریزموج‌های آن می‌بینید. برای جلوگیری از پیچیدگی امواج، فقط یکی از ریزموج‌ها را نامگذاری کردیم.

     

    در نظریه امواج الیوت، 3 قانون وجود دارد که غیرقابل تغییر هستند. از آن‌جایی که کلید استفاده از نظریه موج الیوت، شناسایی صحیح امواج است، این 3 قانون را همیشه به یاد داشته باشبد.

    موج 3، هیچ‌گاه کوتاه‌ترین موج پیشرو (Impulsive)، نسبت به موج 1 و 5، نخواهد بود.

    موج 2، هیچ‌گاه پایین ‌تر از ابتدای موج 1 قرار نخواهد گرفت.

    انتهای موج 4، نباید هیچگاه از انتهای موج 1 عبور کند. به عبارت دیگر، موج 4 هرچه‌قدر بخواهد، می‌تواند خود را اصلاح کند، اما نباید انتهای موج 1 را به سمت پایین بشکند. به همین دلیل، ما هر موجی را موج 1 نمی‌نامیم؛ زیرا در برخی از آن‌ها انتهای موج 4 بلندتر از انتهای موج 1 است.

    تعدادی از قوانین هم وجود دارند که می‌توانند نقض شوند، اما مشکلی ایجاد نمی‌کنند:

     

    اگر با الگوهای تحلیل تکنیکال آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان الگوها در تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

    اندیکاتور مکدی (MACD)، ابزار موج شمار در نظریه امواج الیوت است.

    در اندیکاتور مکدی بین موج 3 و موج 5، واگرایی وجود دارد. منظور از واگرایی این است که نمودار قیمت و اندیکاتور، خلاف یکدیگر حرکت می‌کنند. وقتی اندیکاتور واگرایی را نشان دهد، به این معناست که در قیمت، تغییر ایجاد می‌شود.

     

    در قانون دوم نظریه الیوت گفتیم که: اگر موج 3 بلندترین نمودار در امواج الیوت نبود، نباید کوتاه‌ترین موج هم باشد. منظور از اندازه امواج الیوت، اختلاف قیمت انتهای یک موج، با انتهای موج قبلی آن است؛ نه طول موج‌ها. طول خطوط اصلی در نمودارهای خطی و کندل استیک برای ما اهمیت ندارد؛ زیرا آن‌ها فقط تعداد روز را نشان می‌دهند و هنگام استفاده از این نمودارها، باید ارتفاع خطوط را محاسبه کنیم.

    بنابراین، زمانی که نسبت به اندازه صحیح امواج مشکوک بودید، شیب امواج الیوت را بررسی کنید. اگر اختلاف زیادی بین آن‌ها وجود داشت، ارتفاع آن‌ها را بررسی کنید.

    برای آسان‌تر شدن این مسئله، به ارتفاع میله‌های اندیکاتور مکدی در امواج 3 و 5 دقت کنید. طول میله‌های موج 3 در اندیکاتور مکدی، باید از طول میله‌های موج 5 و موج 1 بزرگ‌تر باشد.

     

    در مقاله زیر با بهترین اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال و بورس آشنا شوید.

    آموزش اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال

     

    زمانی که موج 1 و 2 را داریم، برای پیدا کردن موج 3، از ابزار فیبوناچی استفاده می‌کنیم. در امواج الیوت، انتظار داریم بازار به اهداف بلندمدت فیبوناچی برسد؛ زیرا موج 3، موج بلند بازار است. به این دلیل که موج 3، بلندترین موج در امواج الیوت است، انتظار داریم موج 3 تا حدود 261 و 423 فیبوناچی رشد داشته باشد.

    در امواج الیوت، موج‌های اصلاحی، تا حدود 38% فیبوناچی حرکت می‌کنند.

     

    اگر با فیبوناچی آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و بورس

     

    برای تشخیص امواج الیوت، از اندیکاتور مکدی کمک می‌گیریم. برای این کار، مراحل زیر را به ترتیب طی می‌کنیم:

    هدف ما این است که در موج 3 که موج تحلیلگران است، وارد بازار شویم. پس از تشخیص موج 3، می‌توانیم با استفاده از فیبوناچی، انتهای موج 3 را شناسایی کنیم.

     

    زمانی که قصد استفاده از روش تحلیل الیوت در بازار بورس را داریم، بهتر است:

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    در تکمیل مطالب مطرح‌شده در این مقاله، 8 نکته مهم را برای شما مطرح می‌کنیم:

    پیشنهاد فرانش به شما
    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

     

    ما در این مقاله سعی کردیم شما را با نظریه امواج الیوت آشنا کرده و مهم‌ترین مباحث آن را به زبان ساده بیان کنیم. هدف ما این بود که شما به راحتی و بدون اصطلاحات پیچیده، این نظریه را بیاموزید و با کاربرد درست آن، سرمایه‌گذاری‌های موفقی در بازارهای مالی داشته باشید. امیدواریم این وظیفه را به درستی انجام داده باشیم.

     

    اگر می‌خواهید با نظریه امواج الیوت آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم دوره تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت) را مشاهده کنید. این دوره توسط آقای مرتضی علی‌یاری از مدرسین قدیمی و برجسته فرانش تدریس می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    مسیر یادگیری پیشنهادی فرانش، برای شما

    مدیر دیجیتال مارکتینگ

    2 دیدگاه

    سخت اما عالی بود 🙏

    پاسخ

    الیوت از سخت ترین مباحث تکنیکال هست،
    امید وارم لذت برده باشید

    مطالعه مقاله‌های مشابه

    بورس

    باند بولینگر چیست؟ باند بولینگر (Bollinger Band)، یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال و یک اندیکاتور روندنما است. Bollinger Band، به معنای انحراف معیار یا واریانس است و توسط جان بولینگر (John Bollinger)، تحلیلگر تکنیکال حرفه‌ای، در دهه 1980 میلادی، ارائه شد. باندهای بولینگر، نوسانات بازار را اندازه می‌گیرند و شرایطی را که در آن بازار در وضعیت بیش‌فروش یا بیش‌خرید قرار دارد، شناسایی می‌کنند. می‌توانیم بگوییم که باندهای بولینگر، مانند خطوط حمایت و مقاومت دینامیک عمل می‌کنند.   چگونه از باند بولینگر استفاده کنیم؟ باندهای بولینگر، می‌توانند برای تعیین چگونگی روند صعودی یک دارایی استفاده شوند. همچنین نقاطی را که روند تغییر می‌کند یا قدرت خود را از دست می‌دهد، به ما نشان می‌دهد. اگر یک روند صعودی به اندازه کافی قوی باشد، به‌طور منظم به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت به باند بالایی برخورد می‌کند، نشان می‌دهد که قیمت از این باند هم بالاتر می‌رود و معامله‌گران می‌توانند از این فرصت برای تصمیمات خرید خود، استفاده کنند. باندهای بولینگر می‌توانند برای تعیین قدرت ریزش قیمت یک دارایی، استفاده شوند. همچنین می‌توانند زمانی را که به‌طور بالقوه قیمت در آستانه تغییر روند قرار دارد، نشان دهند. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که فروش دارایی، قدرت زیادی دارد. اما اگر قیمت در باند پایینی حرکت کند یا از برخورد به آن ناکام بماند، نشانه‌ای از این است که روند نزولی، درحال از دست دادن قدرت خود است.   کاربرد اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور بولینگر باند، در همه بازارهای معاملاتی قابل استفاده است. از آن‌جایی که در برخی از بازارهای سرمایه محدوده نوسان قیمت وجود ندارد، باند بولینگر در بازارهایی که محدوده نوسان قیمت ندارند، مانند بازار فارکس، بسیار کاربردی است. این اندیکاتور، با استفاده از اطلاعاتی که از قیمت‌های گذشته‌ی بازار به دست می‌آورد، با دقت بالایی، حرکت بعدی بازار را برای ما شناسایی می‌کند و می‌گوید که کندل بعدی، در چه محدوده‌ای قرار می‌گیرد. با این که وظیفه اصلی بولینگر باند سیگنال‌دهی نیست، اما می‌توانیم از آن برای دریافت سیگنال‌های معاملاتی، استفاده کنیم. باندها در این اندیکاتور، در شناسایی شروع یک روند و پایان آن، به ما کمک می‌کنند. این ویژگی، Bollinger Bands را به یک اندیکاتور چندکاربرده تبدیل می‌کند.   اجزای باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، از 3 جز تشکیل می‌شود: باند بالایی (سقف) خط میانی (یک میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average – SMA) است) باند پایینی (کف) باندهای بالایی و پایینی، مقدار نوسانات یا درجه تغییر قیمت را در طی زمان مشخصی، اندازه‌گیری می‌کنند. به این دلیل که باندها میزان تغییرات قیمت را اندازه می‌گیرند، باندها به صورت خودکار، با تغییر وضعیت بازار، تنظیم می‌شوند. با افزایش نوسانات و تغییرات قیمت در بازار، باندها از یکدیگر دور می‌شوند و فاصله می‌گیرند. هرچه‌قدر باندها فاصله بیشتری داشته باشند، نوسان بیشتر است.   افزودن اندیکاتور باند بولینگر برای افزودن اندیکاتور باند بولینگر، در نرم‌افزارهای معاملاتی، به روش زیر عمل می‌کنیم: درج (Insert) اندیکاتورها (Indicators) اندیکاتورهای روندی (Trends) Bollinger Bands   تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند پس از افزودن بولینگر باند، در قسمت تنظیمات، با 3 قسمت روبه‌رو می‌شویم: تناوب (Period) انحرافات (Deviations) اعمال به (Apply to) 1. تناوب تناوب، به تعداد میله‌ها یا کندل‌هایی که اندیکاتور باند بولینگر از آن‌ها میانگین می‌گیرد، گفته می‌شود. در اکثر برنامه‌های معاملاتی، تناوب روی 20 قرار می‌گیرد. این دوره تناوب، برای اکثر معامله‌گران، خوب عمل می‌کند. اما شما می‌توانید پس از این که در استفاده از باند بولینگر تجربه کسب کردید، دوره‌های تناوب متفاوتی را امتحان کنید تا به ساختار موردنظر خود دست یابید. در بازار فارکس، می‌توانیم تناوب را روی 40 هم قرار دهیم. جان بولینگر، یک تناوب بهینه و مناسب را بین 20 تا 21 پیشنهاد کرده است. او هشدار داده که تناوب‌های کمتر از 10، نتایج خوبی را ارائه نمی‌دهند. 2. انحرافات با قراردادن اعداد مختلف در قسمت انحرافات، مقدار خروجی نمودار قیمت (یا کندل‌ها) از خطوط سقف یا کف باند بولینگر هم تغییر می‌کند. با کاهش مقدار عدد در بخش انحرافات، کندل‌ها، بیشتر از خطوط باند بولینگر خارج می‌شوند. باندهای بالایی و پایینی هم به‌طور پیش‌فرض، با 2 انحراف معیار از میانگین متحرک، حرکت می‌کنند. 3. اعمال به در این قسمت، با انتخاب یکی از گزینه‌ها، به باند بولینگر می‌گوییم، که داده‌های خود را از کدام بخش قیمت در بازار، دریافت کند. برای مثال با انتخاب گزینه Close، باند بولینگر از داده‌های قیمت بسته‌شدن برای میانگین گرفتن، استفاده می‌کند. پیشنهاد می‌شود در این بخش، گزینه Typical Price را انتخاب کنیم. با این روش، بولینگر باند برای میانگین گرفتن، از همه قسمت‌های یک کندل، استفاده می‌کند.   بهترین تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند بهترین تنظیمات برای باند بولینگر، به شرح زیر است: معاملات کوتاه‌مدت: تناوب 10 و انحراف معیار 1.5 معاملات میان‌مدت: تناوب 20 و انحراف معیار 2 معاملات درازمدت: تناوب 50 و انحراف معیار 5.5 همچنین شما می‌توانید از اعداد دیگری هم استفاده کنید؛ تا به عددی که برای نوع معاملات شما و بازار معاملاتی موردنظر شما مناسب است، دست یابید.   مفهوم فشار در باند بولینگر زمانی که باندها به یکدیگر نزدیک می‌شوند، خط میانگین متحرک، جمع می‌شود؛ که به آن فشار یا Squeeze می‌گوییم. فشار، مفهوم مرکزی در Bollinger Bands است و موقعیتی را نشان می‌دهد که نوسان کم شده است و معامله‌گران به آن به عنوان نشانه خوبی برای فرصت‌های معاملاتی، نگاه می‌کنند. با کاهش نوسانات و تغییرات کمتر در قیمت، باندها به هم نزدیک می‌شوند. هرچه‌قدر باندها فاصله کمتری داشته باشند، نوسان کمتر است.  زمانی که قیمت به باند پایینی نزدیک می‌شود، بیش‌فروش وجود دارد و تعداد فروشندگان بیشتر است. در این موقعیت، عرضه بر تقاضا، پیشی می‌گیرد.  زمانی که قیمت به باند بالایی نزدیک می‌شود، بیش‌خرید وجود دارد و تعداد خریداران بیشتر است. در این موقعیت، تقاضا بر عرضه، پیشی می‌گیرد. زمانی که نوسانات بازار کم شده و باندها به هم نزدیک می‌شوند، پس از آن، باید منتظر یک روند بسیار شارپ و هیجانی باشیم. این تغییر روند، ممکن است صعودی یا نزولی باشد. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند پایینی حرکت کنند، روند نزولی شروع می‌شود. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند بالایی حرکت کنند، روند صعودی شروع می‌شود. همان‌طور که در تصویر زیر می‌بینید، پس از این که باندها به یکدیگر نزدیک شدند، بعد از آن یک صعود بسیار شارپ رخ داده است. بنابراین: نزدیک‌شدن باندها به‌یکدیگر، به ما هشدار شروع روند جدید را می‌دهد. افزایش چشمگیر در فاصله بین باندها، می‌تواند به ما پایان یک روند را نشان دهد.   استراتژی معامله با باند بولینگر در هر یک از روندهای صعودی یا نزولی، باید استراتژی مخصوص به آن را داشته باشیم. در زیر، با این استراتژی‌ها آشنا می‌شویم. معامله با بولینگر باند در روند صعودی بیشتر تحلیلگران تکنیکال می‌خواهند از روندهای صعودی قوی، سود کسب کنند؛ پیش از آن که روند معکوس شود. اگر یک روند صعودی قوی باشد، قیمت به طور مرتب، به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت در روند صعودی، از ساخت یک قله جدید بالاتر از قله قبلی ناتوان بود، معامله‌گران تمایل دارند که سهام یا ارز خود را بفروشند. به این دلیل که نشانه‌ای از کاهش قدرت روند است و آن‌ها هم می‌خواهند از کاهش میزان سود خود، جلوگیری کنند. معامله‌گران رفتار روند صعودی را مشاهده می‌کنند، تا قدرت یا ضعف در روند را ببینند و زمانی را که روند معکوس می‌شود، آن را تشخیص دهند. معامله با بولینگر باند در روند نزولی از Bollinger Bands، می‌توانیم برای تعیین قدرت روند نزولی استفاده کنیم و تشخیص دهیم که چه‌زمانی، روند نزولی، معکوس می‌شود. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که میزان فروش، همچنان بالاست. زمانی که قیمت زیر خط میانگین متحرک حرکت می‌کند و سپس به باند پایینی نزدیک می‌شود، روند نزولی بسیار قوی است. در یک روند نزولی قوی، قیمت نباید به باند بالایی نزدیک شود و اگر این اتفاق رخ دهد، نشانه‌ای از تغییر روند یا کاهش قدرت روند است. زمانی که قیمت از برخورد یا نزدیک‌شدن به باند پایینی عاجز شود، می‌تواند هشداری برای کاهش قدرت روند نزولی باشد. بسیاری از معامله‌گران، از معامله در روند نزولی، خودداری می‌کنند. آن‌ها زمانی که روند شروع به تغییر می‌کند، به دنبال فرصتی برای خرید و ورود به بازار هستند. روند نزولی، ممکن است برای مدتی کوتاه، برای مثال چند دقیقه تا چند ساعت، یا مدت طولانی، مثل چند ماه یا حتی چند سال طول بکشد. سرمایه‌گذاران باید هر نشانه‌ای از تغییر روند را در اولین فرصت شناسایی کنند. اگر باندهایی پایینی روند نزولی ثابتی را نشان دهند، باید آگاه باشیم تا از ورود به معامله‌ی خرید، اجتناب کنیم.   شما می‌توانید در دوره تحلیل تکینکال پیشرفته: اندیکاتورها، روش معامله با اندیکاتور باند بولینگر را یاد بگیرید.   استراتژی باند بولینگر و RSI برخی از تحلیلگران تکنیکال، در استراتژی معاملاتی خود با اندیکاتور بولینگر باند، از اندیکاتورهای دیگری همچون RSI هم استفاده می‌کنند. Bollinger Bands در ترکیب با اندیکاتور RSI، به تایید قدرت نسبی روند، کمک می‌کند. اگر قیمت در بولینگر باند به باند بالایی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال فروش داده شده است. اگر RSI هم روند صعودی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال خرید صادر شده است. اگر قیمت در باند بولینگر به باند پایینی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال خرید داده شده است. اگر RSI هم روند نزولی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال فروش صادر شده است.   M-Top به زبان ساده، M-Top، شبیه به الگوی دوقله است؛ با این تفاوت که هر دو قله، برابر نیستند. قله اول، می‌تواند بالاتر یا پایین‌تر از قله دوم، قرار بگیرد. در این الگو، زمانی که قیمت، یک قله جدید می‌سازد، ما به دنبال نشانه‌های عدم تایید هستیم. اجازه دهید مراحل تشکیل این الگو را توضیح دهیم. فرایند عدم تایید، در 3 مرحله رخ می‌دهد: در مرحله اول، قیمت واکنش بیش از حدی نشان می‌دهد و از باند بالایی، مقداری فاصله می‌گیرد. در مرحله دوم، قیمت به خط میانی، پولبک می‌زند (مانند یک خط حمایت عمل می‌کند). در مرحله سوم، قله‌ای که تشکیل می‌شود، نمی‌تواند از باند بالایی خارج شود. این اتفاق، یک نشانه هشدار است. ناتوانی قله دوم در عبور از باند بالایی، شروع یک روند نزولی را هشدار می‌دهد. تایید نهایی، با شکست خط حمایت (پولبک به خط میانی) انجام می‌شود.   W-Top در الگوی W-Top، دره دوم پایین‌تر از دره اول قرار دارد؛ اما بالاتر از باند پایینی حرکت می‌کند. ابتدا، قیمت به باند پایینی، واکنش نشان می‌دهد. این دره، معمولا، نه همیشه، پایین‌تر از باند پایینی قرار می‌گیرد. دوم، قیمت به باند میانی، جهش می‌کند و به آن پولبک می‌زند (خط مقاومت). سوم، قیمت دره جدیدی را تشکیل می‌هد؛ اما از باند پایینی، عبور نمی‌کند. توانایی قیمت در حفظ خود بالاتر از باند پایینی، نشان می‌دهد که ریزش اخیر، قدرت کمتری داشته است. چهارم، قیمت با عبور از خط مقاومت و شکست آن، روند صعودی خود را آغاز می‌کند.   پیشنهاد می‌کنیم در مقاله زیر، با الگوهای تحلیل تکنیکال، از مقدماتی تا پیشرفته، آشنا شوید.   نکات کلیدی بولینگر باند قیمت‌ها، تمایل دارند که در میان باندها حرکت کنند؛ یعنی قیمت به یک باند برخورد کرده و سپس به سمت باند دیگر می‌رود. برای مثال قیمت به باند پایینی برخورده کرده و از میانگین متحرک عبور می‌کند. هدف ما برای کسب سود، برخورد قیمت به باند بالایی می‌شود. در روندهای قوی، قیمت ممکن است از باندها خارج شود و مدتی در آن‌جا باقی بماند. درحالی که اگر قیمت به سرعت از باند خارج شده و سریع به آن بازگردد، نمی‌توانیم روند را قوی بدانیم.   3 محدودیت اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، یک سیستم معاملاتی مستقل نیست. این اندیکاتور فقط به معامله‌گران، اطلاعاتی درباره نوسانات قیمت نشان می‌دهد. یکی از محدودیت‌های Bollinger Bands، این است که این اندیکاتور، واکنشی است و پیش‌گویی نمی‌کند و باندها به تغییرات در حرکت‌های قیمت، واکنش نشان می‌دهند. بولینگر باند، مانند اکثر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال، تاخیری است. به این دلیل که این اندیکاتور، براساس یک مووینگ اوربج ساده عمل می‌کند؛ که از چند کندل یا میله در قیمت، میانگین می‌گیرد. اگرچه معامله‌گران ممکن است از باندها برای اندازه‌گیری روند استفاده کنند، این ابزار، نمی‌تواند تنها ابزار برای پیش‌بینی قیمت استفاده شود. جان بولینگر پیشنهاد می‌کند که در کنار…

    بورس

    ارز دیجیتال چیست؟ ارز دیجیتال (Digital Currency یا Crypto Currency) شکلی از ارز است که فقط در فضای دیجیتال یا الکترونیکی در دسترس است. ارزهای دیجیتال نامشهود هستند و تنها می توانند با استفاده از رایانه یا کیف پول الکترونیکی که متصل به اینترنت یا شبکه‌های خاصی باشند، معامله شوند. ارزهای دیجیتال برعکس ارزهای فیزیکی، مانند اسکناس‌ها و سکه‌ها، هستند که معاملات آن‌ها را کسی که مالکیت فیزیکی آن‌ها را برعهده دارد، انجام می‌دهد. به ارز دیجیتال، پول دیجیتال (Digital Money)، پول الکترونیکی (Electronic Money)، ارز الکترونیکی (Electronic Currency) یا پول نقد سایبری (Cyber Cash) هم می‌گویند. ارزهای دیجیتال یا ارز رمزنگاری شده (Virtual Currency)، از طریق روش‌‎های رمزنگاری، محافظت می‌شوند. این روش موجب می‌شود تا جعل و تقلب در آن‌ها، تقریبا غیرممکن شود. بسیاری از ارزهای دیجیتال، شبکه‌های غیرمتمرکزی بر پایه تکنولوژی بلاک چین هستند. این شبکه‌ها، توسط افراد و کامپیوترهایی که به آن‌ها نود (Node) می‌گویند، کنترل می‌شوند. غیرمتمرکز در ارز دیجیتال به چه معناست؟ منظور از غیرمتمرکز در ارز دیجیتال، این است که توسط یک فرد، گروه یا نهاد مرکزی، کنترل نمی‌شود. یکی از ویژگی‌های ارزهای دیجیتال، این است که آن‌ها معمولا توسط هیچ سازمان مرکزی صادر نمی‌شوند و از دخالت و دستکاری دولت‌ها، محفوظ هستند. به این معنی که برخلاف ارزهای فیزیکی، همچون دلار و یورو، هیچ مرجع مرکزی برای آن وجود ندارد؛ که یک ارز دیجیتال را مدیریت کرده و قیمت آن را کنترل کند. در عوض، این وظایف را کاربران ارز دیجیتال که در سراسر دنیا حضور دارند، از طریق اینترنت انجام می‌دهند. این ارزها، به دارایی‌ها و سرمایه‌های قابل مشاهده در دنیای واقعی و فیزیکی، وابسته نیستند. این عدم وابستگی به دنیای فیزیکی، باعث می‌شود تا ارزهای دیجیتال نوسانات زیادی داشته باشند. برای مثال در جولای سال 2019، بیت‌کوین 530 دلار یا حدود 5%، در طول 40 دقیقه کاهش قیمت داشت. با این که گمانه‌زنی‌هایی درباره آن وجود دارد، اما پاسخ قطعی برای آن یافت نشد! اگر چه خرید ارز دیجیتال می‌تواند برای ما سودآور باشد، بدون تحقیقات لازم و درک چگونگی عملکرد این سیستم، می‌تواند ریسک بالایی هم برای ما داشته باشد.   3 کاربرد ارز دیجیتال به طور کلی، می‌‎توانیم کاربردهای ارز دیجیتال را در 3 دسته‌ی زیر قرار دهیم: پرداخت صورت‌حساب‌ها: ارز دیجیتال، مانند هر ارز دیگری می‌تواند برای پرداخت هزینه‌ی خدمات و محصولات مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، از بیت کوین می‌توان برای سیستم‌های آنلاین خاصی مانند سایت‌های مسافرتی (CheapAir ،Expedia و Travalla)، الکترونیکی (Overstock ،Purse و Newegg)، غذا (BurgerKing ،Lieferando و Subway)، کارت‌های هدیه ( eGifter،Gyft و GyftOff) و سایت‌هایی مانند مایکروسافت، شاپیفای و ویکی‌پدیا، استفاده کرد. انتقال پول: ارزهای دیجیتال، همه ویژگی‌های ذاتی ارزهای فیزیکی را دارا می‌باشند. با استفاده از آن‌ها می‌توانیم معاملات جهانی را در سیستم‌ها و شبکه‌هایی که از این نوع ارزها پشتیانی می‌کنند، انجام دهیم. برای مثال فردی که ساکن آمریکا است، می‌تواند هزینه‌ای را که باید به یک شخص در سنگاپور پرداخت کند، با استفاده از ارز دیجیتال انجام دهد. به شرطی که هر دوی آن‌ها به شبکه یکسانی که برای انتقال ارز دیجیتال مورد نیاز است، متصل باشند. بنابراین، یک ارز دیجیتال، می‌تواند واسطه‌ای برای مبادلات مالی ما هم باشد. این ارزها به ما این امکان را می‌دهند تا با استفاده از توکن‌های مجازی، به سیستم‌های پرداخت آنلاینی که امن و ایمن هستند، دسترسی داشته باشیم. سرمایه‌گذاری: ارز دیجیتال می‌تواند یکی از روش‌های سرمایه‌گذاری هم برای ما باشد. دیوید زیلر، یکی از متخصصان ارز دیجیتال، می‌گوید: شناخته‌شده‌ترین ارز دیجیتال یعنی بیت‌کوین، یک ارز امن و غیرمتمرکز است که به یک مخزن باارزش، مانند طلا، تبدیل شده است.   بلاک چین در ارز دیجیتال فناوری بلاک چین، یک دفتر کل متن‌باز و توزیع‌شده است، که تراکنش‌های مالی را براساس کدهای خاصی ثبت می‌کند. این کدها مانند اثر انگشت ما انسان‌ها، برای هر تراکنش، منحصربه‌فرد هستند. هر تراکنش مالی در یک بلاک ثبت می‌شود. پس از تایید تراکنش، بلاک جدید، به بلاک‌های قبل از خود متصل می‌شود. این‌گونه یک زنجیره از بلاک‌ها را به وجود می‌آورند؛ که به آن بلاک چین یا زنجیره بلاک‌ها می‌گوییم. تصور کنید شما یک دفتر دارید و هر پولی را که خرج می‌کنید یا دریافت می‌کنید، در آن یادداشت می‌کنید. اگر هر صفحه را مانند یک بلاک در نظر بگیریم، کل دفتر ما شامل صفحاتی می‌شود که هر کدام یک بلاک هستند و کل دفتر ما تبدیل به یک بلاک چین می‌شود. این را بوچی اکورو (Buchi Okoro) مدیرعامل و هم‌بنیانگذار ارز دیجتال آفریقایی، کویداکس (Quidax)، می‌گوید. بنابراین، با استفاده از بلاک چین، هر شخصی که از یک ارز دیجیتال استفاده می‌کند، نسخه خود را از این دفتر دارد. در این دفتر، سوابق تراکنش‌ها به صورت یکپارچه، نوشته شده‌اند. نرم‌افزار هر تراکنش جدید بلاک چین را دقیقا به همان صورتی که رخ می‌دهد، گزارش می‌کند. همچنین به هر نسخه کپی‌شده از آن بلاک چین، اطلاعات جدید اضافه می‌شود و تمامی تراکنش‌ها یکسان و دقیق نگه داشته می‌شوند. برای این که از تقلب و دستکاری در هر بلاک جلوگیری شود، با استفاده از یکی از تکنیک‌های اعتبارسنجی اصلی، یعنی اثبات کار (Proof Of Work) یا اثبات سهام (Proof Of Stake)، تراکنش بررسی می‌شود. اثبات کار و اثبات سهام، دو روش اعتبارسنجی مختلف برای تایید تراکنش‌ها، قبل از اضافه‌شدن آن‌ها به زنجیره بلاک‌ها، هستند. ارزهای دیجیتال معمولا یا از اثبات کار یا اثبات سهام، برای تایید تراکنش‌ها استفاده می‌کنند.   اثبات کار اثبات کار (Proof Of Work یا POW)، روشی برای بررسی تراکنش‌ها در یک بلاک چین است که براساس کار انجام‌شده، ماینرها ارز دیجیتال را به عنوان پاداش، دریافت می‌کنند. ماینرها کسانی هستند که ارز دیجیتال را استخراج می‌کنند. آن‌ها افرادی هستند که توان محاسباتی بالایی در کامپیوتر و دستگاه‌های خود دارند. این افراد معادلات رمزنگاری‌شده را حل می‌کنند و بلاک جدیدی به دفترکل زنجیره بلاک‌‌ها، اضافه می‌شود. کسی که توان کامپیوتری بیشتری دارد، شانس بیشتری برای انتخاب شدن و برنده‌شدن در رقابتِ روش اثبات کار دارد. اولین کسی که جواب معمای ریاضی را به درستی پیدا کند، با تعداد کمی از ارز دیجیتال، پاداش می‌گیرد. اعتباریابی و ثبت تراکنش‌های جدید که در شبکه انجام می‌شود، آسان نیست. این وظیفه را در ارزهای فیزیکی، بانک‌ها و موسسات مالی انجام می‌دهند. بنابراین، در ارزهای دیجیتال برای متقاعدکردن افراد برای همکاری و کار موثر و ایجاد انگیزه در آن‌ها، به ازای هر تایید تراکنش، به آن‌ها پاداش داده می‌شود. برای مثال در بیت کوین، با تایید هر تراکنش، بیت کوین جدیدی استخراج شده و به عنوان پاداش، به ماینرها داده می‌شود. این‌گونه، هزینه‌های بالای مصرف برق و تجهیزات خریداری‌شده، پرداخت می‌شود و درآمدی هم برای آن‌ها ایجاد می‌شود.   اثبات سهام با استفاده از روش اثبات سهام (Proof Of Stake یا POS)، هر تراکنشی که هر فرد می‌تواند انجام دهد، محدود به مقدار ارزی است که آن فرد حاضر است گرو بگذارد یا موقتا در یک جای امن مشترک برای شرکت در روند مشارکت، قرار دهد. برای کاهش میزان انرژی لازم جهت بررسی تراکنش‌ها، در برخی از ارزهای دیجتال از روش تایید سهام استفاده می‌شود. این روش مانند وثیقه‌های بانکی عمل می‌کند. هر فردی که ارز دیجیتال خود را گرو بگذارد، واجد شرایط برای شرکت در تراکنش است. با افزایش میزان مقدار ارزی که گرو می‌گذاریم، شانس ما برای برنده‌شدن هم افزایش می‌یابد. برای مثال اگر ما 20 کوین و شما 30 کوین گرو بگذارید، شما شانس بیشتری دارید. به این دلیل که روش اثبات سهام انرژی بالا برای حل معادلات ریاضی در روش اثبات کار را از بین می‌برد، بسیار کارآمدتر است و سبب می‌شود تا تراکنش‌ها سریع‌تر تایید شوند. اولین ارز دیجیتالی که از روش اثبات سهام استفاده کرد، پییِرکوین (Peercoin) بود.   4 تفاوت روش اثبات سهام و اثبات کار در روش اثبات کار، دریافت پاداش بستگی به میزان کاری دارد که ماینر انجام می‌دهد. در روش اثبات سهام، کسی می‌تواند آن بلاک را به دست آورد، که پول بیشتری گرو بگذارد و براین اساس، الگوریتم شخص موردنظر را انتخاب می‌کند. در اثبات کار، ماینر اولی که معمای بلاک را حل کند، پاداش آن بلاک را دریافت می‌کند. در روش اثبات سهام، پاداشی وجود ندارد. افراد هزینه تراکنش را دریافت می‌کنند. در روش POW، ماینرها برای به دست آوردن ارز بیشتر، استخرهای ارز دیجیتال را تشکیل می‌دهند. پیوند بین ماینرهای اثبات کار، بسیار قوی است. این موجب می‌شود که با گذشت زمان، اثبات کار، به روش متمرکزتری تبدیل شود. روش اثبات سهام غیرمتمرکزتر است و کارآمدی بیشتری دارد. در روش اثبات کار، گروهی می‌تواند حمله 51درصدی را انجام دهد، که کامپیوترهایش 51درصد قوی‌تر از سایر افراد حاضر در شبکه باشد. در روش اثبات سهام، احتمال حمله 51درصدی بسیار کمتر است؛ زیرا حمله در این روش، بسیار گران است. فرد یا گروهی که می‌خواهد این حمله را انجام دهد، باید 51درصد از کل ارز دیجیتال موردنظر در شبکه (برای مثال بیت کوین) را گرو بگذارد. در ادامه این مقاله، با دو اصطلاح استخر ارز دیجیتال و حمله 51درصدی، آشنا می‌شویم.   هش چیست؟ در بلاک‌چین، هش به خروجی تولیدشده گفته می‌شود؛ که ترکیبی از اعداد و حروف است. اگر تراکنش انجام‌شده را به عنوان اطلاعات ورودی در نظر بگیریم، پس از تایید تراکنش، هش موردنظر آن، در بلاک ثبت می‌شود. هش، شامل اعداد 1 تا 9 و حروف a تا f می‌باشد. برای مثال: f1624fcc63b615ac0e95daf9ab78434ec2e8ffe402144dc631b055f711225191 هر بلاک، شامل موارد زیر است: اطلاعات ورودی هش بلاک فعلی هش بلاک قبل از خود هرگونه تغییر در اطلاعات ورودی، موجب تغییر هش می‌شود. هش‌ها برای تایید اعتبار ورودی‌ها، بدون افشای اطلاعات، مفید هستند. همچنین، برای جستجو در پایگاه داده‌ها، تحلیل فایل‌های بزرگ و مدیریت داده‌ها هم استفاده می‌شوند. هش ریت چیست؟ نرخ هش یا هش ریت، واحد اندازه‌گیری توان پردازشی یک دستگاه ماینر است. به عبارت دیگر، هش ریت، به کل توان محاسباتی ترکیبی اشاره دارد، که برای استخراج و پردازش تراکنش‌ها روی یک بلاک چین، با روش اثبات کار، انجام می‌شود. هرچه‌قدر این نرخ بالاتر باشد، به این معناست که شخص یا گروه، منابع بیشتری برای پردازش تراکنش‌ها در اختیار دارند. برای مثال وقتی شبکه‌ای هش ریتِ 10th/s دارد، قدرت محاسباتی آن، 10تریلیون بر ثانیه است.   حمله 51 درصدی چیست؟ حمله 51 درصدی، زمانی رخ می‌دهد که یک ماینر یا گروه، سعی می‌کنند تا بیش از 50 درصد قدرت ماینینگ، قدرت محاسباتی یا هش ریت شبکه را کنترل کنند. گروهی که این قدرت را در دست می‌گیرد، می‌تواند موجب اختلال در شبکه شوند. مهاجم در حمله 51 درصدی ممکن است: تراکنش‌های جدیدید را مسدود کند، مانع از تایید آن‌ها شود یا آن‌ها را به نفع خود معکوس کند. تراکنش‌های قدیمی هم حذف یا اصلاح شوند. در حمله 50 درصدی، مهاجم می‌تواند این تغییرات را فقط روی تراکنش‌های مربوط به خود ایجاد کند. برای مثال او تقریبا هیچ‌وقت نمی‌تواند سکه‌هایی را که هرگز به او تعلق نداشته، بدزدد؛ زیرا چنین رویدادهایی، غیرممکن هستند. به این حمله، حمله دوبار خرج کردن (Double Spending) هم می‌گویند. برای مثال تصور کنید یک مهاجم 5 بیت کوین را صرف خرید یک موتورسیکلت کند. بعد از تحویل‌گرفتن موتور، منطق می‌گوید که باید 5 سکه از حساب آن شخص، برای هزینه موتور، منتقل شود. در حمله 51 درصدی، مهاجم تراکنش را معکوس می‌کند. به این معنا که سکه‌ای از حساب مهاجم کسر نمی‌شود و هم‌چنین او صاحب یک موتور سیکلت هم شده است!   استخراج ارز دیجیتال چیست؟ استخراج ارز دیجیتال به زبان ساده یعنی: فرآیندی که در آن، یک ماشین اعمال خاصی را انجام می‌دهد، تا از طریق آن، مقدار کمی ارز دیجیتال به دست آورد. ماینینگ روشی است که به وسیله آن، ارز جدیدی در دنیا، برای انجام تراکنش‌های معتبر، منتشر می‌شود. به عبارت دیگر، ماینینگ، به فرآیند اعتباریابی و ثبت تراکنش جدید، در یک بلاک چین گفته می‌شود. برای مثال یک ماینر ممکن است بیت‌کوین استخراج کند. به طور فزاینده‌ای، برای یک فرد معمولی، استخراج ارز دیجیتالی مانند بیت‌کوین، به روش اثبات کار، بسیار دشوار است. همان‌طور که شبکه بیت‌کوین رشد می‌کند، پیچیده‌تر می‌شود و پردازنده‌های کامپیوتری پرقدرت‌تری برای استخراج آن نیاز است. در گذشته افراد بیشتری قادر به انجام این کار بودند؛ اما امروزه افراد زیادی تجهیزات خود را بهبود بخشیده‌اند و حالا این کار بسیار گران است. از طرفی، روش اثبات کار به مقدار بالایی از برق و انرژی برای استخراج نیاز دارد. تخمین زده شده است که 0.21 درصد از کل انرژی مصرفی در جهان، در مزارع بیت‌کوین مصرف می‌شود. تقریبا برابر با میزان انرژی مصرفی طی یک سال در کشور سوییس. همچنین تخمین زده شده است که 60 تا…

    بورس

     حمایت و مقاومت در بورس حمایت و مقاومت، سطوح برگشتی بازار هستند و وقتی قیمت به آن‌ها می‌رسد، به آن واکنش نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، احتمال زیادی وجود دارد که در این سطوح، روند کنونی قیمت متوقف شده یا تغییر کند. علت این رویداد، تغییر در میزان عرضه و تقاضا است. آشنایی و استفاده از حمایت و مقاومت، مهارت پایه و اصولی برای معامله در بازار سرمایه است. معامله با حمایت و مقاومت، به ما کمک می‌کند تا ریسک معاملات خود را کاهش دهیم و نقاط قابل اطمینانی را برای ورود و خروج از بازار، تعیین کنیم. حمایت و مقاومت، روشی ساده برای تحلیل سریع نمودار است. به کمک این سطوح، می‌خواهیم پاسخ سه سوال را که مورد علاقه معامله‌گران است، مشخص کنیم: بازار چه جهتی دارد؟ چه زمانی به بازار وارد شویم؟ نقاط خروج از بازار کجا هستند؟ (همراه سود یا ضرر) سطوح مقاومت و حمایت، می‌توانند به این سه سوال ما پاسخ دهند و این‌گونه می‌توانیم معامله‌ی خوبی را انجام دهیم. گفته می‌شود هر چه قدر تعداد برخورد قیمت به سطوح حمایت و مقاومت بیشتر باشد، آن سطح قدرت بیشتری دارد. اما باید بدانیم که پس از چندین برخورد قیمت به این خطوط، از قدرت آن‌ها کاسته می‌شود و باید منتظر پایان این سطح از حمایت و مقاومت و شروع سطح جدید باشیم. راه‌های متفاوتی برای شناسایی این نقاط وجود دارد و هر معامله‌گری براساس استراتژی معاملاتی خود، از آن‌ها استفاده می‌کند.  حمایت چیست؟ سطح حمایت (Support)، جایی است که وقتی قیمت به آن می‌رسد، بیشتر از آن ریزش نمی‌کند و قیمت افزایش می‌یابد. در سطح حمایت، تعداد خریداران بیشتر است و تقاضا بر عرضه پیشی می‌گیرد. در این سطح تقاضا به قدری بالاست که از افت بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط حمایت قرار دارد، همیشه پایین‌تر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در سطح حمایت، از ریزش بازار جلوگیری می‌شود و قیمت برای خریداران جذاب است. هر چه‌قدر قیمت به سطح حمایت نزدیک‌تر می‌شود، قیمت برای خریداران جذاب‌تر می‌شود؛ زیرا آن‌ها قیمت را برای خرید، ارزان می‌دانند. در سطح حمایت، خریداران به قدری زیاد و قوی هستند، که موجب توقف روند نزولی قیمت می‌شود. زمانی که قیمت به سطح حمایت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای خرید است. همچنین خرید در این نقطه، ریسک پایینی دارد.   رسم خط حمایت برای این که بتوانیم خط حمایت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها رشد کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط حمایت را به هم وصل می‌کنیم، به وسیله آن‌ها خطی ایجاد می‌شود که به آن خط حمایت می‌گوییم. با این روش، می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، خرید خود را انجام دهیم.    مقاومت چیست؟ زمانی که قیمت به سطح مقاومت (Resistance) می‌رسد، نمی‌تواند بیش از آن رشد کند و قیمت ریزش می‌کند. در نقطه مقاومت، تعداد فروشندگان بیشتر است و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد. در این نقطه، عرضه به قدری بالاست که از رشد بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط مقاومت قرار دارد، همیشه بالاتر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در نقطه مقاومت، از رشد بازار جلوگیری می‌شود و فروشندگان بیشتر می‌شوند. هر چه‌قدر قیمت به سطح مقاومت نزدیک‌تر می‌شود، فروشندگان تمایل بیشتری برای فروش دارند. اگر قیمت به نقطه‌ای برسد که تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شود، قیمت سهم ریزش می‌کند. زمانی که قیمت به نقطه مقاومت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای فروش است. رسم خط مقاومت برای این که بتوانیم خط مقاومت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها ریزش کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط مقاومت را به هم وصل می‌کنیم خطی ایجاد می‌شود که به آن خط مقاومت می‌گوییم. با این روش می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، فروش را انجام دهیم.   در دوره آموزش تحلیل تکنیکال به زبان ساده، می‌توانید با حمایت و مقاومت در بازار بورس ایران و بازارهای جهانی، آشنا شوید.   حمایت و مقاومت استاتیک به سطوح حمایت و مقاومتی که در روند رنج و بازارهای خنثی اتفاق می‌افتند و افقی هستند، حمایت و مقاومت استاتیک می‌گوییم. در این سطوح، اگر خط ما کاملا افقی نباشد و حدود 10 درجه شیب داشته باشد، مشکلی ایجاد نمی‌شود.   عوامل بنیادی حمایت و مقاومت عوامل بنیادی، یکی از مهم‌ترین عواملی هستند که موجب ایجاد خطوط حمایت و مقاومت می‌شوند. موسسات و شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری، هیچ‌گاه سهام را بدون انجام تحقیقات زیاد، خریداری نمی‌کنند (ما هم باید مانند آن‌ها عمل کنیم). آن‌ها یک لیست قیمت برای خرید و فروش در بازار سرمایه دارند. زمانی که قیمت سهم به قیمت خرید موردنظر آن‌ها برسد آن‌ها خرید می‌کنند و زمانی که قیمت سهم به قیمت موردنظر آن‌ها برای فروش برسد، آن را می‌فروشند. به ظاهر این قضیه آسان است؛ اما این‌گونه نیست! حجم معاملاتی که آن‌ها دارند، بسیار بالا است. آن‌ها باید حجمی را برای خرید انتخاب کنند که بسیار بالا نباشد و موجب نوسانات بالا در بازار سرمایه نشود. به همین دلیل، آن‌ها خرید یا فروش خود را طی چند روز یا چند هفته، زمانی که قیمت به سطح موردنظر آن‌ها می‌رسد، انجام می‌دهند. به همین دلیل است که قیمت در بازار سهام، مانند پله‌برقی بالا و پایین می‌رود. روند بازار، در نقطه حمایت تغییر می‌کند، زیرا فشار خرید، قیمت را بالا می‌برد. این فشار خرید، از طریق شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند انجام می‌شود؛ زیرا آن‌ها سفارشات خود را در حجم بالا انجام می‌دهند. زمانی که خرید آن‌ها تمام شود، دیگر نقطه حمایتی وجود نخواهد داشت. روند بازار، در نقطه مقاومت تغییر می‌کند، زیرا فشار فروش، قیمت را پایین می‌کشد. زمانی که فروش شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند تمام شود، دیگر نقطه مقاومتی وجود نخواهد داشت. بنابراین، هر چه‌قدر تعداد برخورد قیمت به خط مقاومت بیشتر شود، احتمال کمتری وجود دارد که ادامه پیدا کند؛ زیرا این معامله‌گران بزرگ، سفارشات خود را تکمیل کرده‌اند.   با پول هوشمند آشنایی ندارید؟ مقاله زیر را بخوانید (+ فیلم آموزشی رایگان)   روانشناسی خطوط حمایت و مقاومت ترس و طمع را می‌توانیم دو عامل روانشناسی، در ایجاد خطوط حمایت و مقاومت بدانیم. ممکن است معامله‌گران در بازار سرمایه، بازگشت قیمت در نقطه مشخصی را که منجر به ضرر و کاهش سود آن‌ها شده است،به یاد داشته باشند. به همین دلیل، زمانی که دوباره قیمت به آن نقطه می‌رسد، از ترس ضرر و کاهش سود مجدد، معامله فروش را ثبت می‌کنند. از طرفی، امکان دارد معامله‌گران با استفاده از تحلیل‌های خود خرید کرده باشند. آن‎‌ها که قیمت را رو به رشد می‌بینند، از این که خرید بیشتری انجام نداده‌اند، پشیمان هستند. بنابراین، زمانی که قیمت دوباره به نقطه خرید آن‌ها می‌رسد، آن‌ها خرید می‌کنند و با افزایش تعداد خریداران، قیمت هم افزایش می‌یابد.   2 روش برای شناسایی نقاط حمایت و مقاومت از طریق 2 روش زیر، می‌توانیم به درستی نقاط حمایت و مقاومت را تشخیص دهیم. این‌گونه، معاملات موفق و سودمندی خواهیم داشت. 1. بررسی داده های گذشته قیمت‌ها و الگوهای گذشته، برای شناسایی خطوط حمایت و مقاومت بسیار مفید هستند. مهم است که الگوهای گذشته قیمت را از چند دوره زمانی تا زمان حال بررسی کنیم. این‌گونه، زمانی که این نقاط دوباره ظاهر می‌شوند، می‌توانیم آن‌ها را شناسایی کنیم. به یاد داشته باشید که همیشه و تنها نمی‌توانیم به داده‌های تاریخی اعتماد کنیم؛ زیرا شرایط در بازارهای مالی، به سرعت تغییر می‌کند. به همین دلیل، بهتر است به آن‌ها به عنوان یک ابزار کمکی نگاه کنیم. داده‌های تاریخی دیگری که به ما در شناسایی سطوح مقاومت و حمایت کمک می‌کنند، سطوح حمایت و مقاومت قبلی هستند. معمولا معامله‌گران، از حمایت‌ها و مقاومت‌های گذشته، به عنوان نشانه‌ای برای ورود به بازار یا خروج از آن استفاده می‌کنند. البته حمایت و مقاومت‌های قبلی، معیارهای قطعی بازار نیستند. نمودار نماد یا ارز مورد نظر را در نرم‌افزار معاملاتی مانند متاتریدر یا مفیدتریدر باز می‌کنیم. نقاطی را که در گذشته قیمت مکررا به آن‌ها واکنش نشان داده و تغییر کرده است، مشخص می‌کنیم. اگر می‌خواهید معاملات کوتاه‌مدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 3 تا 6 ماه گذشته را بررسی کنید. اگر می‌خواهید معاملات بلندمدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 12 تا 18 ماه گذشته را بررسی کنید.   2. اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال اندیکاتورهای قابل اعتمادی وجود دارند که به طور گسترده و عموما برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت، مورد استفاده قرار می‌گیرند. اندیکاتورهای زیر، بهترین اندیکاتورهایی هستند که برای شناسایی مناطق عرضه و تقاضا در تایم‌فریم‌های مختلف، استفاده می‌شوند: میانگین متحرک فیبوناچی پیوت پوینت   شکسته شدن خطوط حمایت و مقاومت زمانی که قیمت از سطح حمایت یا مقاومت خود عبور می‌کند، می‌گوییم این خط شکسته شده است. پس از مدتی که قیمت روند رنج را طی می‌کند، ممکن است شکست رخ دهد و روند صعودی یا نزولی را شروع کند. برخی معامله‌گران ممکن است به محض مشاهده شکست، خرید یا فروش را انجام دهند. اما شکست حمایت و مقاومت، همیشه معتبر نیست و ممکن است فقط جهشی کوتاه داشته باشد و دوباره به سطح حمایت و مقاومت خود باز گردد. در این مواقع، بهتر است منتظر بمانیم و معاملات خود را بالاتر از مقاومت و پایین‌تر از حمایت انجام دهیم؛ زیرا ممکن است شکست قیمت، کاذب باشد. ممکن است بگویید اگر در زیر حمایت بفروشیم، ضرر می‌کنیم و اگر در بالای مقاومت خرید کنیم، سهم را گران‌تر خریده‌ایم. در خرید ضرر نمی‌کنیم؛ زیرا اگر شکست معتبر باشد قیمت باز هم رشد خواهد داشت. اما برای این که در قیمت بهتری خرید کنیم یا با ضرر کمتری بفروشیم، می‌توانیم منتظر پولبک قیمت به سطح حمایت یا مقاومت قبلی بمانیم. تشخیص شکست حمایت و مقاومت برای تشخیص صحیح شکست حمایت و مقاومت، به دو کندل نیاز داریم: کندل شکست کندل تثبیتی به کندلی که از خط حمایت یا مقاومت عبور می‌کند، کندل شکست می‌گوییم. کندل تثبیت، کندلی است که بعد از کندل شکست می‌آید و کاذب یا معتبر بودن شکست را مشخص می‌کند. کندل شکست و کندل تثبیت، در شکست مقاومت باید هر دو مثبت و در شکست حمایت، هر دو منفی باشند. فراموش نکنید که اگر شکست معتبر حمایت یا مقاومت رخ دهد، حداقل به اندازه فاصله بین خط حمایت و مقاومت، افزایش یا ریزش رخ می‌دهد.   چرا حمایت و مقاومت شکسته می شود؟ معمولا حمایت و مقاومت، به علت رفتار معامله‌گران شکسته می شود. در نقطه مقاومت قبلی، بسیاری از معامله‌گران برای کسب سودهای کم، معاملات خود را بستند و فروش انجام دادند. با این تفکر که در نقطه مقاومت، قیمت ریزش می‌کند. اما این اتفاق، رخ نداد و قیمت افزایش یافت. معامله‌گرانی که فروخته‌اند، از کسب سود بیشتر محروم شده‌اند. حال آن‌ها هم مایل به خرید مجدد هستند. بنابراین، در این نقطه‌ی جدید، تقاضا افزایش یافته و خریداران بیشتر از فروشندگان می‌شوند. در نقطه حمایت، معامله‌گران شروع به خرید می‌کنند. با این تفکر که قیمت پس از برخورد به خط حمایت، افزایش خواهد یافت و آن‌ها سود خواهند کرد. اما این اتفاق رخ نداد و قیمت باز هم ریزش کرد. معامله‌گران که خود را در ضرر می‌بینند، شروع به فروش می‌کنند. این‌گونه تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شده و عرضه از تقاضا بیشتر می‌شود. تبدیل سطح حمایت و مقاومت به یکدیگر وقتی حمایت یا مقاومت شکسته می‌شود، قانون تغییر می‌کند. یعنی: زمانی که قیمت خط مقاومت خود را می‌شکند، خط مقاومت تبدیل به خط حمایت می‌شود. زمانی که قیمت خط حمایت خود را می‌شکند، خط حمایت تبدیل به خط مقاومت می‌شود. شکست فیک شکست فیک در حمایت و مقاومت، زمانی رخ می‌دهد که قیمت در این مناطق شکسته می‌شود؛ اما خریدار یا فروشنده واقعی وجود ندارد که موجب شکست حقیقی در حمایت یا مقاومت شود. معمولا سطوح حمایت و مقاومت قوی‌تر، پس از شسکت هم موجب ایجاد سطوح جدید قوی می‌شوند. حجم معاملات، تاثیر زیادی بر معتبر یا کاذب بودن شکست حمایت و مقاومت، ندارد.   در دوره تحلیل تکینکال به زبان ساده، با مثال‌هایی از بازار سرمایه، انواع شکست در سطوح حمایت و مقاومت را یاد بگیرید. شکست معتبر در خط مقاومت شکست معتبر در مقاومت زمانی رخ می‌دهد که: کندل شکست، کاملا بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بدنه کندل تثبیتی هم کاملا بالای خط مقاومت باشد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. اگر کندل تثبیتی منفی باشد، باید منتظر کندل تثبیتی بعدی باشیم. اگر کندل سوم…

    بورس

    قدرت خریدار در تابلوخوانی تابلو خوانی در واقع روشی است که از طریق آن می‌توانیم پول هوشمند از جمله قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم. ما از صفحه‌ی بورس برای تماشای اطلاعات قیمتی سهام، به صورت آنلاین استفاده می‌کنیم. این صفحه اطلاعاتی از جمله: قیمت لحظه‌ای سهام پیشنهاد‌ قیمت خرید سهام تعداد معامله حجم معامله تعداد خریدار، تعداد فروشنده و تمامی اطلاعاتی که یک شخص نیاز دارد را نمایش می‌دهد. در این مقاله بیشترین کار ما با بررسی تعداد خریدار و فروشنده است، از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم.     تکنیک های تابلو خوانی بازار بورس از مهم‌ترین روش‌ها برای کسب سود تابلو خوانی است. در این مقاله به تکنیک‌های تابلو خوانی خواهیم پرداخت. از مهم ترین تکنیک های تابلو خوانی شناسایی قدرت خریدار به فروشنده و پول هوشمند است که تقریبا هر دو یک مطلب را برای ما می‌رسانند و آن مطلب، ورود پول در سهام است. سهامی که پول مناسب وارد آن شود، قطعا قصد دارد رشد خوبی داشته باشد.   برای یادگیری تکنیک‌های بیشتر تابلو خوانی پیشنهاد می‌کنیم: آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی را تماشا کنید   قدرت خریدار به فروشنده سرانه مقدار خرید هر شخص نسبت به فروش را قدرت خریدار به فروشنده می‌گویند. هر سهامی در طول روز تعداد خریدار و فروشنده‌ای دارد که در تابلوی بورس آن را نمایش می‌دهد، این افراد حجم مشخصی از سهام شرکت را معامله کرده‌اند. برای پیدا کردن قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید هر شخص را محاسبه کنیم و با سرانه‌ی فروش هر شخص بسنجیم. از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار یا همان پول هوشمند را پیدا کنیم.   محاسبه قدرت خریدار و فروشنده برای محاسبه قدرت خریدار به فروشنده باید میانگین خرید هر شخص را به دست بیاوریم. در محاسبه‌ی قدرت خریدار به فروشنده، شخص حقیقی را در نظر می‌گیریم با خرید حقوقی فعلا کاری نداریم.     فرمول محاسبه قدرت خریدار به فروشنده برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید خرید تقریبی هر شخص را به دست ‌آوریم. با این روش می‌توانیم میانگین قدرت هر شخص را برای خرید یا فروش به دست بیاوریم. قدرت خریدار حقیقی به فروشنده حقیقی در واقع برای به دست آوردن قدرت خریدار، حجم خرید حقیقی را تقسیم بر تعداد خریداران حقیقی می‌کنیم. برای به دست آوردن قدرت فروشنده حجم فروش حقیقی را تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی می‌کنیم. اکنون مشخص می‌شود که هر خریدار و فروشنده هر کدام تقریبی چقدر قدرت خرید و فروش داشته است. اگر قدرت خریداران سه برابر فروشندگان باشد در آن سهام قدرت خریدار وجود دارد و باید سهام را زیر نظر بگیریم.     نحوه محاسبه قدرت خریدار و فروشنده اگر در سهامی قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد، قدرت خریدار بالا است. به طور مثال در سهام غپینو تعداد خریدار حقیقی 26 نفر و تعداد فروشندگان حقیقی 337 نفر است. برای به دست آوردن دقیق قدرت خریدار به فروشنده باید طبق روش زیر عمل کنیم: قدرت خریدار بورس برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد خرید حقیقی، تقسیم بر تعداد خرید حقیقی کنیم. قصد داریم قدرت خریدار به فروشنده سهام غپینو را به دست بیاوریم. ارزش معاملات روزانه سهام شرکت را بررسی می‌کنیم. ارزش معاملات امروز سهام شرکت 6 میلیارد 177 میلیون تومان بوده است. اکنون این مبلغ را ضربدر درصد خرید حقیقی می‌کنیم (قصد داریم با این روش میزان درصد خرید حقیقی را به دست بیاوریم).   درصد خرید حقیقی در سهام غپینو 100 درصد است، پس همان مبلغ ارزش معاملات به دست می‌آید، چون حقوقی در سهام غپینو خریدار نبوده است. حالا در مرحله‌ی آخر مبلغ درصد حقیقی را تقسیم بر تعداد خریدار حقیقی می‌کنیم یعنی 6 میلیارد 177 میلیون تومان را تقسیم بر 26 نفر که خریدار سهام هستند می‌کنیم. با این کار متوجه خواهیم شد هر خریدار میانگین چند میلیون تومان خرید داشته است.   سرانه خرید حقیقی اکنون میانگین خرید هر شخص در سهام غپینو 237 میلیون تومان است. خب بسیار ساده است، هیچ شخصی بدون اطلاع 237 میلیون خرید انجام نمی‌دهد، مشخص است میانگین 26 نفری که خرید کرده‌اند به هدف خاصی وارد سهام شرکت شده‌اند. قدرت فروشنده بورس برای به دست آوردن قدرت فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد فروش حقیقی، تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو ارزش معاملات 6 میلیارد 177 میلیون تومان است، این مبلغ را باید ضربدر درصد فروش حقیقی کنیم. فروش حقیقی در این سهام 70 درصد بوده است. اگر 6 میلیارد 177 میلیون را ضربدر 70 درصد فروش حقیقی کنیم مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان به دست می‌آید. حالا باید مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان را تقسیم بر 337 نفر فروشنده سهام کنیم تا میانگین فروش هر نفر را به دست بیاوریم.   در صورتی که هیچ‌گونه آشنایی با علم بورس را ندارید: پیشنهاد می‌کنیم آموزش گام به گام بورس با ویدیوی آموزشی رایگان را مشاهده کنید.   سرانه فروش حقیقی پس از تقسیم کردن می‌بینیم که میانگین فروش هر شخص در این سهام صرفا 12 میلیون است و مبلغ ناچیزی به حساب می‌آید، البته این مبلغ را باید نسبت به میانگین خریدار سنجید. نسبت قدرت خریدار به فروشنده برای نسبت قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید حقیقی و سرانه فروش حقیقی را با یکدیگر بررسی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو سرانه خرید هر شخص 237 میلیون سرانه فروش هر شخص 12 میلیون به سادگی متوجه شدیم که قدرت خریدار در سهام غپینو بسیار بالاست، زیرا هر خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است. یعنی هر خریدار می‌تواند 18 فروشنده را جوابگو باشد.     قدرت خریدار حقوقی خرید حقوقی در بازار نشان دهنده‌ی رشد سهام نیست. خرید حقوقی در بورس هزار دلیل خواهد داشت. معمولا خیلی از افراد در بازار بورس می‌گویند که حقوق فلان سهام را خریده است. یا مثلا می‌گویند امروز هم حقوقی خرید داشته است پس سهام حتما جذاب است یا قرار است به زودی رشد کند. نکته اصلی اینجاست، آیا حقوقی واقعا به قصد رشد دادن سهام، خرید می‌کند. نقشه خرید حقوقی نقش حقوقی در قدرت خریدار به فروشنده یا در روند آتی سهام اصلا قابل پیش بینی نیست. حقوقی اگر سهام را از صف فروش خرید کند، معمولا قصد دارد بازار را به تعادل برساند. حقوقی اگر در یک روز منفی شدید بازار بالای 60 درصد کل معاملات روزانه سهام شرکت را خرید کرده باشد، قطعا برای کنترل بازار دست به این خرید زده است. حتی ممکن است حقوقی برای گرفتن سیت مدیریتی در شرکت خرید کند. ممکن است حقوقی برای اینکه با شرکت مبادله انجام می‌دهد خرید کند. ممکن است حقوقی برای خالی کردن کدهای حقیقی خرید کند. پس به این نتیجه می‌رسیم خرید حقوقی سیگنال نیست، نکته: اصلا قصد تخریب خرید حقوقی را نداریم، صرفا نباید مخاطب خرید حقوقی را ملاک تصمیم‌گیری قرار دهد. قطعا در برخی از مواقع حقوقی برای رشد دادن سهام و جمع آوری شناور سهام خرید کند، پس خرید حقوقی بد نیست، صرفا باید کامل بررسی شود.   شناسایی پول هوشمند برای شناسایی پول هوشمند باید در ابتدا سرانه خرید و فروش را حساب کرده باشیم. به طور مثال زمانی که متوجه شدیم در سهام غپینو خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است مشخص است پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است. نکته مهم، اگر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد پول هوشمند محسوب می‌شود. اکنون در سهام غپینو 18 برابر است، پس نتیجه می‌گیریم که قدرت خریدار در این سهام بسیار بالاست و پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است.     اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده نسبت مثبت بودن یا منفی بودن کندل را محاسبه می‌کند. به طور مثال در اندیکاتور ADX از خط Di منفی و مثبت استفاده می‌کنیم تا تشخیص دهیم که میزان قدرت کدام بالاست. در واقع اگر Di مثبت بالاتر از Di منفی باشد قدرت خریدار، بیشتر از قدرت فروشنده است.   پیشنهاد می‌کنیم برای یادگیری جامع اندیکاتورها از جمله اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده مقاله اندیکاتور‌ها در بورس را مطالعه کنید.   بهترین فیلترهای بورس فیلتر به تحلیلگر کمک می‌‌کند که سهام‌هایی را که نشان‌های خاصی دارند پیدا کند. بهترین فیلتر در بورس، فیلتری است که بتواند ورود پول‌های کلان به سهام را برای شما نشان دهد. در واقع به شما کمک کند سهامی که پول هوشمند وارد آن شده است را پیدا کنید. فیلتر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده فیلتر قدرت خریدار به شما کمک می‌کند تا سهام‌هایی که خریداران سه برابر فروشندگان قوی هستند را پیدا کنید. این فیلتر بر اساس شخص حقیقی تنظیم شده است. ((ct).Buy_I_Volume/(ct).Buy_CountI)> 3* ((ct).Sell_I_Volume/(ct).Sell_CountI) این فیلتر را کافی است در قسمت فیلتر دیدبان سایت بورس قرار دهید، تا تمامی سهام‌هایی که قدرت خریدار بالایی دارند، برای شما لیست شوند. این فیلتر سهام‌هایی که قدرت خریدار آنها 3 برابر فروشنده است را لیست می‌کند. نویسندگان: مرتضی علی یاری و پریناز کپورچیان   پیشنهاد فرانش برای یادگیری و ورود به دنیای بورس دوره‌های آموزشی آقای مرتضی علی یاری که از مدرس‌های قدیمی و برجسته فرانش هستند، پیشنهاد می‌شود. مدرس بورس مرتضی علی یاری، تکنیکالیست و تریدر بازار سرمایه.    

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به شرکت دانش بنیان پردیس ونداد پارس است.

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش به مدت محدود

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش محدود

    شروع یادگیری


    حالت مطالعه در شب

    فرانش » بورس » امواج الیوت چیست؟ چگونه آن ها را تشخیص دهیم؟

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    آیا در مورد موج مردم ناآگاه در نظریه امواج الیوت، چیزی شنیده‌اید؟! این موج یکی از امواج الیوت است و الیوت، یکی از ابزارهای مورد علاقه تحلیلگران تکنیکال محسوب می‌شود؛ زیرا برای شناسایی روند بازار، بسیار مفید است.

    در این مقاله، به زبان ساده همراه با مثال، با تحلیل الیوت و دلایل محبوبیت آن آشنا می‌شویم. موج مردم ناآگاه؟ نگران نباشید، قصد داریم از آن هم صبحت کنیم.

    در پایان این مقاله، می‌توانیم امواج الیوت را به راحتی در نمودارهای تحلیل تکنیکال شناسایی کنیم و دچار موج ناآگاهان نشویم!

    چند مورد از مهم‌ترین مطالب این مقاله:

     

    شما می‌توانید سرفصل مدنظر خود برای یادگیری را از فهرست محتوای این مقاله انتخاب کنید تا به قسمت مربوطه هدایت شوید.

  • دی 365
  • نظریه موج الیوت، نظریه‌ای است که حرکات قیمت را در بازارهای مالی نشان می‌دهد. نظریه امواج الیوت می‌گوید:

    این نظریه، به‌همراه سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال، کمک می‌کند تا بهترین فرصت‌های معاملاتی را بیابیم و نقاطی را که در آن‌ها روند بازار تغییر می‌کند، شناسایی کنیم. نظریه امواج الیوت، در هر دو بازار صعودی و نزولی کاربرد دارد.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott)، یک حسابدار حرفه‌ای و تحلیلگر بازار سرمایه بود که سال‌های زیادی را به بررسی داده‌های مربوط به سهام‌های مختلف گذراند. الیوت، در زمان بازنشستگی خود در دهه 1930، به تحقیقات در زمینه بازارهای مال مشغول شد. او الگوهای موجی تکرارشونده‌ای را در حرکات قیمت سهام و رفتارهای معامله‌گران مشاهده کرد. رالف الیوت، به این نتیجه رسید که بازار سهام، رفتار آشفته ندارد و در یک الگوی تکراری رفتار می‌کند. از آن‌جایی که آقای الیوت این الگوها را بارها و بارها مشاهده کرد، او نظریه خود را به‌عنوان یک ابزار بالقوه برای پیش‌بینی حرکات قیمت آتی بازار، پیشنهاد کرد.

    در نهایت، نظریه امواج الیوت، در سال 1935 به شهرت رسید و اولین کتابی که در زمینه تحقیقات الیوت منتشر شد، کتاب اصل موج (The Wave Principle) بود.

    الیوت، سعی داشت تاکید کند نظریه‌ی او، هیچ قطعیتی در مورد حرکات آینده قیمت نشان نمی‌دهد؛ بلکه او معتقد بود این نظریه، کمک می‌کند بهتر آینده قیمت را پیش‌بینی کنیم. به اعتقاد او بازار در یک چرخه تکرارشونده حرکت می‌کند، که ناشی از تاثیرات بیرونی بر احساسات سرمایه‌گذاران است. او بر این باور بود که اگر بتوانیم الگوهای تکراری قیمت‌ها را به درستی تشخیص دهیم، آن‌گاه می‌توانیم بفهمیم که قیمت به چه سمتی خواهد رفت. به‌همین دلیل است که نظریه امواج الیوت، برای معامله‌گران جذاب است. الیوت معتقد بود همان‌طور که نیوتون در قانون خود اعلام کرد، هر عملی، عکس‌العملی دارد؛ بنابراین، برای هر حرکتی در بازار سرمایه، یک اصلاح وجود دارد.

    رالف الیوت، نظریه‌اش را تا حد زیادی شبیه به نظریه چارلز هنری داو (Charles Henry Dow) و الهام‌گرفته از نظریه او می‌دانست که می‌گفت: قیمت سهام، به‌طور معمول در امواج حرکت می‌کند. او نظریه خود را برای تکمیل نظریه چارلز داو ضروری می‌دانست.

     

    اگر قصد سرمایه‌گذاری در بازار بورس را دارید، برای شروع موفق، مقاله زیر را بخوانید (همراه با ویدیو)

    آموزش بورس رایگان از صفر + فیلم آموزشی گام به گام

     

    فراکتال (Fractal) به این معناست که با تغییر اندازه هر جزء، همان شکل اولیه را می‌توانیم تا بی‌نهایت ادامه دهیم و اگر اجزاء از ساختار اصلی جدا شوند، شباهت زیادی به ساختار اصلی خواهند داشت. به عبارت دیگر، فراکتال بیان می‌کند که هر اتفاقی در سطح کلان رخ می‌دهد، به‌صورت کوچک‌تر در سطوح دیگر هم رخ می‌دهد. اگر کمی به اطراف خود دقت کنیم، فراکتال را در طبیعت هم می‌بینیم. همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید،

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    همه این اجزای گیاه، به شکل یک الگوی تکراری ولی در اندازه‌های مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

    اما ساختار فراکتال چه ربطی به نظریه امواج الیوت دارد؟؟؟!!!

    نظریه امواج الیوت، برعکس نظریه داو، رفتار فراکتال یا سلسله‌ای را در بازار سرمایه بررسی می‌کند. ساختار فراکتالی، یکی از ویژگی‌های مهم امواج الیوت است و هر موج در نظریه الیوت، از موج‌های کوچک‌تری تشکیل شده است. این الگوها همیشه خود را تکرار می‌کنند. البته در بازار سرمایه، هیچ روندی تا همیشه ادامه نخواهد داشت و در یک نقطه، روند تغییر خواهد کرد.

     

    با استفاده از امواج الیوت، می‌توانیم بهترین نقطه برای ورود به هر بازار مالی را شناسایی کرده و بهترین زمان برای خروج از آن را هم تعیین کنیم. این‌گونه می‌توانیم سود خوبی در بازارهای مالی کسب کنیم و از ضررهای احتمالی پیشگیری کنیم. امواج الیوت، در همه بازارهای مالی کاربرد دارد:

    از آن‌جایی که مردم عادی در بازار سهام، دلار و سکه بیشتر حضور دارند، در این 3 بازار، امواج الیوت را بیشتر مشاهده می‌کنیم. 

     

    برای مشاهده فیلم آموزش امواج الیوت، روی عکس زیر کلیک کنید و منتظر بمانید.

    برای پخش شدن فیلم، روی عکس بالا کلیک کنید و منتظر بمانید.

     

    آقای الیوت بیان کرد که بازارهای روندی، در الگویی حرکت می‌کنند که به آن الگوی امواج 3-5 می‌گوییم.

    این امواج، به 2 دسته تقسیم می‌شوند:

    از این جهت که امواج 1 تا 5 همراه با روند هستند، فاز پیشرو را تشکیل می‌دهند و به این دلیل که امواج ABC خلاف روند هستند، فاز اصلاحی نامیده می‌شوند. این اتفاق، در هر دو روند نزولی و صعودی صدق می‌کند.

    در ادامه می‌خواهیم با این امواج آشنا می‌شویم؛ اما اجازه دهید برای درک بهتر این موضوع، آن‌ها را با یک مثال در بازار سهام، در امواج الیوت صعودی، توضیح دهیم. این‌گونه به راحتی با تاثیرات رفتار معامله‌گران در بازار سرمایه، آشنا می‌شوید.

    تصور کنید شرکتی مدیر خوبی ندارد. اعضای هیئت مدیره تصمیم به تغییر مدیر شرکت می‌گیرند. آن‌ها مدیر جدیدی را که سابقه مدیریتی خوبی دارد، انتخاب می‌کنند؛ اما این مسئله را عمومی نکرده و در حد مطرح‌کردن بین خود نگه می‌دارند. در ادامه، اتفاقاتی رخ می‌دهد که موجب ایجاد امواج الیوت می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    در موج اول، سهام شروع به حرکت افزایشی می‌کند. در موج اول، هیچ‌کس از رشد یا ریزش بازار خبر ندارد و اگر تغییری هم ایجاد شود، تحلیلگران ممکن است تنها دلیل آن را تقاضای بیشتر بدانند؛ اما در پشت پرده، اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است. به همین دلایل، موج اول را موج مافیا می‌نامند!

    اعضای هیئت مدیره می‌دانند که با حضور مدیر جدید، شرکت رونق گرفته و کسب و کار شرکت بهتر می‌شود. آن‌ها با کد بورسی اطرافیان خود، شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند؛ بنابراین حجم معاملات شرکت افزایش کلانی یافته و تقاضا برای سهام شرکت افزایش می‌یابد. به همین دلیل، براساس قانون عرضه و تقاضا، با افزایش میزان تقاضا، قیمت سهم افزایش می‌یابد.

    در موج دوم، مافیا و افراد پشت پرده، خریدشان به پایان رسیده است. به همین دلیل با کاهش میزان تقاضا و پیشی گرفتن میزان عرضه سهام شرکت کمی کاهش قیمت خواهد داشت.

    در موج دوم، خرید اعضای هیئت مدیره به پایان رسیده و آن‌ها به‌دنبال برکنارکردن مدیر فعلی و ورود مدیر جدید به شرکت هستند.

    موج سوم، معمولا مهم‌ترین و طولانی‌ترین موج است؛ زیرا در این مرحله، سهام توجه عموم مردم را جلب کرده است. به موج سوم، موج فعالان حرفه‌ای بازار و تحلیلگران تکنیکال و بنیادی گفته می‌شود. این موج، بلندترین و پرقدرت‌ترین موج در الیوت است که در اندیکاتور مکدی، بالاترین قله را دارد.

    با ورود مدیر جدید و تشکیل جلسه معارفه، او از برنامه‌های خود می‌گوید؛ مانند افزایش تولید، تاسیس نمایندگی‌های جدید و دریافت وام کم‌بهره. با انتشار خبرهای جلسه معارفه،

    براساس این نتایج، تحلیلگران بازار شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا

    در انتهای موج 3 و شروع موج 4، قیمت سهام به ارزش ذاتی که مدنظر تحلیلگران بنیادی است، می‌رسد. تحلیلگران تکنیکال هم با استفاده از فیبوناچی، هدف سهام را شناسایی کرده و به هدف خود رسیده‌اند. بنابراین، تحلیلگران فروش سهام را شروع کرده و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد و ریزش سهم شروع می‌شود. موج 4 مرحله تثبیت سود و بستن معامله (فروش) است.

    در موج پنجم، مردم بیشتری سهام را می‌خرند و سهام بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد. تعدادی از معامله‌گران در موج پنجم، شروع به ارائه دلایل غیرمنطقی برای خرید سهام می‌کنند و وقتی با نظر آن‌ها مخالفت می‌شود، سعی می‌کنند نظر مخالف را خفه کنند. در موج پنجم، سهام بیش از حد گران می‌شود و مخالفان سهام شروع به فروش سهم می‌کنند. این قسمت، جایی است که الگوی ABC شروع می‌شود.

    در موج 5، کسانی که هیچ اطلاعی از بازارهای مالی ندارند، با پرس‌وجو از اطرافیان این سهم را پرسود شناسایی کرده و در موج 5 شروع به خرید می‌کنند. رشد سهام در موج 5، هیچ دلیل بنیادی ندارد و دلیل تکنیکال آن هم فقط می‌تواند پیشی‌گرفتن تقاضا بر عرضه باشد. این جمله در موج 5 معروف است که در موج 5، مردم ناآگاه تحلیلگر می‌شوند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن

    در موج A، خرید مردم عادی تمام شده است و هیچ شخص حقوقی هم از سهام حمایت نمی‌کند؛ زیرا قیمت سهم گران است. به همین دلیل، سهم در موج A، ریزش می‌کند.

    پس از ریزش سهم در موج A، به این دلیل که سهام به کف موج 4 می‌رسد و در مرحله قبل در این موج رشد صورت گرفته است، کف موج 4 حمایت محسوب می‌شود و بنابراین، سهام در موج B رشد کوتاهی خواهد داشت.

    از طرفی، در موج B، عده‌ای که متوجه اشتباه خود شده‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا با افزایش نسبی در قیمت سهم، ضرر خود را جبران کنند و بدون هیچ سود یا ضرری از سهم خارج شوند. عده‌ای هم که قیمت‌های رویایی برای خود درنظر گرفته‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا سود زیادی کسب کنند!!!

    در موج C، افراد دسته اول سهام خود را می‌فروشند و در نقطه سربه‌سر از سهم خارج می‌شوند. در انتهای موج C، افراد دسته دوم هم که از دست‌یابی به رویاهای خود ناامید شده‌اند، با ضررهای بزرگ از سهم خارج می‌شوند. در صورتی که تحلیلگران در موج C، قیمت سهم را ارزشمند می‌دانند و موقعیت را برای خروج مناسب نمی‌دانند؛ زیرا سهم در این نقطه، پایین‌تر از ارزش ذاتی قرار دارد. به همین دلیل، در انتهای موج C تحلیلگران و مافیای بازار شروع به خرید سهم می‌کنند.

     

     

    در بین موج‌های الیوتی، می‌تواند موج‌های کوچک‌تری که به آن ریز موج می‌گوییم، تشکیل شود. ریزموج ها، کوچک‌ترین موج‌هایی هستند که می‌توانیم روی نمودار ببینیم و موج‌هایی با درجات کوچک‌تر از موج‌های اصلی هستند. بهتر است اعداد یا حروف ریزموج‌ها را داخل پرانتز بنویسیم.

    امواج زیر با ریزموج‌های خود یک سیکل (چرخه) کامل امواج الیوت را می‌سازند:

    در تصویر زیر، یک سیکل کامل امواج الیوت را با ریزموج‌های آن می‌بینید. برای جلوگیری از پیچیدگی امواج، فقط یکی از ریزموج‌ها را نامگذاری کردیم.

     

    در نظریه امواج الیوت، 3 قانون وجود دارد که غیرقابل تغییر هستند. از آن‌جایی که کلید استفاده از نظریه موج الیوت، شناسایی صحیح امواج است، این 3 قانون را همیشه به یاد داشته باشبد.

    موج 3، هیچ‌گاه کوتاه‌ترین موج پیشرو (Impulsive)، نسبت به موج 1 و 5، نخواهد بود.

    موج 2، هیچ‌گاه پایین ‌تر از ابتدای موج 1 قرار نخواهد گرفت.

    انتهای موج 4، نباید هیچگاه از انتهای موج 1 عبور کند. به عبارت دیگر، موج 4 هرچه‌قدر بخواهد، می‌تواند خود را اصلاح کند، اما نباید انتهای موج 1 را به سمت پایین بشکند. به همین دلیل، ما هر موجی را موج 1 نمی‌نامیم؛ زیرا در برخی از آن‌ها انتهای موج 4 بلندتر از انتهای موج 1 است.

    تعدادی از قوانین هم وجود دارند که می‌توانند نقض شوند، اما مشکلی ایجاد نمی‌کنند:

     

    اگر با الگوهای تحلیل تکنیکال آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان الگوها در تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

    اندیکاتور مکدی (MACD)، ابزار موج شمار در نظریه امواج الیوت است.

    در اندیکاتور مکدی بین موج 3 و موج 5، واگرایی وجود دارد. منظور از واگرایی این است که نمودار قیمت و اندیکاتور، خلاف یکدیگر حرکت می‌کنند. وقتی اندیکاتور واگرایی را نشان دهد، به این معناست که در قیمت، تغییر ایجاد می‌شود.

     

    در قانون دوم نظریه الیوت گفتیم که: اگر موج 3 بلندترین نمودار در امواج الیوت نبود، نباید کوتاه‌ترین موج هم باشد. منظور از اندازه امواج الیوت، اختلاف قیمت انتهای یک موج، با انتهای موج قبلی آن است؛ نه طول موج‌ها. طول خطوط اصلی در نمودارهای خطی و کندل استیک برای ما اهمیت ندارد؛ زیرا آن‌ها فقط تعداد روز را نشان می‌دهند و هنگام استفاده از این نمودارها، باید ارتفاع خطوط را محاسبه کنیم.

    بنابراین، زمانی که نسبت به اندازه صحیح امواج مشکوک بودید، شیب امواج الیوت را بررسی کنید. اگر اختلاف زیادی بین آن‌ها وجود داشت، ارتفاع آن‌ها را بررسی کنید.

    برای آسان‌تر شدن این مسئله، به ارتفاع میله‌های اندیکاتور مکدی در امواج 3 و 5 دقت کنید. طول میله‌های موج 3 در اندیکاتور مکدی، باید از طول میله‌های موج 5 و موج 1 بزرگ‌تر باشد.

     

    در مقاله زیر با بهترین اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال و بورس آشنا شوید.

    آموزش اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال

     

    زمانی که موج 1 و 2 را داریم، برای پیدا کردن موج 3، از ابزار فیبوناچی استفاده می‌کنیم. در امواج الیوت، انتظار داریم بازار به اهداف بلندمدت فیبوناچی برسد؛ زیرا موج 3، موج بلند بازار است. به این دلیل که موج 3، بلندترین موج در امواج الیوت است، انتظار داریم موج 3 تا حدود 261 و 423 فیبوناچی رشد داشته باشد.

    در امواج الیوت، موج‌های اصلاحی، تا حدود 38% فیبوناچی حرکت می‌کنند.

     

    اگر با فیبوناچی آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و بورس

     

    برای تشخیص امواج الیوت، از اندیکاتور مکدی کمک می‌گیریم. برای این کار، مراحل زیر را به ترتیب طی می‌کنیم:

    هدف ما این است که در موج 3 که موج تحلیلگران است، وارد بازار شویم. پس از تشخیص موج 3، می‌توانیم با استفاده از فیبوناچی، انتهای موج 3 را شناسایی کنیم.

     

    زمانی که قصد استفاده از روش تحلیل الیوت در بازار بورس را داریم، بهتر است:

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    در تکمیل مطالب مطرح‌شده در این مقاله، 8 نکته مهم را برای شما مطرح می‌کنیم:

    پیشنهاد فرانش به شما
    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

     

    ما در این مقاله سعی کردیم شما را با نظریه امواج الیوت آشنا کرده و مهم‌ترین مباحث آن را به زبان ساده بیان کنیم. هدف ما این بود که شما به راحتی و بدون اصطلاحات پیچیده، این نظریه را بیاموزید و با کاربرد درست آن، سرمایه‌گذاری‌های موفقی در بازارهای مالی داشته باشید. امیدواریم این وظیفه را به درستی انجام داده باشیم.

     

    اگر می‌خواهید با نظریه امواج الیوت آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم دوره تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت) را مشاهده کنید. این دوره توسط آقای مرتضی علی‌یاری از مدرسین قدیمی و برجسته فرانش تدریس می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    مسیر یادگیری پیشنهادی فرانش، برای شما

    مدیر دیجیتال مارکتینگ

    2 دیدگاه

    سخت اما عالی بود 🙏

    پاسخ

    الیوت از سخت ترین مباحث تکنیکال هست،
    امید وارم لذت برده باشید

    مطالعه مقاله‌های مشابه

    بورس

    باند بولینگر چیست؟ باند بولینگر (Bollinger Band)، یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال و یک اندیکاتور روندنما است. Bollinger Band، به معنای انحراف معیار یا واریانس است و توسط جان بولینگر (John Bollinger)، تحلیلگر تکنیکال حرفه‌ای، در دهه 1980 میلادی، ارائه شد. باندهای بولینگر، نوسانات بازار را اندازه می‌گیرند و شرایطی را که در آن بازار در وضعیت بیش‌فروش یا بیش‌خرید قرار دارد، شناسایی می‌کنند. می‌توانیم بگوییم که باندهای بولینگر، مانند خطوط حمایت و مقاومت دینامیک عمل می‌کنند.   چگونه از باند بولینگر استفاده کنیم؟ باندهای بولینگر، می‌توانند برای تعیین چگونگی روند صعودی یک دارایی استفاده شوند. همچنین نقاطی را که روند تغییر می‌کند یا قدرت خود را از دست می‌دهد، به ما نشان می‌دهد. اگر یک روند صعودی به اندازه کافی قوی باشد، به‌طور منظم به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت به باند بالایی برخورد می‌کند، نشان می‌دهد که قیمت از این باند هم بالاتر می‌رود و معامله‌گران می‌توانند از این فرصت برای تصمیمات خرید خود، استفاده کنند. باندهای بولینگر می‌توانند برای تعیین قدرت ریزش قیمت یک دارایی، استفاده شوند. همچنین می‌توانند زمانی را که به‌طور بالقوه قیمت در آستانه تغییر روند قرار دارد، نشان دهند. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که فروش دارایی، قدرت زیادی دارد. اما اگر قیمت در باند پایینی حرکت کند یا از برخورد به آن ناکام بماند، نشانه‌ای از این است که روند نزولی، درحال از دست دادن قدرت خود است.   کاربرد اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور بولینگر باند، در همه بازارهای معاملاتی قابل استفاده است. از آن‌جایی که در برخی از بازارهای سرمایه محدوده نوسان قیمت وجود ندارد، باند بولینگر در بازارهایی که محدوده نوسان قیمت ندارند، مانند بازار فارکس، بسیار کاربردی است. این اندیکاتور، با استفاده از اطلاعاتی که از قیمت‌های گذشته‌ی بازار به دست می‌آورد، با دقت بالایی، حرکت بعدی بازار را برای ما شناسایی می‌کند و می‌گوید که کندل بعدی، در چه محدوده‌ای قرار می‌گیرد. با این که وظیفه اصلی بولینگر باند سیگنال‌دهی نیست، اما می‌توانیم از آن برای دریافت سیگنال‌های معاملاتی، استفاده کنیم. باندها در این اندیکاتور، در شناسایی شروع یک روند و پایان آن، به ما کمک می‌کنند. این ویژگی، Bollinger Bands را به یک اندیکاتور چندکاربرده تبدیل می‌کند.   اجزای باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، از 3 جز تشکیل می‌شود: باند بالایی (سقف) خط میانی (یک میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average – SMA) است) باند پایینی (کف) باندهای بالایی و پایینی، مقدار نوسانات یا درجه تغییر قیمت را در طی زمان مشخصی، اندازه‌گیری می‌کنند. به این دلیل که باندها میزان تغییرات قیمت را اندازه می‌گیرند، باندها به صورت خودکار، با تغییر وضعیت بازار، تنظیم می‌شوند. با افزایش نوسانات و تغییرات قیمت در بازار، باندها از یکدیگر دور می‌شوند و فاصله می‌گیرند. هرچه‌قدر باندها فاصله بیشتری داشته باشند، نوسان بیشتر است.   افزودن اندیکاتور باند بولینگر برای افزودن اندیکاتور باند بولینگر، در نرم‌افزارهای معاملاتی، به روش زیر عمل می‌کنیم: درج (Insert) اندیکاتورها (Indicators) اندیکاتورهای روندی (Trends) Bollinger Bands   تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند پس از افزودن بولینگر باند، در قسمت تنظیمات، با 3 قسمت روبه‌رو می‌شویم: تناوب (Period) انحرافات (Deviations) اعمال به (Apply to) 1. تناوب تناوب، به تعداد میله‌ها یا کندل‌هایی که اندیکاتور باند بولینگر از آن‌ها میانگین می‌گیرد، گفته می‌شود. در اکثر برنامه‌های معاملاتی، تناوب روی 20 قرار می‌گیرد. این دوره تناوب، برای اکثر معامله‌گران، خوب عمل می‌کند. اما شما می‌توانید پس از این که در استفاده از باند بولینگر تجربه کسب کردید، دوره‌های تناوب متفاوتی را امتحان کنید تا به ساختار موردنظر خود دست یابید. در بازار فارکس، می‌توانیم تناوب را روی 40 هم قرار دهیم. جان بولینگر، یک تناوب بهینه و مناسب را بین 20 تا 21 پیشنهاد کرده است. او هشدار داده که تناوب‌های کمتر از 10، نتایج خوبی را ارائه نمی‌دهند. 2. انحرافات با قراردادن اعداد مختلف در قسمت انحرافات، مقدار خروجی نمودار قیمت (یا کندل‌ها) از خطوط سقف یا کف باند بولینگر هم تغییر می‌کند. با کاهش مقدار عدد در بخش انحرافات، کندل‌ها، بیشتر از خطوط باند بولینگر خارج می‌شوند. باندهای بالایی و پایینی هم به‌طور پیش‌فرض، با 2 انحراف معیار از میانگین متحرک، حرکت می‌کنند. 3. اعمال به در این قسمت، با انتخاب یکی از گزینه‌ها، به باند بولینگر می‌گوییم، که داده‌های خود را از کدام بخش قیمت در بازار، دریافت کند. برای مثال با انتخاب گزینه Close، باند بولینگر از داده‌های قیمت بسته‌شدن برای میانگین گرفتن، استفاده می‌کند. پیشنهاد می‌شود در این بخش، گزینه Typical Price را انتخاب کنیم. با این روش، بولینگر باند برای میانگین گرفتن، از همه قسمت‌های یک کندل، استفاده می‌کند.   بهترین تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند بهترین تنظیمات برای باند بولینگر، به شرح زیر است: معاملات کوتاه‌مدت: تناوب 10 و انحراف معیار 1.5 معاملات میان‌مدت: تناوب 20 و انحراف معیار 2 معاملات درازمدت: تناوب 50 و انحراف معیار 5.5 همچنین شما می‌توانید از اعداد دیگری هم استفاده کنید؛ تا به عددی که برای نوع معاملات شما و بازار معاملاتی موردنظر شما مناسب است، دست یابید.   مفهوم فشار در باند بولینگر زمانی که باندها به یکدیگر نزدیک می‌شوند، خط میانگین متحرک، جمع می‌شود؛ که به آن فشار یا Squeeze می‌گوییم. فشار، مفهوم مرکزی در Bollinger Bands است و موقعیتی را نشان می‌دهد که نوسان کم شده است و معامله‌گران به آن به عنوان نشانه خوبی برای فرصت‌های معاملاتی، نگاه می‌کنند. با کاهش نوسانات و تغییرات کمتر در قیمت، باندها به هم نزدیک می‌شوند. هرچه‌قدر باندها فاصله کمتری داشته باشند، نوسان کمتر است.  زمانی که قیمت به باند پایینی نزدیک می‌شود، بیش‌فروش وجود دارد و تعداد فروشندگان بیشتر است. در این موقعیت، عرضه بر تقاضا، پیشی می‌گیرد.  زمانی که قیمت به باند بالایی نزدیک می‌شود، بیش‌خرید وجود دارد و تعداد خریداران بیشتر است. در این موقعیت، تقاضا بر عرضه، پیشی می‌گیرد. زمانی که نوسانات بازار کم شده و باندها به هم نزدیک می‌شوند، پس از آن، باید منتظر یک روند بسیار شارپ و هیجانی باشیم. این تغییر روند، ممکن است صعودی یا نزولی باشد. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند پایینی حرکت کنند، روند نزولی شروع می‌شود. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند بالایی حرکت کنند، روند صعودی شروع می‌شود. همان‌طور که در تصویر زیر می‌بینید، پس از این که باندها به یکدیگر نزدیک شدند، بعد از آن یک صعود بسیار شارپ رخ داده است. بنابراین: نزدیک‌شدن باندها به‌یکدیگر، به ما هشدار شروع روند جدید را می‌دهد. افزایش چشمگیر در فاصله بین باندها، می‌تواند به ما پایان یک روند را نشان دهد.   استراتژی معامله با باند بولینگر در هر یک از روندهای صعودی یا نزولی، باید استراتژی مخصوص به آن را داشته باشیم. در زیر، با این استراتژی‌ها آشنا می‌شویم. معامله با بولینگر باند در روند صعودی بیشتر تحلیلگران تکنیکال می‌خواهند از روندهای صعودی قوی، سود کسب کنند؛ پیش از آن که روند معکوس شود. اگر یک روند صعودی قوی باشد، قیمت به طور مرتب، به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت در روند صعودی، از ساخت یک قله جدید بالاتر از قله قبلی ناتوان بود، معامله‌گران تمایل دارند که سهام یا ارز خود را بفروشند. به این دلیل که نشانه‌ای از کاهش قدرت روند است و آن‌ها هم می‌خواهند از کاهش میزان سود خود، جلوگیری کنند. معامله‌گران رفتار روند صعودی را مشاهده می‌کنند، تا قدرت یا ضعف در روند را ببینند و زمانی را که روند معکوس می‌شود، آن را تشخیص دهند. معامله با بولینگر باند در روند نزولی از Bollinger Bands، می‌توانیم برای تعیین قدرت روند نزولی استفاده کنیم و تشخیص دهیم که چه‌زمانی، روند نزولی، معکوس می‌شود. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که میزان فروش، همچنان بالاست. زمانی که قیمت زیر خط میانگین متحرک حرکت می‌کند و سپس به باند پایینی نزدیک می‌شود، روند نزولی بسیار قوی است. در یک روند نزولی قوی، قیمت نباید به باند بالایی نزدیک شود و اگر این اتفاق رخ دهد، نشانه‌ای از تغییر روند یا کاهش قدرت روند است. زمانی که قیمت از برخورد یا نزدیک‌شدن به باند پایینی عاجز شود، می‌تواند هشداری برای کاهش قدرت روند نزولی باشد. بسیاری از معامله‌گران، از معامله در روند نزولی، خودداری می‌کنند. آن‌ها زمانی که روند شروع به تغییر می‌کند، به دنبال فرصتی برای خرید و ورود به بازار هستند. روند نزولی، ممکن است برای مدتی کوتاه، برای مثال چند دقیقه تا چند ساعت، یا مدت طولانی، مثل چند ماه یا حتی چند سال طول بکشد. سرمایه‌گذاران باید هر نشانه‌ای از تغییر روند را در اولین فرصت شناسایی کنند. اگر باندهایی پایینی روند نزولی ثابتی را نشان دهند، باید آگاه باشیم تا از ورود به معامله‌ی خرید، اجتناب کنیم.   شما می‌توانید در دوره تحلیل تکینکال پیشرفته: اندیکاتورها، روش معامله با اندیکاتور باند بولینگر را یاد بگیرید.   استراتژی باند بولینگر و RSI برخی از تحلیلگران تکنیکال، در استراتژی معاملاتی خود با اندیکاتور بولینگر باند، از اندیکاتورهای دیگری همچون RSI هم استفاده می‌کنند. Bollinger Bands در ترکیب با اندیکاتور RSI، به تایید قدرت نسبی روند، کمک می‌کند. اگر قیمت در بولینگر باند به باند بالایی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال فروش داده شده است. اگر RSI هم روند صعودی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال خرید صادر شده است. اگر قیمت در باند بولینگر به باند پایینی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال خرید داده شده است. اگر RSI هم روند نزولی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال فروش صادر شده است.   M-Top به زبان ساده، M-Top، شبیه به الگوی دوقله است؛ با این تفاوت که هر دو قله، برابر نیستند. قله اول، می‌تواند بالاتر یا پایین‌تر از قله دوم، قرار بگیرد. در این الگو، زمانی که قیمت، یک قله جدید می‌سازد، ما به دنبال نشانه‌های عدم تایید هستیم. اجازه دهید مراحل تشکیل این الگو را توضیح دهیم. فرایند عدم تایید، در 3 مرحله رخ می‌دهد: در مرحله اول، قیمت واکنش بیش از حدی نشان می‌دهد و از باند بالایی، مقداری فاصله می‌گیرد. در مرحله دوم، قیمت به خط میانی، پولبک می‌زند (مانند یک خط حمایت عمل می‌کند). در مرحله سوم، قله‌ای که تشکیل می‌شود، نمی‌تواند از باند بالایی خارج شود. این اتفاق، یک نشانه هشدار است. ناتوانی قله دوم در عبور از باند بالایی، شروع یک روند نزولی را هشدار می‌دهد. تایید نهایی، با شکست خط حمایت (پولبک به خط میانی) انجام می‌شود.   W-Top در الگوی W-Top، دره دوم پایین‌تر از دره اول قرار دارد؛ اما بالاتر از باند پایینی حرکت می‌کند. ابتدا، قیمت به باند پایینی، واکنش نشان می‌دهد. این دره، معمولا، نه همیشه، پایین‌تر از باند پایینی قرار می‌گیرد. دوم، قیمت به باند میانی، جهش می‌کند و به آن پولبک می‌زند (خط مقاومت). سوم، قیمت دره جدیدی را تشکیل می‌هد؛ اما از باند پایینی، عبور نمی‌کند. توانایی قیمت در حفظ خود بالاتر از باند پایینی، نشان می‌دهد که ریزش اخیر، قدرت کمتری داشته است. چهارم، قیمت با عبور از خط مقاومت و شکست آن، روند صعودی خود را آغاز می‌کند.   پیشنهاد می‌کنیم در مقاله زیر، با الگوهای تحلیل تکنیکال، از مقدماتی تا پیشرفته، آشنا شوید.   نکات کلیدی بولینگر باند قیمت‌ها، تمایل دارند که در میان باندها حرکت کنند؛ یعنی قیمت به یک باند برخورد کرده و سپس به سمت باند دیگر می‌رود. برای مثال قیمت به باند پایینی برخورده کرده و از میانگین متحرک عبور می‌کند. هدف ما برای کسب سود، برخورد قیمت به باند بالایی می‌شود. در روندهای قوی، قیمت ممکن است از باندها خارج شود و مدتی در آن‌جا باقی بماند. درحالی که اگر قیمت به سرعت از باند خارج شده و سریع به آن بازگردد، نمی‌توانیم روند را قوی بدانیم.   3 محدودیت اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، یک سیستم معاملاتی مستقل نیست. این اندیکاتور فقط به معامله‌گران، اطلاعاتی درباره نوسانات قیمت نشان می‌دهد. یکی از محدودیت‌های Bollinger Bands، این است که این اندیکاتور، واکنشی است و پیش‌گویی نمی‌کند و باندها به تغییرات در حرکت‌های قیمت، واکنش نشان می‌دهند. بولینگر باند، مانند اکثر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال، تاخیری است. به این دلیل که این اندیکاتور، براساس یک مووینگ اوربج ساده عمل می‌کند؛ که از چند کندل یا میله در قیمت، میانگین می‌گیرد. اگرچه معامله‌گران ممکن است از باندها برای اندازه‌گیری روند استفاده کنند، این ابزار، نمی‌تواند تنها ابزار برای پیش‌بینی قیمت استفاده شود. جان بولینگر پیشنهاد می‌کند که در کنار…

    بورس

    ارز دیجیتال چیست؟ ارز دیجیتال (Digital Currency یا Crypto Currency) شکلی از ارز است که فقط در فضای دیجیتال یا الکترونیکی در دسترس است. ارزهای دیجیتال نامشهود هستند و تنها می توانند با استفاده از رایانه یا کیف پول الکترونیکی که متصل به اینترنت یا شبکه‌های خاصی باشند، معامله شوند. ارزهای دیجیتال برعکس ارزهای فیزیکی، مانند اسکناس‌ها و سکه‌ها، هستند که معاملات آن‌ها را کسی که مالکیت فیزیکی آن‌ها را برعهده دارد، انجام می‌دهد. به ارز دیجیتال، پول دیجیتال (Digital Money)، پول الکترونیکی (Electronic Money)، ارز الکترونیکی (Electronic Currency) یا پول نقد سایبری (Cyber Cash) هم می‌گویند. ارزهای دیجیتال یا ارز رمزنگاری شده (Virtual Currency)، از طریق روش‌‎های رمزنگاری، محافظت می‌شوند. این روش موجب می‌شود تا جعل و تقلب در آن‌ها، تقریبا غیرممکن شود. بسیاری از ارزهای دیجیتال، شبکه‌های غیرمتمرکزی بر پایه تکنولوژی بلاک چین هستند. این شبکه‌ها، توسط افراد و کامپیوترهایی که به آن‌ها نود (Node) می‌گویند، کنترل می‌شوند. غیرمتمرکز در ارز دیجیتال به چه معناست؟ منظور از غیرمتمرکز در ارز دیجیتال، این است که توسط یک فرد، گروه یا نهاد مرکزی، کنترل نمی‌شود. یکی از ویژگی‌های ارزهای دیجیتال، این است که آن‌ها معمولا توسط هیچ سازمان مرکزی صادر نمی‌شوند و از دخالت و دستکاری دولت‌ها، محفوظ هستند. به این معنی که برخلاف ارزهای فیزیکی، همچون دلار و یورو، هیچ مرجع مرکزی برای آن وجود ندارد؛ که یک ارز دیجیتال را مدیریت کرده و قیمت آن را کنترل کند. در عوض، این وظایف را کاربران ارز دیجیتال که در سراسر دنیا حضور دارند، از طریق اینترنت انجام می‌دهند. این ارزها، به دارایی‌ها و سرمایه‌های قابل مشاهده در دنیای واقعی و فیزیکی، وابسته نیستند. این عدم وابستگی به دنیای فیزیکی، باعث می‌شود تا ارزهای دیجیتال نوسانات زیادی داشته باشند. برای مثال در جولای سال 2019، بیت‌کوین 530 دلار یا حدود 5%، در طول 40 دقیقه کاهش قیمت داشت. با این که گمانه‌زنی‌هایی درباره آن وجود دارد، اما پاسخ قطعی برای آن یافت نشد! اگر چه خرید ارز دیجیتال می‌تواند برای ما سودآور باشد، بدون تحقیقات لازم و درک چگونگی عملکرد این سیستم، می‌تواند ریسک بالایی هم برای ما داشته باشد.   3 کاربرد ارز دیجیتال به طور کلی، می‌‎توانیم کاربردهای ارز دیجیتال را در 3 دسته‌ی زیر قرار دهیم: پرداخت صورت‌حساب‌ها: ارز دیجیتال، مانند هر ارز دیگری می‌تواند برای پرداخت هزینه‌ی خدمات و محصولات مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، از بیت کوین می‌توان برای سیستم‌های آنلاین خاصی مانند سایت‌های مسافرتی (CheapAir ،Expedia و Travalla)، الکترونیکی (Overstock ،Purse و Newegg)، غذا (BurgerKing ،Lieferando و Subway)، کارت‌های هدیه ( eGifter،Gyft و GyftOff) و سایت‌هایی مانند مایکروسافت، شاپیفای و ویکی‌پدیا، استفاده کرد. انتقال پول: ارزهای دیجیتال، همه ویژگی‌های ذاتی ارزهای فیزیکی را دارا می‌باشند. با استفاده از آن‌ها می‌توانیم معاملات جهانی را در سیستم‌ها و شبکه‌هایی که از این نوع ارزها پشتیانی می‌کنند، انجام دهیم. برای مثال فردی که ساکن آمریکا است، می‌تواند هزینه‌ای را که باید به یک شخص در سنگاپور پرداخت کند، با استفاده از ارز دیجیتال انجام دهد. به شرطی که هر دوی آن‌ها به شبکه یکسانی که برای انتقال ارز دیجیتال مورد نیاز است، متصل باشند. بنابراین، یک ارز دیجیتال، می‌تواند واسطه‌ای برای مبادلات مالی ما هم باشد. این ارزها به ما این امکان را می‌دهند تا با استفاده از توکن‌های مجازی، به سیستم‌های پرداخت آنلاینی که امن و ایمن هستند، دسترسی داشته باشیم. سرمایه‌گذاری: ارز دیجیتال می‌تواند یکی از روش‌های سرمایه‌گذاری هم برای ما باشد. دیوید زیلر، یکی از متخصصان ارز دیجیتال، می‌گوید: شناخته‌شده‌ترین ارز دیجیتال یعنی بیت‌کوین، یک ارز امن و غیرمتمرکز است که به یک مخزن باارزش، مانند طلا، تبدیل شده است.   بلاک چین در ارز دیجیتال فناوری بلاک چین، یک دفتر کل متن‌باز و توزیع‌شده است، که تراکنش‌های مالی را براساس کدهای خاصی ثبت می‌کند. این کدها مانند اثر انگشت ما انسان‌ها، برای هر تراکنش، منحصربه‌فرد هستند. هر تراکنش مالی در یک بلاک ثبت می‌شود. پس از تایید تراکنش، بلاک جدید، به بلاک‌های قبل از خود متصل می‌شود. این‌گونه یک زنجیره از بلاک‌ها را به وجود می‌آورند؛ که به آن بلاک چین یا زنجیره بلاک‌ها می‌گوییم. تصور کنید شما یک دفتر دارید و هر پولی را که خرج می‌کنید یا دریافت می‌کنید، در آن یادداشت می‌کنید. اگر هر صفحه را مانند یک بلاک در نظر بگیریم، کل دفتر ما شامل صفحاتی می‌شود که هر کدام یک بلاک هستند و کل دفتر ما تبدیل به یک بلاک چین می‌شود. این را بوچی اکورو (Buchi Okoro) مدیرعامل و هم‌بنیانگذار ارز دیجتال آفریقایی، کویداکس (Quidax)، می‌گوید. بنابراین، با استفاده از بلاک چین، هر شخصی که از یک ارز دیجیتال استفاده می‌کند، نسخه خود را از این دفتر دارد. در این دفتر، سوابق تراکنش‌ها به صورت یکپارچه، نوشته شده‌اند. نرم‌افزار هر تراکنش جدید بلاک چین را دقیقا به همان صورتی که رخ می‌دهد، گزارش می‌کند. همچنین به هر نسخه کپی‌شده از آن بلاک چین، اطلاعات جدید اضافه می‌شود و تمامی تراکنش‌ها یکسان و دقیق نگه داشته می‌شوند. برای این که از تقلب و دستکاری در هر بلاک جلوگیری شود، با استفاده از یکی از تکنیک‌های اعتبارسنجی اصلی، یعنی اثبات کار (Proof Of Work) یا اثبات سهام (Proof Of Stake)، تراکنش بررسی می‌شود. اثبات کار و اثبات سهام، دو روش اعتبارسنجی مختلف برای تایید تراکنش‌ها، قبل از اضافه‌شدن آن‌ها به زنجیره بلاک‌ها، هستند. ارزهای دیجیتال معمولا یا از اثبات کار یا اثبات سهام، برای تایید تراکنش‌ها استفاده می‌کنند.   اثبات کار اثبات کار (Proof Of Work یا POW)، روشی برای بررسی تراکنش‌ها در یک بلاک چین است که براساس کار انجام‌شده، ماینرها ارز دیجیتال را به عنوان پاداش، دریافت می‌کنند. ماینرها کسانی هستند که ارز دیجیتال را استخراج می‌کنند. آن‌ها افرادی هستند که توان محاسباتی بالایی در کامپیوتر و دستگاه‌های خود دارند. این افراد معادلات رمزنگاری‌شده را حل می‌کنند و بلاک جدیدی به دفترکل زنجیره بلاک‌‌ها، اضافه می‌شود. کسی که توان کامپیوتری بیشتری دارد، شانس بیشتری برای انتخاب شدن و برنده‌شدن در رقابتِ روش اثبات کار دارد. اولین کسی که جواب معمای ریاضی را به درستی پیدا کند، با تعداد کمی از ارز دیجیتال، پاداش می‌گیرد. اعتباریابی و ثبت تراکنش‌های جدید که در شبکه انجام می‌شود، آسان نیست. این وظیفه را در ارزهای فیزیکی، بانک‌ها و موسسات مالی انجام می‌دهند. بنابراین، در ارزهای دیجیتال برای متقاعدکردن افراد برای همکاری و کار موثر و ایجاد انگیزه در آن‌ها، به ازای هر تایید تراکنش، به آن‌ها پاداش داده می‌شود. برای مثال در بیت کوین، با تایید هر تراکنش، بیت کوین جدیدی استخراج شده و به عنوان پاداش، به ماینرها داده می‌شود. این‌گونه، هزینه‌های بالای مصرف برق و تجهیزات خریداری‌شده، پرداخت می‌شود و درآمدی هم برای آن‌ها ایجاد می‌شود.   اثبات سهام با استفاده از روش اثبات سهام (Proof Of Stake یا POS)، هر تراکنشی که هر فرد می‌تواند انجام دهد، محدود به مقدار ارزی است که آن فرد حاضر است گرو بگذارد یا موقتا در یک جای امن مشترک برای شرکت در روند مشارکت، قرار دهد. برای کاهش میزان انرژی لازم جهت بررسی تراکنش‌ها، در برخی از ارزهای دیجتال از روش تایید سهام استفاده می‌شود. این روش مانند وثیقه‌های بانکی عمل می‌کند. هر فردی که ارز دیجیتال خود را گرو بگذارد، واجد شرایط برای شرکت در تراکنش است. با افزایش میزان مقدار ارزی که گرو می‌گذاریم، شانس ما برای برنده‌شدن هم افزایش می‌یابد. برای مثال اگر ما 20 کوین و شما 30 کوین گرو بگذارید، شما شانس بیشتری دارید. به این دلیل که روش اثبات سهام انرژی بالا برای حل معادلات ریاضی در روش اثبات کار را از بین می‌برد، بسیار کارآمدتر است و سبب می‌شود تا تراکنش‌ها سریع‌تر تایید شوند. اولین ارز دیجیتالی که از روش اثبات سهام استفاده کرد، پییِرکوین (Peercoin) بود.   4 تفاوت روش اثبات سهام و اثبات کار در روش اثبات کار، دریافت پاداش بستگی به میزان کاری دارد که ماینر انجام می‌دهد. در روش اثبات سهام، کسی می‌تواند آن بلاک را به دست آورد، که پول بیشتری گرو بگذارد و براین اساس، الگوریتم شخص موردنظر را انتخاب می‌کند. در اثبات کار، ماینر اولی که معمای بلاک را حل کند، پاداش آن بلاک را دریافت می‌کند. در روش اثبات سهام، پاداشی وجود ندارد. افراد هزینه تراکنش را دریافت می‌کنند. در روش POW، ماینرها برای به دست آوردن ارز بیشتر، استخرهای ارز دیجیتال را تشکیل می‌دهند. پیوند بین ماینرهای اثبات کار، بسیار قوی است. این موجب می‌شود که با گذشت زمان، اثبات کار، به روش متمرکزتری تبدیل شود. روش اثبات سهام غیرمتمرکزتر است و کارآمدی بیشتری دارد. در روش اثبات کار، گروهی می‌تواند حمله 51درصدی را انجام دهد، که کامپیوترهایش 51درصد قوی‌تر از سایر افراد حاضر در شبکه باشد. در روش اثبات سهام، احتمال حمله 51درصدی بسیار کمتر است؛ زیرا حمله در این روش، بسیار گران است. فرد یا گروهی که می‌خواهد این حمله را انجام دهد، باید 51درصد از کل ارز دیجیتال موردنظر در شبکه (برای مثال بیت کوین) را گرو بگذارد. در ادامه این مقاله، با دو اصطلاح استخر ارز دیجیتال و حمله 51درصدی، آشنا می‌شویم.   هش چیست؟ در بلاک‌چین، هش به خروجی تولیدشده گفته می‌شود؛ که ترکیبی از اعداد و حروف است. اگر تراکنش انجام‌شده را به عنوان اطلاعات ورودی در نظر بگیریم، پس از تایید تراکنش، هش موردنظر آن، در بلاک ثبت می‌شود. هش، شامل اعداد 1 تا 9 و حروف a تا f می‌باشد. برای مثال: f1624fcc63b615ac0e95daf9ab78434ec2e8ffe402144dc631b055f711225191 هر بلاک، شامل موارد زیر است: اطلاعات ورودی هش بلاک فعلی هش بلاک قبل از خود هرگونه تغییر در اطلاعات ورودی، موجب تغییر هش می‌شود. هش‌ها برای تایید اعتبار ورودی‌ها، بدون افشای اطلاعات، مفید هستند. همچنین، برای جستجو در پایگاه داده‌ها، تحلیل فایل‌های بزرگ و مدیریت داده‌ها هم استفاده می‌شوند. هش ریت چیست؟ نرخ هش یا هش ریت، واحد اندازه‌گیری توان پردازشی یک دستگاه ماینر است. به عبارت دیگر، هش ریت، به کل توان محاسباتی ترکیبی اشاره دارد، که برای استخراج و پردازش تراکنش‌ها روی یک بلاک چین، با روش اثبات کار، انجام می‌شود. هرچه‌قدر این نرخ بالاتر باشد، به این معناست که شخص یا گروه، منابع بیشتری برای پردازش تراکنش‌ها در اختیار دارند. برای مثال وقتی شبکه‌ای هش ریتِ 10th/s دارد، قدرت محاسباتی آن، 10تریلیون بر ثانیه است.   حمله 51 درصدی چیست؟ حمله 51 درصدی، زمانی رخ می‌دهد که یک ماینر یا گروه، سعی می‌کنند تا بیش از 50 درصد قدرت ماینینگ، قدرت محاسباتی یا هش ریت شبکه را کنترل کنند. گروهی که این قدرت را در دست می‌گیرد، می‌تواند موجب اختلال در شبکه شوند. مهاجم در حمله 51 درصدی ممکن است: تراکنش‌های جدیدید را مسدود کند، مانع از تایید آن‌ها شود یا آن‌ها را به نفع خود معکوس کند. تراکنش‌های قدیمی هم حذف یا اصلاح شوند. در حمله 50 درصدی، مهاجم می‌تواند این تغییرات را فقط روی تراکنش‌های مربوط به خود ایجاد کند. برای مثال او تقریبا هیچ‌وقت نمی‌تواند سکه‌هایی را که هرگز به او تعلق نداشته، بدزدد؛ زیرا چنین رویدادهایی، غیرممکن هستند. به این حمله، حمله دوبار خرج کردن (Double Spending) هم می‌گویند. برای مثال تصور کنید یک مهاجم 5 بیت کوین را صرف خرید یک موتورسیکلت کند. بعد از تحویل‌گرفتن موتور، منطق می‌گوید که باید 5 سکه از حساب آن شخص، برای هزینه موتور، منتقل شود. در حمله 51 درصدی، مهاجم تراکنش را معکوس می‌کند. به این معنا که سکه‌ای از حساب مهاجم کسر نمی‌شود و هم‌چنین او صاحب یک موتور سیکلت هم شده است!   استخراج ارز دیجیتال چیست؟ استخراج ارز دیجیتال به زبان ساده یعنی: فرآیندی که در آن، یک ماشین اعمال خاصی را انجام می‌دهد، تا از طریق آن، مقدار کمی ارز دیجیتال به دست آورد. ماینینگ روشی است که به وسیله آن، ارز جدیدی در دنیا، برای انجام تراکنش‌های معتبر، منتشر می‌شود. به عبارت دیگر، ماینینگ، به فرآیند اعتباریابی و ثبت تراکنش جدید، در یک بلاک چین گفته می‌شود. برای مثال یک ماینر ممکن است بیت‌کوین استخراج کند. به طور فزاینده‌ای، برای یک فرد معمولی، استخراج ارز دیجیتالی مانند بیت‌کوین، به روش اثبات کار، بسیار دشوار است. همان‌طور که شبکه بیت‌کوین رشد می‌کند، پیچیده‌تر می‌شود و پردازنده‌های کامپیوتری پرقدرت‌تری برای استخراج آن نیاز است. در گذشته افراد بیشتری قادر به انجام این کار بودند؛ اما امروزه افراد زیادی تجهیزات خود را بهبود بخشیده‌اند و حالا این کار بسیار گران است. از طرفی، روش اثبات کار به مقدار بالایی از برق و انرژی برای استخراج نیاز دارد. تخمین زده شده است که 0.21 درصد از کل انرژی مصرفی در جهان، در مزارع بیت‌کوین مصرف می‌شود. تقریبا برابر با میزان انرژی مصرفی طی یک سال در کشور سوییس. همچنین تخمین زده شده است که 60 تا…

    بورس

     حمایت و مقاومت در بورس حمایت و مقاومت، سطوح برگشتی بازار هستند و وقتی قیمت به آن‌ها می‌رسد، به آن واکنش نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، احتمال زیادی وجود دارد که در این سطوح، روند کنونی قیمت متوقف شده یا تغییر کند. علت این رویداد، تغییر در میزان عرضه و تقاضا است. آشنایی و استفاده از حمایت و مقاومت، مهارت پایه و اصولی برای معامله در بازار سرمایه است. معامله با حمایت و مقاومت، به ما کمک می‌کند تا ریسک معاملات خود را کاهش دهیم و نقاط قابل اطمینانی را برای ورود و خروج از بازار، تعیین کنیم. حمایت و مقاومت، روشی ساده برای تحلیل سریع نمودار است. به کمک این سطوح، می‌خواهیم پاسخ سه سوال را که مورد علاقه معامله‌گران است، مشخص کنیم: بازار چه جهتی دارد؟ چه زمانی به بازار وارد شویم؟ نقاط خروج از بازار کجا هستند؟ (همراه سود یا ضرر) سطوح مقاومت و حمایت، می‌توانند به این سه سوال ما پاسخ دهند و این‌گونه می‌توانیم معامله‌ی خوبی را انجام دهیم. گفته می‌شود هر چه قدر تعداد برخورد قیمت به سطوح حمایت و مقاومت بیشتر باشد، آن سطح قدرت بیشتری دارد. اما باید بدانیم که پس از چندین برخورد قیمت به این خطوط، از قدرت آن‌ها کاسته می‌شود و باید منتظر پایان این سطح از حمایت و مقاومت و شروع سطح جدید باشیم. راه‌های متفاوتی برای شناسایی این نقاط وجود دارد و هر معامله‌گری براساس استراتژی معاملاتی خود، از آن‌ها استفاده می‌کند.  حمایت چیست؟ سطح حمایت (Support)، جایی است که وقتی قیمت به آن می‌رسد، بیشتر از آن ریزش نمی‌کند و قیمت افزایش می‌یابد. در سطح حمایت، تعداد خریداران بیشتر است و تقاضا بر عرضه پیشی می‌گیرد. در این سطح تقاضا به قدری بالاست که از افت بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط حمایت قرار دارد، همیشه پایین‌تر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در سطح حمایت، از ریزش بازار جلوگیری می‌شود و قیمت برای خریداران جذاب است. هر چه‌قدر قیمت به سطح حمایت نزدیک‌تر می‌شود، قیمت برای خریداران جذاب‌تر می‌شود؛ زیرا آن‌ها قیمت را برای خرید، ارزان می‌دانند. در سطح حمایت، خریداران به قدری زیاد و قوی هستند، که موجب توقف روند نزولی قیمت می‌شود. زمانی که قیمت به سطح حمایت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای خرید است. همچنین خرید در این نقطه، ریسک پایینی دارد.   رسم خط حمایت برای این که بتوانیم خط حمایت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها رشد کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط حمایت را به هم وصل می‌کنیم، به وسیله آن‌ها خطی ایجاد می‌شود که به آن خط حمایت می‌گوییم. با این روش، می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، خرید خود را انجام دهیم.    مقاومت چیست؟ زمانی که قیمت به سطح مقاومت (Resistance) می‌رسد، نمی‌تواند بیش از آن رشد کند و قیمت ریزش می‌کند. در نقطه مقاومت، تعداد فروشندگان بیشتر است و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد. در این نقطه، عرضه به قدری بالاست که از رشد بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط مقاومت قرار دارد، همیشه بالاتر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در نقطه مقاومت، از رشد بازار جلوگیری می‌شود و فروشندگان بیشتر می‌شوند. هر چه‌قدر قیمت به سطح مقاومت نزدیک‌تر می‌شود، فروشندگان تمایل بیشتری برای فروش دارند. اگر قیمت به نقطه‌ای برسد که تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شود، قیمت سهم ریزش می‌کند. زمانی که قیمت به نقطه مقاومت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای فروش است. رسم خط مقاومت برای این که بتوانیم خط مقاومت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها ریزش کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط مقاومت را به هم وصل می‌کنیم خطی ایجاد می‌شود که به آن خط مقاومت می‌گوییم. با این روش می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، فروش را انجام دهیم.   در دوره آموزش تحلیل تکنیکال به زبان ساده، می‌توانید با حمایت و مقاومت در بازار بورس ایران و بازارهای جهانی، آشنا شوید.   حمایت و مقاومت استاتیک به سطوح حمایت و مقاومتی که در روند رنج و بازارهای خنثی اتفاق می‌افتند و افقی هستند، حمایت و مقاومت استاتیک می‌گوییم. در این سطوح، اگر خط ما کاملا افقی نباشد و حدود 10 درجه شیب داشته باشد، مشکلی ایجاد نمی‌شود.   عوامل بنیادی حمایت و مقاومت عوامل بنیادی، یکی از مهم‌ترین عواملی هستند که موجب ایجاد خطوط حمایت و مقاومت می‌شوند. موسسات و شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری، هیچ‌گاه سهام را بدون انجام تحقیقات زیاد، خریداری نمی‌کنند (ما هم باید مانند آن‌ها عمل کنیم). آن‌ها یک لیست قیمت برای خرید و فروش در بازار سرمایه دارند. زمانی که قیمت سهم به قیمت خرید موردنظر آن‌ها برسد آن‌ها خرید می‌کنند و زمانی که قیمت سهم به قیمت موردنظر آن‌ها برای فروش برسد، آن را می‌فروشند. به ظاهر این قضیه آسان است؛ اما این‌گونه نیست! حجم معاملاتی که آن‌ها دارند، بسیار بالا است. آن‌ها باید حجمی را برای خرید انتخاب کنند که بسیار بالا نباشد و موجب نوسانات بالا در بازار سرمایه نشود. به همین دلیل، آن‌ها خرید یا فروش خود را طی چند روز یا چند هفته، زمانی که قیمت به سطح موردنظر آن‌ها می‌رسد، انجام می‌دهند. به همین دلیل است که قیمت در بازار سهام، مانند پله‌برقی بالا و پایین می‌رود. روند بازار، در نقطه حمایت تغییر می‌کند، زیرا فشار خرید، قیمت را بالا می‌برد. این فشار خرید، از طریق شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند انجام می‌شود؛ زیرا آن‌ها سفارشات خود را در حجم بالا انجام می‌دهند. زمانی که خرید آن‌ها تمام شود، دیگر نقطه حمایتی وجود نخواهد داشت. روند بازار، در نقطه مقاومت تغییر می‌کند، زیرا فشار فروش، قیمت را پایین می‌کشد. زمانی که فروش شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند تمام شود، دیگر نقطه مقاومتی وجود نخواهد داشت. بنابراین، هر چه‌قدر تعداد برخورد قیمت به خط مقاومت بیشتر شود، احتمال کمتری وجود دارد که ادامه پیدا کند؛ زیرا این معامله‌گران بزرگ، سفارشات خود را تکمیل کرده‌اند.   با پول هوشمند آشنایی ندارید؟ مقاله زیر را بخوانید (+ فیلم آموزشی رایگان)   روانشناسی خطوط حمایت و مقاومت ترس و طمع را می‌توانیم دو عامل روانشناسی، در ایجاد خطوط حمایت و مقاومت بدانیم. ممکن است معامله‌گران در بازار سرمایه، بازگشت قیمت در نقطه مشخصی را که منجر به ضرر و کاهش سود آن‌ها شده است،به یاد داشته باشند. به همین دلیل، زمانی که دوباره قیمت به آن نقطه می‌رسد، از ترس ضرر و کاهش سود مجدد، معامله فروش را ثبت می‌کنند. از طرفی، امکان دارد معامله‌گران با استفاده از تحلیل‌های خود خرید کرده باشند. آن‎‌ها که قیمت را رو به رشد می‌بینند، از این که خرید بیشتری انجام نداده‌اند، پشیمان هستند. بنابراین، زمانی که قیمت دوباره به نقطه خرید آن‌ها می‌رسد، آن‌ها خرید می‌کنند و با افزایش تعداد خریداران، قیمت هم افزایش می‌یابد.   2 روش برای شناسایی نقاط حمایت و مقاومت از طریق 2 روش زیر، می‌توانیم به درستی نقاط حمایت و مقاومت را تشخیص دهیم. این‌گونه، معاملات موفق و سودمندی خواهیم داشت. 1. بررسی داده های گذشته قیمت‌ها و الگوهای گذشته، برای شناسایی خطوط حمایت و مقاومت بسیار مفید هستند. مهم است که الگوهای گذشته قیمت را از چند دوره زمانی تا زمان حال بررسی کنیم. این‌گونه، زمانی که این نقاط دوباره ظاهر می‌شوند، می‌توانیم آن‌ها را شناسایی کنیم. به یاد داشته باشید که همیشه و تنها نمی‌توانیم به داده‌های تاریخی اعتماد کنیم؛ زیرا شرایط در بازارهای مالی، به سرعت تغییر می‌کند. به همین دلیل، بهتر است به آن‌ها به عنوان یک ابزار کمکی نگاه کنیم. داده‌های تاریخی دیگری که به ما در شناسایی سطوح مقاومت و حمایت کمک می‌کنند، سطوح حمایت و مقاومت قبلی هستند. معمولا معامله‌گران، از حمایت‌ها و مقاومت‌های گذشته، به عنوان نشانه‌ای برای ورود به بازار یا خروج از آن استفاده می‌کنند. البته حمایت و مقاومت‌های قبلی، معیارهای قطعی بازار نیستند. نمودار نماد یا ارز مورد نظر را در نرم‌افزار معاملاتی مانند متاتریدر یا مفیدتریدر باز می‌کنیم. نقاطی را که در گذشته قیمت مکررا به آن‌ها واکنش نشان داده و تغییر کرده است، مشخص می‌کنیم. اگر می‌خواهید معاملات کوتاه‌مدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 3 تا 6 ماه گذشته را بررسی کنید. اگر می‌خواهید معاملات بلندمدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 12 تا 18 ماه گذشته را بررسی کنید.   2. اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال اندیکاتورهای قابل اعتمادی وجود دارند که به طور گسترده و عموما برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت، مورد استفاده قرار می‌گیرند. اندیکاتورهای زیر، بهترین اندیکاتورهایی هستند که برای شناسایی مناطق عرضه و تقاضا در تایم‌فریم‌های مختلف، استفاده می‌شوند: میانگین متحرک فیبوناچی پیوت پوینت   شکسته شدن خطوط حمایت و مقاومت زمانی که قیمت از سطح حمایت یا مقاومت خود عبور می‌کند، می‌گوییم این خط شکسته شده است. پس از مدتی که قیمت روند رنج را طی می‌کند، ممکن است شکست رخ دهد و روند صعودی یا نزولی را شروع کند. برخی معامله‌گران ممکن است به محض مشاهده شکست، خرید یا فروش را انجام دهند. اما شکست حمایت و مقاومت، همیشه معتبر نیست و ممکن است فقط جهشی کوتاه داشته باشد و دوباره به سطح حمایت و مقاومت خود باز گردد. در این مواقع، بهتر است منتظر بمانیم و معاملات خود را بالاتر از مقاومت و پایین‌تر از حمایت انجام دهیم؛ زیرا ممکن است شکست قیمت، کاذب باشد. ممکن است بگویید اگر در زیر حمایت بفروشیم، ضرر می‌کنیم و اگر در بالای مقاومت خرید کنیم، سهم را گران‌تر خریده‌ایم. در خرید ضرر نمی‌کنیم؛ زیرا اگر شکست معتبر باشد قیمت باز هم رشد خواهد داشت. اما برای این که در قیمت بهتری خرید کنیم یا با ضرر کمتری بفروشیم، می‌توانیم منتظر پولبک قیمت به سطح حمایت یا مقاومت قبلی بمانیم. تشخیص شکست حمایت و مقاومت برای تشخیص صحیح شکست حمایت و مقاومت، به دو کندل نیاز داریم: کندل شکست کندل تثبیتی به کندلی که از خط حمایت یا مقاومت عبور می‌کند، کندل شکست می‌گوییم. کندل تثبیت، کندلی است که بعد از کندل شکست می‌آید و کاذب یا معتبر بودن شکست را مشخص می‌کند. کندل شکست و کندل تثبیت، در شکست مقاومت باید هر دو مثبت و در شکست حمایت، هر دو منفی باشند. فراموش نکنید که اگر شکست معتبر حمایت یا مقاومت رخ دهد، حداقل به اندازه فاصله بین خط حمایت و مقاومت، افزایش یا ریزش رخ می‌دهد.   چرا حمایت و مقاومت شکسته می شود؟ معمولا حمایت و مقاومت، به علت رفتار معامله‌گران شکسته می شود. در نقطه مقاومت قبلی، بسیاری از معامله‌گران برای کسب سودهای کم، معاملات خود را بستند و فروش انجام دادند. با این تفکر که در نقطه مقاومت، قیمت ریزش می‌کند. اما این اتفاق، رخ نداد و قیمت افزایش یافت. معامله‌گرانی که فروخته‌اند، از کسب سود بیشتر محروم شده‌اند. حال آن‌ها هم مایل به خرید مجدد هستند. بنابراین، در این نقطه‌ی جدید، تقاضا افزایش یافته و خریداران بیشتر از فروشندگان می‌شوند. در نقطه حمایت، معامله‌گران شروع به خرید می‌کنند. با این تفکر که قیمت پس از برخورد به خط حمایت، افزایش خواهد یافت و آن‌ها سود خواهند کرد. اما این اتفاق رخ نداد و قیمت باز هم ریزش کرد. معامله‌گران که خود را در ضرر می‌بینند، شروع به فروش می‌کنند. این‌گونه تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شده و عرضه از تقاضا بیشتر می‌شود. تبدیل سطح حمایت و مقاومت به یکدیگر وقتی حمایت یا مقاومت شکسته می‌شود، قانون تغییر می‌کند. یعنی: زمانی که قیمت خط مقاومت خود را می‌شکند، خط مقاومت تبدیل به خط حمایت می‌شود. زمانی که قیمت خط حمایت خود را می‌شکند، خط حمایت تبدیل به خط مقاومت می‌شود. شکست فیک شکست فیک در حمایت و مقاومت، زمانی رخ می‌دهد که قیمت در این مناطق شکسته می‌شود؛ اما خریدار یا فروشنده واقعی وجود ندارد که موجب شکست حقیقی در حمایت یا مقاومت شود. معمولا سطوح حمایت و مقاومت قوی‌تر، پس از شسکت هم موجب ایجاد سطوح جدید قوی می‌شوند. حجم معاملات، تاثیر زیادی بر معتبر یا کاذب بودن شکست حمایت و مقاومت، ندارد.   در دوره تحلیل تکینکال به زبان ساده، با مثال‌هایی از بازار سرمایه، انواع شکست در سطوح حمایت و مقاومت را یاد بگیرید. شکست معتبر در خط مقاومت شکست معتبر در مقاومت زمانی رخ می‌دهد که: کندل شکست، کاملا بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بدنه کندل تثبیتی هم کاملا بالای خط مقاومت باشد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. اگر کندل تثبیتی منفی باشد، باید منتظر کندل تثبیتی بعدی باشیم. اگر کندل سوم…

    بورس

    قدرت خریدار در تابلوخوانی تابلو خوانی در واقع روشی است که از طریق آن می‌توانیم پول هوشمند از جمله قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم. ما از صفحه‌ی بورس برای تماشای اطلاعات قیمتی سهام، به صورت آنلاین استفاده می‌کنیم. این صفحه اطلاعاتی از جمله: قیمت لحظه‌ای سهام پیشنهاد‌ قیمت خرید سهام تعداد معامله حجم معامله تعداد خریدار، تعداد فروشنده و تمامی اطلاعاتی که یک شخص نیاز دارد را نمایش می‌دهد. در این مقاله بیشترین کار ما با بررسی تعداد خریدار و فروشنده است، از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم.     تکنیک های تابلو خوانی بازار بورس از مهم‌ترین روش‌ها برای کسب سود تابلو خوانی است. در این مقاله به تکنیک‌های تابلو خوانی خواهیم پرداخت. از مهم ترین تکنیک های تابلو خوانی شناسایی قدرت خریدار به فروشنده و پول هوشمند است که تقریبا هر دو یک مطلب را برای ما می‌رسانند و آن مطلب، ورود پول در سهام است. سهامی که پول مناسب وارد آن شود، قطعا قصد دارد رشد خوبی داشته باشد.   برای یادگیری تکنیک‌های بیشتر تابلو خوانی پیشنهاد می‌کنیم: آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی را تماشا کنید   قدرت خریدار به فروشنده سرانه مقدار خرید هر شخص نسبت به فروش را قدرت خریدار به فروشنده می‌گویند. هر سهامی در طول روز تعداد خریدار و فروشنده‌ای دارد که در تابلوی بورس آن را نمایش می‌دهد، این افراد حجم مشخصی از سهام شرکت را معامله کرده‌اند. برای پیدا کردن قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید هر شخص را محاسبه کنیم و با سرانه‌ی فروش هر شخص بسنجیم. از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار یا همان پول هوشمند را پیدا کنیم.   محاسبه قدرت خریدار و فروشنده برای محاسبه قدرت خریدار به فروشنده باید میانگین خرید هر شخص را به دست بیاوریم. در محاسبه‌ی قدرت خریدار به فروشنده، شخص حقیقی را در نظر می‌گیریم با خرید حقوقی فعلا کاری نداریم.     فرمول محاسبه قدرت خریدار به فروشنده برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید خرید تقریبی هر شخص را به دست ‌آوریم. با این روش می‌توانیم میانگین قدرت هر شخص را برای خرید یا فروش به دست بیاوریم. قدرت خریدار حقیقی به فروشنده حقیقی در واقع برای به دست آوردن قدرت خریدار، حجم خرید حقیقی را تقسیم بر تعداد خریداران حقیقی می‌کنیم. برای به دست آوردن قدرت فروشنده حجم فروش حقیقی را تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی می‌کنیم. اکنون مشخص می‌شود که هر خریدار و فروشنده هر کدام تقریبی چقدر قدرت خرید و فروش داشته است. اگر قدرت خریداران سه برابر فروشندگان باشد در آن سهام قدرت خریدار وجود دارد و باید سهام را زیر نظر بگیریم.     نحوه محاسبه قدرت خریدار و فروشنده اگر در سهامی قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد، قدرت خریدار بالا است. به طور مثال در سهام غپینو تعداد خریدار حقیقی 26 نفر و تعداد فروشندگان حقیقی 337 نفر است. برای به دست آوردن دقیق قدرت خریدار به فروشنده باید طبق روش زیر عمل کنیم: قدرت خریدار بورس برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد خرید حقیقی، تقسیم بر تعداد خرید حقیقی کنیم. قصد داریم قدرت خریدار به فروشنده سهام غپینو را به دست بیاوریم. ارزش معاملات روزانه سهام شرکت را بررسی می‌کنیم. ارزش معاملات امروز سهام شرکت 6 میلیارد 177 میلیون تومان بوده است. اکنون این مبلغ را ضربدر درصد خرید حقیقی می‌کنیم (قصد داریم با این روش میزان درصد خرید حقیقی را به دست بیاوریم).   درصد خرید حقیقی در سهام غپینو 100 درصد است، پس همان مبلغ ارزش معاملات به دست می‌آید، چون حقوقی در سهام غپینو خریدار نبوده است. حالا در مرحله‌ی آخر مبلغ درصد حقیقی را تقسیم بر تعداد خریدار حقیقی می‌کنیم یعنی 6 میلیارد 177 میلیون تومان را تقسیم بر 26 نفر که خریدار سهام هستند می‌کنیم. با این کار متوجه خواهیم شد هر خریدار میانگین چند میلیون تومان خرید داشته است.   سرانه خرید حقیقی اکنون میانگین خرید هر شخص در سهام غپینو 237 میلیون تومان است. خب بسیار ساده است، هیچ شخصی بدون اطلاع 237 میلیون خرید انجام نمی‌دهد، مشخص است میانگین 26 نفری که خرید کرده‌اند به هدف خاصی وارد سهام شرکت شده‌اند. قدرت فروشنده بورس برای به دست آوردن قدرت فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد فروش حقیقی، تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو ارزش معاملات 6 میلیارد 177 میلیون تومان است، این مبلغ را باید ضربدر درصد فروش حقیقی کنیم. فروش حقیقی در این سهام 70 درصد بوده است. اگر 6 میلیارد 177 میلیون را ضربدر 70 درصد فروش حقیقی کنیم مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان به دست می‌آید. حالا باید مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان را تقسیم بر 337 نفر فروشنده سهام کنیم تا میانگین فروش هر نفر را به دست بیاوریم.   در صورتی که هیچ‌گونه آشنایی با علم بورس را ندارید: پیشنهاد می‌کنیم آموزش گام به گام بورس با ویدیوی آموزشی رایگان را مشاهده کنید.   سرانه فروش حقیقی پس از تقسیم کردن می‌بینیم که میانگین فروش هر شخص در این سهام صرفا 12 میلیون است و مبلغ ناچیزی به حساب می‌آید، البته این مبلغ را باید نسبت به میانگین خریدار سنجید. نسبت قدرت خریدار به فروشنده برای نسبت قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید حقیقی و سرانه فروش حقیقی را با یکدیگر بررسی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو سرانه خرید هر شخص 237 میلیون سرانه فروش هر شخص 12 میلیون به سادگی متوجه شدیم که قدرت خریدار در سهام غپینو بسیار بالاست، زیرا هر خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است. یعنی هر خریدار می‌تواند 18 فروشنده را جوابگو باشد.     قدرت خریدار حقوقی خرید حقوقی در بازار نشان دهنده‌ی رشد سهام نیست. خرید حقوقی در بورس هزار دلیل خواهد داشت. معمولا خیلی از افراد در بازار بورس می‌گویند که حقوق فلان سهام را خریده است. یا مثلا می‌گویند امروز هم حقوقی خرید داشته است پس سهام حتما جذاب است یا قرار است به زودی رشد کند. نکته اصلی اینجاست، آیا حقوقی واقعا به قصد رشد دادن سهام، خرید می‌کند. نقشه خرید حقوقی نقش حقوقی در قدرت خریدار به فروشنده یا در روند آتی سهام اصلا قابل پیش بینی نیست. حقوقی اگر سهام را از صف فروش خرید کند، معمولا قصد دارد بازار را به تعادل برساند. حقوقی اگر در یک روز منفی شدید بازار بالای 60 درصد کل معاملات روزانه سهام شرکت را خرید کرده باشد، قطعا برای کنترل بازار دست به این خرید زده است. حتی ممکن است حقوقی برای گرفتن سیت مدیریتی در شرکت خرید کند. ممکن است حقوقی برای اینکه با شرکت مبادله انجام می‌دهد خرید کند. ممکن است حقوقی برای خالی کردن کدهای حقیقی خرید کند. پس به این نتیجه می‌رسیم خرید حقوقی سیگنال نیست، نکته: اصلا قصد تخریب خرید حقوقی را نداریم، صرفا نباید مخاطب خرید حقوقی را ملاک تصمیم‌گیری قرار دهد. قطعا در برخی از مواقع حقوقی برای رشد دادن سهام و جمع آوری شناور سهام خرید کند، پس خرید حقوقی بد نیست، صرفا باید کامل بررسی شود.   شناسایی پول هوشمند برای شناسایی پول هوشمند باید در ابتدا سرانه خرید و فروش را حساب کرده باشیم. به طور مثال زمانی که متوجه شدیم در سهام غپینو خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است مشخص است پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است. نکته مهم، اگر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد پول هوشمند محسوب می‌شود. اکنون در سهام غپینو 18 برابر است، پس نتیجه می‌گیریم که قدرت خریدار در این سهام بسیار بالاست و پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است.     اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده نسبت مثبت بودن یا منفی بودن کندل را محاسبه می‌کند. به طور مثال در اندیکاتور ADX از خط Di منفی و مثبت استفاده می‌کنیم تا تشخیص دهیم که میزان قدرت کدام بالاست. در واقع اگر Di مثبت بالاتر از Di منفی باشد قدرت خریدار، بیشتر از قدرت فروشنده است.   پیشنهاد می‌کنیم برای یادگیری جامع اندیکاتورها از جمله اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده مقاله اندیکاتور‌ها در بورس را مطالعه کنید.   بهترین فیلترهای بورس فیلتر به تحلیلگر کمک می‌‌کند که سهام‌هایی را که نشان‌های خاصی دارند پیدا کند. بهترین فیلتر در بورس، فیلتری است که بتواند ورود پول‌های کلان به سهام را برای شما نشان دهد. در واقع به شما کمک کند سهامی که پول هوشمند وارد آن شده است را پیدا کنید. فیلتر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده فیلتر قدرت خریدار به شما کمک می‌کند تا سهام‌هایی که خریداران سه برابر فروشندگان قوی هستند را پیدا کنید. این فیلتر بر اساس شخص حقیقی تنظیم شده است. ((ct).Buy_I_Volume/(ct).Buy_CountI)> 3* ((ct).Sell_I_Volume/(ct).Sell_CountI) این فیلتر را کافی است در قسمت فیلتر دیدبان سایت بورس قرار دهید، تا تمامی سهام‌هایی که قدرت خریدار بالایی دارند، برای شما لیست شوند. این فیلتر سهام‌هایی که قدرت خریدار آنها 3 برابر فروشنده است را لیست می‌کند. نویسندگان: مرتضی علی یاری و پریناز کپورچیان   پیشنهاد فرانش برای یادگیری و ورود به دنیای بورس دوره‌های آموزشی آقای مرتضی علی یاری که از مدرس‌های قدیمی و برجسته فرانش هستند، پیشنهاد می‌شود. مدرس بورس مرتضی علی یاری، تکنیکالیست و تریدر بازار سرمایه.    

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به شرکت دانش بنیان پردیس ونداد پارس است.

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش به مدت محدود

    جشنواره ۵۰٪ تخفیف فرانش محدود

    شروع یادگیری


    حالت مطالعه در شب

    فرانش » بورس » امواج الیوت چیست؟ چگونه آن ها را تشخیص دهیم؟

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    آیا در مورد موج مردم ناآگاه در نظریه امواج الیوت، چیزی شنیده‌اید؟! این موج یکی از امواج الیوت است و الیوت، یکی از ابزارهای مورد علاقه تحلیلگران تکنیکال محسوب می‌شود؛ زیرا برای شناسایی روند بازار، بسیار مفید است.

    در این مقاله، به زبان ساده همراه با مثال، با تحلیل الیوت و دلایل محبوبیت آن آشنا می‌شویم. موج مردم ناآگاه؟ نگران نباشید، قصد داریم از آن هم صبحت کنیم.

    در پایان این مقاله، می‌توانیم امواج الیوت را به راحتی در نمودارهای تحلیل تکنیکال شناسایی کنیم و دچار موج ناآگاهان نشویم!

    چند مورد از مهم‌ترین مطالب این مقاله:

     

    شما می‌توانید سرفصل مدنظر خود برای یادگیری را از فهرست محتوای این مقاله انتخاب کنید تا به قسمت مربوطه هدایت شوید.

  • آموزش مفید
  • نظریه موج الیوت، نظریه‌ای است که حرکات قیمت را در بازارهای مالی نشان می‌دهد. نظریه امواج الیوت می‌گوید:

    این نظریه، به‌همراه سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال، کمک می‌کند تا بهترین فرصت‌های معاملاتی را بیابیم و نقاطی را که در آن‌ها روند بازار تغییر می‌کند، شناسایی کنیم. نظریه امواج الیوت، در هر دو بازار صعودی و نزولی کاربرد دارد.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott)، یک حسابدار حرفه‌ای و تحلیلگر بازار سرمایه بود که سال‌های زیادی را به بررسی داده‌های مربوط به سهام‌های مختلف گذراند. الیوت، در زمان بازنشستگی خود در دهه 1930، به تحقیقات در زمینه بازارهای مال مشغول شد. او الگوهای موجی تکرارشونده‌ای را در حرکات قیمت سهام و رفتارهای معامله‌گران مشاهده کرد. رالف الیوت، به این نتیجه رسید که بازار سهام، رفتار آشفته ندارد و در یک الگوی تکراری رفتار می‌کند. از آن‌جایی که آقای الیوت این الگوها را بارها و بارها مشاهده کرد، او نظریه خود را به‌عنوان یک ابزار بالقوه برای پیش‌بینی حرکات قیمت آتی بازار، پیشنهاد کرد.

    در نهایت، نظریه امواج الیوت، در سال 1935 به شهرت رسید و اولین کتابی که در زمینه تحقیقات الیوت منتشر شد، کتاب اصل موج (The Wave Principle) بود.

    الیوت، سعی داشت تاکید کند نظریه‌ی او، هیچ قطعیتی در مورد حرکات آینده قیمت نشان نمی‌دهد؛ بلکه او معتقد بود این نظریه، کمک می‌کند بهتر آینده قیمت را پیش‌بینی کنیم. به اعتقاد او بازار در یک چرخه تکرارشونده حرکت می‌کند، که ناشی از تاثیرات بیرونی بر احساسات سرمایه‌گذاران است. او بر این باور بود که اگر بتوانیم الگوهای تکراری قیمت‌ها را به درستی تشخیص دهیم، آن‌گاه می‌توانیم بفهمیم که قیمت به چه سمتی خواهد رفت. به‌همین دلیل است که نظریه امواج الیوت، برای معامله‌گران جذاب است. الیوت معتقد بود همان‌طور که نیوتون در قانون خود اعلام کرد، هر عملی، عکس‌العملی دارد؛ بنابراین، برای هر حرکتی در بازار سرمایه، یک اصلاح وجود دارد.

    رالف الیوت، نظریه‌اش را تا حد زیادی شبیه به نظریه چارلز هنری داو (Charles Henry Dow) و الهام‌گرفته از نظریه او می‌دانست که می‌گفت: قیمت سهام، به‌طور معمول در امواج حرکت می‌کند. او نظریه خود را برای تکمیل نظریه چارلز داو ضروری می‌دانست.

     

    اگر قصد سرمایه‌گذاری در بازار بورس را دارید، برای شروع موفق، مقاله زیر را بخوانید (همراه با ویدیو)

    آموزش بورس رایگان از صفر + فیلم آموزشی گام به گام

     

    فراکتال (Fractal) به این معناست که با تغییر اندازه هر جزء، همان شکل اولیه را می‌توانیم تا بی‌نهایت ادامه دهیم و اگر اجزاء از ساختار اصلی جدا شوند، شباهت زیادی به ساختار اصلی خواهند داشت. به عبارت دیگر، فراکتال بیان می‌کند که هر اتفاقی در سطح کلان رخ می‌دهد، به‌صورت کوچک‌تر در سطوح دیگر هم رخ می‌دهد. اگر کمی به اطراف خود دقت کنیم، فراکتال را در طبیعت هم می‌بینیم. همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید،

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    همه این اجزای گیاه، به شکل یک الگوی تکراری ولی در اندازه‌های مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

    اما ساختار فراکتال چه ربطی به نظریه امواج الیوت دارد؟؟؟!!!

    نظریه امواج الیوت، برعکس نظریه داو، رفتار فراکتال یا سلسله‌ای را در بازار سرمایه بررسی می‌کند. ساختار فراکتالی، یکی از ویژگی‌های مهم امواج الیوت است و هر موج در نظریه الیوت، از موج‌های کوچک‌تری تشکیل شده است. این الگوها همیشه خود را تکرار می‌کنند. البته در بازار سرمایه، هیچ روندی تا همیشه ادامه نخواهد داشت و در یک نقطه، روند تغییر خواهد کرد.

     

    با استفاده از امواج الیوت، می‌توانیم بهترین نقطه برای ورود به هر بازار مالی را شناسایی کرده و بهترین زمان برای خروج از آن را هم تعیین کنیم. این‌گونه می‌توانیم سود خوبی در بازارهای مالی کسب کنیم و از ضررهای احتمالی پیشگیری کنیم. امواج الیوت، در همه بازارهای مالی کاربرد دارد:

    از آن‌جایی که مردم عادی در بازار سهام، دلار و سکه بیشتر حضور دارند، در این 3 بازار، امواج الیوت را بیشتر مشاهده می‌کنیم. 

     

    برای مشاهده فیلم آموزش امواج الیوت، روی عکس زیر کلیک کنید و منتظر بمانید.

    برای پخش شدن فیلم، روی عکس بالا کلیک کنید و منتظر بمانید.

     

    آقای الیوت بیان کرد که بازارهای روندی، در الگویی حرکت می‌کنند که به آن الگوی امواج 3-5 می‌گوییم.

    این امواج، به 2 دسته تقسیم می‌شوند:

    از این جهت که امواج 1 تا 5 همراه با روند هستند، فاز پیشرو را تشکیل می‌دهند و به این دلیل که امواج ABC خلاف روند هستند، فاز اصلاحی نامیده می‌شوند. این اتفاق، در هر دو روند نزولی و صعودی صدق می‌کند.

    در ادامه می‌خواهیم با این امواج آشنا می‌شویم؛ اما اجازه دهید برای درک بهتر این موضوع، آن‌ها را با یک مثال در بازار سهام، در امواج الیوت صعودی، توضیح دهیم. این‌گونه به راحتی با تاثیرات رفتار معامله‌گران در بازار سرمایه، آشنا می‌شوید.

    تصور کنید شرکتی مدیر خوبی ندارد. اعضای هیئت مدیره تصمیم به تغییر مدیر شرکت می‌گیرند. آن‌ها مدیر جدیدی را که سابقه مدیریتی خوبی دارد، انتخاب می‌کنند؛ اما این مسئله را عمومی نکرده و در حد مطرح‌کردن بین خود نگه می‌دارند. در ادامه، اتفاقاتی رخ می‌دهد که موجب ایجاد امواج الیوت می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    در موج اول، سهام شروع به حرکت افزایشی می‌کند. در موج اول، هیچ‌کس از رشد یا ریزش بازار خبر ندارد و اگر تغییری هم ایجاد شود، تحلیلگران ممکن است تنها دلیل آن را تقاضای بیشتر بدانند؛ اما در پشت پرده، اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است. به همین دلایل، موج اول را موج مافیا می‌نامند!

    اعضای هیئت مدیره می‌دانند که با حضور مدیر جدید، شرکت رونق گرفته و کسب و کار شرکت بهتر می‌شود. آن‌ها با کد بورسی اطرافیان خود، شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند؛ بنابراین حجم معاملات شرکت افزایش کلانی یافته و تقاضا برای سهام شرکت افزایش می‌یابد. به همین دلیل، براساس قانون عرضه و تقاضا، با افزایش میزان تقاضا، قیمت سهم افزایش می‌یابد.

    در موج دوم، مافیا و افراد پشت پرده، خریدشان به پایان رسیده است. به همین دلیل با کاهش میزان تقاضا و پیشی گرفتن میزان عرضه سهام شرکت کمی کاهش قیمت خواهد داشت.

    در موج دوم، خرید اعضای هیئت مدیره به پایان رسیده و آن‌ها به‌دنبال برکنارکردن مدیر فعلی و ورود مدیر جدید به شرکت هستند.

    موج سوم، معمولا مهم‌ترین و طولانی‌ترین موج است؛ زیرا در این مرحله، سهام توجه عموم مردم را جلب کرده است. به موج سوم، موج فعالان حرفه‌ای بازار و تحلیلگران تکنیکال و بنیادی گفته می‌شود. این موج، بلندترین و پرقدرت‌ترین موج در الیوت است که در اندیکاتور مکدی، بالاترین قله را دارد.

    با ورود مدیر جدید و تشکیل جلسه معارفه، او از برنامه‌های خود می‌گوید؛ مانند افزایش تولید، تاسیس نمایندگی‌های جدید و دریافت وام کم‌بهره. با انتشار خبرهای جلسه معارفه،

    براساس این نتایج، تحلیلگران بازار شروع به خرید سهام شرکت می‌کنند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل تکنیکال + کاربرد آن در 7 بازار مالی دنیا

    در انتهای موج 3 و شروع موج 4، قیمت سهام به ارزش ذاتی که مدنظر تحلیلگران بنیادی است، می‌رسد. تحلیلگران تکنیکال هم با استفاده از فیبوناچی، هدف سهام را شناسایی کرده و به هدف خود رسیده‌اند. بنابراین، تحلیلگران فروش سهام را شروع کرده و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد و ریزش سهم شروع می‌شود. موج 4 مرحله تثبیت سود و بستن معامله (فروش) است.

    در موج پنجم، مردم بیشتری سهام را می‌خرند و سهام بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد. تعدادی از معامله‌گران در موج پنجم، شروع به ارائه دلایل غیرمنطقی برای خرید سهام می‌کنند و وقتی با نظر آن‌ها مخالفت می‌شود، سعی می‌کنند نظر مخالف را خفه کنند. در موج پنجم، سهام بیش از حد گران می‌شود و مخالفان سهام شروع به فروش سهم می‌کنند. این قسمت، جایی است که الگوی ABC شروع می‌شود.

    در موج 5، کسانی که هیچ اطلاعی از بازارهای مالی ندارند، با پرس‌وجو از اطرافیان این سهم را پرسود شناسایی کرده و در موج 5 شروع به خرید می‌کنند. رشد سهام در موج 5، هیچ دلیل بنیادی ندارد و دلیل تکنیکال آن هم فقط می‌تواند پیشی‌گرفتن تقاضا بر عرضه باشد. این جمله در موج 5 معروف است که در موج 5، مردم ناآگاه تحلیلگر می‌شوند.

    پیشنهاد فرانش به شما
    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    تحلیل بنیادی + آموزش مهم‌ترین مفاهیم مالی آن

    در موج A، خرید مردم عادی تمام شده است و هیچ شخص حقوقی هم از سهام حمایت نمی‌کند؛ زیرا قیمت سهم گران است. به همین دلیل، سهم در موج A، ریزش می‌کند.

    پس از ریزش سهم در موج A، به این دلیل که سهام به کف موج 4 می‌رسد و در مرحله قبل در این موج رشد صورت گرفته است، کف موج 4 حمایت محسوب می‌شود و بنابراین، سهام در موج B رشد کوتاهی خواهد داشت.

    از طرفی، در موج B، عده‌ای که متوجه اشتباه خود شده‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا با افزایش نسبی در قیمت سهم، ضرر خود را جبران کنند و بدون هیچ سود یا ضرری از سهم خارج شوند. عده‌ای هم که قیمت‌های رویایی برای خود درنظر گرفته‌اند، باز هم سهام می‌خرند تا سود زیادی کسب کنند!!!

    در موج C، افراد دسته اول سهام خود را می‌فروشند و در نقطه سربه‌سر از سهم خارج می‌شوند. در انتهای موج C، افراد دسته دوم هم که از دست‌یابی به رویاهای خود ناامید شده‌اند، با ضررهای بزرگ از سهم خارج می‌شوند. در صورتی که تحلیلگران در موج C، قیمت سهم را ارزشمند می‌دانند و موقعیت را برای خروج مناسب نمی‌دانند؛ زیرا سهم در این نقطه، پایین‌تر از ارزش ذاتی قرار دارد. به همین دلیل، در انتهای موج C تحلیلگران و مافیای بازار شروع به خرید سهم می‌کنند.

     

     

    در بین موج‌های الیوتی، می‌تواند موج‌های کوچک‌تری که به آن ریز موج می‌گوییم، تشکیل شود. ریزموج ها، کوچک‌ترین موج‌هایی هستند که می‌توانیم روی نمودار ببینیم و موج‌هایی با درجات کوچک‌تر از موج‌های اصلی هستند. بهتر است اعداد یا حروف ریزموج‌ها را داخل پرانتز بنویسیم.

    امواج زیر با ریزموج‌های خود یک سیکل (چرخه) کامل امواج الیوت را می‌سازند:

    در تصویر زیر، یک سیکل کامل امواج الیوت را با ریزموج‌های آن می‌بینید. برای جلوگیری از پیچیدگی امواج، فقط یکی از ریزموج‌ها را نامگذاری کردیم.

     

    در نظریه امواج الیوت، 3 قانون وجود دارد که غیرقابل تغییر هستند. از آن‌جایی که کلید استفاده از نظریه موج الیوت، شناسایی صحیح امواج است، این 3 قانون را همیشه به یاد داشته باشبد.

    موج 3، هیچ‌گاه کوتاه‌ترین موج پیشرو (Impulsive)، نسبت به موج 1 و 5، نخواهد بود.

    موج 2، هیچ‌گاه پایین ‌تر از ابتدای موج 1 قرار نخواهد گرفت.

    انتهای موج 4، نباید هیچگاه از انتهای موج 1 عبور کند. به عبارت دیگر، موج 4 هرچه‌قدر بخواهد، می‌تواند خود را اصلاح کند، اما نباید انتهای موج 1 را به سمت پایین بشکند. به همین دلیل، ما هر موجی را موج 1 نمی‌نامیم؛ زیرا در برخی از آن‌ها انتهای موج 4 بلندتر از انتهای موج 1 است.

    تعدادی از قوانین هم وجود دارند که می‌توانند نقض شوند، اما مشکلی ایجاد نمی‌کنند:

     

    اگر با الگوهای تحلیل تکنیکال آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان الگوها در تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

    اندیکاتور مکدی (MACD)، ابزار موج شمار در نظریه امواج الیوت است.

    در اندیکاتور مکدی بین موج 3 و موج 5، واگرایی وجود دارد. منظور از واگرایی این است که نمودار قیمت و اندیکاتور، خلاف یکدیگر حرکت می‌کنند. وقتی اندیکاتور واگرایی را نشان دهد، به این معناست که در قیمت، تغییر ایجاد می‌شود.

     

    در قانون دوم نظریه الیوت گفتیم که: اگر موج 3 بلندترین نمودار در امواج الیوت نبود، نباید کوتاه‌ترین موج هم باشد. منظور از اندازه امواج الیوت، اختلاف قیمت انتهای یک موج، با انتهای موج قبلی آن است؛ نه طول موج‌ها. طول خطوط اصلی در نمودارهای خطی و کندل استیک برای ما اهمیت ندارد؛ زیرا آن‌ها فقط تعداد روز را نشان می‌دهند و هنگام استفاده از این نمودارها، باید ارتفاع خطوط را محاسبه کنیم.

    بنابراین، زمانی که نسبت به اندازه صحیح امواج مشکوک بودید، شیب امواج الیوت را بررسی کنید. اگر اختلاف زیادی بین آن‌ها وجود داشت، ارتفاع آن‌ها را بررسی کنید.

    برای آسان‌تر شدن این مسئله، به ارتفاع میله‌های اندیکاتور مکدی در امواج 3 و 5 دقت کنید. طول میله‌های موج 3 در اندیکاتور مکدی، باید از طول میله‌های موج 5 و موج 1 بزرگ‌تر باشد.

     

    در مقاله زیر با بهترین اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال و بورس آشنا شوید.

    آموزش اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال

     

    زمانی که موج 1 و 2 را داریم، برای پیدا کردن موج 3، از ابزار فیبوناچی استفاده می‌کنیم. در امواج الیوت، انتظار داریم بازار به اهداف بلندمدت فیبوناچی برسد؛ زیرا موج 3، موج بلند بازار است. به این دلیل که موج 3، بلندترین موج در امواج الیوت است، انتظار داریم موج 3 تا حدود 261 و 423 فیبوناچی رشد داشته باشد.

    در امواج الیوت، موج‌های اصلاحی، تا حدود 38% فیبوناچی حرکت می‌کنند.

     

    اگر با فیبوناچی آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله زیر را بخوانید.

    آموزش رایگان فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و بورس

     

    برای تشخیص امواج الیوت، از اندیکاتور مکدی کمک می‌گیریم. برای این کار، مراحل زیر را به ترتیب طی می‌کنیم:

    هدف ما این است که در موج 3 که موج تحلیلگران است، وارد بازار شویم. پس از تشخیص موج 3، می‌توانیم با استفاده از فیبوناچی، انتهای موج 3 را شناسایی کنیم.

     

    زمانی که قصد استفاده از روش تحلیل الیوت در بازار بورس را داریم، بهتر است:

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

     

    در تکمیل مطالب مطرح‌شده در این مقاله، 8 نکته مهم را برای شما مطرح می‌کنیم:

    پیشنهاد فرانش به شما
    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته
    خواندن مطلب

    پیشنهاد فرانش به شما

    آموزش رایگان تحلیل تکنیکال مقدماتی تا پیشرفته

     

     

    ما در این مقاله سعی کردیم شما را با نظریه امواج الیوت آشنا کرده و مهم‌ترین مباحث آن را به زبان ساده بیان کنیم. هدف ما این بود که شما به راحتی و بدون اصطلاحات پیچیده، این نظریه را بیاموزید و با کاربرد درست آن، سرمایه‌گذاری‌های موفقی در بازارهای مالی داشته باشید. امیدواریم این وظیفه را به درستی انجام داده باشیم.

     

    اگر می‌خواهید با نظریه امواج الیوت آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم دوره تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت) را مشاهده کنید. این دوره توسط آقای مرتضی علی‌یاری از مدرسین قدیمی و برجسته فرانش تدریس می‌شود.

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها
    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)
    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی
    می‌خوام یاد بگیرم

    دوره‌های مرتبط در فرانش

    آموزش رایگان سرمایه گذاری در بورس

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال به زبان ساده

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال پیشرفته: اندیکاتورها

    می‌خوام یاد بگیرم

    تحلیل تکنیکال حرفه‌ای (فیبوناچی و الیوت)

    می‌خوام یاد بگیرم

    آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی

    می‌خوام یاد بگیرم

    مسیر یادگیری پیشنهادی فرانش، برای شما

    مدیر دیجیتال مارکتینگ

    2 دیدگاه

    سخت اما عالی بود 🙏

    پاسخ

    الیوت از سخت ترین مباحث تکنیکال هست،
    امید وارم لذت برده باشید

    مطالعه مقاله‌های مشابه

    بورس

    باند بولینگر چیست؟ باند بولینگر (Bollinger Band)، یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال و یک اندیکاتور روندنما است. Bollinger Band، به معنای انحراف معیار یا واریانس است و توسط جان بولینگر (John Bollinger)، تحلیلگر تکنیکال حرفه‌ای، در دهه 1980 میلادی، ارائه شد. باندهای بولینگر، نوسانات بازار را اندازه می‌گیرند و شرایطی را که در آن بازار در وضعیت بیش‌فروش یا بیش‌خرید قرار دارد، شناسایی می‌کنند. می‌توانیم بگوییم که باندهای بولینگر، مانند خطوط حمایت و مقاومت دینامیک عمل می‌کنند.   چگونه از باند بولینگر استفاده کنیم؟ باندهای بولینگر، می‌توانند برای تعیین چگونگی روند صعودی یک دارایی استفاده شوند. همچنین نقاطی را که روند تغییر می‌کند یا قدرت خود را از دست می‌دهد، به ما نشان می‌دهد. اگر یک روند صعودی به اندازه کافی قوی باشد، به‌طور منظم به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت به باند بالایی برخورد می‌کند، نشان می‌دهد که قیمت از این باند هم بالاتر می‌رود و معامله‌گران می‌توانند از این فرصت برای تصمیمات خرید خود، استفاده کنند. باندهای بولینگر می‌توانند برای تعیین قدرت ریزش قیمت یک دارایی، استفاده شوند. همچنین می‌توانند زمانی را که به‌طور بالقوه قیمت در آستانه تغییر روند قرار دارد، نشان دهند. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که فروش دارایی، قدرت زیادی دارد. اما اگر قیمت در باند پایینی حرکت کند یا از برخورد به آن ناکام بماند، نشانه‌ای از این است که روند نزولی، درحال از دست دادن قدرت خود است.   کاربرد اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور بولینگر باند، در همه بازارهای معاملاتی قابل استفاده است. از آن‌جایی که در برخی از بازارهای سرمایه محدوده نوسان قیمت وجود ندارد، باند بولینگر در بازارهایی که محدوده نوسان قیمت ندارند، مانند بازار فارکس، بسیار کاربردی است. این اندیکاتور، با استفاده از اطلاعاتی که از قیمت‌های گذشته‌ی بازار به دست می‌آورد، با دقت بالایی، حرکت بعدی بازار را برای ما شناسایی می‌کند و می‌گوید که کندل بعدی، در چه محدوده‌ای قرار می‌گیرد. با این که وظیفه اصلی بولینگر باند سیگنال‌دهی نیست، اما می‌توانیم از آن برای دریافت سیگنال‌های معاملاتی، استفاده کنیم. باندها در این اندیکاتور، در شناسایی شروع یک روند و پایان آن، به ما کمک می‌کنند. این ویژگی، Bollinger Bands را به یک اندیکاتور چندکاربرده تبدیل می‌کند.   اجزای باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، از 3 جز تشکیل می‌شود: باند بالایی (سقف) خط میانی (یک میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average – SMA) است) باند پایینی (کف) باندهای بالایی و پایینی، مقدار نوسانات یا درجه تغییر قیمت را در طی زمان مشخصی، اندازه‌گیری می‌کنند. به این دلیل که باندها میزان تغییرات قیمت را اندازه می‌گیرند، باندها به صورت خودکار، با تغییر وضعیت بازار، تنظیم می‌شوند. با افزایش نوسانات و تغییرات قیمت در بازار، باندها از یکدیگر دور می‌شوند و فاصله می‌گیرند. هرچه‌قدر باندها فاصله بیشتری داشته باشند، نوسان بیشتر است.   افزودن اندیکاتور باند بولینگر برای افزودن اندیکاتور باند بولینگر، در نرم‌افزارهای معاملاتی، به روش زیر عمل می‌کنیم: درج (Insert) اندیکاتورها (Indicators) اندیکاتورهای روندی (Trends) Bollinger Bands   تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند پس از افزودن بولینگر باند، در قسمت تنظیمات، با 3 قسمت روبه‌رو می‌شویم: تناوب (Period) انحرافات (Deviations) اعمال به (Apply to) 1. تناوب تناوب، به تعداد میله‌ها یا کندل‌هایی که اندیکاتور باند بولینگر از آن‌ها میانگین می‌گیرد، گفته می‌شود. در اکثر برنامه‌های معاملاتی، تناوب روی 20 قرار می‌گیرد. این دوره تناوب، برای اکثر معامله‌گران، خوب عمل می‌کند. اما شما می‌توانید پس از این که در استفاده از باند بولینگر تجربه کسب کردید، دوره‌های تناوب متفاوتی را امتحان کنید تا به ساختار موردنظر خود دست یابید. در بازار فارکس، می‌توانیم تناوب را روی 40 هم قرار دهیم. جان بولینگر، یک تناوب بهینه و مناسب را بین 20 تا 21 پیشنهاد کرده است. او هشدار داده که تناوب‌های کمتر از 10، نتایج خوبی را ارائه نمی‌دهند. 2. انحرافات با قراردادن اعداد مختلف در قسمت انحرافات، مقدار خروجی نمودار قیمت (یا کندل‌ها) از خطوط سقف یا کف باند بولینگر هم تغییر می‌کند. با کاهش مقدار عدد در بخش انحرافات، کندل‌ها، بیشتر از خطوط باند بولینگر خارج می‌شوند. باندهای بالایی و پایینی هم به‌طور پیش‌فرض، با 2 انحراف معیار از میانگین متحرک، حرکت می‌کنند. 3. اعمال به در این قسمت، با انتخاب یکی از گزینه‌ها، به باند بولینگر می‌گوییم، که داده‌های خود را از کدام بخش قیمت در بازار، دریافت کند. برای مثال با انتخاب گزینه Close، باند بولینگر از داده‌های قیمت بسته‌شدن برای میانگین گرفتن، استفاده می‌کند. پیشنهاد می‌شود در این بخش، گزینه Typical Price را انتخاب کنیم. با این روش، بولینگر باند برای میانگین گرفتن، از همه قسمت‌های یک کندل، استفاده می‌کند.   بهترین تنظیمات اندیکاتور بولینگر باند بهترین تنظیمات برای باند بولینگر، به شرح زیر است: معاملات کوتاه‌مدت: تناوب 10 و انحراف معیار 1.5 معاملات میان‌مدت: تناوب 20 و انحراف معیار 2 معاملات درازمدت: تناوب 50 و انحراف معیار 5.5 همچنین شما می‌توانید از اعداد دیگری هم استفاده کنید؛ تا به عددی که برای نوع معاملات شما و بازار معاملاتی موردنظر شما مناسب است، دست یابید.   مفهوم فشار در باند بولینگر زمانی که باندها به یکدیگر نزدیک می‌شوند، خط میانگین متحرک، جمع می‌شود؛ که به آن فشار یا Squeeze می‌گوییم. فشار، مفهوم مرکزی در Bollinger Bands است و موقعیتی را نشان می‌دهد که نوسان کم شده است و معامله‌گران به آن به عنوان نشانه خوبی برای فرصت‌های معاملاتی، نگاه می‌کنند. با کاهش نوسانات و تغییرات کمتر در قیمت، باندها به هم نزدیک می‌شوند. هرچه‌قدر باندها فاصله کمتری داشته باشند، نوسان کمتر است.  زمانی که قیمت به باند پایینی نزدیک می‌شود، بیش‌فروش وجود دارد و تعداد فروشندگان بیشتر است. در این موقعیت، عرضه بر تقاضا، پیشی می‌گیرد.  زمانی که قیمت به باند بالایی نزدیک می‌شود، بیش‌خرید وجود دارد و تعداد خریداران بیشتر است. در این موقعیت، تقاضا بر عرضه، پیشی می‌گیرد. زمانی که نوسانات بازار کم شده و باندها به هم نزدیک می‌شوند، پس از آن، باید منتظر یک روند بسیار شارپ و هیجانی باشیم. این تغییر روند، ممکن است صعودی یا نزولی باشد. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند پایینی حرکت کنند، روند نزولی شروع می‌شود. اگر کندل‌ها یا میله‌ها به سمت باند بالایی حرکت کنند، روند صعودی شروع می‌شود. همان‌طور که در تصویر زیر می‌بینید، پس از این که باندها به یکدیگر نزدیک شدند، بعد از آن یک صعود بسیار شارپ رخ داده است. بنابراین: نزدیک‌شدن باندها به‌یکدیگر، به ما هشدار شروع روند جدید را می‌دهد. افزایش چشمگیر در فاصله بین باندها، می‌تواند به ما پایان یک روند را نشان دهد.   استراتژی معامله با باند بولینگر در هر یک از روندهای صعودی یا نزولی، باید استراتژی مخصوص به آن را داشته باشیم. در زیر، با این استراتژی‌ها آشنا می‌شویم. معامله با بولینگر باند در روند صعودی بیشتر تحلیلگران تکنیکال می‌خواهند از روندهای صعودی قوی، سود کسب کنند؛ پیش از آن که روند معکوس شود. اگر یک روند صعودی قوی باشد، قیمت به طور مرتب، به باند بالایی برخورد می‌کند. زمانی که قیمت در روند صعودی، از ساخت یک قله جدید بالاتر از قله قبلی ناتوان بود، معامله‌گران تمایل دارند که سهام یا ارز خود را بفروشند. به این دلیل که نشانه‌ای از کاهش قدرت روند است و آن‌ها هم می‌خواهند از کاهش میزان سود خود، جلوگیری کنند. معامله‌گران رفتار روند صعودی را مشاهده می‌کنند، تا قدرت یا ضعف در روند را ببینند و زمانی را که روند معکوس می‌شود، آن را تشخیص دهند. معامله با بولینگر باند در روند نزولی از Bollinger Bands، می‌توانیم برای تعیین قدرت روند نزولی استفاده کنیم و تشخیص دهیم که چه‌زمانی، روند نزولی، معکوس می‌شود. در یک روند نزولی قوی، قیمت در امتداد باند پایینی حرکت می‌کند و نشان می‌دهد که میزان فروش، همچنان بالاست. زمانی که قیمت زیر خط میانگین متحرک حرکت می‌کند و سپس به باند پایینی نزدیک می‌شود، روند نزولی بسیار قوی است. در یک روند نزولی قوی، قیمت نباید به باند بالایی نزدیک شود و اگر این اتفاق رخ دهد، نشانه‌ای از تغییر روند یا کاهش قدرت روند است. زمانی که قیمت از برخورد یا نزدیک‌شدن به باند پایینی عاجز شود، می‌تواند هشداری برای کاهش قدرت روند نزولی باشد. بسیاری از معامله‌گران، از معامله در روند نزولی، خودداری می‌کنند. آن‌ها زمانی که روند شروع به تغییر می‌کند، به دنبال فرصتی برای خرید و ورود به بازار هستند. روند نزولی، ممکن است برای مدتی کوتاه، برای مثال چند دقیقه تا چند ساعت، یا مدت طولانی، مثل چند ماه یا حتی چند سال طول بکشد. سرمایه‌گذاران باید هر نشانه‌ای از تغییر روند را در اولین فرصت شناسایی کنند. اگر باندهایی پایینی روند نزولی ثابتی را نشان دهند، باید آگاه باشیم تا از ورود به معامله‌ی خرید، اجتناب کنیم.   شما می‌توانید در دوره تحلیل تکینکال پیشرفته: اندیکاتورها، روش معامله با اندیکاتور باند بولینگر را یاد بگیرید.   استراتژی باند بولینگر و RSI برخی از تحلیلگران تکنیکال، در استراتژی معاملاتی خود با اندیکاتور بولینگر باند، از اندیکاتورهای دیگری همچون RSI هم استفاده می‌کنند. Bollinger Bands در ترکیب با اندیکاتور RSI، به تایید قدرت نسبی روند، کمک می‌کند. اگر قیمت در بولینگر باند به باند بالایی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال فروش داده شده است. اگر RSI هم روند صعودی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال خرید صادر شده است. اگر قیمت در باند بولینگر به باند پایینی برخورد کند اما RSI برعکس آن را نشان دهد و آن را تایید نکند، یعنی واگرایی وجود داشته باشد، سیگنال خرید داده شده است. اگر RSI هم روند نزولی را نشان دهد، یعنی واگرایی وجود نداشته باشد، سیگنال فروش صادر شده است.   M-Top به زبان ساده، M-Top، شبیه به الگوی دوقله است؛ با این تفاوت که هر دو قله، برابر نیستند. قله اول، می‌تواند بالاتر یا پایین‌تر از قله دوم، قرار بگیرد. در این الگو، زمانی که قیمت، یک قله جدید می‌سازد، ما به دنبال نشانه‌های عدم تایید هستیم. اجازه دهید مراحل تشکیل این الگو را توضیح دهیم. فرایند عدم تایید، در 3 مرحله رخ می‌دهد: در مرحله اول، قیمت واکنش بیش از حدی نشان می‌دهد و از باند بالایی، مقداری فاصله می‌گیرد. در مرحله دوم، قیمت به خط میانی، پولبک می‌زند (مانند یک خط حمایت عمل می‌کند). در مرحله سوم، قله‌ای که تشکیل می‌شود، نمی‌تواند از باند بالایی خارج شود. این اتفاق، یک نشانه هشدار است. ناتوانی قله دوم در عبور از باند بالایی، شروع یک روند نزولی را هشدار می‌دهد. تایید نهایی، با شکست خط حمایت (پولبک به خط میانی) انجام می‌شود.   W-Top در الگوی W-Top، دره دوم پایین‌تر از دره اول قرار دارد؛ اما بالاتر از باند پایینی حرکت می‌کند. ابتدا، قیمت به باند پایینی، واکنش نشان می‌دهد. این دره، معمولا، نه همیشه، پایین‌تر از باند پایینی قرار می‌گیرد. دوم، قیمت به باند میانی، جهش می‌کند و به آن پولبک می‌زند (خط مقاومت). سوم، قیمت دره جدیدی را تشکیل می‌هد؛ اما از باند پایینی، عبور نمی‌کند. توانایی قیمت در حفظ خود بالاتر از باند پایینی، نشان می‌دهد که ریزش اخیر، قدرت کمتری داشته است. چهارم، قیمت با عبور از خط مقاومت و شکست آن، روند صعودی خود را آغاز می‌کند.   پیشنهاد می‌کنیم در مقاله زیر، با الگوهای تحلیل تکنیکال، از مقدماتی تا پیشرفته، آشنا شوید.   نکات کلیدی بولینگر باند قیمت‌ها، تمایل دارند که در میان باندها حرکت کنند؛ یعنی قیمت به یک باند برخورد کرده و سپس به سمت باند دیگر می‌رود. برای مثال قیمت به باند پایینی برخورده کرده و از میانگین متحرک عبور می‌کند. هدف ما برای کسب سود، برخورد قیمت به باند بالایی می‌شود. در روندهای قوی، قیمت ممکن است از باندها خارج شود و مدتی در آن‌جا باقی بماند. درحالی که اگر قیمت به سرعت از باند خارج شده و سریع به آن بازگردد، نمی‌توانیم روند را قوی بدانیم.   3 محدودیت اندیکاتور باند بولینگر اندیکاتور باند بولینگر، یک سیستم معاملاتی مستقل نیست. این اندیکاتور فقط به معامله‌گران، اطلاعاتی درباره نوسانات قیمت نشان می‌دهد. یکی از محدودیت‌های Bollinger Bands، این است که این اندیکاتور، واکنشی است و پیش‌گویی نمی‌کند و باندها به تغییرات در حرکت‌های قیمت، واکنش نشان می‌دهند. بولینگر باند، مانند اکثر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال، تاخیری است. به این دلیل که این اندیکاتور، براساس یک مووینگ اوربج ساده عمل می‌کند؛ که از چند کندل یا میله در قیمت، میانگین می‌گیرد. اگرچه معامله‌گران ممکن است از باندها برای اندازه‌گیری روند استفاده کنند، این ابزار، نمی‌تواند تنها ابزار برای پیش‌بینی قیمت استفاده شود. جان بولینگر پیشنهاد می‌کند که در کنار…

    بورس

    ارز دیجیتال چیست؟ ارز دیجیتال (Digital Currency یا Crypto Currency) شکلی از ارز است که فقط در فضای دیجیتال یا الکترونیکی در دسترس است. ارزهای دیجیتال نامشهود هستند و تنها می توانند با استفاده از رایانه یا کیف پول الکترونیکی که متصل به اینترنت یا شبکه‌های خاصی باشند، معامله شوند. ارزهای دیجیتال برعکس ارزهای فیزیکی، مانند اسکناس‌ها و سکه‌ها، هستند که معاملات آن‌ها را کسی که مالکیت فیزیکی آن‌ها را برعهده دارد، انجام می‌دهد. به ارز دیجیتال، پول دیجیتال (Digital Money)، پول الکترونیکی (Electronic Money)، ارز الکترونیکی (Electronic Currency) یا پول نقد سایبری (Cyber Cash) هم می‌گویند. ارزهای دیجیتال یا ارز رمزنگاری شده (Virtual Currency)، از طریق روش‌‎های رمزنگاری، محافظت می‌شوند. این روش موجب می‌شود تا جعل و تقلب در آن‌ها، تقریبا غیرممکن شود. بسیاری از ارزهای دیجیتال، شبکه‌های غیرمتمرکزی بر پایه تکنولوژی بلاک چین هستند. این شبکه‌ها، توسط افراد و کامپیوترهایی که به آن‌ها نود (Node) می‌گویند، کنترل می‌شوند. غیرمتمرکز در ارز دیجیتال به چه معناست؟ منظور از غیرمتمرکز در ارز دیجیتال، این است که توسط یک فرد، گروه یا نهاد مرکزی، کنترل نمی‌شود. یکی از ویژگی‌های ارزهای دیجیتال، این است که آن‌ها معمولا توسط هیچ سازمان مرکزی صادر نمی‌شوند و از دخالت و دستکاری دولت‌ها، محفوظ هستند. به این معنی که برخلاف ارزهای فیزیکی، همچون دلار و یورو، هیچ مرجع مرکزی برای آن وجود ندارد؛ که یک ارز دیجیتال را مدیریت کرده و قیمت آن را کنترل کند. در عوض، این وظایف را کاربران ارز دیجیتال که در سراسر دنیا حضور دارند، از طریق اینترنت انجام می‌دهند. این ارزها، به دارایی‌ها و سرمایه‌های قابل مشاهده در دنیای واقعی و فیزیکی، وابسته نیستند. این عدم وابستگی به دنیای فیزیکی، باعث می‌شود تا ارزهای دیجیتال نوسانات زیادی داشته باشند. برای مثال در جولای سال 2019، بیت‌کوین 530 دلار یا حدود 5%، در طول 40 دقیقه کاهش قیمت داشت. با این که گمانه‌زنی‌هایی درباره آن وجود دارد، اما پاسخ قطعی برای آن یافت نشد! اگر چه خرید ارز دیجیتال می‌تواند برای ما سودآور باشد، بدون تحقیقات لازم و درک چگونگی عملکرد این سیستم، می‌تواند ریسک بالایی هم برای ما داشته باشد.   3 کاربرد ارز دیجیتال به طور کلی، می‌‎توانیم کاربردهای ارز دیجیتال را در 3 دسته‌ی زیر قرار دهیم: پرداخت صورت‌حساب‌ها: ارز دیجیتال، مانند هر ارز دیگری می‌تواند برای پرداخت هزینه‌ی خدمات و محصولات مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، از بیت کوین می‌توان برای سیستم‌های آنلاین خاصی مانند سایت‌های مسافرتی (CheapAir ،Expedia و Travalla)، الکترونیکی (Overstock ،Purse و Newegg)، غذا (BurgerKing ،Lieferando و Subway)، کارت‌های هدیه ( eGifter،Gyft و GyftOff) و سایت‌هایی مانند مایکروسافت، شاپیفای و ویکی‌پدیا، استفاده کرد. انتقال پول: ارزهای دیجیتال، همه ویژگی‌های ذاتی ارزهای فیزیکی را دارا می‌باشند. با استفاده از آن‌ها می‌توانیم معاملات جهانی را در سیستم‌ها و شبکه‌هایی که از این نوع ارزها پشتیانی می‌کنند، انجام دهیم. برای مثال فردی که ساکن آمریکا است، می‌تواند هزینه‌ای را که باید به یک شخص در سنگاپور پرداخت کند، با استفاده از ارز دیجیتال انجام دهد. به شرطی که هر دوی آن‌ها به شبکه یکسانی که برای انتقال ارز دیجیتال مورد نیاز است، متصل باشند. بنابراین، یک ارز دیجیتال، می‌تواند واسطه‌ای برای مبادلات مالی ما هم باشد. این ارزها به ما این امکان را می‌دهند تا با استفاده از توکن‌های مجازی، به سیستم‌های پرداخت آنلاینی که امن و ایمن هستند، دسترسی داشته باشیم. سرمایه‌گذاری: ارز دیجیتال می‌تواند یکی از روش‌های سرمایه‌گذاری هم برای ما باشد. دیوید زیلر، یکی از متخصصان ارز دیجیتال، می‌گوید: شناخته‌شده‌ترین ارز دیجیتال یعنی بیت‌کوین، یک ارز امن و غیرمتمرکز است که به یک مخزن باارزش، مانند طلا، تبدیل شده است.   بلاک چین در ارز دیجیتال فناوری بلاک چین، یک دفتر کل متن‌باز و توزیع‌شده است، که تراکنش‌های مالی را براساس کدهای خاصی ثبت می‌کند. این کدها مانند اثر انگشت ما انسان‌ها، برای هر تراکنش، منحصربه‌فرد هستند. هر تراکنش مالی در یک بلاک ثبت می‌شود. پس از تایید تراکنش، بلاک جدید، به بلاک‌های قبل از خود متصل می‌شود. این‌گونه یک زنجیره از بلاک‌ها را به وجود می‌آورند؛ که به آن بلاک چین یا زنجیره بلاک‌ها می‌گوییم. تصور کنید شما یک دفتر دارید و هر پولی را که خرج می‌کنید یا دریافت می‌کنید، در آن یادداشت می‌کنید. اگر هر صفحه را مانند یک بلاک در نظر بگیریم، کل دفتر ما شامل صفحاتی می‌شود که هر کدام یک بلاک هستند و کل دفتر ما تبدیل به یک بلاک چین می‌شود. این را بوچی اکورو (Buchi Okoro) مدیرعامل و هم‌بنیانگذار ارز دیجتال آفریقایی، کویداکس (Quidax)، می‌گوید. بنابراین، با استفاده از بلاک چین، هر شخصی که از یک ارز دیجیتال استفاده می‌کند، نسخه خود را از این دفتر دارد. در این دفتر، سوابق تراکنش‌ها به صورت یکپارچه، نوشته شده‌اند. نرم‌افزار هر تراکنش جدید بلاک چین را دقیقا به همان صورتی که رخ می‌دهد، گزارش می‌کند. همچنین به هر نسخه کپی‌شده از آن بلاک چین، اطلاعات جدید اضافه می‌شود و تمامی تراکنش‌ها یکسان و دقیق نگه داشته می‌شوند. برای این که از تقلب و دستکاری در هر بلاک جلوگیری شود، با استفاده از یکی از تکنیک‌های اعتبارسنجی اصلی، یعنی اثبات کار (Proof Of Work) یا اثبات سهام (Proof Of Stake)، تراکنش بررسی می‌شود. اثبات کار و اثبات سهام، دو روش اعتبارسنجی مختلف برای تایید تراکنش‌ها، قبل از اضافه‌شدن آن‌ها به زنجیره بلاک‌ها، هستند. ارزهای دیجیتال معمولا یا از اثبات کار یا اثبات سهام، برای تایید تراکنش‌ها استفاده می‌کنند.   اثبات کار اثبات کار (Proof Of Work یا POW)، روشی برای بررسی تراکنش‌ها در یک بلاک چین است که براساس کار انجام‌شده، ماینرها ارز دیجیتال را به عنوان پاداش، دریافت می‌کنند. ماینرها کسانی هستند که ارز دیجیتال را استخراج می‌کنند. آن‌ها افرادی هستند که توان محاسباتی بالایی در کامپیوتر و دستگاه‌های خود دارند. این افراد معادلات رمزنگاری‌شده را حل می‌کنند و بلاک جدیدی به دفترکل زنجیره بلاک‌‌ها، اضافه می‌شود. کسی که توان کامپیوتری بیشتری دارد، شانس بیشتری برای انتخاب شدن و برنده‌شدن در رقابتِ روش اثبات کار دارد. اولین کسی که جواب معمای ریاضی را به درستی پیدا کند، با تعداد کمی از ارز دیجیتال، پاداش می‌گیرد. اعتباریابی و ثبت تراکنش‌های جدید که در شبکه انجام می‌شود، آسان نیست. این وظیفه را در ارزهای فیزیکی، بانک‌ها و موسسات مالی انجام می‌دهند. بنابراین، در ارزهای دیجیتال برای متقاعدکردن افراد برای همکاری و کار موثر و ایجاد انگیزه در آن‌ها، به ازای هر تایید تراکنش، به آن‌ها پاداش داده می‌شود. برای مثال در بیت کوین، با تایید هر تراکنش، بیت کوین جدیدی استخراج شده و به عنوان پاداش، به ماینرها داده می‌شود. این‌گونه، هزینه‌های بالای مصرف برق و تجهیزات خریداری‌شده، پرداخت می‌شود و درآمدی هم برای آن‌ها ایجاد می‌شود.   اثبات سهام با استفاده از روش اثبات سهام (Proof Of Stake یا POS)، هر تراکنشی که هر فرد می‌تواند انجام دهد، محدود به مقدار ارزی است که آن فرد حاضر است گرو بگذارد یا موقتا در یک جای امن مشترک برای شرکت در روند مشارکت، قرار دهد. برای کاهش میزان انرژی لازم جهت بررسی تراکنش‌ها، در برخی از ارزهای دیجتال از روش تایید سهام استفاده می‌شود. این روش مانند وثیقه‌های بانکی عمل می‌کند. هر فردی که ارز دیجیتال خود را گرو بگذارد، واجد شرایط برای شرکت در تراکنش است. با افزایش میزان مقدار ارزی که گرو می‌گذاریم، شانس ما برای برنده‌شدن هم افزایش می‌یابد. برای مثال اگر ما 20 کوین و شما 30 کوین گرو بگذارید، شما شانس بیشتری دارید. به این دلیل که روش اثبات سهام انرژی بالا برای حل معادلات ریاضی در روش اثبات کار را از بین می‌برد، بسیار کارآمدتر است و سبب می‌شود تا تراکنش‌ها سریع‌تر تایید شوند. اولین ارز دیجیتالی که از روش اثبات سهام استفاده کرد، پییِرکوین (Peercoin) بود.   4 تفاوت روش اثبات سهام و اثبات کار در روش اثبات کار، دریافت پاداش بستگی به میزان کاری دارد که ماینر انجام می‌دهد. در روش اثبات سهام، کسی می‌تواند آن بلاک را به دست آورد، که پول بیشتری گرو بگذارد و براین اساس، الگوریتم شخص موردنظر را انتخاب می‌کند. در اثبات کار، ماینر اولی که معمای بلاک را حل کند، پاداش آن بلاک را دریافت می‌کند. در روش اثبات سهام، پاداشی وجود ندارد. افراد هزینه تراکنش را دریافت می‌کنند. در روش POW، ماینرها برای به دست آوردن ارز بیشتر، استخرهای ارز دیجیتال را تشکیل می‌دهند. پیوند بین ماینرهای اثبات کار، بسیار قوی است. این موجب می‌شود که با گذشت زمان، اثبات کار، به روش متمرکزتری تبدیل شود. روش اثبات سهام غیرمتمرکزتر است و کارآمدی بیشتری دارد. در روش اثبات کار، گروهی می‌تواند حمله 51درصدی را انجام دهد، که کامپیوترهایش 51درصد قوی‌تر از سایر افراد حاضر در شبکه باشد. در روش اثبات سهام، احتمال حمله 51درصدی بسیار کمتر است؛ زیرا حمله در این روش، بسیار گران است. فرد یا گروهی که می‌خواهد این حمله را انجام دهد، باید 51درصد از کل ارز دیجیتال موردنظر در شبکه (برای مثال بیت کوین) را گرو بگذارد. در ادامه این مقاله، با دو اصطلاح استخر ارز دیجیتال و حمله 51درصدی، آشنا می‌شویم.   هش چیست؟ در بلاک‌چین، هش به خروجی تولیدشده گفته می‌شود؛ که ترکیبی از اعداد و حروف است. اگر تراکنش انجام‌شده را به عنوان اطلاعات ورودی در نظر بگیریم، پس از تایید تراکنش، هش موردنظر آن، در بلاک ثبت می‌شود. هش، شامل اعداد 1 تا 9 و حروف a تا f می‌باشد. برای مثال: f1624fcc63b615ac0e95daf9ab78434ec2e8ffe402144dc631b055f711225191 هر بلاک، شامل موارد زیر است: اطلاعات ورودی هش بلاک فعلی هش بلاک قبل از خود هرگونه تغییر در اطلاعات ورودی، موجب تغییر هش می‌شود. هش‌ها برای تایید اعتبار ورودی‌ها، بدون افشای اطلاعات، مفید هستند. همچنین، برای جستجو در پایگاه داده‌ها، تحلیل فایل‌های بزرگ و مدیریت داده‌ها هم استفاده می‌شوند. هش ریت چیست؟ نرخ هش یا هش ریت، واحد اندازه‌گیری توان پردازشی یک دستگاه ماینر است. به عبارت دیگر، هش ریت، به کل توان محاسباتی ترکیبی اشاره دارد، که برای استخراج و پردازش تراکنش‌ها روی یک بلاک چین، با روش اثبات کار، انجام می‌شود. هرچه‌قدر این نرخ بالاتر باشد، به این معناست که شخص یا گروه، منابع بیشتری برای پردازش تراکنش‌ها در اختیار دارند. برای مثال وقتی شبکه‌ای هش ریتِ 10th/s دارد، قدرت محاسباتی آن، 10تریلیون بر ثانیه است.   حمله 51 درصدی چیست؟ حمله 51 درصدی، زمانی رخ می‌دهد که یک ماینر یا گروه، سعی می‌کنند تا بیش از 50 درصد قدرت ماینینگ، قدرت محاسباتی یا هش ریت شبکه را کنترل کنند. گروهی که این قدرت را در دست می‌گیرد، می‌تواند موجب اختلال در شبکه شوند. مهاجم در حمله 51 درصدی ممکن است: تراکنش‌های جدیدید را مسدود کند، مانع از تایید آن‌ها شود یا آن‌ها را به نفع خود معکوس کند. تراکنش‌های قدیمی هم حذف یا اصلاح شوند. در حمله 50 درصدی، مهاجم می‌تواند این تغییرات را فقط روی تراکنش‌های مربوط به خود ایجاد کند. برای مثال او تقریبا هیچ‌وقت نمی‌تواند سکه‌هایی را که هرگز به او تعلق نداشته، بدزدد؛ زیرا چنین رویدادهایی، غیرممکن هستند. به این حمله، حمله دوبار خرج کردن (Double Spending) هم می‌گویند. برای مثال تصور کنید یک مهاجم 5 بیت کوین را صرف خرید یک موتورسیکلت کند. بعد از تحویل‌گرفتن موتور، منطق می‌گوید که باید 5 سکه از حساب آن شخص، برای هزینه موتور، منتقل شود. در حمله 51 درصدی، مهاجم تراکنش را معکوس می‌کند. به این معنا که سکه‌ای از حساب مهاجم کسر نمی‌شود و هم‌چنین او صاحب یک موتور سیکلت هم شده است!   استخراج ارز دیجیتال چیست؟ استخراج ارز دیجیتال به زبان ساده یعنی: فرآیندی که در آن، یک ماشین اعمال خاصی را انجام می‌دهد، تا از طریق آن، مقدار کمی ارز دیجیتال به دست آورد. ماینینگ روشی است که به وسیله آن، ارز جدیدی در دنیا، برای انجام تراکنش‌های معتبر، منتشر می‌شود. به عبارت دیگر، ماینینگ، به فرآیند اعتباریابی و ثبت تراکنش جدید، در یک بلاک چین گفته می‌شود. برای مثال یک ماینر ممکن است بیت‌کوین استخراج کند. به طور فزاینده‌ای، برای یک فرد معمولی، استخراج ارز دیجیتالی مانند بیت‌کوین، به روش اثبات کار، بسیار دشوار است. همان‌طور که شبکه بیت‌کوین رشد می‌کند، پیچیده‌تر می‌شود و پردازنده‌های کامپیوتری پرقدرت‌تری برای استخراج آن نیاز است. در گذشته افراد بیشتری قادر به انجام این کار بودند؛ اما امروزه افراد زیادی تجهیزات خود را بهبود بخشیده‌اند و حالا این کار بسیار گران است. از طرفی، روش اثبات کار به مقدار بالایی از برق و انرژی برای استخراج نیاز دارد. تخمین زده شده است که 0.21 درصد از کل انرژی مصرفی در جهان، در مزارع بیت‌کوین مصرف می‌شود. تقریبا برابر با میزان انرژی مصرفی طی یک سال در کشور سوییس. همچنین تخمین زده شده است که 60 تا…

    بورس

     حمایت و مقاومت در بورس حمایت و مقاومت، سطوح برگشتی بازار هستند و وقتی قیمت به آن‌ها می‌رسد، به آن واکنش نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، احتمال زیادی وجود دارد که در این سطوح، روند کنونی قیمت متوقف شده یا تغییر کند. علت این رویداد، تغییر در میزان عرضه و تقاضا است. آشنایی و استفاده از حمایت و مقاومت، مهارت پایه و اصولی برای معامله در بازار سرمایه است. معامله با حمایت و مقاومت، به ما کمک می‌کند تا ریسک معاملات خود را کاهش دهیم و نقاط قابل اطمینانی را برای ورود و خروج از بازار، تعیین کنیم. حمایت و مقاومت، روشی ساده برای تحلیل سریع نمودار است. به کمک این سطوح، می‌خواهیم پاسخ سه سوال را که مورد علاقه معامله‌گران است، مشخص کنیم: بازار چه جهتی دارد؟ چه زمانی به بازار وارد شویم؟ نقاط خروج از بازار کجا هستند؟ (همراه سود یا ضرر) سطوح مقاومت و حمایت، می‌توانند به این سه سوال ما پاسخ دهند و این‌گونه می‌توانیم معامله‌ی خوبی را انجام دهیم. گفته می‌شود هر چه قدر تعداد برخورد قیمت به سطوح حمایت و مقاومت بیشتر باشد، آن سطح قدرت بیشتری دارد. اما باید بدانیم که پس از چندین برخورد قیمت به این خطوط، از قدرت آن‌ها کاسته می‌شود و باید منتظر پایان این سطح از حمایت و مقاومت و شروع سطح جدید باشیم. راه‌های متفاوتی برای شناسایی این نقاط وجود دارد و هر معامله‌گری براساس استراتژی معاملاتی خود، از آن‌ها استفاده می‌کند.  حمایت چیست؟ سطح حمایت (Support)، جایی است که وقتی قیمت به آن می‌رسد، بیشتر از آن ریزش نمی‌کند و قیمت افزایش می‌یابد. در سطح حمایت، تعداد خریداران بیشتر است و تقاضا بر عرضه پیشی می‌گیرد. در این سطح تقاضا به قدری بالاست که از افت بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط حمایت قرار دارد، همیشه پایین‌تر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در سطح حمایت، از ریزش بازار جلوگیری می‌شود و قیمت برای خریداران جذاب است. هر چه‌قدر قیمت به سطح حمایت نزدیک‌تر می‌شود، قیمت برای خریداران جذاب‌تر می‌شود؛ زیرا آن‌ها قیمت را برای خرید، ارزان می‌دانند. در سطح حمایت، خریداران به قدری زیاد و قوی هستند، که موجب توقف روند نزولی قیمت می‌شود. زمانی که قیمت به سطح حمایت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای خرید است. همچنین خرید در این نقطه، ریسک پایینی دارد.   رسم خط حمایت برای این که بتوانیم خط حمایت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها رشد کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط حمایت را به هم وصل می‌کنیم، به وسیله آن‌ها خطی ایجاد می‌شود که به آن خط حمایت می‌گوییم. با این روش، می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، خرید خود را انجام دهیم.    مقاومت چیست؟ زمانی که قیمت به سطح مقاومت (Resistance) می‌رسد، نمی‌تواند بیش از آن رشد کند و قیمت ریزش می‌کند. در نقطه مقاومت، تعداد فروشندگان بیشتر است و عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد. در این نقطه، عرضه به قدری بالاست که از رشد بیشتر قیمت، جلوگیری می‌کند. قیمت زمانی که نزدیک به خط مقاومت قرار دارد، همیشه بالاتر از قیمت فعلی بازاری آن در حال معامله است. در نقطه مقاومت، از رشد بازار جلوگیری می‌شود و فروشندگان بیشتر می‌شوند. هر چه‌قدر قیمت به سطح مقاومت نزدیک‌تر می‌شود، فروشندگان تمایل بیشتری برای فروش دارند. اگر قیمت به نقطه‌ای برسد که تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شود، قیمت سهم ریزش می‌کند. زمانی که قیمت به نقطه مقاومت می‌رسد، یکی از بهترین مناطق برای فروش است. رسم خط مقاومت برای این که بتوانیم خط مقاومت را رسم کنیم، نقاطی را که قیمت پس از برخورد به آن‌ها ریزش کرده، پیدا می‌کنیم. زمانی که نقاط مقاومت را به هم وصل می‌کنیم خطی ایجاد می‌شود که به آن خط مقاومت می‌گوییم. با این روش می‌توانیم هرگاه که قیمت به این نقاط رسید، فروش را انجام دهیم.   در دوره آموزش تحلیل تکنیکال به زبان ساده، می‌توانید با حمایت و مقاومت در بازار بورس ایران و بازارهای جهانی، آشنا شوید.   حمایت و مقاومت استاتیک به سطوح حمایت و مقاومتی که در روند رنج و بازارهای خنثی اتفاق می‌افتند و افقی هستند، حمایت و مقاومت استاتیک می‌گوییم. در این سطوح، اگر خط ما کاملا افقی نباشد و حدود 10 درجه شیب داشته باشد، مشکلی ایجاد نمی‌شود.   عوامل بنیادی حمایت و مقاومت عوامل بنیادی، یکی از مهم‌ترین عواملی هستند که موجب ایجاد خطوط حمایت و مقاومت می‌شوند. موسسات و شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری، هیچ‌گاه سهام را بدون انجام تحقیقات زیاد، خریداری نمی‌کنند (ما هم باید مانند آن‌ها عمل کنیم). آن‌ها یک لیست قیمت برای خرید و فروش در بازار سرمایه دارند. زمانی که قیمت سهم به قیمت خرید موردنظر آن‌ها برسد آن‌ها خرید می‌کنند و زمانی که قیمت سهم به قیمت موردنظر آن‌ها برای فروش برسد، آن را می‌فروشند. به ظاهر این قضیه آسان است؛ اما این‌گونه نیست! حجم معاملاتی که آن‌ها دارند، بسیار بالا است. آن‌ها باید حجمی را برای خرید انتخاب کنند که بسیار بالا نباشد و موجب نوسانات بالا در بازار سرمایه نشود. به همین دلیل، آن‌ها خرید یا فروش خود را طی چند روز یا چند هفته، زمانی که قیمت به سطح موردنظر آن‌ها می‌رسد، انجام می‌دهند. به همین دلیل است که قیمت در بازار سهام، مانند پله‌برقی بالا و پایین می‌رود. روند بازار، در نقطه حمایت تغییر می‌کند، زیرا فشار خرید، قیمت را بالا می‌برد. این فشار خرید، از طریق شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند انجام می‌شود؛ زیرا آن‌ها سفارشات خود را در حجم بالا انجام می‌دهند. زمانی که خرید آن‌ها تمام شود، دیگر نقطه حمایتی وجود نخواهد داشت. روند بازار، در نقطه مقاومت تغییر می‌کند، زیرا فشار فروش، قیمت را پایین می‌کشد. زمانی که فروش شرکت‌ها، بانک‌ها یا پول هوشمند تمام شود، دیگر نقطه مقاومتی وجود نخواهد داشت. بنابراین، هر چه‌قدر تعداد برخورد قیمت به خط مقاومت بیشتر شود، احتمال کمتری وجود دارد که ادامه پیدا کند؛ زیرا این معامله‌گران بزرگ، سفارشات خود را تکمیل کرده‌اند.   با پول هوشمند آشنایی ندارید؟ مقاله زیر را بخوانید (+ فیلم آموزشی رایگان)   روانشناسی خطوط حمایت و مقاومت ترس و طمع را می‌توانیم دو عامل روانشناسی، در ایجاد خطوط حمایت و مقاومت بدانیم. ممکن است معامله‌گران در بازار سرمایه، بازگشت قیمت در نقطه مشخصی را که منجر به ضرر و کاهش سود آن‌ها شده است،به یاد داشته باشند. به همین دلیل، زمانی که دوباره قیمت به آن نقطه می‌رسد، از ترس ضرر و کاهش سود مجدد، معامله فروش را ثبت می‌کنند. از طرفی، امکان دارد معامله‌گران با استفاده از تحلیل‌های خود خرید کرده باشند. آن‎‌ها که قیمت را رو به رشد می‌بینند، از این که خرید بیشتری انجام نداده‌اند، پشیمان هستند. بنابراین، زمانی که قیمت دوباره به نقطه خرید آن‌ها می‌رسد، آن‌ها خرید می‌کنند و با افزایش تعداد خریداران، قیمت هم افزایش می‌یابد.   2 روش برای شناسایی نقاط حمایت و مقاومت از طریق 2 روش زیر، می‌توانیم به درستی نقاط حمایت و مقاومت را تشخیص دهیم. این‌گونه، معاملات موفق و سودمندی خواهیم داشت. 1. بررسی داده های گذشته قیمت‌ها و الگوهای گذشته، برای شناسایی خطوط حمایت و مقاومت بسیار مفید هستند. مهم است که الگوهای گذشته قیمت را از چند دوره زمانی تا زمان حال بررسی کنیم. این‌گونه، زمانی که این نقاط دوباره ظاهر می‌شوند، می‌توانیم آن‌ها را شناسایی کنیم. به یاد داشته باشید که همیشه و تنها نمی‌توانیم به داده‌های تاریخی اعتماد کنیم؛ زیرا شرایط در بازارهای مالی، به سرعت تغییر می‌کند. به همین دلیل، بهتر است به آن‌ها به عنوان یک ابزار کمکی نگاه کنیم. داده‌های تاریخی دیگری که به ما در شناسایی سطوح مقاومت و حمایت کمک می‌کنند، سطوح حمایت و مقاومت قبلی هستند. معمولا معامله‌گران، از حمایت‌ها و مقاومت‌های گذشته، به عنوان نشانه‌ای برای ورود به بازار یا خروج از آن استفاده می‌کنند. البته حمایت و مقاومت‌های قبلی، معیارهای قطعی بازار نیستند. نمودار نماد یا ارز مورد نظر را در نرم‌افزار معاملاتی مانند متاتریدر یا مفیدتریدر باز می‌کنیم. نقاطی را که در گذشته قیمت مکررا به آن‌ها واکنش نشان داده و تغییر کرده است، مشخص می‌کنیم. اگر می‌خواهید معاملات کوتاه‌مدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 3 تا 6 ماه گذشته را بررسی کنید. اگر می‌خواهید معاملات بلندمدت انجام دهید، بهتر است نمودار قیمتی مربوط به 12 تا 18 ماه گذشته را بررسی کنید.   2. اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال اندیکاتورهای قابل اعتمادی وجود دارند که به طور گسترده و عموما برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت، مورد استفاده قرار می‌گیرند. اندیکاتورهای زیر، بهترین اندیکاتورهایی هستند که برای شناسایی مناطق عرضه و تقاضا در تایم‌فریم‌های مختلف، استفاده می‌شوند: میانگین متحرک فیبوناچی پیوت پوینت   شکسته شدن خطوط حمایت و مقاومت زمانی که قیمت از سطح حمایت یا مقاومت خود عبور می‌کند، می‌گوییم این خط شکسته شده است. پس از مدتی که قیمت روند رنج را طی می‌کند، ممکن است شکست رخ دهد و روند صعودی یا نزولی را شروع کند. برخی معامله‌گران ممکن است به محض مشاهده شکست، خرید یا فروش را انجام دهند. اما شکست حمایت و مقاومت، همیشه معتبر نیست و ممکن است فقط جهشی کوتاه داشته باشد و دوباره به سطح حمایت و مقاومت خود باز گردد. در این مواقع، بهتر است منتظر بمانیم و معاملات خود را بالاتر از مقاومت و پایین‌تر از حمایت انجام دهیم؛ زیرا ممکن است شکست قیمت، کاذب باشد. ممکن است بگویید اگر در زیر حمایت بفروشیم، ضرر می‌کنیم و اگر در بالای مقاومت خرید کنیم، سهم را گران‌تر خریده‌ایم. در خرید ضرر نمی‌کنیم؛ زیرا اگر شکست معتبر باشد قیمت باز هم رشد خواهد داشت. اما برای این که در قیمت بهتری خرید کنیم یا با ضرر کمتری بفروشیم، می‌توانیم منتظر پولبک قیمت به سطح حمایت یا مقاومت قبلی بمانیم. تشخیص شکست حمایت و مقاومت برای تشخیص صحیح شکست حمایت و مقاومت، به دو کندل نیاز داریم: کندل شکست کندل تثبیتی به کندلی که از خط حمایت یا مقاومت عبور می‌کند، کندل شکست می‌گوییم. کندل تثبیت، کندلی است که بعد از کندل شکست می‌آید و کاذب یا معتبر بودن شکست را مشخص می‌کند. کندل شکست و کندل تثبیت، در شکست مقاومت باید هر دو مثبت و در شکست حمایت، هر دو منفی باشند. فراموش نکنید که اگر شکست معتبر حمایت یا مقاومت رخ دهد، حداقل به اندازه فاصله بین خط حمایت و مقاومت، افزایش یا ریزش رخ می‌دهد.   چرا حمایت و مقاومت شکسته می شود؟ معمولا حمایت و مقاومت، به علت رفتار معامله‌گران شکسته می شود. در نقطه مقاومت قبلی، بسیاری از معامله‌گران برای کسب سودهای کم، معاملات خود را بستند و فروش انجام دادند. با این تفکر که در نقطه مقاومت، قیمت ریزش می‌کند. اما این اتفاق، رخ نداد و قیمت افزایش یافت. معامله‌گرانی که فروخته‌اند، از کسب سود بیشتر محروم شده‌اند. حال آن‌ها هم مایل به خرید مجدد هستند. بنابراین، در این نقطه‌ی جدید، تقاضا افزایش یافته و خریداران بیشتر از فروشندگان می‌شوند. در نقطه حمایت، معامله‌گران شروع به خرید می‌کنند. با این تفکر که قیمت پس از برخورد به خط حمایت، افزایش خواهد یافت و آن‌ها سود خواهند کرد. اما این اتفاق رخ نداد و قیمت باز هم ریزش کرد. معامله‌گران که خود را در ضرر می‌بینند، شروع به فروش می‌کنند. این‌گونه تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران شده و عرضه از تقاضا بیشتر می‌شود. تبدیل سطح حمایت و مقاومت به یکدیگر وقتی حمایت یا مقاومت شکسته می‌شود، قانون تغییر می‌کند. یعنی: زمانی که قیمت خط مقاومت خود را می‌شکند، خط مقاومت تبدیل به خط حمایت می‌شود. زمانی که قیمت خط حمایت خود را می‌شکند، خط حمایت تبدیل به خط مقاومت می‌شود. شکست فیک شکست فیک در حمایت و مقاومت، زمانی رخ می‌دهد که قیمت در این مناطق شکسته می‌شود؛ اما خریدار یا فروشنده واقعی وجود ندارد که موجب شکست حقیقی در حمایت یا مقاومت شود. معمولا سطوح حمایت و مقاومت قوی‌تر، پس از شسکت هم موجب ایجاد سطوح جدید قوی می‌شوند. حجم معاملات، تاثیر زیادی بر معتبر یا کاذب بودن شکست حمایت و مقاومت، ندارد.   در دوره تحلیل تکینکال به زبان ساده، با مثال‌هایی از بازار سرمایه، انواع شکست در سطوح حمایت و مقاومت را یاد بگیرید. شکست معتبر در خط مقاومت شکست معتبر در مقاومت زمانی رخ می‌دهد که: کندل شکست، کاملا بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. بدنه کندل تثبیتی هم کاملا بالای خط مقاومت باشد. بیشتر از 50% از کندل شکست بالای خط مقاومت قرار بگیرد. اگر کندل تثبیتی منفی باشد، باید منتظر کندل تثبیتی بعدی باشیم. اگر کندل سوم…

    بورس

    قدرت خریدار در تابلوخوانی تابلو خوانی در واقع روشی است که از طریق آن می‌توانیم پول هوشمند از جمله قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم. ما از صفحه‌ی بورس برای تماشای اطلاعات قیمتی سهام، به صورت آنلاین استفاده می‌کنیم. این صفحه اطلاعاتی از جمله: قیمت لحظه‌ای سهام پیشنهاد‌ قیمت خرید سهام تعداد معامله حجم معامله تعداد خریدار، تعداد فروشنده و تمامی اطلاعاتی که یک شخص نیاز دارد را نمایش می‌دهد. در این مقاله بیشترین کار ما با بررسی تعداد خریدار و فروشنده است، از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار به فروشنده را پیدا کنیم.     تکنیک های تابلو خوانی بازار بورس از مهم‌ترین روش‌ها برای کسب سود تابلو خوانی است. در این مقاله به تکنیک‌های تابلو خوانی خواهیم پرداخت. از مهم ترین تکنیک های تابلو خوانی شناسایی قدرت خریدار به فروشنده و پول هوشمند است که تقریبا هر دو یک مطلب را برای ما می‌رسانند و آن مطلب، ورود پول در سهام است. سهامی که پول مناسب وارد آن شود، قطعا قصد دارد رشد خوبی داشته باشد.   برای یادگیری تکنیک‌های بیشتر تابلو خوانی پیشنهاد می‌کنیم: آموزش جامع تابلوخوانی: انتخاب سهام، نوسان گیری + فیلترهای کاربردی را تماشا کنید   قدرت خریدار به فروشنده سرانه مقدار خرید هر شخص نسبت به فروش را قدرت خریدار به فروشنده می‌گویند. هر سهامی در طول روز تعداد خریدار و فروشنده‌ای دارد که در تابلوی بورس آن را نمایش می‌دهد، این افراد حجم مشخصی از سهام شرکت را معامله کرده‌اند. برای پیدا کردن قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید هر شخص را محاسبه کنیم و با سرانه‌ی فروش هر شخص بسنجیم. از این طریق می‌توانیم قدرت خریدار یا همان پول هوشمند را پیدا کنیم.   محاسبه قدرت خریدار و فروشنده برای محاسبه قدرت خریدار به فروشنده باید میانگین خرید هر شخص را به دست بیاوریم. در محاسبه‌ی قدرت خریدار به فروشنده، شخص حقیقی را در نظر می‌گیریم با خرید حقوقی فعلا کاری نداریم.     فرمول محاسبه قدرت خریدار به فروشنده برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید خرید تقریبی هر شخص را به دست ‌آوریم. با این روش می‌توانیم میانگین قدرت هر شخص را برای خرید یا فروش به دست بیاوریم. قدرت خریدار حقیقی به فروشنده حقیقی در واقع برای به دست آوردن قدرت خریدار، حجم خرید حقیقی را تقسیم بر تعداد خریداران حقیقی می‌کنیم. برای به دست آوردن قدرت فروشنده حجم فروش حقیقی را تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی می‌کنیم. اکنون مشخص می‌شود که هر خریدار و فروشنده هر کدام تقریبی چقدر قدرت خرید و فروش داشته است. اگر قدرت خریداران سه برابر فروشندگان باشد در آن سهام قدرت خریدار وجود دارد و باید سهام را زیر نظر بگیریم.     نحوه محاسبه قدرت خریدار و فروشنده اگر در سهامی قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد، قدرت خریدار بالا است. به طور مثال در سهام غپینو تعداد خریدار حقیقی 26 نفر و تعداد فروشندگان حقیقی 337 نفر است. برای به دست آوردن دقیق قدرت خریدار به فروشنده باید طبق روش زیر عمل کنیم: قدرت خریدار بورس برای به دست آوردن قدرت خریدار به فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد خرید حقیقی، تقسیم بر تعداد خرید حقیقی کنیم. قصد داریم قدرت خریدار به فروشنده سهام غپینو را به دست بیاوریم. ارزش معاملات روزانه سهام شرکت را بررسی می‌کنیم. ارزش معاملات امروز سهام شرکت 6 میلیارد 177 میلیون تومان بوده است. اکنون این مبلغ را ضربدر درصد خرید حقیقی می‌کنیم (قصد داریم با این روش میزان درصد خرید حقیقی را به دست بیاوریم).   درصد خرید حقیقی در سهام غپینو 100 درصد است، پس همان مبلغ ارزش معاملات به دست می‌آید، چون حقوقی در سهام غپینو خریدار نبوده است. حالا در مرحله‌ی آخر مبلغ درصد حقیقی را تقسیم بر تعداد خریدار حقیقی می‌کنیم یعنی 6 میلیارد 177 میلیون تومان را تقسیم بر 26 نفر که خریدار سهام هستند می‌کنیم. با این کار متوجه خواهیم شد هر خریدار میانگین چند میلیون تومان خرید داشته است.   سرانه خرید حقیقی اکنون میانگین خرید هر شخص در سهام غپینو 237 میلیون تومان است. خب بسیار ساده است، هیچ شخصی بدون اطلاع 237 میلیون خرید انجام نمی‌دهد، مشخص است میانگین 26 نفری که خرید کرده‌اند به هدف خاصی وارد سهام شرکت شده‌اند. قدرت فروشنده بورس برای به دست آوردن قدرت فروشنده باید ارزش معاملات را ضربدر درصد فروش حقیقی، تقسیم بر تعداد فروشندگان حقیقی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو ارزش معاملات 6 میلیارد 177 میلیون تومان است، این مبلغ را باید ضربدر درصد فروش حقیقی کنیم. فروش حقیقی در این سهام 70 درصد بوده است. اگر 6 میلیارد 177 میلیون را ضربدر 70 درصد فروش حقیقی کنیم مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان به دست می‌آید. حالا باید مبلغ 4 میلیارد 323 میلیون تومان را تقسیم بر 337 نفر فروشنده سهام کنیم تا میانگین فروش هر نفر را به دست بیاوریم.   در صورتی که هیچ‌گونه آشنایی با علم بورس را ندارید: پیشنهاد می‌کنیم آموزش گام به گام بورس با ویدیوی آموزشی رایگان را مشاهده کنید.   سرانه فروش حقیقی پس از تقسیم کردن می‌بینیم که میانگین فروش هر شخص در این سهام صرفا 12 میلیون است و مبلغ ناچیزی به حساب می‌آید، البته این مبلغ را باید نسبت به میانگین خریدار سنجید. نسبت قدرت خریدار به فروشنده برای نسبت قدرت خریدار به فروشنده باید سرانه خرید حقیقی و سرانه فروش حقیقی را با یکدیگر بررسی کنیم. به طور مثال در سهام غپینو سرانه خرید هر شخص 237 میلیون سرانه فروش هر شخص 12 میلیون به سادگی متوجه شدیم که قدرت خریدار در سهام غپینو بسیار بالاست، زیرا هر خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است. یعنی هر خریدار می‌تواند 18 فروشنده را جوابگو باشد.     قدرت خریدار حقوقی خرید حقوقی در بازار نشان دهنده‌ی رشد سهام نیست. خرید حقوقی در بورس هزار دلیل خواهد داشت. معمولا خیلی از افراد در بازار بورس می‌گویند که حقوق فلان سهام را خریده است. یا مثلا می‌گویند امروز هم حقوقی خرید داشته است پس سهام حتما جذاب است یا قرار است به زودی رشد کند. نکته اصلی اینجاست، آیا حقوقی واقعا به قصد رشد دادن سهام، خرید می‌کند. نقشه خرید حقوقی نقش حقوقی در قدرت خریدار به فروشنده یا در روند آتی سهام اصلا قابل پیش بینی نیست. حقوقی اگر سهام را از صف فروش خرید کند، معمولا قصد دارد بازار را به تعادل برساند. حقوقی اگر در یک روز منفی شدید بازار بالای 60 درصد کل معاملات روزانه سهام شرکت را خرید کرده باشد، قطعا برای کنترل بازار دست به این خرید زده است. حتی ممکن است حقوقی برای گرفتن سیت مدیریتی در شرکت خرید کند. ممکن است حقوقی برای اینکه با شرکت مبادله انجام می‌دهد خرید کند. ممکن است حقوقی برای خالی کردن کدهای حقیقی خرید کند. پس به این نتیجه می‌رسیم خرید حقوقی سیگنال نیست، نکته: اصلا قصد تخریب خرید حقوقی را نداریم، صرفا نباید مخاطب خرید حقوقی را ملاک تصمیم‌گیری قرار دهد. قطعا در برخی از مواقع حقوقی برای رشد دادن سهام و جمع آوری شناور سهام خرید کند، پس خرید حقوقی بد نیست، صرفا باید کامل بررسی شود.   شناسایی پول هوشمند برای شناسایی پول هوشمند باید در ابتدا سرانه خرید و فروش را حساب کرده باشیم. به طور مثال زمانی که متوجه شدیم در سهام غپینو خریدار 18 برابر فروشنده قوی‌تر است مشخص است پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است. نکته مهم، اگر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده باشد پول هوشمند محسوب می‌شود. اکنون در سهام غپینو 18 برابر است، پس نتیجه می‌گیریم که قدرت خریدار در این سهام بسیار بالاست و پول هوشمند وارد سهام شرکت شده است.     اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده نسبت مثبت بودن یا منفی بودن کندل را محاسبه می‌کند. به طور مثال در اندیکاتور ADX از خط Di منفی و مثبت استفاده می‌کنیم تا تشخیص دهیم که میزان قدرت کدام بالاست. در واقع اگر Di مثبت بالاتر از Di منفی باشد قدرت خریدار، بیشتر از قدرت فروشنده است.   پیشنهاد می‌کنیم برای یادگیری جامع اندیکاتورها از جمله اندیکاتور قدرت خریدار به فروشنده مقاله اندیکاتور‌ها در بورس را مطالعه کنید.   بهترین فیلترهای بورس فیلتر به تحلیلگر کمک می‌‌کند که سهام‌هایی را که نشان‌های خاصی دارند پیدا کند. بهترین فیلتر در بورس، فیلتری است که بتواند ورود پول‌های کلان به سهام را برای شما نشان دهد. در واقع به شما کمک کند سهامی که پول هوشمند وارد آن شده است را پیدا کنید. فیلتر قدرت خریدار 3 برابر فروشنده فیلتر قدرت خریدار به شما کمک می‌کند تا سهام‌هایی که خریداران سه برابر فروشندگان قوی هستند را پیدا کنید. این فیلتر بر اساس شخص حقیقی تنظیم شده است. ((ct).Buy_I_Volume/(ct).Buy_CountI)> 3* ((ct).Sell_I_Volume/(ct).Sell_CountI) این فیلتر را کافی است در قسمت فیلتر دیدبان سایت بورس قرار دهید، تا تمامی سهام‌هایی که قدرت خریدار بالایی دارند، برای شما لیست شوند. این فیلتر سهام‌هایی که قدرت خریدار آنها 3 برابر فروشنده است را لیست می‌کند. نویسندگان: مرتضی علی یاری و پریناز کپورچیان   پیشنهاد فرانش برای یادگیری و ورود به دنیای بورس دوره‌های آموزشی آقای مرتضی علی یاری که از مدرس‌های قدیمی و برجسته فرانش هستند، پیشنهاد می‌شود. مدرس بورس مرتضی علی یاری، تکنیکالیست و تریدر بازار سرمایه.    

    کلیه حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به شرکت دانش بنیان پردیس ونداد پارس است.

    بورس، سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار

    مشاهده سایر اصطلاحات واژه‌نامه بورسینس

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    نظریه موج الیوت (به انگلیسی Elliott Wave Theory) توسط شخصی با نام «رالف نلسون الیوت» ابداع شد.

    هدف الیوت توضیح حرکات قیمت در بازارهای مالی بود که در آنها می‌توان الگوهای موجی تکرارشونده و فراکتال را مشاهده کرد.

    امواج الیوت در حرکات قیمت سهام و رفتار مصرف کنندگان تشخیص داده می‌شوند. معامله‌گران و سرمایه‌گذارانی که تلاش دارند از روند بازار کسب سود کنند را می‌توان در واقع “سوار بر موج‌ها” تفسیر کرد.

    الیوت باور داشت که بازارهای سهام، که براساس تصور کلی رفتاری تصادفی و بی‌نظم داشتند، در واقع در قالب الگوهای تکرارشونده معامله می‌شوند. در این مقاله به شرح نظریه موج الیوت و نحوه به کارگیری آن در معاملات نگاهی خواهیم انداخت.

    نظریه موج الیوت توسط رالف نلسون الیوت در دهه 30 میلادی ابداع شد.

    الیوت، پس از اینکه به دلیل بیماری به ناچار بازنشسته شد، احتیاج پیدا کرد تا با چیزی زمان خودش را پر کند و سرگرم شود.

  • سهام یاب رتکو
  • به این سبب شروع به بررسی 75 سال نمودارهای سالیانه، ماهیانه، هفتگی، روزانه، و همچنین نمودارهای خودساخته ساعتی و 30 دقیقه‌ای در چندین شاخص مختلف کرد.
    در سال 1935، هنگامی که الیوت پیش‌بینی عجیبی از کف بازار (market bottom) ارائه داد، نظریه او نیز به شهرت رسید و از آن زمان به بعد این نظریه اساس اقدامات هزاران مدیر سبد، معامله‌گر و سرمایه‌گذار خصوصی شده است.

    الیوت قوانین خاص حاکم بر چگونگی شناسایی، پیش بینی، و سرمایه‌گذاری براساس این الگوهای موجی را توضیح داد. این کتاب‌ها، مقالات، و نامه‌ها در شاهکارهای آر. اِن. الیوت (R.N. Elliott’s Masterworks) جمع آوری شده و در سال 1994 به چاپ رسیدند.

    Elliott Wave International بزرگترین شرکت مستقل تحلیل مالی و پیش بینی بازار در جهان است که تحلیل‌ها و پیش بینی‌هایش از آینده بازار را براساس مدل الیوت انجام می‌دهد.

    از نظر الیوت، این الگوها قطعیتی برای حرکات آینده قیمت نیستند بلکه می‌توانند کمکی در تحلیل احتمالات عملکرد آینده بازار قلمداد شوند. این الگوها را می‌توان در ارتباط با سایر انواع تحلیل تکنیکال، از جمله اندیکاتورهای تکنیکال، برای شناسایی فرصت‌های خاص استفاده کرد. معامله‌گران نیز ممکن است از ساختار موج الیوت بازار در یک بازه زمانی مشخص تفاسیر مختلفی داشته باشند.

    به عقیده الیوت، روند قیمت‌ها در بازارهای مالی از روانشناسی غالب سرمایه‌گذاران نشات می‌گیرد. او دریافت که تغییرات در ذهنیت و روانشناسی عموم در بازارهای مالی همیشه با همان الگوهای تکرارشونده و یکسان فراکتالی خود را نشان می‌دهد.

    نظریه الیوت تا حدی یادآور نظریه داو (Dow) است زیرا در هر دو قیمت سهام به شکل موجی حرکت می‌کنند.

    با این وجود، از آنجا که الیوت ماهیت “فراکتالی” بودن بازارها را نیز تشخیص داد، توانست بازارها با جزئیات دقیق‌تری بررسی کند.

    فراکتال‌ها ساختارهای ریاضی هستند که پیوسته خود را تکرار می‌کنند و هر چقدر آنها را بزرگتر کنید باز همان ساختار اولیه به دست می‌آید. الیوت متوجه شد که الگوهای قیمت در نمودارهای سهام دارای ساختاری فراکتال هستند، و سپس تحقیقات خود را روی الگوهای تکرارشونده این ساختارها آغاز کرد که می‌توان آنها را به عنوان یک اندیکاتور برای پیش بینی آینده بازار در نظر گرفت.

    نکات کلیدی:

    نظریه موج الیوت به این شکل تفسیر می‌شود:

    پنج موج در مسیر روند اصلی حرکت می‌کنند و در پی آنها یک حرکت اصلاحی همراه با سه موج رخ می‌دهد (در کل یک حرکت 5-3). این حرکت 5-3 خود به دو زیرگروه در موج بعدی تقسیم می‌شود.
    الگوی 5-3 اصلی ثابت می‌ماند، با این حال بازه زمانی هر موج ممکن است متفاوت باشد.

    نگاهی به نمودار زیر بیندازید که متشکل از هشت موج است: (پنج موج بالا و سه موج پایین) که با 1، 2، 3، 4، 5، A، B، C نام‌گذاری شده‌اند.

    موج‌های 1، 2، 3، 4، و 5 یک موج ایمپالس را شکل می‌دهند و موج‌های A، B، و C یک موج اصلاحی.

    از سویی دیگر، یک ایمپالس پنج موجی موج 1 و یک اصلاح سه موجی موج 2 را در مقیاس بزرگتر بعدی نشان می‌دهند.

    موج اصلاحی اغلب از سه حرکت مجزای قیمت تشکیل شده است – دو حرکت در مسیر اصلاحیه اصلی (A و C) و یک حرکت خلاف جهت آن (B).

    موج‌های 2 و 4 در تصویر بالا موج‌های اصلاحی هستند.

    این امواج به طور معمول ساختاری شبیه این دارند:

    توجه داشته باشید که در این تصویر، موج‌های A و C در یک درجه بزرگتر در مسیر روند حرکت می‌کنند و بنابراین ایمپالسی هستند و از پنج موج تشکیل شده‌اند. در مقابل، موج B برخلاف روند است و بنابراین اصلاحی و متشکل از سه موج است.

    یک موج ایمپالسی که موجی اصلاحی آن را دنبال کند یک درجه از موج الیوت را تشکیل می‌دهند که از روندها (trends) و ضدروندها (countertrends) تشکیل شده است.

    همانطور که از الگوهای تصویر بالا می‌بینید، پنج موج همیشه به سمت بالا و یا سه موج همیشه به سمت پایین حرکت نمی‌کنند. به عنوان مثال، هنگامی که روند بزرگتر به سمت پایین باشد، دنباله پنج موجی نیز به سمت پایین خواهد بود.

    الیوت 9 درجه موج تعریف و آنها را به این ترتیب، از بزرگترین به کوچکترین، نامگذاری کرد:

    از آنجا که موج‌های الیوت فراکتال هستند، درجات موج الیوت، به لحاظ نظری، بیشتر از آنچه که در بالا فهرست شد نیز می‌توانند تا ابد بزرگ و بزرگتر و در نتیجه جزئی و جزئی‌تر شوند.

    یک معامله‌گر می‌تواند هرروز از این نظریه استفاده کند، یک حرکت ایمپالسی با روند صعودی را شناسایی کرده، با آن همراه شود و سپس این موقعیت را پس از کامل شدن الگوی پنج موجی و هنگامی که روند معکوس قریب الوقوع است بفروشد یا Short کند.

    برخی تحلیلگران تکنیکال تلاش دارند تا از الگوهای موجی در بازار سهام با استفاده از نظریه موج الیوت بهره ببرند.

    این فرضیه می‌گوید حرکات قیمت سهام را می‌توان پیش بینی کرد زیرا این حرکات در قالب الگوهای بالا و پایین و تکرار شونده‌ای به نام امواج شکل می‌گیرند که تحت تاثیر روانشناسی سرمایه‌گذار است.

    در این نظریه، امواج مختلفی وجود دارد از جمله امواج محرک (motive waves)، امواج ایمپالس (impulse waves)، و امواج اصلاحی (corrective waves).

    امواج الیوت یک الگوی ذهنی است و همه معامله‌گران این نظریه را به یک شکل تفسیر نمی‌کنند و برخی آن را استراتژی موفقی در معاملات نمی‌دانند.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    خود نظریه تحلیل موج را نیز نمی‌توان به سادگی تعریف کرد.

    برخلاف بسیاری از نظریه‌های شکل‌گیری قیمت، این نظریه دارای طرحی مشخص و قاعده‌مند نیست تا بتوان دستورالعمل‌های آن را بشکل کاملا دقیق دنبال کرد. تحلیل موج صرفا تصویری از تحرکات بازار ارائه می‌دهد و کمک می‌کند تا حرکات قیمت را در ابعادی بسیار وسیع‌تر و عمیق‌تر درک کنید.

    نظریه موج الیوت در اصل شامل امواج ایمپالسی و اصلاحی می‌شود:

    موج‌های ایمپالسی از 5 زیرموج تشکیل می‌شوند که در مسیر بزرگترین روند حرکت می‌کنند.

    این الگو رایج‌ترین موج محرک است و بسیار ساده می‌توان آن را در بازار تشخیص داد.

    مانند تمامی امواج محرک، این موج از 5 زیر موج تشکیل شده که بین آنها 3 موج محرک و 2 موج اصلاحی هستند. این ساختار 5-3-5-3-5 نام گذاری شده و در تصویر بالا نشان داده شده است.

    با این حال، این ساختار قوانینی دارد که شکل گیری آن را تائید می‌کنند. این قوانین غیرقابل نقض هستند.

    اگر یکی از این قوانین نقض شود، ساختار را نمی‌توان موج ایمپالسی دانست و موج مشکوک باید دوباره نام‌گذاری شود. این قوانین عبارتند از:

    امواج اصلاحی، که گاهی امواج مورب (diagonal waves) نامیده می‌شوند، از سه موج یا ترکیبی از 3 زیرموج تشکیل شده‌اند که در مسیر خلاف روند بزرگترین درجه بعدی حرکت می‌کند.

    مانند تمامی امواج محرک، هدف آن حرکت دادن بازار در مسیر روند است و از 5 زیرموج تشکیل شده است.

    تفاوت اینجاست که به نظر می‌رسد امواج مورب یا در حال گسترش و یا در حال انقباض هستند. همچنین، با توجه به اینکه کدام موج مشاهده شده، تعداد زیرموج‌های امواج مورب ممکن است به 5 نرسد.

    مانند دیگر امواج محرک، هر زیرموج از امواج مورب هرگز به طور کامل مسیر زیرموج قبل را طی نمی‌کند و زیرموج 3 از امواج مورب هرگز کوتاهترین موج نیست.

    این امواج ایمپالسی و اصلاحی در یک ساختار فراکتال مشابه با خود جای گرفته‌اند تا الگوهای بزرگتر را بسازند.

    به عنوان مثال، یک نمودار یک ساله ممکن است در میانه یک موج اصلاحی باشد، اما یک نمودار 30 روزه ممکن است یک موج ایمپالسی در حال رشد را نشان دهد. معامله‌گری که چنین تفسیری از موج الیوت دارد ممکن است دو دیدگاه بلندمدت خرسی و کوتاه مدت گاوی برای سرمایه‌گذاری داشته باشد.

    الیوت پیش بینی‌های دقیقی از بازار سهام بر اساس ویژگی‌های قابل اعتمادی که در الگوهای موجی یافته بود انجام داد. یک موج ایمپالس (impulse wave) که در مسیری مشابه روند بزرگتر حرکت می‌کند، همیشه پنج موج در الگوی خود نشان می‌دهد.

    با این حال، یک موج اصلاحی (corrective wave) در مسیری خلاف روند اصلی حرکت می‌کند. در مقیاسی کوچکتر، در هر موج ایمپالسی پنج موج را می‌توان یافت. و این الگو تا بی‌نهایت خود را در مقیاس‌های کوچکتر و کوچکتر تکرار می‌کند. الیوت این ساختار فراکتال را در دهه 30 میلادی در بازارهای مالی پیدا کرد اما تا دهه‌ها بعد دانشمندان پی به اهمیت فراکتال‌ها نبردند و آنها را به شکل ریاضی ترسیم نکردند.

    ما اکنون میدانیم که در بازارهای مالی، “برای هر بالا رفتنی، پایین آمدنی نیز هست” زیرا هرگاه حرکت قیمت به سمت بالا یا پایین باشد، حرکت بعدی در جهت مخالف خواهد بود. عملکرد قیمت شامل روندها و اصلاح‌های قیمت است. روندها مسیر اصلی قیمت را نشان می‌دهند درحالیکه اصلاح‌ها برخلاف روندها حرکت می‌کنند.

    الیوت دریافت که دنباله فیبوناچی (Fibonacci sequence) تعداد امواج را در ایمپالس‌ها و اصلاح ها مشخص می‌کند. روابط موجی در قیمت و زمان نیز معمولا نسبت‌های فیبوناچی را نشان می‌دهند، مانند 38~ درصد و 62 درصد. برای مثال یک موج اصلاحی ممکن است 38 درصد از مسیر موج ایمپالسی قبل از خود را دوباره طی کند.

    تحلیلگرانِ دیگر اندیکاتورهایی ایجاد کرده‌اند که از نظریه موج الیوت الهام گرفته شده‌اند، از جمله اسیلاتور موج الیوت که در تصویر زیر نشان داده شده است.

    این اسیلاتور با روشی مبتنی بر محاسبات انجام شده توسط کامپیوتر، پیش‌بینی مسیر آینده قیمت را بر اساس تفاوت بین میانگین متحرک 5 دوره‌ای و 34 دوره‌ای ارائه می‌دهد. سیستم هوش مصنوعی Elliott Wave International، به نام EWAVES، تمام قوانین و دستورالعمل‌های موج الیوت را روی داده‌ها اعمال می‌کند تا بتواند تحلیلی خودکار از موج الیوت به دست آورد.

    در دهه 70 میلادی، اصل موج الیوت از طریق کتاب افسانه‌ای دو نفر با نام «ای. جی. فراست» (A.J. Frost) و «رابرت پرشتر» (Robert Prechter)، شهرت زیادی پیدا کرد.

    نام این کتاب، اصل موج الیوت: کلید رفتار بازار (Elliott Wave Principle: Key to Market Behavior) بود.

    نویسندگان این کتاب بازار گاوی دهه 80 را پیش‌بینی کرده بودند و پرشتر بعدها بر مبنای همین نظریه رکود 1987 را پیش‌بینی و یک پیشنهاد فروش صادر قبل از سقوط بازار در سال 1987 میلادی منتشر کرد.

    طرفداران موج الیوت تاکید دارند که فراکتال بودن ساختار بازار به منزله سهولت پیش بینی بازار نیست.

    دانشمندان درخت را دارای ساختاری فراکتال می‌دانند اما نه به این معنا که می‌توان راه هر شاخه را پیش‌بینی کرد. نظریه موج الیوت، مانند هر روش تحلیلی دیگری، در عمل طرفداران و همچنین منتقدین خودش را دارد.

    یکی از مشکلات اساسی این است که طرفداران نظریه‌ها همیشه می‌توانند اشتباهات را به گردن خوانش بد از نمودارها بیندازند تا ضعف خود نظریه‌ها.

    علاوه بر این، تفاسیر و تعابیر از اینکه چقدر طول می‌کشد تا یک موج کامل شود بی‌شمار است. با این حال، معامله‌گرانی که طرفدار نظریه موج الیوت هستند سرسختانه از آن دفاع می‌کنند.

     

    قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

    ما در بورسینس به شما کمک می‌کنیم:

    • منابع درآمد دیگری برای خودتان بسازید
    • کسب‌وکارتان را رشد دهید
    • ارزش پول‌تان را در برابر تـورم حفظ کنید
    • از سرمایه‌تان برای کسب سود استفاده کنید
    • سرمایه‌گذاری موفق‌تری داشته باشید

    درباره بورسینس بیشتر بدانید

    ایمیل‌تان را وارد کنید تا جدیدترین مطالب به ایمیل‌تان ارسال شود:

    بعد از ثبت ایمیل لینک تایید برایتان ارسال می‌شود، لطفا روی آن کلیک کنید

    سلب مسئولیت: در بازارهای مالی و سرمایه‌گذاری (اوراق بهادار، بازار آتی، طلا و ارز و…) ارزش دارایی‌ها ممکن است به سرعت تغییر کند و ریسک از دست رفتن سرمایه وجود دارد. محتوای موجود در سایت بورسینس صرفا جهت اطلاع‌رسانی است و نظرات شخصی نویسنده را منعکس می‌کند. بورسینس هیچ منفعت یا مسئولیتی در قبال سود و زیان کاربران ندارد و مسئولیت استفاده از تمامی مطالب و محتوای سایت بر عهده کاربران است.

    Copyright © Bourseiness 2013-2019

    کپی‌برداری از مطالب این سایت به هرشکل، غیرمجاز و غیرقانونی است.

    ۱۳۹۹/۱۲/۱۳

    مقالات پر بازدید تالاربورس

    دسته بندی مقالات

    جدیدترین مقالات منتشر شده

    اساس تفکر سنتی در تحلیل تکنیکال از گذشته تا به امروز تغییرات زیادی داشته است. مردم دیگر مثل قدیم فکر و رفتار نمی‌کنند؛ پس نوع و سبک تحلیل رفتاری معامله‌گران نیز باید در طول زمان تغییر کند. اکثر روش‌های تحلیل تکنیکال بر اساس دو مولفه قیمت و الگوها بنا شده‌اند. اما مولفه سومی نیز وجود دارد که بسیار مهم است و آن مولفه زمان است. موج شماری به روش الیوت یا همان امواج الیوت یکی از سبک‌های تحلیل تکنیکال است که طرفداران بسیار زیادی نیز دارد. این سبک تحلیلی بر هر سه مولفه قیمت، زمان و الگوها تمرکز دارد و می‌تواند دید خوبی را از نمودارها به ما بدهد.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    چگونه باید موج شماری کنیم؟ تاریخچه امواج الیوت از کجا و چگونه شکل گرفته است؟ در این مقاله قصد داریم تئوری تحلیل بر اساس امواج الیوت را باهم مرور کرده و یاد بگیریم.

    نظریه امواج الیوت توسط شخصی به نام «رالف نلسون الیوت» (Ralph Nelson Elliott) و در دهه ۱۹۳۰ میلادی شکل گرفت. تا قبل از آن تصور می‌شد که بازار بورس رفتاری غیر قابل درک و تصادفی دارد. اما الیوت معتقد بود که بازار در حقیقت از الگوهایی تکراری تبعیت می‌کند، زیرا عواطف و احساسات مردم تکراری هستند. برای مثال در مقابل ترس از ضرر، همه مردم فروشنده هستند.

    این عامل احساسی، رفتاری را در بازارهای مالی شکل می‌دهد که در طول تاریخ و در همه انسان‌ها یکسان است. تاثیر این احساسات نیز بر نمودارهای قیمتی به یک شکل نمایان می‌شود. پس می‌تواند این الگوها را شناسایی کرد و با استفاده از این شناخت، بازار را تحلیل کرد.

    نظریه امواج الیوت در حقیقت برای توصیف حرکات قیمت در بازارهای مالی ارائه شده است. سرمایه‌گذاران برای سودآوری از روندهای بازار به نوعی سوار بر یک موج حرکتی هستند. پس در بازارهای مالی هر حرکت، صرف نظر از جهت آن (صعود یا نزول)، یک موج حرکتی را شکل می‌دهد.

    الیوت در ۷۵ سالگی، زمانی که به علت بیماری بازنشسته شد، تحقیقات خود را برای تحلیل بازار شروع کرد. او روی نمودارهای شاخص سالانه، ماهانه، هفتگی و روزانه موجود و نمودارهای ساعتی که خودش آن‌ها را ساخته بود، تحقیقات خود را ادامه داد. بعد از آن الیوت قواعد خاص حاکم بر نحوه شناسایی، پیش‌بینی و سرمایه‌گذاری در الگوهای خودش را تشریح کرد و نام آن را امواج الیوت گذاشت. نتایج این تحقیقات گسترده در مجموعه‌ای به نام “R.N. Elliott’s Masterworks” و در سال ۱۹۴۴ چاپ شد که طرفداران بسیار زیادی پیدا کرد. الیوت ویو اینترنشنال (Elliott Wave International) یکی از بزرگترین شرکت‌ها در زمینه تجزیه و تحلیل بازارهای مالی دنیا است که تحلیل آن‌ها به سبک امواج الیوت انجام می‌شود.

    در جواب باید بگوییم که خیر. حتی خود الیوت نیز در این باره گفته است که این الگوها هیچ قطعیت کاملی برای پیش‌بینی در مورد حرکات قیمتی آینده ندارند، بلکه تنها به تحلیل ما کمک می‌کنند. درواقع از امواج الیوت می‌توان در ارتباط با سایر روش‌های تحلیل تکنیکال از جمله پرایس اکشن و یا اندیکاتورها برای شناسایی فرصت‌های معاملاتی در بازار استفاده کرد. این درحالی است که معامله‌گران ممکن است هم‌زمان، تعابیر مختلفی از ساختار امواج الیوت در یک بازار داشته باشند.

  • تالار بورس
  • در گذشته الیوت پیش‌بینی‌های دقیقی از بازار سهام را مبتنی بر ویژگی‌های قابل اعتماد و کشف شده در الگوهای خود انجام داد. طبق نظریه الیوت، ما دونوع موج کلی داریم که از نظر جهت حرکتی از هم متمایز می‌شوند. موج‌های صعودی یا جنبشی (Motive Wave) و موج‌های ریزشی یا اصلاحی (Corrective Wave).

    در حالت کلی موج‌های جنبشی در بازار که در جهت یک روند بزرگ‌تر حرکت می‌کنند، همیشه در الگوی خود پنج (۵) موج دارند. این پنج موج از تحلیل رفتاری و روانشناسی معامله‌گران بدست آمده است که پیشنهاد می‌کنم برای درک بهتر حتما آن‌ها را مطالعه کنید.

    در مقابل امواج اصلاحی را داریم که این امواج همیشه در جهت مخالف روند اصلی هستند و در طول مسیر اصلاح خود، سه (۳) موج دارند. همچنین این الگوها خود را در مقیاس‌های کوچکتری نیز تکرار می‌کنند که اینفینیتیوم (Infinitum) نام دارند.

    در بازارهای مالی، یک روند‌ صعودی سالم همیشه از مجموع موج‌های جنبشی و اصلاحی تشکیل شده است. یعنی هر بالا رفتنی یک پایین آمدن هم دارد که در مجموع یک موج صعودی از درجه بزرگ را تشکیل می‌دهد. موج‌های جنبشی، حرکات صعودی را تشکیل می‌دهند؛ درحالی که موج‌های اصلاحی در خلاف جهت حرکت اصلی قرار دارند.

    رفتار انبوه مردم در الگوهای و روندها در بازار شناخت‌پذیر هستند. الیوت این شناخت را قانون موج‌ها نام‌گذاری کرد. طبق این قانون گفتیم که هر موج جنبشی در نمودار از ۵ موج تشکیل می‌شود که ناشی از تحلیل رفتاری معامله‌گران مختلف در بازار است. حرکت‌های اصلاحی نیز معمولا از ۳ موج تشکیل می‌شوند که در جهت مخالف حرکت بازار هستند.

    در نشانه‌گذاری این امواج، موج‌های ۱ تا ۵ یا (A,B,C,D,E) برای حرکات صعودی و حروف A,B,C یا (W,X,Y) برای نشان دادن موج‌های اصلاحی به‌کار می‌روند.

    در حرکات جنبشی نیز موج‌های اصلاحی کوچکی داریم. موج۲، موج ۱ صعودی را اصلاح می‌کند و به همین ترتیب موج ۴، موج ۳ صعودی را اصلاح می‌کند.

    باید بدانیم که نمودار با توجه به تایم فریم‌های مختلف، از درجات مختلفی برخوردار است. به‌عنوان مثال موج ۲ اصلاحی در یک حرکت جنبشی می‌تواند در درجات پایین‌تر خود به‌صورت یک موج اصلاحی ABC ظاهر شود. و یا موج ۳ در حرکت جنبشی می‌تواند در درجات پایین‌تر از یه حرکت ۵ موجی دیگر تشکیل شده باشد.

    مقیاس زمان الگوها در مقابل شکل ظاهری الگوها از درجه اهمیت کمتری برخوردار هستند. ممکن است امواج توسعه داده و یا فشرده شوند اما شکل امواج همیشه ثابت باقی می‌ماند.

    به‌طور کلی در روش الیوت سه قاعده وجود دارد که غیر قابل شکست محصوب می‌شوند. این قواعد تحت هر شرایطی پابرجا می‌مانند

    اگر در شمارش امواج، یکی از شرایط فوق نقض شوند، زنجیره خاصی که درنظر داریم، موج اصلی نیست و باید شمارش امواج را مجددا اصلاح کنیم.

    نکته: قانون همپوشانی موج ۱ و ۴ در مثلث قطری صدق نمی‌کند و این یک استثنا محسوب می‌شود.

    نکته: وقتی یک مثلث در انتهای یکی از موج‌های ۱ یا ۳ یا ۵ تشکیل می‌شود، به این معنی است که آن موج از درجه بزرگتر در حال خاتمه است و به‌زودی موج ۲ یا ۴ (فاز اصلاحی) از درجه بزرگتر آغاز می‌شود.

    پس از اتمام یک حرکت جنبشی ۵ موجی، حرکت اصلاحی در ۳ موج کاهشی آغاز می‌شود. به یاد داشته باشیم که شناسایی امواج اصلاحی و ارتباط بین آن‌ها و الگوهای خاص از قبل، کار بسیار دشواری است که با تمرین و تجربه بدست می‌آید. دلیل این امر هم پیچیده‌تر بودن الگوهای اصلاحی و تغییرات زیاد آن‌ها نسبت به امواج جنبشی است.

    به‌طور کلی امواج اصلاحی به دو صورت شکل می‌گیرند:

    امواج اصلاحی در شکل ساده به‌صورت  الگوهای زیگزاگ (A,B,C)، مثلث‌ها و اشکال بی‌قاعده تشکیل می‌شوند.

    در شکل زیر نمونه یک اصلاح با ساختار زیگزاگ را مشاهده می‌کنید. معمولا در اصلاح زیگزاگ، موج A و C به‌صورت ۵ موجی و موج B نیز به‌صورت ۳ موجی ظاهر می‌شوند.

    از نکات مهم  دیگری که باید درباره زیگزاگ بدانیم این است که زیگزاگ می‌تواند در حالت افقی نیز شکل بگیرد که این معنی که الگو در جهت افقی حرکت کند تا این که عمق داشته باشد. به این نوع حرکات اصلاحی به اصطلاح flat فلت می‌گوییم.

    در بعضی از مواقع موج B می‌تواند از موج ۵ نیز فراتر رود. این امر موجب می‌شود که در بعضی از مواقع که شماره‌گذاری انجام می‌دهیم، چون موج B قله‌ای فراتر از موج ۵ را ایجاد کرده، ما به اشتباه موج B را یک موج جنبشی تشخیص می‌دهیم و انتهای موج ۵ را شناسایی می‌کنیم که باید در این موارد بسیار دقت کنیم. در شکل زیر نحوه موج شماری این اصلاح را نشان می‌دهد. با این ساختار اصلاحی اصطلاحا ایرگولار (Irregular) می‌گویند.

    در مورد بالا می‌بینیم که موج C به‌صورت کامل موج A را اصلاح می‌کند و حتی فراتر از آن نیز می‌رود. در امواج اصلاحی اینچنینی مهم‌ترین عامل پیدا کردن پایان موج C است که می‌توان متوجه پایان یک موج اصلاحی شد. که معمولا بعد از آن (درصورت پایان اصلاح) منتظر یک ۵ موجی صعودی باشیم.

    الگوی اصلاحی مثلث نیز یکی دیگر از ساختارهای اصلاحی ساده هستند که همانند قوانین مثلث‌های قطری عمل می‌کنند. در این مثلث‌ها هر سقف از سقف قبلی خود کوتاه‌تر و هر کرف نیز از کف قبلی خود بالاتر هستند. به این ترتیب ساختار اصلاحی مثلث، بین دو خط همگرا شکل می‌گیرد که می‌تواند حالت فلت نیز باشد.

    در نمودار فوق موج ۴ اصلاحی به‌صورت یک مثلث فلت ظاهر شده است. در این الگوی اصلاحی، معمولا ریز موج‌ها به‌صورت ۳ موجی تشکلیل می‌شوند. و شکستن خط روند بالای مثلث می‌تواند نشانه‌ای برای پایان اصلاح و شروع قوی موج ۵ صعودی باشد.

    تا اینجا برخی از ساختارهای ساده در امواج اصلاحی را باهم مرور کردیم. اما همیشه بازار به همین راحتی اصلاح نمی‌کند. در اغلب اوقات خصوصا در روندهای نزولی بلند مدت، شاهد تشکیل ساختارهای پیچیده الیوتی هستیم. این امر ریشه در روانشناسی بازار و رفتار معامله‌گران دارد. ساختار اصلاح‌های پیچیده درواقع از ترکیب همان اصلاح‌های ساده شکل گرفته‌اند که بین آن‌ها یک موج x قرار می‌گیرد. در ادامه به ترکیب چند اصلاح پیچیده در امواج اصلاحی الیوت اشاره می‌کنیم.

    طبق قوانین الیوت، ساختارهای اصلاحی فوق، تنها حالت ترکیب امواج اصلاحی ساده باهمدیگر هستند. در نگاه اول کمی پیچیده به نظر می‌رسند؛ اما با کمی تمرین و تجربه می‌توانید حالت‌های پرکاربرد این ساختارهای پیجیده را در نمودارها پیدا کنید.

    الیوت برای نظم دادن به امواج در نمودارها از فیبوناچی استفاده می‌کند و طبق فیبوناچی، نسبت‌های طلایی بین امواج درساختارهای مختلف تعیین کرده است که به هدف‌گذاری برای تارگت‌های امواج جنبشی و یا اصلاحی کمک شایانی می‌کند.

    نسبت‌های مهمی که در فیبوناچی از آن‌ها استفاده می‌کنیم عبارتند از

    ۳۸.۲ درصد، ۵۰ درصد، ۶۱.۸ درصد، ۱۰۰ درصد، ۱۶۱.۸ درصد، ۲۰۰ درصد و ۲۳۸.۱ درصد

    الیوت یکی از سبک‌های تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی است. این سبک قوانین زیادی در دل خود دارد که با کمی تمرین و کسب تجربه می‌توانید به راحتی از آن‌ها استفاده کنید. شاید درنگاه اول قوانین الیوت و حفظ کردن نسبت‌های حرکتی در امواج مختلف کمی پیچیده باشد، اما همه این‌ها با تمرین زیاد ملکه ذهن شما خواهند شد. به‌طوری که دیگر نیاز به حفظ کردن آن‌ها نخواهید داشت.

    می‌توانید ویدیوهای بیشتری از تالاربورس را در آپارات (شبکه اشتراک ویدیو) و همچنین کانال یوتیوب تالاربورس مشاهده کنید.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    اگر مطلب فوق برایتان مفید بوده لطفا آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

    من در بازارهای مالی سود نمی‌کنم بلکه زندگی می‌کنم. نتیجه تمامی مطالعه و تحقیقات من در این حوزه به همین یک جمله خلاصه می‌شود. تا بدانجا رسید دانش من، که بدانم همی که نادانم.

    ممنون از پطالب ارزندتون

    خوشحالم که برایتان مفید بوده

    بادرود دقیقا کتاب امواج الیوت نوشته رابرت بالان کپی کردید حتی تصاویر را لطفا ازمنبی استفاده می کنید حق تالیف رعایت کنید با تشکر

    سلام دوست عزیز ممنون که نظرتون رو با ما درمیان گذاشتید. منتهی خود آقای بالان هم از آقای الیوت برداشت کرده. ما هیچوقت ادعایی نکردیم که شیوه جدیدی رو داریم آموزش میدیم یا روش تکنیکال جدیدی تالیف کردیم. بلکه همه این روش ها از قدیم در بازارهای مالی وجود داشته اند.

    سلام و عرض ادب لطف کنید منابعی که در مقاله مورد استفاده قرار میدید رو در انتهای مطلب ذکر کنید.

    سپاس از شما

    خلاصه ، مختصر و مفید . دست مریزاد

    عالی بود

    ممنون، ولی کاش یه کلاس آموزشی هم تشکیل میشد که این مباحث از حالت روخوانی خارج بشه و درک بهتری پیدا کنیم

    سلام بسیار عالی بود امکانش هست که فایل رو ارسال کنید تا بتونیم ذخیره کنیم؟

    عالی بود

    محشر بود ممنون بابت مقاله و ارسال ان

    اقتصاد رفتاری چیست؟ دانش اقتصاد رفتاری به چه موضوعاتی می‌پردازد؟ چرا علم اقتصاد رفتاری وجود دارد؟

    سهام ریالی چیست؟ در چه مواقعی سرمایه گذاری بر روی این سهام منطقی است؟در مقالات

    نحوه خرید بیت کوین در ایرانخرید بیت کوین در ایران و ارزهای دیجیتال دیگر، به

    تتر (Tether) یا همان دلار دیجیتالی، با نماد USDT یکی از استیبل کوین‌های مورد علاقه

    شاخص S&P 500 مخفف عبارت Standard & Poor’s 500 است. شاخص S&P 500 بر اساس

    عرضه اولیه این هفته عرضه اولیه این هفته و امروز به‌همراه لیست کامل شرکت‌های جدید که

    Copyright ۱۴۰۰ talarebourse, all rights reserved.

    ورود

    خوشحال میشم تو اینستاگرام هم با هم در ارتباط باشیم

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    وبلاگ

    کسانی که در بازار سرمایه‌گذاری همچون بورس یا ارز دیجیتال به تریدینگ مشغول هستند، بی‌شک بارها نام روش‌های مختلف در تحلیل تکنیکال را شنیده‌اند. یکی از روش‌های موثر موج شماری الیوت در تحلیل تکنیکال است. امواج الیوت یکی از روش‌هایی است که برای توصیف حرکت قیمت‌ها به کار گرفته می‌شود. برای آشنایی با این روش، ابتدا با هم نگاهی بر معرفی و توضیح مختصری از آن می‌پردازیم.

    فهرست عناوین مقاله

    رالف نلسون الیوت اولین کسی بود که در دهه 1930 میلادی تئوری موج‌های الیوت را به میان آورد. او باور داشت همه چیز در بازار سرمایه مطابق یک الگوی تکراری اتفاق می‌افتد.

    به این ترتیب الیوت نظریه خود را با مشاهده موج‌های تکرارشونده در روند بازار ارائه کرد. او این الگوهای فراکتال را موج نامید، چرا که همچون امواج دریا به صورت چرخش‌های بالا و پایین، قله‌ها و فرورفتگی‌هایی را ایجاد می‌کنند.

  • نماد تملت
  • الیوت بیان داشت که موج‌ها در روند حرکت قیمت سهام و رفتار مصرف‌کنندگان قابل مشاهده هستند. سرمایه‌گذاران از این الگوها برای سرمایه‌گذاری موفق با سود بالا بهره می‌برند و به همین دلیل آن‌ها را با اصطلاح موج‌سواران بازار سرمایه نام می‌برند.

    تئوری الیوت از یک سو بر پایه الگوها و محاسبات هندسی است و از سوی دیگر بر پایه روانشناسی پیش می‌رود. روش الیوت به بررسی تغییرات قیمت در طولانی مدت می‌پردازد. این تغییرات در نتیجه تغییرات مداوم در بُعد احساسی سرمایه‌گذاران اتفاق می‌افتند، که خود حاصل از تاثیرات روانشناختی بر جمعیت طی بازه زمانی خاص هستند.

    الگوی امواج الیوت از دو نوع موج تشکیل می‌شود:

    پایه و اساس این رویکرد سرمایه‌گذاری از هندسه فراکتال شکل گرفته که طبق آن هر دسته از امواج در دسته‌ای بزرگ‌تر از امواجی یکسان (جنبشی یا اصلاحی) قرار می‌گیرد. به این ترتیب مجموعه‌ای از مجموعه امواج را خواهیم داشت.

    الیوت سپس این امواج را شکست و موفق شد روشی برای تجزیه و تحلیل موج‌ها ارائه بدهد. پس از آن دریافت که چگونه از این الگوها برای پیش‌بینی روند بازار می‌توان استفاده کرد.

    مقاله مرتبط: تحلیل تکنیکال چیست؟

    موج شماری الیوت، موج‌ها را به دو دسته کلی تقسیم می‌کند. دسته اول موج‌های جنبشی یا Impulsive هستند که از 5 موج تشکیل شده، روندی در جهت بازار را شکل می‌دهند و منجر به حرکت فعالانه بازار می‌شوند. دسته دوم موج‌های اصلاحی یا Corrective هستند، این موج‌ها از 3 موج تشکیل شده و در خلاف روند حرکت می‌کنند.

    همانطور که گفتیم امواج خود از مجموعه دیگری از امواج تشکیل می‌شوند که ساختار تشکیل‌دهنده موج را ایجاد می‌کنند. ساختارهای تشکیل‌دهنده موج‌های جنبشی به سه دسته تقسیم می‌شوند و عبارتند از:

    موج‌های اصلاحی در امواج الیوت به 6 دسته موج دیگر تقسیم می‌شوند. هر یک از این دسته‌ها به الگو و جهت امواج بستگی دارد. این امواج با نام‌های زیر شناخته می‌شوند:

    هر یک از این الگوها در امواج جنبشی یا اصلاحی نقشی خاص ایفا می‌کنند که در انجام تریدینگ به کمک معامله‌گرها می‌آیند.

    سرمایه‌گذار با یافتن درست موج‌ها قادر به تشخیص جهت روند بازار و جهت پیش رو خواهد بود.

    موج‌ها به صورت دسته‌ای هستند. به این ترتیب شما می‌توانید برای بررسی دقیق‌تر و نگاه ریزبینانه‌تر بر امواج زوم کنید و آن‌ها را در بازه‌های کوچک‌تر یا بزرگ‌تر بررسی کنید.

    موج‌های بزرگ‌تر قدرت بیشتری داشته و جهت بازار را تعیین می‌کنند. موج‌های اصلاحی در خلاف جهت بازار اتفاق می‌افتند، به همین دلیل ضعیف‌تر و کوچک‌تر هستند.

    سرمایه‌گذارها به دلیل حرکات بزرگ‌تر در روند بازار، ترجیح می‌دهند در جهت امواج جنبشی ترید کنند.

    امواج جنبشی و اصلاحی هر دو سوددهی دارند. با این تفاوت که امواج جنبشی به دلیل قدرت بیشتر و حرکات وسیع‌تر دوام بیشتری داشته و به این ترتیب سود بیشتری دارند.

    از سوی دیگر امواج اصلاحی بهترین زمان برای ورود به روندی جدید را ایجاد می‌کنند، چرا که پس از یک موج اصلاحی، موجی جنبشی در پیش خواهد بود.

    با توجه به این مسئله می‌توان گفت یکی از کاربردهای امواج الیوت تعیین تغییر جهت بازار است. موج‌های بزرگ و پی در پی به معنی جهت بازار هستند، به این صورت هرگاه امواج اصلاحی بزرگ‌تر شوند و درحال تبدیل به امواج جنبشی شوند، به معنی شروع تغییر در روند بازار است.

    موج‌های الیوت با الگوهای خاصی قرار می‌گیرند یا به عبارتی تکرار می‌شوند. یادگیری این الگوها به یافتن این امواج به تشخیص الگو کمک بسیاری می‌کند. در ادامه با هم به معرفی این موج‌ها و مشخصات هر یک می‌پردازیم.

    امواج با یک موج جنبشی آغاز می‌شوند. این موج کوچک و رو به افزایش است و نشان‌دهنده فشاری اندک در تقاضا است. بنابراین ابداً شاهد روندی گاوی یا صعودی خواهیم بود. این صعود به دلیل خرید تعدادی از عرضه‌ها توسط سرمایه‌گذاران رخ می‌دهد و در نهایت با ایجاد موج دوم پایان می‌یابد.

    برای شکل‌گیری موج دوم، باید روند معکوس شود یا چرخشی اندک داشته باشد. به این ترتیب موج دوم موجی اصلاحی و رو به پایین خواهد بود. این موج زمانی ایجاد می‌شود که فشار در عرضه اتفاق بیافتد، بدین معنا که سهام‌های خریداری شده بیش از عرضه باشد.

    در این حالت سهامداران متوجه می‌شوند که قیمت واقعی سهام کمتر از قیمت خریداری‌شده است. در این حالت موج دوم شدت می‌گیرد؛ چرا که خریداران پیشین قصد فروش سهام‌های خود برای برداشت سود را دارند و در عین حال خریداران جدید به دنبال خرید سهام هستند.

    در این حالت قیمت شکسته می‌شود، اما کف قیمت آغازین را رد نمی‌کند. در نهایت پس از اندکی زمان، نوبت به موج سوم می‌رسد.

    برای شروع موج سوم باز هم نیاز به اتفاقی دیگر برای تغییر جهت و تشکیل موج بازار داریم. بنابراین موج سوم دوباره موجی جنبشی می‌شود. موج سوم به نوعی تکرار موج اول است با این تفاوت که این بار فشار اندکی بیشتر است و بزرگ‌ترین موج در امواج الیوت شکل می‌گیرد.

    همانطور که گفتیم این موج تقریباً با روندی یکسان با موج یک شکل گرفته، بدین معنا که در نتیجه موج دوم، شمار بسیاری از سرمایه‌گذاران به دلیل ازدیاد عرضه تصمیم به خرید می‌گیرند و به این ترتیب موجی صعودی ایجاد می‌شود.

    با افزایش خریداران اطمینان مردم نسبت به این سهام افزایش می‌یابد. در نتیجه موجی عظیم اقدام به خرید کرده و باعث افزایش قیمت به بالای سقف پیشین در موج یک می‌شوند.

    با افزایش خرید بار دیگر موجی اصلاحی ایجاد می‌شود. این موج کوچکِ نزولی در نتیجه افزایش سیگنال‌های خرید در قیمت بالا ایجاد می‌شود. زمانی‌که خرید زیاد شده و عرضه در مقایسه با آن کمتر می‌شود، سهامداران متوجه قیمت بالای سهام خریداری شده نسبت به قیمت اصلی آن می‌شوند.

    در این موج همچنان شمار بالایی خریدار در انتظار خرید سهام هستند، به این ترتیب این ریزش به نسبت جزیی و اندک خواهد بود.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    پس از ریزش اندک دوباره شاهد ایجاد موج صعودی یا جنبشی خواهیم بود. این موج آخرین حرکت قابل انتظار است. در این حالت خریداران متوجه امکان خرید دیگر سهام‌ها و دریافت سود بیشتر می‌شوند. در نتیجه خرید کمتر می‌شوند، اما پیش از آن‌که بازار معکوس شود، قیمت واقعی قبل از تغییر جهت، به حداکثر قیمت می‌رسد.

    حال که با این امواج آشنا شدیم، باید ببینیم که چگونه می‌توان بیشترین سود را از این موج‌ها دریافت کرد و از آن‌ها به نفع یک تریدینگ موفق بهره ببریم.

    برای به کارگیری قاعده الیوت باید ابتدا قوانین اصلی این الگو را بشناسیم. این قوانین پایه و اساس کار با موج‌های الیوت را شکل می‌دهند.

    بنابر قاعده، موج دوم (موج اصلاحی اول) هرگز نمی‌تواند موج اول (موج جنبشی آغازین) را کامل از بین ببرد و به طور 100% سقوط کند. به بیانی ساده‌تر موج دوم هرگز از نقطه آغازین موج اول فراتر نمی‌رود.

    علاوه بر این، موج سوم (موج جنبشی دوم) هیچ‌گاه از دیگر امواج جنبشی کوتاه‌تر نخواهد بود.

    سومین قانون بر موج چهارم (موج اصلاحی دوم) تمرکز دارد و طبق آن این موج هرگز نمی‌تواند از موج سوم فراتر رود.

    برای به کارگیری موج‌های الیوت در تریدینگ یا به عبارتی تشخیص نوسان بازار با کمک این امواج چند راه ساده را باید دنبال کنید.

    ابتدا به یاد داشته باشید که همیشه موج‌ها را دنبال کنید. همانطور که می‌دانید در بازار سرمایه‌گذاری هر صعودی یک نزول را با خود به همراه خواهد داشت و بالعکس. این روند به صورت الگویی تکراری به طور مداوم ادامه می‌یابد و باعث ایجاد موج‌ها می‌شود.

    طبق قاعده الیوت، هر روند دارای 3 موج جنبشی و 5 موج اصلاحی است. به این ترتیب شما باید انتظار هشت موج متوالی را داشته باشید.

    پس از تشخیص این امواج، با آگاهی از قوانین الیوت که در بخش پیشین بیان کردیم، می‌توانید تا حدودی نقاط نوسان بازار را پیش‌بینی کنید. با پیش‌بینی درست به راحتی در زمان لازم اقدام به خرید یا فروش سهام برای کسب بیشترین سود می‌کنید.

    طبق هر روش دیگری در تحلیل تکنیکال، موج شماری الیوت هم دارای مزایا و معایب مختص به خود است.

    موج‌های الیوت به سادگی قابل فهم و درک هستند. هر فردی تنها با آگاهی از این موج‌ها و قاعده کلی آن قادر به تشخیص امواج در روند سهام خواهد بود. با شناخت این قوانین حتی افراد مبتدی قادر به تریدینگ با کمک قاعده الیوت هستند.

    این موج‌ها بر اساس الگوهای روانشناسی شکل می‌گیرند و در جمعیت بزرگی از افراد به خوبی نتیجه‌بخش است.

    متاسفانه موج‌های الیوت مانند دیگر روش‌ها محل یا زمان دقیق چرخش روند بازار را ارائه نمی‌دهد. این روش کاملاً بر اساس نظر شخصی افراد است و هر فردی می‌تواند برداشتی متفاوت از نمودارها، امواج یا زمان شروع هر موج داشته باشد.

    این روش گاهی در مطابقت با واقعیت عملی نیست و به همین دلیل معامله‌گرها با کمک دیگر شاخص‌ها اقدام به تشخیص امواج و روند بازار می‌کنند. در نتیجه موج‌های الیوت همیشه دقیق نیستند و اطمینان کامل بر آن‌ها گاهی اندکی دشوار می‌شود.

    مقاله مرتبط: بهترین روش تحلیل تکنیکال چیست

    یکی از تکنیک‌های پرکاربرد در تحلیل تکنیکال موج‌شماری الیوت است. این تکنیک بر پایه الگوی تکرارشونده بازار و روانشناسی جمعی شکل گرفته است. مطابق الگوی الیوت موج‌ها به دو دسته جنبشی و اصلاحی شکل می‌گیرند، که گروه اول از 3 موج کوچک‌تر و گروه دوم از 5 موج کوچک‌تر تشکیل شده‌اند. این موج‌ها از 3 قاعده کلی پیروی می‌کنند. با شناخت این قوانین تشخیص امواج الیوت راحت‌تر بوده و نقاط نوسان را به درستی می‌توانید تشخیص دهید. علی‌رغم مزایا و کاربرد این روش، بسیاری از معامله‌گرها با تشخیص دقیق‌تر از ترکیب چند روش دیگر در کنار موج‌شماری الیوت استفاده می‌کنند.

    امتیاز شما به این محتوا

    میانگین امتیازات: / 5. تعداد امتیاز:

    اولین نفری باشید که به این محتوا امتیاز می دهد

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    شماره موبایل

    کلینیک سرمایه با هدف آموزش تخصصی بورس، فارکس و ارزهای دیجیتال در کنار به روز ترین متدهای طراحی استراتژی و سیستم های معاملاتی راه اندازی شده است.



    نام و نام خانوادگی


    پست الکترونیکی


    تلفن همراه


    در صورت نیاز به مشاوره می توانید فرم را تکمیل نمایید و یا با ما در ارتباط باشید.

    جستجو با زدن Enter و بستن با زدن ESC

    امواج الیوت

    نظریه‌ها و تحلیل‌های زیادی وجود دارند که این روزها معامله‌گران به منظور تصمیم‌گیری در مورد تجارت و خرید و فروش سهام خصوصاً در بازاری همانند بورس از آن‌ها استفاده می‌کنند. ما در این مقاله قرار است تا با شما در خصوص یک نظریه بسیار مهم و شناخته شده به نام امواج الیوت و موج شماری در تحلیل تکنیکال صحبت کنیم.

    این تئوری که بیشتر به نام تحلیل الیوت شناخته می‌شود پیامد‌های جالبی برای سرمایه ‌گذارانی که از آن استفاده می‌کنند دارد. با در نظر گرفتن این موضوع که کمتر افرادی هستند که از موج شماری در تحلیل تکنیکال امواج الیوت اطلاعات چندان جامعی داشته باشند ما در ادامه این مقاله قرار است تا نکات مفیدی در این زمینه در اختیار شما دوستان قرار دهیم. حال بیایید نگاهی به تئوری اموج الیوت و تاریخچه تحلیل الیوت بیاندازیم و ببینیم که چگونه می‌توانیم از آن‌ها در معاملات بورسی خود استفاده کنیم.

    فهرست مطالب

    رالف نلسون الیوت در دهه ۱۹۳۰ نظریه موج الیوت را تحت عنوان تحلیل الیوت توسعه داد. در واقع الیوت معتقد بود که بازارهای سهام یا بورسی معمولاً رفتارهایی تصادفی و آشفته از خود بروز می‌دهند و همواره با تکرار این الگوها معاملات بسته می‌شوند.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    اصولاً تحلیل الیوت توسط سرمایه گذاران و تجار به منظور تجزیه و تحلیل بازار و تلاش برای پیش بینی روند بازار و پیدا کردن فرصت‌های بالقوه در بازار استفاده می‌شود. اکثر معامله‌گران و سرمایه گذران در بازارهای مالی و بورسی تصمیمات خود را بر اساس تجزیه و تحلیل‌های بنیادی و فاندامنتالی می‌گیرند. در این نوع تجزیه و تحلیل‌ها الگوها و روندهای بازار براساس معادلات پیچیده ریاضی تعیین می‌شوند. معامله‌گران و سرمایه گذاران این روزها از شاخص‌های مختلفی به منظور اتخاذ تصمیمات تجاری خود استفاده می‌کنند اما با این وجود شاخص‌هایی نیز وجود دارند که به طور گسترده‌تری توسط معامله گران مورد استفاده قرار می‌گیرند. توجه داشته باشید که نظریه الیوت یک نظریه بسیار جالب و بسیار وسیع است که ما در ادامه این مقاله سعی می‌کنیم شما را بیشتر با آن آشنا سازیم.

    به طور کلی طبق نظریه امواج الیوت در این بازار ما هر گرایشی را می‌توانیم به عنوان یک ساختار اصلی پنج موجی و یک ساختار تصحیحی سه موجی نشان دهیم. اما توجه داشته باشید که درک کامل این تئوری به این سادگی ها که فکر می‌کنید هم نیست. معامله گران به منظور پیش بینی نقاط مناسب برای ورود و خروج باید اطلاعات بسیار جامعی درباره موج الیوت کسب کنند.اما به طور کلی کلید درک تحلیل الیوت اعداد فیبوناچی هستند.

    نظریه امواج الیوت را می‌توان توسعه یافته‌ی نظریه معروف داو دانست. همان طور که در ابتدای مقاله نیز اشاره‌ای به این موضوع کردیم نظریه امواج الیوت نخستین بار توسط رالف نلسون الیوت که یک حسابدار و کارشناس بازرگانی بود مطرح گشت. درحقیقت پایه اصلی نظریه الیوت یکسری قوانین برپایه روانشناسی رفتاری است. بر اساس تحلیل الیوت ما می‌توانیم قیمت بازار را به وضوع و به شکل امواج در نمودارها تخمین بزنیم. این نظریه بیان می‌کند که بازار می‌تواند در دو مرحله کلی بازار خرسی و یا بازار گاوی قرار داشته باشد. وی معتقد است که تمام تغییرات قیمتی که در بازار رخ می‌دهد بر اساس پنج موج اصلی در جهت روند (بنام امواج ۱ تا ۵)  و سه موج اصلاحی (امواج A ، B ، C) است. الیوت به وضوح بیان کرد که هر موج طولانی از تعدادی موج‌های کوتاه تر تشکیل شده است و هر موج اصلاحی نیز متشکل از سه موج است. به گفته الیوت طولانی‌ترین چرخه Grand Supercycle نام دارد که از ۸ موج تحت عنوان Supercycle تشکیل شده است.

    در این بخش قصد داریم تا اندکی عمیق‌تر به بررسی موج شماری در تحلیل تکنیکال امواج الیوت بپردازیم. به طور کلی از نظریه اموج الیوت به طور گسترده‌ای در بازارهای مالی استفاده می‌شود. همواره از امواج الیوت به عنوان یک روش آسان برای تجزیه و تحلیل بازار یاد می‌شود. رالف نلسون الیوت معتقد است که بسیاری از اتفاقات در بازارهای مالی به صورت پنج وجهی رخ می‌دهد و این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است.

    به طور کلی به منظور موج شماری در این نوع تحلیل سه قانون اساسی وجود دارد که رعایت آن‌ها در زمینه نام‌گذاری اموج بسیار مهم است و نباید با قوانین طراحی شده مغایرت داشته باشد. بنابراین قبل از اینکه در استفاده از تحلیل اموج الیوت عجله کنید بهتر است تا قوانین زیر را مطالعه کنید.

    سه قانون اصلی برای نظریه موج الیوت اسمیت به ترتیب زیرند:

  • تحلیل تکنیکال سهم پتروشیمی سرمایه گذاری ایران
  • قانون اول: موج سوم هرگز نمی‌تواند کوتاه‌ترین موج موجود باشد.

    قانون دوم: موج دوم هرگز نباید کمتر از آغاز موج اولی باشد.

    قانون سوم: موج چهارم هرگز نمی‌تواند از بلاترین نقطه موج اول فراتر رود.

    در خصوص چگونگی موج شماری امواج الیوت لازم است تا در همین ابتدای کار بدانید که امواج الیوت متشکل از دو دسته امواج اصلی و امواج اصلاحی است. بر اساس نام این امواج حدس زدن نوع کاربرد آن‌ها نیز بسیار ساده است. امواج اصلاحی به به آن دسته از امواجی گفته می‌شود که برخلاف جهت روند خود حرکت ‌می‌کنند و امواج اصلی نیز به آن دسته از امواجی گفته می‌شود که هم جهت با روند اصلی هستند.

    حال جدا از قضیه امواج‌های اصلی و اصلاحی ما در این نوع تحلیل دارای یکسری سیکل‌ها نیز هستیم. در واقع می‌توان اینگونه بیان کرد که هر دو امواج اصلی و اصلاحی دارای تعدادی سیکل‌های متفاوت هستند بنام سیکلهای کاهشی و افزایشی. سیکل‌های کاهشی شامل حروف a b c هستند و سیکل‌های افزایشی نیز اعداد ۱ تا ۵ را برای ما نمایش می‌دهند.

    می‌توان اینگونه بیان کرد که هدف از موج شماری الیوت در تحلیل نموداری این است که بتوانیم با در نظر گرفتن این نکته که بازار همواره تکرار می‌شود به پیش‌بینی قیمت‌های بازار در آینده بپردازیم و بتوانیم با استفاده از این تحلیل به سودهای خوبی در بازارهای مالی همچون بورس دست پیدا کنیم.

    البته الیوت بارها تذکر داده است که این حرکت امواج هیچ قطعیتی را در خصوص حرکت‌های آینده نمودارها در بازارهای مالی به ما نمی‌دهند بلکه تنها به ما در تحلیل بازارهای آینده کمک می‌کند، پس توجه داشته باشید که نباید این دو موضوع را با یکدیگر اشتباه بگیرید. شما به منظور رسیدن به اطلاعات مناسب در زمینه خرید و فروش سهام باید از تحلیل الیوت به همراه سایر شاخص‌های تشخیصی و سنجشی بازار استفاده کنید و تنها نمی‌توان با استفاده از تحلیل الیوت انتظار دستیابی به سودهای کلان در بازارهای مالی را داشته باشید. بنابراین یادگیری این تحلیل قدم کوچکی در مسیر آموزش بورس و بازارهای مالی است.

    در این بخش قرار است تا بصورت بسیار مختصر و مفید به بررسی رابطه بین امواج الیوت و فیبوناچی در تحلیل تکنیکال بپردازیم. به طور کلی در این خصوص باید به شما بگوییم که محققین پس از سال‌ها تجزیه و تحلیل کردن امواج الیوت به این نتیجه رسیده‌اند که فیبوناچی اساس موج شماری و تحلیل الیوت است.

    اگر تا کنون با این مدل تحلیل‌ها اندکی نیز سر و کار داشته‌اید دیگر باید بدانید که اعداد فیبوناچی بارها و بارها در ساختار امواج الیوت ظاهر می‌شوند. از طرفی اگر در خصوص نسبت‌های فیبوناچی اطلاعات دقیقی در اختیار ندارید باید به شما بگویم که این نسبت‌ها یکسری نسبت‌های ریاضی هستند که برای اولیلن بار توسط فردی به نام لئوناردو فیبوناچی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

    در واقع با توجه به نسبت‌های فیبوناچی شما می‌توانید در امواج الیوت نقاط ورود، خروج، حامایت و مقاومت مناسبی پیدا کنید.

    همانطور که می‌دانید بازارهای مالی همانند بورس یا فارکس و حتی بازار ارز‌های دیجیتال را بر مبنای دو رکن اساسی تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال تا حدود قابل قبولی می‌توان حدس زد و پیش بینی کرد. همین موضوع باعث شده است که نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان کلاس‌ها، سایت‌ها و حتی کمپین‌هایی به منظور آموزش و تدریس این مهارت‌ها ایجاد شوند. با درنظر گرفتن این موضوع که اگر شما به تحلیل تکنیکال تسلط پیدا کنید می‌توانید در این بازار به سودهای خوبی برسید خوب است تا در همین ابتدای کار میزان آگاهی و اطلاعات خود را از این شیوه کسب درآمد بیشتر کنید. موج شماری در تحلیل تکنیکال امواج الیوت از این قاعده مستثنا نیست و حتی به منظور اینکه افراد راحت‌تر بتوانند به این علم دسترسی پیدا کنند نرم‌افزارهای زیادی طراحی گشته است. ما قصد داریم در این بخش از مقاله تعدادی از نرم افزارهایی که موج شماری امواج الیوت را به خوبی انجام می‌دهند را به شما دوستان معرفی کنیم.

    فقط فراموش نکنید که هیچ گاه این نرم‌افزار ها نمی‌توانند همانند تحلیل تکنیکال ذهنی توسط یک انسان عمل کنند.

    نرم‌افزار دامینیک تریدر یک نرم‌افزار تحلیل تکنیکال است که بر مبنای تحلیل الیوت و موج شماری کار می‌کنند. در حال حاضر این نرم‌افزار یکی از بهترین‌ها در زمینه تحلیل تکنیکال است که با توجه به امکاناتی که در اختیار کاربرانش قرار داده توانسته این جایگاه را به دست آورد. توجه داشته باشید که از این نرم‌افزار هم برای بورس تهران و هم برای سایر بازارهای بین المللی می‌توانید استفاده کنید. نکته دیگری که در خصوص آن باید بدانید این است که اگر جزو طرفداران تحلیل‌های فیبوناچی و هارمونیک هستید این نرم‌افزار فوق‌العاده می‌تواند به خوبی به نیازهای شما پاسخ بدهد. همانند سایر نرم افزارهای تحلیلی این نرم‌افزار نیز دارای قابلیت سیستم هشدار است که می‌تواند در زمینه اطلاع رسانی به شما بسیار مفید باشد.

    نرم‌افزار بعدی که در این بخش به شما معرفی می‌کنیم و می‌تواند به خوبی پاسخگوی نیازهای شما در زمینه تحلیل تکنیکال باشد نرم‌افزار MOTIVEWAVE است. این نرم افزار تحلیلی بنابر قیمت گزافی که دارد اصولاً توسط بانک‌ها و یا سایر نهادهای بزرگ مورد استفاده قرار می‌گیرد. شاید از خود بپرسید که چه ویژگی در این نرم‌افزار آن را نسبت به سایر رقبای خود متمایز ساخته است؟

    در پاسخ به این سوال باید به شما بگوییم که این نرم افزار با داشتن قابلیت‌هایی همانند شمارش امواج الیوت به صورت دستی و هم به صورت اتوماتیک توانسته خود را از سایر رقبا متمایز سازد. لازم است دوباره ذکر کنیم که از این نرم‌افزار نیز علاوه بر بورس تهران در سایر بازارهای مالی نیز می‌توانید بهره ببرید.

    نرم‌افزار تحلیل الیوت دیگری که قرار است به شما معرفی کنیم نرم‌افزار ELWAVE است. این نرم‌افزار ساخته کشور هلند است و به عنوان یک نرم افزار فوق العاده تحلیلی و کاملا اتوماتیک شناخته می‌شود.

    اگر قصد موج شماری در تحلیل تکنیکال امواج الیوت را دارید این نرم افزار می‌تواند در این راه به خوبی به شما کمک کند و در بازه زمانی بسیار کوتاهی اطلاعات کافی را در خصوص سهم مورد نظر در اختیارتان قرار دهد.

    پس با توجه به این توصیفات اگر قصد تحلیل کامپیوتری امواج الیوت را دارید در نظر گرفتن این برنامه می‌تواند یک راهکار بی‌نظیر در کنار سایر تفسیر‌هایی باشد که از آن‌ها برای تحلیل استفاده می‌کنید.

    نرم‌افزار ADVANCED GET می‌‌تواند به راحتی و به صورت کاملا خودکار به شماره گذاری امواج الیوت برای شما  بپردازد. این نرم افزار شمارنده امواج الیوت علاوه بر شماره گذاری از پارامترهای بخصوصی همانند پی تی آی، jti و چنگال‌های آندروز نیز در راستای تحلیل‌های خود استفاده می‌کند.

    گذشته از مزیت‌های بی‌شماری که این نرم‌افزار تحلیلی در اختیار شما دوستان قرار می‌دهد باید در نظر داشته باشید که طبیعتاً چنین کیفیتی مستلزم پرداخت هزینه‌هایی گزاف است. توجه داشته باشید که شما می‌توانید از تحلیل‌های این نرم افزار برای تمامی بازارها خصوصاً در بورس استفاده کنید.

    ما در این مقاله سعی کردیم تا به بررسی موج شماری در تحلیل تکنیکال امواج ‏ الیوت بپردازیم و به طور کلی شما را با تحلیل الیوت بیش از پیش آشنا سازیم. همین طور که در این مقاله بارها برایتان توضیح دادیم اصولاً تحلیل تکنیکال یک مبحث مشابه در بورس، بازار ارز‌های دیجیتال و بورس فارکس است. شما با یاد گرفتن تحلیل تکنیکال می‌توانید تا حدودی بر هر سه بازار اشراف داشته باشید. همچنین به منظور درک بهتر شما عزیزان از امواج الیوت و چگونگی کارکرد با آن ما در این مقاله به معرفی بهترین نرم‌افزار موج شماری نیز پرداختیم و آن‌ها را به شما معرفی کردیم.

    امیدواریم مطالب ارائه شده در خصوص امواج الیوت و تحلیل آن مورد پسند شما دوستان واقع شوند.

    برای یادگیری “تحلیل تکنیکال” مسیر زیر را به شما پیشنهاد می‌کنیم:

     

    الگوی سروشانه معکوس

    کنترل احساسات در سرمایه گذاری

    اوراق تسه چیست

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

    میدان ونک گاندی جنوبی (برای مراجعه حضوری از قبل هماهنگ کنید)

    شماره های تماس : ۰۲۱۸۸۷۹۳۷۸۳- ۰۲۱۸۸۶۶۱۲۸۸

    [email protected]

    آگوست 27, 2020
    بورس, مقالات

    ارسال یک دیدگاه

    نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال توسط رالف نلسون الیوت در دهه 1930 توسعه پیدا کرد. او یک حسابدار و مولف بود. الیوت تحت تاثیر نظریه داو (Dow) و مشاهدات خود، معتقد بود بازارهای سهام، که عموما تا آن زمان فرض بر این بود به روشی اتفاقی و مبتنی بر آشوب رفتار می‌کنند، در واقع مطابق الگوهای تکرار شونده مورد معامله قرار می‌گیرند.

    الیوت بخشی از کار خود را بر نظریه داو استوار کرد، که در آن هم تغییرات قیمت به عنوان موج تعریف می‌شوند. اما الیوت کاشف ماهیت فراکتال تغییرات قیمت بازار بود. به الگوهای تکرار شونده قیمت که با استفاده از پنج موج در نمودار مشخص می‌شوند فراکتال می‌گویند. امروزه از نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال استفاده گسترده‌ای می‌شود. با استفاده از این نظریه امکان پیشبینی قیمت با یافتن مسیر درست حرکت قیمت میسر می‌شود. مطابق این نظریه قواعدی که بر الگوهای رفتاری کوتاه مدت قیمت تاثیر دارند به شکلی در الگوهای رفتاری بلند مدت نیز تکرار می‌شوند.

     

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    پیشنهاد ویژه: تمامی اندیکاتورهای خرید و فروش

     

    اگر خیلی ساده بگوییم، حرکت قیمت در مسیر ترند از طریق پنج موج (که به آن موج انگیزشی (motive wave) گفته می‌شود) مشخص می‌شود حال آن که هر حرکت اصلاحی در مقابل ترند با سه موج (که به آن موج اصلاحی (corrective wave) گفته می‌شود) نمایان می‌شود. حرکت در مسیر ترند با برچسب‌های عددی 1، 2، 3، 4، و 5 مشخص می‌شود. سه موج اصلاحی نیز با برچسب‌های حروف a، b، و c مشخص می‌شود. این الگوها را همچنان که می‌توان بر نمودارهای کوتاه مدت مشاهده کرد، در نمودارهای بلند مدت نیز قابل مشاهده هستند.

    در نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال امکان شناسایی الگوهای کوچک‌تر در الگوهای بزرگ وجود دارد. از این نظر امواج الیوت شبیه یک بروکلی هستند، که هنگامی که تکه‌های کوچک را از آن جدا می‌کنیم این تکه‌ها درست شبیه خود بروکلی هستند. این اطلاعات (در مورد الگوهای کوچکی که در الگوهای بزرگ جای می‌گیرند) در کنار روابط فیبوناچی بین امواج، به معامله‌‌گران هنگامی که به دنبال فرصت‌های معاملاتی مناسب روی نمودار می‌گردند سطحی از پیشبینی ارائه می‌دهد. به این ترتیب معامله‌گر می‌تواند الگوی پنج موجی در ترند یا صعود قیمت را مورد نظر قرار دهد تا در زمان مناسب و در لحظه‌ای که قیمت سیر اصلاحی طی می‌کند وارد بازاری پر رونق شده و از رونق آن بهره ببرند.

     

    طبق مدل امواج الیوت در تحلیل تکنیکال تغییرات قیمت در بازار همواره در حال نوسان بین یک فاز انگیزشی یا پیشرو (impulsive) و یک فاز اصلاحی است. ایمپالس یا پیشروی‌ها همواره به مجموعه‌ای از پنج موج کوچک‌تر تقسیم می‌شوند که باز هم بین ویژگی‌های انگیزشی و اصلاحی نوسان دارند. بر این اساس موج‌های 1، 3، و 5 موج‌های پیشروی هستند، و موج‌های 2 و 4 بازگشت‌های کوچک‌تر امواج 1 و 3 هستند.

  • آموزش بورس ایران
  •  

    مقاله آموزش پولبک در بورس | شناسایی pullback را حتما مطالعه کنید

     

    امواج اصلاحی به سه موج کوچک‌تر تقسیم می‌شوند، که با حروف A، B، و C مشخص می‌شوند. امواج اصلاحی با یک حرکت پیشروی بر خلاف مسیر حرکت قیمت یا ترند شروع می‌شوند (موج A)، با یک بازگشت (موج B)، و با یک پیشروی یا ایمپالس دیگر (موج C) تکمیل می‌شوند. به این ترتیب سه موج A، B، و C یک موج اصلاحی بزرگ ایجاد می‌کنند. در یک بازار نزولی و کساد ترند غالب رو به پایین است، برای همین الگو در آن بر عکس می‌شود؛ یعنی پنج موج رو به پایین و سه موج رو به بالا می‌شود.

     

    امواج پیشرو شامل پنج زیر موج هستند که حرکتی شبکه‌ای در همان مسیر حرکت قیمت یا ترند دارند. این الگو شایع‌ترین الگوی موج انگیزشی بوده و پیدا کردن آن در نمودار بازار از همه الگوهای دیگر ساده‌تر است. مانند تمام امواج انگیزشی، این الگو شامل پنج زیر- موج است که سه تای آن امواج انگیزشی، و دو تای آن امواج اصلاحی هستند. زیر-موج‌های انگیزشی همان‌هایی هستند که رشد قیمت و حرکت ترند را مشخص می‌کنند. زیر-موج‌های اصلاحی اما اصلاحات قیمتی هستند که به شکلی طبیعی در داخل یک ترند قرار گرفته و در آنها بازگشت از قیمت با ضریب‌های مشخصی که برگرفته از فیبوناچی هستند مشخص می‌شود.

    امواج پیشرو دارای قواعدی هستند که ساختار آنها را مشخص می‌کنند. این قواعد غیر قابل تخطی هستند. اگر الگوی مورد بررسی از یکی از این قواعد تخطی کند، آن وقت دارای ساختار یک موج پیشروی نیست و باید از نو به عنوان یک موج پیشروی مشکوک برچسب‌ بخورد. این قواعد شامل موارد زیر هستند:

     

    پیشنهاد می کنم مقاله آموزش الگوهای کندل استیک | کندل استیک ژاپنی را مطالعه کنید

     

    در نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال هر یک از زیر-موج‌ها در یک موج انگیزشی ویژگی‌های خاص خود را دارند. در ادامه ویژگی‌های هر یک از این امواج انگیزشی معرفی می‌شود:

    در نظریه امواج الیوت، موج اول به سختی در هنگام شروع آن قابل تشخیص است. هنگامی که اولین موج یک بازار داغ شروع به حرکت می‌کند، اخبار فاندامنتال تقریبا همیشه در همه جای جهان منفی هستند. فرض می‌شود که ترند قبلی همچنان با قدرت در جریان است. تحلیل‌گران فاندامنتال در این موقعیت اغلب به کاهش سود تخمینی خود فکر می‌کنند، و تصور می‌کنند که مشکل از ضعف اقتصاد است. ممکن با افزایش قیمت حجم معاملات اندکی افزایش پیدا کند. اما این افزایش به قدری نیست که به بسیاری از تحلیل‌گران تکنیکال هشدار بدهد.

     

    در نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال، موج دوم موج اول را اصلاح می‌کند، اما هرگز نمی‌تواند به محدوده‌ای فراتر از نقطه شروع موج 1 گسترش یابد. به شکل سنتی در این مواقع نیز اخبار همچنان بد و منفی هستند. در حالی که قیمت‌ها نرخ پایین قبلی را بازآزمایی می‌کنند، به سرعت احساسات بازار کساد و رکود پدیدار می‌شود. اما همچنان کسانی که به نمودار نگاه کنند می‌توانند بعضی نشانه‌های مثبت را تشخیص بدهند. حجم معاملات در موج 2 اغلب کمتر از موج 1 است. همچنین قیمت‌ها اغلب نمی‌توانند بیشتر از 61.8% آن چیزی که در موج 1 به دست آمده بازگشت کنند. و در نهایت قیمت‌ها باید طبق الگوی سه موجی سقوط کنند.

    همچنین می توانید آموزش خطوط حمایت و مقاومت در بورس (Support-Resistance) را مطالعه کنید. 

     

    در نظریه امواج الیوت، اغلب موج سوم بزرگ‌ترین و قدرتمندترین موج در یک ترند محسوب می‌شود (هر چند که بسیاری از محققان اشاره می‌کنند که در بازارهای بورس کالا، موج 5 قدرتمندترین موج است). هنگام شکل‌گیری موج 3 اخبار مثبت می‌شود و تحلیل‌گر فاندامنتال شروع به افزایش تخمین سود خود می‌کند. قیمت‌ها به سرعت افزایش پیدا کرده و اصلاح قیمت‌ها کوچک و بی‌تاثیر می‌شوند. موج 3 اغلب گسترشی نسبت به موج 1 دارد که ضریب آن 1.618:1 (ضریب طلایی فیبوناچی) است.

    در انتهای موج 3 خریدهای بیشتری انجام شده و قیمت‌ها شروع به اوج گرفتن می‌کنند. این در حالی است که عموما موج 4 آشکارا یک موج اصلاحی است. موج 4 اغلب با بازگشتی کمتر از 38.2% از موج 3 همراه است. حجم معاملات در موج 4 به خوبی کمتر از موج 3 است. این موقعیت خوبی برای ورود به بازار در صورتی است که قابلیت بالقوه موج 5 را بشناسید. اما اغلب موج 4 به خاطر فقدان پیشرفت در ترند بزرگ‌تر نقشی آزارنده دارد.

    در نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال موج 5 آخرین گام در مسیر یک ترند غالب محسوب می‌شود. اخبار معمولا به شکل جهانی مثبت می‌شود و همه متوجه رونق بازار می‌شوند. متاسفانه این همان زمانی است که بسیاری از سرمایه‌گذاران متوسط درست قبل از رسیدن به اوج شروع به خرید می‌کنند. حجم معاملات در طول موج 5 اغلب کمتر از این حجم در موج 3 است. در این هنگام بسیاری از نشانگرها شروع به نشان دادن واگرایی می‌کنند، چرا که قیمت‌ها وارد یک اوج جدید شده‌اند اما نشانگرها وارد یک اوج جدید نشده‌اند.

    موج 5 فاقد پشتکار و توانی است که در موج 3 مشاهده می‌شود. پیشرفت موج 5 توسط گروه کوچکی از معامله‌گران انجام می‌شود. اگر چه قیمت‌ها در موج 5 به سطحی بالاتر از موج 3 بالا می‌روند، اما نیروی پیشرفت در موج 5 به نسبت موج 3 بسیار کم است.

     

    همچنین می توانید فیلتر طلایی بورس شامل 5 فیلتر نوسانی را دانلود کنید. 

     

    امواج اصلاحی در نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال که گاهی به آنها امواج قطری (Diagonal waves) هم گفته می‌شود شامل سه زیر-موج یا ترکیبی از سه زیر-موج هستند که در مسیر مقابل روند قیمت یا ترند حرکت می‌کنند. مانند تمام امواج انگیزشی، هدف امواج اصلاحی حرکت دادن بازار در مسیر ترند است.

     

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    پیشنهاد می کنم مقاله روانشناسی بازار بورس چیست و چگونه می‌توان از آن برای سودآوری استفاده کرد؟ را مطالعه کنید

     

    تفاوت امواج قطری با امواج انگیزشی این است که امواج قطری یا زاویه‌ای باز و یا زاویه‌ای بسته دارند. همچنین درست مثل امواج انگیزشی، هیچ زیر-موجی در امواج اصلاحی نمی‌تواند بازگشتی در حد تمام زیر-موج قبلی داشته باشد. امواج اصلاحی به نسبت امواج انگیزشی گوناگونی بیشتری داشته و سخت‌تر می‌توان آنها را روی نمودار تشخیص داد. اغلب تا زمانی که حرکت امواج اصلاحی به پایان نرسیده، تشخیص آنها سخت است. بهترین راه تعریف امواج اصلاحی این است که آنها در سه موج تشکیل می‌شوند و هرگز شامل پنج موج نمی‌شوند.

    در مجموع پنج نوع الگوی اصلاحی وجود دارد:

    تشخیص امواج اصلاحی عموما سخت‌تر از تشخیص امواج انگیزشی است. همان‌طور که پیشتر اشاره شد در نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال امواج اصلاحی شامل سه موج می‌شود که با برچسب حروف انگلیسی به آنها اشاره می‌شود. در ادامه ویژگی‌های هر یک از این امواج معرفی می‌شود:

     

    پیشنهاد می کنم مقاله سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال را مطالعه کنید

     

    هنگامی که موج A از یک بازار کساد شکل می‌گیرد، اخبار فاندامنتال همیشه همچنان مثبت هستند. بسیاری از تحلیلگران این موج را یک افت اصلاحی در یک بازار پر رونق تلقی می‌کنند. برخی از نشان‌گرهای تکنیکال که همراه با پیشرفت موج A همراهی می‌کنند شامل افزایش حجم معاملات، افزایش نقدپذیر شدن محصولات مالی و افزایش تمایل به بازار آتی مرتبط با موج است.

    قیمت‌ها از نو به سمت بالا می‌روند. بسیاری تصور می‌کنند این نشانه از سرگیری حرکت رو به رشد بازار پر رونق چند وقت پیش است. آنها که با تحلیل تکنیکال سنتی آشنایی دارند ممکن است اوج قیمت را به عنوان شانه‌ای مناسب برای یک الگوی واژگونی سر و شانه در نظر بگیرند. حجم معاملات در موج B کمتر از موج A است. در این نقطه تحلیلگران فاندامنتال احتمالا دیگر تخمین بهبود نمی‌زنند، اما به احتمال بسیار زیاد هنوز هم رویکرد منفی پیدا نمی‌کنند.

    قیمت‌ها به سطحی پایین‌تر از امواج انگیزشی می‌رسد. حجم معاملات افزایش پیدا می‌کند و با رسیدن سومین موج، تقریبا همه متوجه می‌شوند که یک بازار کساد شروع شده است. موج C همواره دستکم به همان بزرگی موج A است و اغلب با ضریب 1.618 یا بیشتر نسبت به موج A گسترش پیدا می‌کند.

     

    پیشنهاد می‌شود از مقاله کاربردی نمودارهای نقطه و شکل در تحلیل تکنیکال بازدید کنید

     

    همان طور که پیشتر اشاره شد امواج اصلاحی دارای پنج الگو هستند. هر یک از این الگوها ویژگی‌ها و قواعد خاص خود را دارند. در ادامه به معرفی قواعد الگوهای اصلی در امواج اصلاحی می‌پردازیم.

     

    اکنون می توانید مقاله آموزش فیلتر نویسی در سایت مدیریت فناوری بورس را مطالعه کنید

     

    یک ساختار اصلاحی تخت شامل سه موج اصلاحی است که با حروف ABC برچسب زده می‌شود. اگر چه برچسب‌ها یکی هستند، تفاوت موج اصلاحی تخت با موج اصلاحی زیگزاگ در تقسیم موج A است. موج اصلاحی تخت یک ساختار 5، 3، 3 دارد. در مجموع سه نوع مختلف موج اصلاحی تخت وجود دارد:

     

    یک موج اصلاحی مثلثی شامل تغییرات جانبی قیمت همراه با کاهش حجم معاملات و نرخ نقد شوندگی است. امواج اصلاحی مثلثی پنج ضلع دارند و هر ضلع به 3 موج تقسیم شده و به این ترتیب یک ساختار 3، 3، 3، 3، 3 ایجاد می‌کنند.

    چهار نوع موج اصلاحی مثلث در نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال وجود دارد:

    قواعد امواج اصلاحی مثلث شامل موارد زیر می‌شود:

     

    همچنین می توانید از فیلترهای کاربردی دیده بان بازار بورس استفاده نمایید. این مجموعه شامل بیش از 500 فیلتر کاربردی می باشد. 

     

     

    موج اصلاحی دبل تری ترکیبی جانبی از دو ساختار اصلاحی دیگر است. پیش از این چند نوع ساختار اصلاحی از جمله زیگزاگ، تخت، و مثلثی را بررسی کردیم. هنگامی که دو نوع از این ساختارهای اصلاحی با هم ترکیب شوند یک دبل تری به وجود می‌آید.

     

     

    یک موج اصلاحی تریپل تری ترکیبی جانبی از سه ساختار اصلاحی دیگر در نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال است. قواعد امواج اصلاحی تریپل تری شامل موارد زیر می‌شود:

     

    پیشنهاد ویژه: تمامی اندیکاتورهای کاربردی بورس

     

    امروزه ما می‌دانیم که هر اوج گرفتن و صعود قیمتی با یک افت و نزول قیمت همراه است. این یکی از نکاتی است که با استفاده از نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال به حقیقت آن پی می‌بریم. کشف اصلی در نظریه امواج الیوت شامل این مطلب از سایت اندیکاتور بورس می‌شود که قواعدی تکرار شونده بر تغییرات قیمت تاثیر می‌گذارد. الیوت این فرض را با استفاده از چارچوب‌های نظری پیش از خود مثل نظریه داو، و نظریه و ضریب طلایی فیبوناچی مدون و تالیف نموده است. هدف از این کار ایجاد روشی برای پیشبینی قیمت در بازار سهام بوده است. در نظریه الیوت، امواج به صورت کلی به دو نوع تقسیم می‌شوند:

    امواج انگیزشی ساختارهایی 5 موجی هستند. اینها اغلب شامل ترندها و تغییرات قیمتی رو به رشد می‌شوند که در 5 موج صورت می‌گیرند. هر یک از موج‌های در نظریه امواج الیوت در تحلیل تکنیکال ویژگی‌ها و مشخصه‌های خاص خود را دارند. در مقابل، امواج اصلاحی ساختارهایی 3 موجی هستند. اینها اغلب شامل تغییرات خلاف ترندها و تغییرات و قیمتی رو به نزول می‌شوند که در 3 موج اتفاق می‌افتند. این دسته از امواج الیوت کمی پیچیده‌تر بوده و اغلب سخت می‌توان موج‌های آن را قبل از تمام شدن روی نمودار پیدا کرد. امواج اصلاحی انواع گوناگونی دارند. بعضی از انواع امواج اصلاحی از ترکیب انواع دیگر آنها به وجود می‌آیند.

    Tags امواج الیوت در تحلیل تکنیکال بورس تحلیل تکنیکال

    آوریل 18, 2021

    فوریه 17, 2021

    فوریه 17, 2021

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دیدگاه

    نام *

    ایمیل *

    وب‌ سایت

    ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟
    تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

    دیدگاهی بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *